علویان طبرستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از علویان تبرستان)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
علویان طبرستان و گیلان
علویون

 

 

۱۴ آبان ۲۴۳–۹۲۸
 

 

 

پرچم

گسترهٔ فرمانروایی علویان طبرستان و گیلان
پایتخت آمل
پایتخت تغییر یافته ساری و استرآباد
زبان‌(ها) عربی (زبان اداری)
طبری (زبان عوام)
دین اسلام شیعه‌های زیدیه و امامیه
دولت نامشخص
داعی داعی کبیر
محمد بن زید
داعی صغیر
ناصر کبیر
تاریخچه
 - تأسیس ۱۴ آبان ۲۴۳
 - انقراض ۹۲۸

علویان طبرستان یا همان سادات فاطمی در دورهٔ اموی و عباسی به دلیل عدم وجود امنیت در عراق و حجاز راهی ایران شدند و ایران را مکان مناسبی برای حضور خود دیدند. آنها در زندگی خود انسان‌های پرهیزکاری بودند و از این جهت مورد احترام مردم بودند. یکی از ویژگی‌های علویان ادعای خلافت در برابر عباسیان بود در صورتی که سایر گروه‌های عرب چنین ادعایی نداشتند. این امر باعث می‌شد تا مخالفان عباسیان که به دنبال گروهی برای حمایت از آنها و رهبری خود می‌گشتند همواره به علویان توجه داشته باشند.

حسن بن زید[ویرایش]

ملقب به داعی اول یا داعی کبیر در سال ۲۵۰ هجری در اولین اقدام خود شهر آمل را تصرف کرد و عامل طاهریان محمدبن اوس بلخی را از آنجا فراری داد. در گام بعدی شهر ساری را هدف داشت و در این راه با سلیمان بن عبدالله طاهری و ارتش او پیکار کرد و توانست همراه لشکرش وارد شهر شوند و سلیمان به سوی گرگان گریخت. حسن بن زید سپس سپاهی به سمت ری فرستاد و آن شهر را نیز تصرف کرد و محمدبن جعفر علوی را بر آن شهر حاکم کرد. مستعین خلیفهٔ وقت عباسی که سخت از علویان وحشت کرده بود و آنها را خطری برای خلافت می‌دانست از محمدبن عبدالله بن طاهر خواست که حسن بن زید را متوقف کند و همچنین خود نیز سپاهی به غرب ایران برای جلوگیری از گسترش قلمرو حسن بن زید فرستاد. در سال ۲۵۵ مفلح ترکی سردار عباسی توانست طبرستان را تصرف کند و سپاه علویان را شکست دهد اما نتوانست در طبرستان بماند و به عراق بازگشت. حسن بن زید در سال ۲۵۷ به گرگان حمله کرد و آنجا را از تصرف طاهریان خارج کرد. سه سال بعد یعقوب لیث پس از شکست طاهریان و به بهانه دنبال کردن دشمن خود عبدالله سگزی راهی طبرستان شد و در سال ۲۶۰ با علویان درگیر شد و پس از شکست آنها وارد ساری و آمل شد. او پس از آن به مدت یک سال از مردم خراج گرفت و سپس به دنبال حسن رفت که با باران‌های چهل روزه رو به رو شد و بسیاری از نیروهایش را از دست داد و مجبور به بازگشت شد. در سال‌های ۲۶۲ و ۲۶۶ نیز احمد بن عبدالله خجستانی به جنگ حسن بن زید آمد اما کمک و حمایت مردم گرگان از حسن باعث پیروزی وی شد.[۱][۲]

محمد بن زید[ویرایش]

برادر حسن بن زید و جانشین او ملقب به داعی کوچک بود. در ابتدا با داماد حسن به نام ابوالحسین درگیر شد و به سختی شکستش داد. در سال ۲۷۱ اذکوتگین فرمانده ترک به علویان حمله کرد و شکست سختی به آنها وارد کرد و ری را از او گرفت. در سال ۲۷۵ رافع بن هرثمه نیز به طبرستان حمله کرد و محمد را شکست داد. محمد بن زید از طبرستان گریخت و به دیلم در پناه قارن بن رستم امیر آنجا رفت. وقتی عمرو بن لیث صفار علیه رافع بن هرثمه برخاست محمد نیز با او متحد شد و توانستند رافع را شکست دهند. چند مدتی بر اثر درگیری‌های سامانیان و صفاریان، طبرستان را برای محمد آرام گذاشت و چندین سال در آنجا حکومت کرد ولی پس از پیروزی سامانیان آنها با لشکری به طبرستان حمله کردند که در آن محمد کشته شد و دولت علویان شکست خورد.[۳][۴]

ناصر کبیر[ویرایش]

حسن بن علی ملقب به اطروش و الناصرللحق که ناشنوا بود. ناصر با دعوت مردم به قیام در سال ۳۰۱ و شکست ابوالعباس سعلوک امیر سامانی بر طبرستان مسلط شد. احمد بن اسماعیل سامانی در جواب، آماده لشکرکشی به طبرستان بود، در لشکرگاه خود توسط چند تن از غلامان کشته شد. چندی بعد یکی از فرماندهان ناصر به نام حسن بن قاسم بر وی شورید و او را به قلعه‌ای در لاریجان تبعید کرد. اما پس از مدتی ناصر کنترل اوضاع را به دست گرفت و حسن بن قاسم را بخشید. ناصر سرانجام در سال ۳۰۵ هجری درگذشت.[۵][۶]

زوال علویان[ویرایش]

پس از مرگ ناصر فرزندش ابوالقاسم جعفر با حسن بن قاسم درگیر بود و او را از حاکمیت آمل بر کنار کرد. اما حسن قدرت را طبرستان در پس از مدتی کوتاه به دست گرفت. در همین زمان فرزند دیگر ناصر ابوالحسین احمد در گرگان بود. حسن بن قاسم با این دو برادر گاه در جنگ و گاه در صلح بود. در آخر ابوالحسین احمد به حکومت رسید و حسن بن قاسم از آنجا گریخت. ابوالحسین در سال ۳۱۱ درگذشت و برادرش جانشین وی شد که او هم یکسال بعد فوت کرد. بعد از آنها میان مردم دو دستگی ایجاد شد که با فرزند کدام امیر بیعت کنند. عده‌ای با فرزند ابوالقاسم جعفر که کودکی بود و عده‌ای با فرزند ابوالحسین احمد بیعت کردند. در انتها ابوعلی فرزند ابوالحسین به حکومت طبرستان رسید. سپس حسن بن قاسم دوباره شورید و طبرستان را در دست گرفت و لشکر امیر نصربن احمد سامانی را نیز شکست داد. در انتها داعی توسط مرداویج کشته شد و بعد از آن امیران علوی زیادی بر مناطق مسلط می‌شدند که قدرت هیچ‌کدام دوام زیادی نداشت و می‌توان دلیل آن را نفوذ آل زیار و آل بویه در آن مناطق دانست.[۷][۸]

پانویس[ویرایش]

  1. جعفریان، رسول. تاریخ ایران اسلامی از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان. صص ۹۷_۱۰۷. 
  2. قدیانی، عباس. تاریخ فرهنگ و تمدن ایرانیان از ظهور اسلام تا پایان سامانیان. صص ۲۷۶_۲۹۰. 
  3. جعفریان، رسول. تاریخ ایران اسلامی از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان. صص ۹۷_۱۰۷. 
  4. قدیانی، عباس. تاریخ فرهنگ و تمدن ایرانیان از ظهور اسلام تا پایان سامانیان. صص ۲۷۶_۲۹۰. 
  5. جعفریان، رسول. تاریخ ایران اسلامی از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان. صص ۹۷_۱۰۷. 
  6. قدیانی، عباس. تاریخ فرهنگ و تمدن ایرانیان از ظهور اسلام تا پایان سامانیان. صص ۲۷۶_۲۹۰. 
  7. جعفریان، رسول. تاریخ ایران اسلامی از طلوع طاهریان تا غروب خوارزمشاهیان. صص ۹۷_۱۰۷. 
  8. قدیانی، عباس. تاریخ فرهنگ و تمدن ایرانیان از ظهور اسلام تا پایان سامانیان. صص ۲۷۶_۲۹۰. 

منابع[ویرایش]