فتح‌الله غروی اصفهانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از شیخ الشریعه اصفهانی)
پرش به: ناوبری، جستجو
شیخ الشریعه اصفهانی
شناسنامه
نام کامل ملا فتح الله اصفهانی
لقب آیت الله العظمی
تاریخ تولد زمستان سال ۱۲۲۸ ش.
(۱۲ ربیع الاول ۱۲۶۶ ق)
زادگاه اصفهان  ایران
محل تحصیل اصفهان، نجف، سامرا
محل زندگی نجف
محل مرگ ۱۳۳۹ نجف،  عراق
مدفن حرم علی بن ابی‌طالب
اطلاعات علمی
شاگردان محمدحسین بروجردی
عبدالکریم حائری
محمدتقی خوانساری
محمد حسین قودجانی اشنی
تالیفات قاعدة لاضرر
انارة الحالک فی قرائة ملک و مالک
ارث الزوجة من ثمن العقار

ملا فتح الله غروی شیرازی اصفهانی معروف به شیخ الشریعه اصفهانی (۱۲۶۶ ق - ۱۳۳۹ ق) فرزند محمدجواد نمازی شیرازی از مراجع تقلید شیعه که در ۱۲ ربیع الاول ۱۲۶۶ ق (زمستان سال ۱۲۲۸ ش) در اصفهان بدنیا آمد.[۱] وی بعد از درگذشت میرزای دوم، مرجعیت عامه شیعه را بر عهده داشت.

او در کنار امپراتوری آلمان رهبری قیام مردم عراق در مقابل بریتانیا را ادامه داد.

تحصیل[ویرایش]

او ابتدا در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل مشغول بود. سپس راهی حوزه علمیه مشهد شد و از میرزا نصرالله مدرس، محمدابراهیم بروجردی و سید مرتضی حائری بهره برد. وی سپس به سوی اصفهان مراجعت کرد. تا آن زمان نظریات شیخ مرتضی انصاری در اصفهان شهرتی نداشت ولی شیخ شریعت به بیان مسلک شیخ مرتضی انصاری همت گماشت.[۲] او در سال ۱۲۹۵ ق. راهی نجف شد و در محضر مراجع تقلید آن زمان (آیات شیخ محمدحسین کاظمی و میرزا حبیب الله رشتی) حاضر شد.

تدریس[ویرایش]

شیخ الشریعه در نجف به تدریس پرداخت. وی در سال ۱۳۱۳ قمری به مکه رفت. تمامی صاحبان تراجم، مراتب فضل و کمال و جامعیت علمی او ستوده‌اند. [۳] او در مکه به مباحثه و گفت وگو با علمای اهل سنت پرداخت به گونه‌ای که آن ها از احاطه کامل وی به کتاب های اهل سنت در شگفت شدند.[۴] پس از بازگشت از حج درس او از مهم‌ترین درس های نجف به شمار می‌رفت که صدها نفر در آن شرکت می‌کردند. این درسها عبارت بودند از:

  1. دروس عالی فقه و اصول.
  2. رجال و درایه.
  3. تفسیر و علوم قرآن.
  4. فلسفه و کلام.
  5. درس خلافیات که در این درس علت اختلاف نظریات و فتواهای فقیه بررسی می‌شد.

وی هم چنین جمعه‌ها منبر می‌رفت و به موعظه می‌پراخت. از دیگر امتیازات وی این که وی به تحصیل طب و ریاضیات همت گماشته و علاوه بر فرمول‌ها و معادلات ریاضی مطالب زیادی درباره علم پزشکی آموخته بود. گویند روزی او بیمار شد و وقتی پزشک برای معالجه بر بالینش آمد شیخ الشریعه در مورد بیماری‌اش از کتاب قانون بوعلی سینا مطلبی گفت. پزشک تصور کرد چون شیخ نوع بیماری خود را می‌دانسته تنها همان قسمت کتاب را به خاطر سپرده‌است ولی در گفتو گوهای بعدی مشخص شد او بیشتر مطالب قانون را آماده در ذهن دارد.

مبارزه با استعمار بریتانیا، ایتالیا و عثمانی[ویرایش]

او به شریعه الحق و سپس به شیخ‌الشریعه ملقب و معروف گردید. شیخ الشریعه علاوه بر فضایل علمی، مجتهدی روشن بین و متعهد بود و به سرنوشت سیاسی و اجتماعی جهان اسلام و ترفندهای استعمار، وقوف کامل داشت. او به عنوان مبارزه با استیلای استعمار بر بازارهای مسلمانان در ۱۳۱۵.ق فتوای تحریم خود را در خصوص استفاده نکردن از کالاهای فرنگی صادر کرد. وی بر ضد استعمارگران ایتالیایی در حمله به لیبی (از متصرفات عثمانی)، حمله متجاوزان روس به شمال ایران و کشتار آزادی‌خواهان در ۱۳۲۹.ق/ ۱۹۱۱، حمله متفقین به عثمانی در ۱۳۳۲.ق/ ۱۹۱4.م،‌ و نیز تجاوز نیروهای بریتانیایی به عراق و اشغال بصره در ۱۳۳۸.ق/ ۱۹۲۰، هشت فتوای جهاد صادر کرد که در آن‌ها مسلمانان سراسر جهان اسلام را به مقاومت در برابر استعمارگران و بیرون راندن آن‌ها از سرزمین‌های اسلامی و نفی و طرد هرگونه حاکمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان فراخواند.

هم‌چنین در حدود ۱۳۲۹.ق جزوه‌ای به زبان فارسی منتشر و در آن مسلمانان را به ترک اختلافات و تفرقه و تمسک به اتحاد و دوستی برای حفظ استقلال کشورهای اسلامی به عنوان اساس مقاومت در برابر فعالیت‌های استعماری دعوت کرد. [۵]

اساتید[ویرایش]

شاگردان[ویرایش]

آثار[ویرایش]

  • انارة الحالک فی قرائة ملک و مالک.
  • ارث الزوجة من ثمن العقار.
  • صیانة الابانة عن وصمة الرطانه.
  • افاضة التقدیر فی احکام العصیر (مطبوع در قم , ۱۳۷۰).
  • قاعدة لاضرر.
  • قاعدة طهارت.
  • قاعدة الواحد البسیط.
  • رساله‌ای در متمم کر.
  • رساله‌ای در جلود سباع.[۸]

و کتاب‌ها و رساله‌های دیگر که بالغ بر ۱۵ جلد می‌گردد.

در جریان انقلاب ۱۹۲۰ عراق[ویرایش]

عراق در جنگ جهانی اول به تصرف انگلستان در آمد و شیخ الشریعه ضمن صدور فتوای جهاد خود به جبهه شتافت و فرماندهی جبهه قرنه را به عهده گرفت.[۹] با تضعیف دولت عثمانی در جنگ جهانی اول فرانسه و انگلیس در صدد تجزیه این کشور برآمدند. انگلیسی‌ها درصدد بودند تا با تحمیل نماینده خود به عنوان رئیس حکومت عراق، و واگذاری کلیه اختیارات قانون گذاری و اجرایی به وی، سیاست توسعه طلبی استعماری خود را پی بگیرند و با در دست گرفتن قیمومت عراق، این کشور را در زمره کشورهای وابسته به حکومت مستعمره هند قرار دهند. آرنولد ویلسون حاکم انگلیسی عراق، که از فتواهای آتشین محمدتقی شیرازی، در حفظ تمامیت ارضی عراق و اعاده استقلال این کشور زخم خورده بود، بعد از فوت میرزای دوم، از در دوستی با ملا فتح الله اصفهانی(شیخ الشریعه) برآمد. وی به همین منظور پیام تسلیتی برای شیخ الشریعه فرستاد[۱۰] و با انتشار هزاران نسخه از این نامه با هواپیما در آسمان عراق؛ یک عملیات روانی را کلید زد.[۱۱]

ملا فتح الله اصفهانی در پاسخ به این نامه که در آن از محمدتقی شیرازی به عنوان مسبب اصلی کشتار مردم بی گناه یاد شده بود؛ چنین می‌نویسد:

«در نامه خود آورده‌اید که حکومت انگلیس همیشه متکی به رحمت و عدل و تسامح دینی بوده‌است، و اما رحمت حکومت شما این بوده‌است که وقتی ملت عراق درخواست استقلال کرد، ارتش جرار و بیکران شما به سوی این ملت اعزام شد و مردم را کشت، علما و نمایندگان و رهبران مردم را نفی بلد کرد و زنان و کودکان را هدف گلوله قرار داد، خانه‌ها و اموال و مزارع کلیه کسانی را که زیر بار قیمومت انگلیس نرفتند و درخواست تاسیس حکومت عربی مستقل داشتند به آتش کشیدند. دست به هتک عرض و آبروی مردم زدید و اموال را مصادره کردید و شهرها را برای این که مردم و ساکنین آن‌ها را از گرسنگی بکشید؛ مورد محاصره قرار دادید. و اما عدالت حکومت شما قتل و نابودی بدون جرم و محاکمه، نفی و تبعید به صرف لب گشودن به درخواست استقلال، و کشیدن مردم به زندان به مجرد کمترین شک و شبهه‌ای و عدم قبول و استماع کمترین دعوی علیه هر انگلیسی بوده‌است و اعمال دیگری که با عقل و قانون سازگار نیست. و اما تسامح دینی شما به کار بردن هواپیماهای جنگی و زره پوش‌ها برای تیراندازی به سوی مساجد و کشتار کسانی که مشغول عبادت بوده‌اند و زنان و اطفال و تشکیل سرویس‌های امنیتی برای تعقیب کسانی که مجالس ذکر مناقب نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یا عزای حسین علیه السلام را تشکیل می‌دهند؛ بوده‌است.»[۱۲][۱۳]

درگذشت[ویرایش]

وی در شب یکشنبه هشتم ربیع الثانی سال ۱۳۳۹ ق. در اثر بیماری سینه درد درگذشت و در حرم علی بن ابی‌طالب در صحن غروی, در یکی از غرفه‌های شرقی آن دفن شد.[۱۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

مجتهدان مبارز

پانویس[ویرایش]

  1. اعیان الشیعه، سید مسحن امین عاملی، ج ۸، ص ۳۹۱؛ آقا بزرگ تهرانی تولدش را در تاریخ ۱۲ ربیع الثانی ۱۲۶۶ ضبط کرده‌است. (ر. ک: الذریعه ج ۴، ص ۱۵۸).
  2. اعیان الشیعه، سید مسحن امین عاملی، ج ۸، ص ۳۹۲.
  3. صدرالدینی شیرازی، محمد هادی، مجتهدان مبارز، تهران، انتشارات مزدک، ۱۳۹۴، ص ۳۱۳
  4. علمای معاصرین، ص ۱۲۴.
  5. صدرالدینی شیرازی، محمد هادی، مجتهدان مبارز، تهران، انتشارات مزدک، ۱۳۹۴، ص ۳۱۴
  6. زندگی آیت الله العظمی بروجردی(ره)، محمد واعظ زاده، ص ۲۰۸- ۲۱۳.
  7. سید مصلح الدین مهدوی،دانشمندان و بزر گان اصفهان، ص 95
  8. محمد علی محمدی,گلشن ابرار، ج ۱، ص ۴۷۱
  9. نگاهی به تاریخ... ، صادقی تهرانی، ص ۱۶.
  10. لمحات اجتماعیه من تاریخ العراق الحدیث، ج ۵، ص ۳۰۹.
  11. الثورة العراقیة الکبری، ص۱۷۴. به نقل از مجله العراق، ش۷۷ (تاریخ ۳۰ آب ۱۹۲۰).
  12. نگاهی به انقلاب اسلامی ۱۹۲۰ عراق. به نقل از الحقائق الناصعه، ص۳۵۹.
  13. در این زمینه بنگرید به: لمحات اجتماعیه من تاریخ العراق الحدیث، دکتر علی حسین الوردی، الثورة العراقیة الکبری، سنه۱۹۲۰م، عبدالله الفیاض، الفکر العربی فی عصر النهضة، البرت حورانی، البطولة فی ثورة العشرین، عبدالشهید یاسری، تاریخ القضیة العراق، محمد مهدی البصیر، تجرة الثورة الإسلامیة فی العراق، منذ ۱۹۲۰ - ۱۹۱۴، احمدالکاتب
  14. افلاکیان خاک نشین، نوشتهٔ هیئت تحریریهٔ مؤسسهٔ فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس، ص ۵۸، چاپ چهارم، انتشارات مؤسسهٔ فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس

منبع[ویرایش]

  • صدرالدینی شیرازی، محمد هادی، مجتهدان مبارز، تهران، انتشارات مزدک، ۱۳۹۴.
  • جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم. گلشن ابرار. ج ۲، چ ۳، نشر معروف، قم: ۱۳۸۵.

پیوند به بیرون[ویرایش]