پرش به محتوا

قاعدگی دردناک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
دیسمنوره
دیگر نام‌هادیسمنوره، درد قاعدگی، پریودهای دردناک، کرامپ‌های قاعدگی
چرخه قاعدگی و تغییرات در تولید هورمون‌ها
تخصصمتخصص زنان
نشانه‌هادرد در چند روز نخست قاعدگی، اسهال، تهوع[۱][۲]
دورهٔ معمول آغازطی چند سال نخست اولین دوره قاعدگی[۱]
دورهٔ بیماریکمتر از ۵ روز (دیسمنوره اولیه)[۱]
علتبدون مشکل زمینه‌ای، فیبروم رحمی، آدنومیوز، اندومتریو[۳]
روش تشخیصمعاینه لگن، سونوگرافی[۱]
تشخیص افتراقیبارداری خارج رحمی، بیماری التهابی لگن، سیستیت بینابینی، درد مزمن لگن[۱]
درمانپد گرم‌کننده، دارودرمانی[۳]
داروداروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی مانند ایبوپروفن، داروهای ضدبارداری هورمونی، IUD با پروژسترون[۱][۳]
پیش‌آگهیاغلب با افزایش سن بهبود می‌یابد[۲]
فراوانی۵۰ تا ۹۰ درصد نوجوانان و زنان در سنین باروری[۴]

دیسمنوره، که همچنین با نام‌های درد دوره قاعدگی، دوره‌های قاعدگی دردناک یا گرفتگی‌های قاعدگی نیز شناخته می‌شود، دردی است که در طول دوره قاعدگی رخ می‌دهد.[۴][۵][۲] شروع تیپیکال آن تقریباً همزمان با شروع قاعدگی است.[۱] نشانه‌ها معمولاً کمتر از سه روز طول می‌کشند.[۱] درد معمولاً در ناحیه لگن یا پائین شکم است.[۱] نشانه‌های دیگر ممکن است شامل کمردرد، اسهال یا تهوع باشد.[۱]

دیسمنوره می‌تواند بدون وجود یک مشکل زمینه‌ای رخ دهد.[۳][۶] مشکلات زمینه‌ای که می‌توانند باعث دیسمنوره شوند عبارتند از فیبروم‌های رحمی، آدنومیوز و شایع‌ترین از همه، اندومتریوز.[۳] این عارضه در افرادی که قاعدگی‌های شدید، قاعدگی‌های نامنظم، افرادی که قاعدگی آنها پیش‌از دوازده سالگی آغاز شده، و افرادی که وزن کمی دارند، شایع‌تر است.[۱] معاینه لگن و سونوگرافی در افرادی که از نظر جنسی فعال هستند، ممکن است برای تشخیص مفید باشد.[۱] از جمله شرایطی که باید منتفی دانست، عبارتند از بارداری خارج رحمی، بیماری التهابی لگن، سیستیت بینابینی و درد مزمن لگن.[۱]

دیسمنوره در افرادی که به‌طور منظم ورزش می‌کنند و افرادی که در سنین پائین صاحب فرزند می‌شوند، کمتر رخ می‌دهد.[۱][۷] درمان آن ممکن است شامل استفاده از پد گرمایشی باشد.[۳] داروهایی که می‌توانند کمک‌کننده باشند، شامل NSAIDهایی مانند ایبوپروفن، داروهای ضدبارداری هورمونی و IUD حاوی پروژستوژن هستند.[۱][۳] مصرف ویتامین B1 یا منیزیم نیز ممکن است مفید باشد.[۲] شواهد کافی دال بر اثربخشی یوگا، طب سوزنی و ماساژ وجود ندارد.[۱] در صورت وجود مشکلات زمینه‌ای خاص، جراحی ممکن است مفید باشد.[۲]

تخمین‌ها از درصد دختران نوجوان و زنانی که در سن باروری قرار دارند و تحت تأثیر این عارضه هستند، میان ۵۰ تا ۹۰ درصد است،[۴][۶] و سازمان سلامت زنان[الف] این رقم را حدود ۸۰ درصد تخمین زده است.[۸] این عارضه شایع‌ترین اختلال قاعدگی است.[۲] به‌صورت تیپیکال شروع آن طی یک سال پس‌از اولین دوره قاعدگی است.[۱] در مواردی که هیچ علت زمینه‌ای وجود نداشته باشد، درد با افزایش سن یا پس‌از بچه‌دار شدن بهبود می‌یابد.[۲]

علائم و نشانه‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
تصویرسازی از کرامپ‌های قاعدگی

نشانه اصلی دیسمنوره، درد متمرکز در قسمت پائین شکم یا لگن است.[۱][۹] همچنین معمولاً در سمت راست یا چپ شکم احساس می‌شود. ممکن است به ران‌ها و کمر نیز انتشار یابد.[۱]

نشانه‌هایی که اغلب با درد قاعدگی همراه هستند شامل تهوع و استفراغ، اسهال، سردرد، سرگیجه، اختلال در جهت‌یابی، غش و خستگی می‌شوند.[۱۰] نشانه‌های دیسمنوره اغلب بلافاصله پس‌از تخمک‌گذاری آغاز می‌شوند و می‌توانند تا پایان قاعدگی نیز ادامه داشته باشند؛ زیرا دیسمنوره اغلب با تغییرات سطح هورمونی در بدن که همزمان با تخمک‌گذاری رخ می‌دهد، مرتبط است. به‌طور خاص، پروستاگلاندین‌ها[ب] انقباضات شکمی را تحریک می‌کنند که می‌تواند باعث درد و نشانه‌های گوارشی شود.[۱۱][۱۲] استفاده از انواع خاصی از قرص‌های ضدبارداری می‌تواند از نشانه‌های دیسمنوره پیشگیری کند زیرا آنها مانع از وقوع تخمک‌گذاری می‌شوند.

دیسمنوره با افزایش حساسیت به درد و خون‌ریزی شدید قاعدگی همراه است.[۱۳][۱۴]

برای بسیاری، نشانه‌های دیسمنوره اولیه پس‌از اواسط دهه ۲۰ زندگی به تدریج فروکش می‌کند. همچنین ثابت شده است که بارداری، هنگامی که قاعدگی از سر گرفته می‌شود، شدت دیسمنوره را کاهش می‌دهد. بااین‌حال، دیسمنوره می‌تواند تا زمان یائسگی ادامه یابد. ۵ تا ۱۵ درصد از زنان مبتلا به دیسمنوره، نشانه‌های شدیدی را تجربه می‌کنند که به حدی است که در فعالیت‌های روزانه آنها اختلال ایجاد می‌کند.[۱۵]

دو نوع دیسمنوره وجود دارد، اولیه و ثانویه، که بر اساس وجود یا عدم وجود علت زمینه‌ای ایجاد می‌شوند. دیسمنوره اولیه بدون هیچ بیماری زمینه‌ای مرتبطی رخ می‌دهد، در حالی که دیسمنوره ثانویه دارای یک علت زمینه‌ای مشخص است، که معمولاً یک بیماری است که رحم یا دیگر اندام‌های تولیدمثل را تحت تأثیر قرار می‌دهد.[۵]

گرفتگی‌های دردناک قاعدگی می‌تواند ناشی از ترشح بیش از حد پروستاگلاندین‌ها از رحم باشد. پروستاگلاندین‌ها باعث انقباض و انبساط عضلات رحم شده و در نتیجه گرفتگی‌های دوران قاعدگی را ایجاد می‌کنند. این نوع دیسمنوره، دیسمنوره اولیه نامیده می‌شود.[۵] دیسمنوره اولیه معمولاً در نوجوانان و مدت کوتاهی پس‌از اولین قاعدگی آغاز می‌شود.[۱۶]

دیسمنوره ثانویه، نوعی دیسمنوره است که در اثر بیماری دیگری مانند اندومتریوز، فیبروم‌های رحمی،[۵] آدنومیوز رحمی، و سندرم تخمدان پلی‌کیستیک ایجاد می‌شود. در موارد نادر، نقص‌های مادرزادی، دستگاه‌های داخل رحمی، برخی سرطان‌ها و عفونت‌های لگنی باعث دیسمنوره ثانویه می‌شوند.[۱۵] اگر درد میان دوره‌های قاعدگی رخ دهد، بیشتر از چند روز اول دوره قاعدگی ادامه یابد، یا با استفاده از داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی[پ] یا داروهای ضدبارداری هورمونی به اندازه کافی تسکین نیابد، می‌تواند نشانه‌ای از یک بیماری دیگر باشد که باعث دیسمنوره ثانویه شده است.[۱۷]

دیسمنوره غشایی، نوعی دیسمنوره ثانویه است که در آن کل پوشش داخلی رحم به جای اینکه طی چند روز ریزش کند، آنچه به‌صورت تیپیکال اتفاق می‌افتد، به یک‌باره ریزش می‌کند.[۱۸] علائم و نشانه‌های آن شامل لکه‌بینی، خون‌ریزی، درد شکم و گرفتگی‌های قاعدگی است. بافت رحمی حاصل، یک قالب دسیدوال[ت] نامیده می‌شود و باید از طریق دهانه رحم و واژن عبور کند.[۱۹] این بافت معمولاً شکل رحم را به خود می‌گیرد. دیسمنوره غشایی، بسیار نادر است و موارد گزارش‌شده بسیار کمی وجود دارد. علت اصلی آن نامشخص است، اگرچه برخی شواهد نشان می‌دهد که ممکن است با بارداری خارج رحمی یا استفاده از روش‌های ضدبارداری هورمونی مرتبط باشد.

وقتی از لاپاروسکوپی برای تشخیص استفاده می‌شود، شایع‌ترین علت دیسمنوره، اندومتریوز است که تقریباً در ۷۰٪ از نوجوانان دیده می‌شود.[۲۰]

دیگر علل دیسمنوره ثانویه شامل لیومیوم،[۲۱] آدنومیوز،[۲۲] کیست تخمدان، احتقان لگن،[۲۳]و توده حفره‌ای و جانبی رحمی هستند.[۲۴]

عوامل ژنتیکی، استرس و افسردگی از عوامل خطر دیسمنوره هستند.[۲۵] عوامل خطر دیسمنوره اولیه عبارتند از: سن پائین در اولین قاعدگی، دوره‌های قاعدگی طولانی یا شدید، سیگار کشیدن و سابقه خانوادگی دیسمنوره.[۱۵]

دیسمنوره یک بیماری بسیار پلی‌ژنیک و ارثی است.[۲۶] شواهد قوی وجود دارد که نشان می‌دهد استعداد خانوادگی و عوامل ژنتیکی، احتمال ابتلا به دیسمنوره را افزایش می‌دهند. پلی‌مورفیسم‌ها و گونه‌های ژنتیکی متعددی، هم در ژن‌های متابولیک و هم در ژن‌های مسئول ایمنی، وجود دارند که با این اختلال مرتبط دانسته شده‌اند.[۲۷]

سه فنوتیپ متمایز احتمالی برای دیسمنوره شناسایی شده است که شامل «نشانه‌های شدید متعدد»، «درد موضعی خفیف» و «درد موضعی شدید» است. اگرچه احتمالاً تفاوت‌هایی در ژنوتیپ‌های زمینه‌ای هر فنوتیپ وجود دارد، ژنوتیپ‌های مرتبط خاص هنوز شناسایی نشده‌اند. این فنوتیپ‌ها در جمعیت‌های مختلف با سطوح شیوع متفاوتی مشاهده می‌شوند که این امر نشان‌دهنده فراوانی آللی[ث] متفاوت بین جمعیت‌ها (از نظر نژاد، قومیت و ملیت) است.[۲۸]

پلی‌مورفیسم‌های ژن ESR1 معمولاً با دیسمنوره شدید مرتبط بوده‌اند.[۲۶] ژنوتیپ‌های مختلف در ژن‌های متابولیکی مانند CYP2D6 و GSTM1 نیز به‌طور مشابه با افزایش خطر درد شدید قاعدگی مرتبط بوده‌اند، اما با فنوتیپ‌های متوسط یا گاه به گاه ارتباطی نداشته‌اند.[۲۹]

وقوع و فراوانی دیسمنوره ثانویه[ج] با آلل‌ها و ژنوتیپ‌های مختلف در افرادی که دارای پاتولوژی‌های زمینه‌ای هستند، مرتبط دانسته شده است؛ پاتولوژی‌هایی که می‌تواند ناحیه لگن یا دیگر نواحی بدن را تحت تأثیر قرار دهد. افراد مبتلا به اختلالات ممکن است دارای جهش‌های ژنتیکی مرتبط با تشخیص‌هایشان باشند که باعث ایجاد دیسمنوره به‌عنوان نشانه‌ای از تشخیص اولیه آنها می‌شود. مشخص شده است که افراد مبتلا به فیبرومیالژی که دارای تنوع ژن ESR1 Xbal و ژنوتیپ Xbal AA هستند، بیشتر مستعد تجربه دردهای خفیف تا شدید قاعدگی ناشی از پاتولوژی اولیه خود هستند.[۳۰] به‌طور کلی، جهش‌های ژنتیکی که مشخصه اصلی یا مرتبط با اختلالات خاصی هستند، می‌توانند دیسمنوره را به‌عنوان نشانه‌ای همراه با اختلال اصلی ایجاد کنند.

برخلاف دیسمنوره ثانویه، دیسمنوره اولیه[چ] هیچ پاتولوژی زمینه‌ای ندارد.[۳۱] بنابراین تصور می‌شود که جهش‌ها و تغییرات ژنتیکی زمینه‌ساز این اختلال هستند و در پاتوژنز PD نقش دارند.[۳۲] چندین پلی‌مورفیسم تک‌نوکلئوتیدی[ح] مرتبط با PD وجود دارد. دو مورد از بهترین موارد مورد مطالعه، شامل یک SNP در پروموتر MIF و یک SNP در ژن فاکتور نکروزدهنده تومور[خ] هستند. هنگامی که یک جفت باز سیتوزین ۱۷۳ در بالادست پروموتر فاکتور مهارکننده مهاجرت ماکروفاژ[د] با یک گوانین جایگزین شد، احتمال ابتلای فرد به PD افزایش یافت. در حالی که ژنوتیپ CC/GG منجر به افزایش احتمال تجربه دردهای شدید قاعدگی در فرد می‌شود، ژنوتیپ CC/GC به احتمال بسیار قابل توجهی برای تأثیرگذاری کلی بر فرد و افزایش احتمال وقوع هر یک از سه فنوتیپ منجر می‌شود.[۳۳] دومین SNP مرتبط، جفت باز ۳۰۸ بالاتر از کدون آغازین ژن TNF-α قرار داشت که در آن گوانین جایگزین آدنین شده بود. ژنوتیپ GG در جایگاه‌های ژنی با این اختلال مرتبط است و به‌عنوان یک نشانگر ژنتیکی احتمالی برای پیش‌بینی PD پیشنهاد شده است.[۳۳]

همچنین ارتباطی بین جهش در ژن MEFV و دیسمنوره وجود دارد که این جهش‌ها به‌عنوان عامل ایجاد کننده در نظر گرفته می‌شوند.[۳۴] فنوتیپ‌های مرتبط با این جهش‌ها در ژن‌های MEFV به‌طور دقیق‌تری مورد مطالعه قرار گرفته‌اند؛ افرادی که برای این جهش‌ها هتروزیگوت هستند، بیشتر احتمال دارد تحت تأثیر PD قرار گیرند که به‌صورت یک فنوتیپ درد شدید بروز می‌کند.[۲۶]

ژن‌های مرتبط با ایمنی نیز به‌عنوان ژن‌هایی که نقش قابل توجهی در بیماری PD دارند، شناسایی شده‌اند. مشخص شد که IL1A از نظر تأثیر فنوتیپی، ژنی است که بیشترین ارتباط را با دیسمنوره اولیه دارد.[۲۶] این ژن، پروتئینی را که برای تنظیم ایمنی و التهاب ضروری است، کدگذاری می‌کند. اگرچه مکانیسم چگونگی تأثیر آن بر بیماری PD هنوز کشف نشده است، اما فرض بر این است که جهش‌های احتمالی در IL1A یا ژن‌هایی که با آن تعامل دارند، بر تنظیم التهاب در دوران قاعدگی تأثیر می‌گذارند؛ بنابراین، این جهش‌ها ممکن است بر پاسخ‌های درد در طول دوره قاعدگی تأثیر بگذارند که منجر به فنوتیپ‌های متفاوت مرتبط با دیسمنوره می‌شود.

دو SNP دیگر که به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند و گمان می‌رود در PD نقش داشته باشند، در ZM1Z1 (آلل جهش‌یافته به نام rs76518691) و NGF (آلل جهش‌یافته به نام rs7523831) یافت شدند. هم ZMIZ1 و هم NGF با پاسخ‌ها و بیماری‌های خودایمنی و همچنین پاسخ به درد مرتبط هستند.[۲۶] تأثیر این ژن‌ها بر دیسمنوره قابل توجه است زیرا نشان می‌دهد جهش‌هایی که بر سیستم ایمنی (به‌ویژه پاسخ التهابی) تأثیر می‌گذارند و همچنین پاسخ به درد، ممکن است علت دیسمنوره اولیه باشند.

مکانیسم اساسی دیسمنوره اولیه، انقباضات عضلات رحم است که باعث ایسکمی موضعی می‌شود.[۳۵]

در طول چرخه قاعدگی یک فرد، آندومتر برای آمادگی جهت بارداری احتمالی ضخیم می‌شود. پس‌از تخمک‌گذاری، اگر تخمک بارور نشود و بارداری رخ ندهد، بافت رحمی ساخته‌شده مورد نیاز نیست و بنابراین ریزش می‌کند.

پروستاگلاندین‌ها و لکوترین‌ها در طول قاعدگی به دلیل تجمع اسیدهای چرب امگا-۶ آزاد می‌شوند.[۳۶][۳۷] آزاد شدن پروستاگلاندین‌ها و دیگر واسطه‌های التهابی در رحم باعث انقباض رحم می‌شود و می‌تواند منجر به نشانه‌های سیستمیک مانند تهوع، استفراغ، نفخ و سردرد یا میگرن شود.[۳۶] تصور می‌شود پروستاگلاندین‌ها عامل اصلی در دیسمنوره اولیه هستند.[۳۸] هنگامی که عضلات رحم منقبض می‌شوند، جریان خون به بافت آندومتر را محدود می‌کنند که در نتیجه این بافت تجزیه شده و از بین می‌رود. این انقباضات رحمی همچنان ادامه می‌یابند تا بافت قدیمی و مرده آندومتر را از طریق دهانه رحم و واژن به بیرون از بدن هدایت کنند. تصور می‌شود این انقباضات و کمبود موقت اکسیژن ناشی از آن در بافت‌های مجاور، مسئول درد یا گرفتگی‌هایی باشند که در دوران قاعدگی تجربه می‌شوند.

در مقایسه با افرادی که دچار دیسمنوره نیستند، افراد مبتلا به دیسمنوره اولیه، فعالیت عضلات رحمشان افزایش یافته و انقباض‌پذیری و تعداد انقباضات آنها نیز بیشتر است.[۳۹]

تشخیص دیسمنوره معمولاً به سادگی بر اساس سابقه پزشکی درد قاعدگی که در انجام فعالیت‌های روزانه اختلال ایجاد می‌کند، صورت می‌گیرد. بااین‌حال، هیچ روش استاندارد جهانی پذیرفته‌شده‌ای برای کمّی‌سازی شدت دردهای قاعدگی وجود ندارد.[۴۰] مدل‌های کمّی‌سازی مختلفی وجود دارد که تحت عنوان معیارهای نشانه قاعدگی شناخته می‌شوند و می‌توانند برای تخمین شدت دردهای قاعدگی و همچنین ارتباط آنها با درد در دیگر نقاط بدن، خون‌ریزی قاعدگی و میزان تداخل با فعالیت‌های روزانه مورد استفاده قرار گیرند.[۴۰]

بررسی‌های بیشتر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس‌از تشخیص دیسمنوره، جست‌وجوهای بیشتر برای یافتن هرگونه علت زمینه‌ای ثانویه آن لازم است تا بتوان آن را به‌طور اختصاصی درمان کرد و از تشدید یک علت زمینه‌ای احتمالاً جدی جلوگیری کرد.

ارزیابی‌های بیشتر شامل یک سابقه پزشکی مشخص از نشانه‌ها و چرخه‌های قاعدگی و معاینه لگن است.[۶] بر اساس نتایج این موارد، ممکن است معاینات و تست‌های بیشتری انجام شود، مانند:

درمان‌هایی که مکانیسم درد را هدف قرار می‌دهند، شامل داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی و داروهای ضدبارداری هورمونی هستند. NSAIDها، تولید پروستاگلاندین را مهار می‌کنند. با درمان طولانی‌مدت، روش‌های کنترل بارداری هورمونی، میزان مایع/بافت رحمی دفع‌شده از رحم را کاهش می‌دهند. بدین ترتیب منجر به قاعدگی‌های کوتاه‌تر، همراه با درد کمتر می‌شود.[۴۱] Taاین داروها معمولاً موثرتر از درمان‌هایی هستند که منبع درد را هدف قرار نمی‌دهند (برای مثال استامینوفن).[۴۲] فعالیت بدنی منظم ممکن است شدت گرفتگی‌های رحمی را محدود کند.[۱۵][۴۳]

داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی مانند ایبوپروفن و ناپروکسن در تسکین درد دیسمنوره اولیه مؤثر هستند.[۴۲]

این داروها می‌توانند عوارض جانبی مانند تهوع، سوءهاضمه، زخم معده و اسهال ایجاد کنند.[۴۴][۴۲]

روش‌های کنترل بارداری هورمونی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

استفاده از قرص‌های ضدبارداری هورمونی ممکن است نشانه‌های دیسمنوره اولیه را بهبود بخشد.[۴۵][۳۶] یک مرور سیستماتیک در سال ۲۰۰۹ (به‌روز شده در سال ۲۰۲۳) شواهدی را نشان داد مبنی بر اینکه دوزهای پائین یا متوسط استروژن موجود در قرص ضدبارداری، درد مرتبط با دیسمنوره را کاهش می‌دهد.[۴۶] علاوه‌بر این، هیچ تفاوتی میان ترکیبات مختلف قرص‌های ضدبارداری یافت نشد.[۴۶] این مرور مشخص نکرد که استروژن موجود در قرص‌های ضدبارداری موثرتر از NSAIDها است یا خیر.[۴۶]

همچنین نورپلانت[ذ][۴۷] و دپو-پروورا[ر][۴۸][۴۹] نیز مؤثر هستند، زیرا این روش‌ها اغلب باعث آمنوره می‌شوند. سیستم داخل رحمی (IUD میرنا) ممکن است در کاهش نشانه‌ها مفید باشد.[۵۰]

یک مرور، اثربخشی نیتروگلیسیرین ترانس‌درمال را نشان داد.[۵۱] مرورها حاکی از آن بودند که مصرف مکمل منیزیم مؤثر به نظر می‌رسد.[۵۲][۲]یک مرور، مفید بودن استفاده از مسدودکننده‌های کانال کلسیم را نشان داد.[۳۵] گرما در مقایسه با NSAIDها مؤثر است و یک گزینه ترجیحی برای بسیاری از بیماران است، زیرا دسترسی به آن آسان است و هیچ عارضه جانبی شناخته‌شده‌ای ندارد.[۵۳]

تاموکسیفن به‌طور مؤثری برای کاهش انقباض رحم و درد در بیماران مبتلا به دیسمنوره استفاده شده است.[۵۴]

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد ورزش کردن، سه بار در هفته به مدت حدود ۴۵ تا ۶۰ دقیقه، بدون شدت خاص، درد قاعدگی را کاهش می‌دهد.[۴۳]

شواهد کافی برای توصیه به استفاده از بسیاری از مکمل‌های گیاهی یا غذایی برای درمان دیسمنوره، از جمله ملاتونین، ویتامین E، رازیانه، شوید، بابونه، دارچین، گل محمدی، ریواس، گواوا و اوزارا وجود ندارد.[۱][۵۵] مروری که در سال ۲۰۱۶ انجام شد، نشان داد که شواهد کافی مبنی بر بی‌خطری اکثر مکمل‌های غذایی وجود ندارد.[۵۵] شواهدی برای استفاده از شنبلیله وجود دارد.[۵۶] یک مطالعه در سال ۲۰۱۹ نشان داد که درمان‌های گیاهی با استفاده از سنبل‌الطیب، رازک و گل ساعتی ممکن است در درمان دیسمنوره بی‌خطر و مؤثر باشند.[۱۳]

یک مرور نشان داد که مصرف تیامین و ویتامین E احتمالاً مؤثر هستند.[۵۷] این مرور نشان داد که تأثیرات روغن ماهی و ویتامین B12 ناشناخته است.[۵۷] مرورها شواهد آزمایشی مبنی بر مؤثر بودن پودر زنجبیل برای دیسمنوره اولیه یافتند.[۵۸] همچنین شواهد امیدوارکننده‌ای برای اثربخشی طب گیاهی چینی برای دیسمنوره اولیه یافته‌اند، اما این شواهد به دلیل کیفیت روش‌شناسی[ژ] ضعیف آن محدود شده است.[۵۹][۶۰]

یک مرور کاکرین در سال ۲۰۱۶ در مورد استفاده از طب سوزنی برای مدیریت دیسمنوره نتیجه گرفت که مشخص نیست طب سوزنی یا طب فشاری مؤثر هستند یا خیر.[۶۱] همچنین نگرانی‌هایی در مورد سوگیری در طراحی مطالعه و انتشار آن، گزارش‌دهی ناکافی (تعداد کمی به عوارض جانبی پرداخته بودند) و ناسازگاری نتایج وجود داشت.[۶۱] گزارش‌های متناقضی در متون علمی وجود دارد، از جمله یک مرور که نشان داد طب فشاری، گرمای موضعی و مداخلات رفتاری احتمالاً مؤثر هستند.[۵۷] این مرور نشان داد که تأثیر طب سوزنی و آهنربا نامشخص است.[۵۷]

یک مرور سیستماتیک در سال ۲۰۰۷ شواهد علمی دال بر مؤثر بودن مداخلات رفتاری ارائه داد، اما به دلیل کیفیت پائین داده‌ها، باید با احتیاط به نتایج آن نگاه کرد.[۶۲]

به نظر نمی‌رسد دستکاری ستون فقرات مفید باشد.[۵۷] اگرچه ادعاهایی در مورد مراقبت‌های کایروپراکتیک مطرح شده است، اما این ادعا بر اساس این فرضیه مطرح شده است که درمان دررفتگی‌های جزئی در ستون فقرات ممکن است نشانه‌ها را کاهش دهد،[۶۳] یک مرور سیستماتیک در سال ۲۰۰۶ نشان داد که در مجموع، هیچ شواهدی مبنی بر مؤثر بودن دستکاری ستون فقرات برای درمان دیسمنوره اولیه و ثانویه وجود ندارد.[۶۴]

یک مرور در سال ۲۰۱۱ اظهار داشت که تحریک الکتریکی عصب از طریق پوست با فرکانس بالا ممکن است شدت درد را در مقایسه با TENS ساختگی کاهش دهد، اما به نظر می‌رسد که کمتر از ایبوپروفن مؤثر است.[۵۷]

یکی از آخرین راه‌های درمانی، نورکتومی پره‌ساکرال است.[۶۵]

اپیدمیولوژی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

دیسمنوره، یکی از شایع‌ترین مشکلات در حوزه زنان و زایمان است، صرف‌نظر از سن یا نژاد. یکی از شایع‌ترین علل شناسایی‌شده درد لگن در افرادی است که عادت ماهانه دارند. تخمین زده می‌شود که دیسمنوره میان ۵۰ تا ۹۰ درصد از دختران نوجوان و زنان در سن باروری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.[۴] گزارش دیگری بیان می‌کند که تخمین‌ها می‌تواند میان ۱۶ تا ۹۱ درصد از افراد مورد بررسی متفاوت باشد، در حالی که درد شدید در ۲ تا ۲۹ درصد از افراد در دوران قاعدگی مشاهده می‌شود.[۵۳] گزارش‌های دیسمنوره بین افراد در اواخر دوران نوجوانی و دهه ۲۰ زندگی، بیشترین میزان را دارد و معمولاً با افزایش سن کاهش می‌یابد. شیوع این بیماری در دختران نوجوان در یک مطالعه 67.2%[۶۶] و در مطالعه‌ای دیگر ۹۰٪ گزارش شده است.[۶۷] گفته می‌شود که تفاوت معنی‌داری در شیوع یا بروز آن میان نژادها وجود ندارد،[۶۷] اگرچه یک مطالعه روی دختران نوجوان اسپانیایی‌تبار، شیوع و تأثیر بالایی را در این گروه نشان داده است.[۶۸] مطالعه دیگری نشان داد که دیسمنوره در ۳۶٫۴٪ از شرکت‌کنندگان وجود داشته و ارتباط معنی‌داری با سن کمتر و تعداد زایمان‌های کمتر داشته است.[۶۹] گفته می‌شود که فرزندآوری دیسمنوره را تسکین می‌دهد، اما این همیشه اتفاق نمی‌افتد. یک مطالعه نشان داد که در افراد بدون فرزند مبتلا به دیسمنوره اولیه، شدت درد قاعدگی پس‌از ۴۰ سالگی به‌طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.[۷۰]

یک نظرسنجی در نروژ نشان داد که ۱۴ درصد از زنان میان ۲۰ تا ۳۵ ساله، نشانه‌های شدیدی را تجربه می‌کنند، به حدی که باعث می‌شود از مدرسه یا محل کار غیبت کنند.[۷۱] میان دختران نوجوان، دیسمنوره علت اصلی غیبت‌های کوتاه‌مدت و مکرر از مدرسه است.[۷۲]

مطالعه‌ای در هند که توسط ریم‌جیم کوماری انجام شد، نشان داد که قاعدگی دردناک ۶۶٫۷٪ از دختران نوجوان مورد مطالعه را تحت تأثیر قرار داده است که از این تعداد ۲۷٪ به پزشک مراجعه کرده‌اند.[۷۳]

  1. Women's Health Concern
  2. prostaglandin
  3. NSAIDs
  4. decidual
  5. allelic
  6. secondary dysmenorrhea; SD
  7. primary dysmenorrhea; PD
  8. single-nucleotide polymorphisms; SNP
  9. TNF-α
  10. migration inhibitory factor; MIF
  11. Norplant
  12. Depo-provera
  13. bias
  14. methodology
  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 Osayande AS, Mehulic S (March 2014). "Diagnosis and initial management of dysmenorrhea". American Family Physician. 89 (5): 341–346. PMID 24695505.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 American College of Obstetricians and Gynecologists (Jan 2015). "FAQ046 Dynsmenorrhea: Painful Periods" (PDF). Archived (PDF) from the original on 27 June 2015. Retrieved 26 June 2015.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 "Menstruation and the menstrual cycle fact sheet". Office of Women's Health. December 23, 2014. Archived from the original on 26 June 2015. Retrieved 25 June 2015.
  4. 1 2 3 4 McKenna KA, Fogleman CD (August 2021). "Dysmenorrhea". Am Fam Physician. 104 (2): 164–170. PMID 34383437.
  5. 1 2 3 4 "Period Pain". MedlinePlus. National Library of Medicine. March 1, 2018. Retrieved November 7, 2018.
  6. 1 2 3 4 5 "Dysmenorrhea and Endometriosis in the Adolescent". ACOG. American College of Obstetricians and Gynecologists. 20 November 2018. Retrieved 21 November 2018.
  7. Abadi Bavil, Dina; Dolatian, Mahrokh; Mahmoodi, Zohreh; Akbarzadeh Baghban, Alireza (January 16, 2018). "A comparison of physical activity and nutrition in young women with and without primary dysmenorrhea". F1000Research. 7: 59. doi:10.12688/f1000research.12462.1. ISSN 2046-1402. PMC 6117855. PMID 30228874.
  8. Dr. Pratima Gupta. "Period pain" (PDF). Women's Health Concern; from the original on November 2022. Retrieved 24 May 2025. Around 80% of women experience period pain at some stage in their life time.
  9. "Dysmenorrhea: Painful Periods, Causes & Treatments". Cleveland Clinic (in English). Archived from the original on 10 ژوئیه 2025. Retrieved 2025-08-23.
  10. "Dysmenorrhea". www.hopkinsmedicine.org (in English). 13 May 2019. Retrieved 2019-10-04.
  11. "Period pain". nhs.uk (in English). 2017-10-19. Retrieved 2019-10-04.
  12. "Using Foods Against Menstrual Pain". Physicians Committee for Responsible Medicine (in English). Retrieved 2019-10-04.
  13. 1 2 Gomathy N, Dhanasekar KR, Trayambak D, Amirtha R (November 2019). "Supportive therapy for dysmenorrhea: Time to look beyond mefenamic acid in primary care". Journal of Family Medicine and Primary Care. 8 (11): 3487–3491. doi:10.4103/jfmpc.jfmpc_717_19. PMC 6881953. PMID 31803641.
  14. Payne LA, Rapkin AJ, Seidman LC, Zeltzer LK, Tsao JC (2017). "Experimental and procedural pain responses in primary dysmenorrhea: a systematic review". Journal of Pain Research. 10: 2233–2246. doi:10.2147/JPR.S143512. PMC 5604431. PMID 29066929.
  15. 1 2 3 4 [منبع بهتری نیاز است]"Dysmenorrhea - Gynecology and Obstetrics". Merck Manuals Professional Edition. Archived from the original on 10 سپتامبر 2017.
  16. "Period problems | Office on Women's Health". www.womenshealth.gov (in English). Retrieved 14 November 2022.
  17. Carlson KJ, Eisenstat SA, Ziporyn TD (2004). The New Harvard Guide to Women's Health. Harvard University Press. p. 479. doi:10.2307/j.ctv1b9f66x. ISBN 978-0-674-01282-0. JSTOR j.ctv1b9f66x.
  18. "How to manage a decidual cast, aka shedding your entire uterus lining in one go". www.cosmopolitan.com. 3 November 2020.
  19. "What is a Decidual Cast?". www.webmd.com.
  20. Janssen EB, Rijkers AC, Hoppenbrouwers K, Meuleman C, D'Hooghe TM (2013). "Prevalence of endometriosis diagnosed by laparoscopy in adolescents with dysmenorrhea or chronic pelvic pain: a systematic review". Human Reproduction Update. 19 (5): 570–582. doi:10.1093/humupd/dmt016. PMID 23727940.
  21. Hilário SG, Bozzini N, Borsari R, Baracat EC (January 2009). "Action of aromatase inhibitor for treatment of uterine leiomyoma in perimenopausal patients". Fertility and Sterility. 91 (1): 240–243. doi:10.1016/j.fertnstert.2007.11.006. PMID 18249392.
  22. Nabeshima H, Murakami T, Nishimoto M, Sugawara N, Sato N (2008). "Successful total laparoscopic cystic adenomyomectomy after unsuccessful open surgery using transtrocar ultrasonographic guiding". Journal of Minimally Invasive Gynecology. 15 (2): 227–230. doi:10.1016/j.jmig.2007.10.007. PMID 18312998.
  23. Hacker, Neville F. , J. George Moore, and Joseph C. Gambone. Essentials of Obstetrics and Gynecology, 4th ed. Elsevier Saunders, 2004. شابک ۰−۷۲۱۶−۰۱۷۹−۰[کدام صفحه؟]
  24. Acién P, Acién M, Fernández F, José Mayol M, Aranda I (November 2010). "The cavitated accessory uterine mass: a Müllerian anomaly in women with an otherwise normal uterus". Obstetrics and Gynecology. 116 (5): 1101–1109. doi:10.1097/AOG.0b013e3181f7e735. PMID 20966695. S2CID 20532705.
  25. Ju H, Jones M, Mishra G (2014). "The prevalence and risk factors of dysmenorrhea". Epidemiologic Reviews. 36: 104–113. doi:10.1093/epirev/mxt009. PMID 24284871.
  26. 1 2 3 4 5 Li Z, Chen J, Zhao Y, Wang Y, Xu J, Ji J, et al. (April 2017). "Common variants in ZMIZ1 and near NGF confer risk for primary dysmenorrhoea". Nature Communications. 8 (1) 14900. Bibcode:2017NatCo...814900L. doi:10.1038/ncomms14900. PMC 5414039. PMID 28447608.
  27. Ju H, Jones M, Mishra G (2014-01-01). "The prevalence and risk factors of dysmenorrhea". Epidemiologic Reviews. 36 (1): 104–113. doi:10.1093/epirev/mxt009. PMID 24284871.
  28. Chen CX, Carpenter JS, Ofner S, LaPradd M, Fortenberry JD (January 2021). "Dysmenorrhea Symptom-Based Phenotypes: A Replication and Extension Study". Nursing Research. 70 (1): 24–33. doi:10.1097/NNR.0000000000000477. PMC 7736149. PMID 32956256.
  29. Wu D, Wang X, Chen D, Niu T, Ni J, Liu X, Xu X (November 2000). "Metabolic gene polymorphisms and risk of dysmenorrhea". Epidemiology. 11 (6): 648–653. doi:10.1097/00001648-200011000-00006. PMID 11055624. S2CID 27774699.
  30. Arslan HS, Nursal AF, Inanir A, Karakus N, Yigit S (2021-08-26). "Influence of ESR1 Variants on Clinical Characteristics and Fibromyalgia Syndrome in Turkish Women". Endocrine, Metabolic & Immune Disorders Drug Targets. 21 (7): 1326–1332. doi:10.2174/1871530320666200910110915. PMID 32914729. S2CID 221623106.
  31. Osayande AS, Mehulic S (March 2014). "Diagnosis and initial management of dysmenorrhea". American Family Physician. 89 (5): 341–346. PMID 24695505.
  32. Osonuga A, Ekor M (December 2019). "Risk factors for dysmenorrhea among Ghanaian undergraduate students". African Health Sciences. 19 (4): 2993–3000. doi:10.4314/ahs.v19i4.20. PMC 7040311. PMID 32127874.
  33. 1 2 Dogru HY, Ozsoy AZ, Karakus N, Delibas IB, Isguder CK, Yigit S (August 2016). "Association of Genetic Polymorphisms in TNF and MIF Gene with the Risk of Primary Dysmenorrhea". Biochemical Genetics. 54 (4): 457–466. doi:10.1007/s10528-016-9732-2. PMID 27105877. S2CID 86975436.
  34. Erten S, Altunoglu A, Keskin HL, Ceylan GG, Yazıcı A, Dalgaci AF, et al. (September 2013). "Increased frequency of MEFV gene mutations in patients with primary dysmenorrhea". Modern Rheumatology. 23 (5): 959–962. doi:10.3109/s10165-012-0779-6. PMID 23053724. S2CID 75848809.
  35. 1 2 Fenakel K, Lurie S (December 1990). "The use of calcium channel blockers in obstetrics and gynecology; a review". European Journal of Obstetrics, Gynecology, and Reproductive Biology. 37 (3): 199–203. doi:10.1016/0028-2243(90)90025-v. PMID 2227064.
  36. 1 2 3 Harel Z (December 2006). "Dysmenorrhea in adolescents and young adults: etiology and management". Journal of Pediatric and Adolescent Gynecology. 19 (6): 363–371. doi:10.1016/j.jpag.2006.09.001. PMID 17174824.
  37. Bofill Rodriguez M, Lethaby A, Farquhar C (September 2019). "Non-steroidal anti-inflammatory drugs for heavy menstrual bleeding". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2019 (9) CD000400. doi:10.1002/14651858.CD000400.pub4. PMC 6751587. PMID 31535715.
  38. Wright, Jason and Solange Wyatt. The Washington Manual Obstetrics and Gynecology Survival Guide. Lippincott Williams and Wilkins, 2003. شابک ۰−۷۸۱۷−۴۳۶۳-X[کدام صفحه؟]
  39. Rosenwaks Z, Seegar-Jones G (October 1980). "Menstrual pain: its origin and pathogenesis". The Journal of Reproductive Medicine. 25 (4 Suppl): 207–212. PMID 7001019.
  40. 1 2 Wyatt KM, Dimmock PW, Hayes-Gill B, Crowe J, O'Brien PM (July 2002). "Menstrual symptometrics: a simple computer-aided method to quantify menstrual cycle disorders". Fertility and Sterility. 78 (1): 96–101. doi:10.1016/s0015-0282(02)03161-8. PMID 12095497.
  41. Miller L, Notter KM (نوامبر 2001). "Menstrual reduction with extended use of combination oral contraceptive pills: randomized controlled trial". Obstetrics and Gynecology. 98 (5 Pt 1). LWW Journals: 771–778. doi:10.1016/s0029-7844(01)01555-1. PMID 11704167. S2CID 23668483.
  42. 1 2 3 Marjoribanks J, Ayeleke RO, Farquhar C, Proctor M (July 2015). "Nonsteroidal anti-inflammatory drugs for dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2015 (7) CD001751. doi:10.1002/14651858.CD001751.pub3. PMC 6953236. PMID 26224322.
  43. 1 2 Armour M, Ee CC, Naidoo D, Ayati Z, Chalmers KJ, Steel KA, et al. (September 2019). "Exercise for dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2019 (9) CD004142. doi:10.1002/14651858.CD004142.pub4. PMC 6753056. PMID 31538328.
  44. Rossi S, editor. Australian_Medicines_Handbook 2006. Adelaide: Australian Medicines Handbook; 2006. شابک ۰−۹۷۵۷۹۱۹−۲−۳
  45. Archer DF (November 2006). "Menstrual-cycle-related symptoms: a review of the rationale for continuous use of oral contraceptives". Contraception. 74 (5): 359–366. doi:10.1016/j.contraception.2006.06.003. PMID 17046376.
  46. 1 2 3 Schroll JB, Black AY, Farquhar C, Chen I (July 2023). "Combined oral contraceptive pill for primary dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2023 (7) CD002120. doi:10.1002/14651858.CD002120.pub4. PMC 10388393. PMID 37523477.
  47. Power J, French R, Cowan F (July 2007). Power J (ed.). "Subdermal implantable contraceptives versus other forms of reversible contraceptives or other implants as effective methods of preventing pregnancy". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2007 (3) CD001326. doi:10.1002/14651858.CD001326.pub2. PMC 7025801. PMID 17636668.
  48. Glasier A (2006). "Contraception". In DeGroot LJ, Larry JJ (eds.). Endocrinology (5th ed.). Philadelphia: Elsevier Saunders. pp. 2993–3003. ISBN 978-0-7216-0376-6.
  49. Loose DS, Stancel GM (2006). "Estrogens and Progestins". In Brunton LL, Lazo JS, Parker KL (eds.). Goodman & Gilman's The Pharmacological Basis of Therapeutics (11th ed.). New York: McGraw-Hill. pp. 1541–1571. ISBN 978-0-07-142280-2.
  50. Gupta HP, Singh U, Sinha S (July 2007). "Laevonorgestrel intra-uterine system--a revolutionary intra-uterine device". Journal of the Indian Medical Association. 105 (7): 380, 382–380, 385. PMID 18178990.
  51. Morgan PJ, Kung R, Tarshis J (May 2002). "Nitroglycerin as a uterine relaxant: a systematic review". Journal of Obstetrics and Gynaecology Canada. 24 (5): 403–409. doi:10.1016/S1701-2163(16)30403-0. PMID 12196860.
  52. Parazzini F, Di Martino M, Pellegrino P (February 2017). "Magnesium in the gynecological practice: a literature review". Magnesium Research. 30 (1): 1–7. doi:10.1684/mrh.2017.0419. PMID 28392498.
  53. 1 2 Nagy, H.; Khan MAB (2020). "Dysmenorrhea". StatPearls. PMID 32809669. Text was copied from this source, which is available under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.
  54. Thomas B, Magos A (2009). "Modern management of dysmenorrhoea". Trends in Urology, Gynaecology & Sexual Health. 14 (5): 25–29. doi:10.1002/tre.120.
  55. 1 2 Pattanittum P, Kunyanone N, Brown J, Sangkomkamhang US, Barnes J, Seyfoddin V, Marjoribanks J (March 2016). "Dietary supplements for dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2016 (3) CD002124. doi:10.1002/14651858.CD002124.pub2. PMC 7387104. PMID 27000311.
  56. Nagulapalli Venkata KC, Swaroop A, Bagchi D, Bishayee A (June 2017). "A small plant with big benefits: Fenugreek (Trigonella foenum-graecum Linn.) for disease prevention and health promotion". Molecular Nutrition & Food Research. 61 (6) 1600950. doi:10.1002/mnfr.201600950. PMID 28266134. S2CID 23539394.
  57. 1 2 3 4 5 6 Latthe PM, Champaneria R, Khan KS (February 2011). "Dysmenorrhoea". BMJ Clinical Evidence. 2011. PMC 3275141. PMID 21718556.
  58. Daily JW, Zhang X, Kim DS, Park S (December 2015). "Efficacy of Ginger for Alleviating the Symptoms of Primary Dysmenorrhea: A Systematic Review and Meta-analysis of Randomized Clinical Trials". Pain Medicine. 16 (12): 2243–2255. doi:10.1111/pme.12853. PMID 26177393.
  59. Zhu X, Proctor M, Bensoussan A, Wu E, Smith CA (April 2008). Zhu X (ed.). "Chinese herbal medicine for primary dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews (2) CD005288. doi:10.1002/14651858.CD005288.pub3. PMID 18425916.
  60. Gao L, Jia C, Zhang H, Ma C (October 2017). "Wenjing decoction (herbal medicine) for the treatment of primary dysmenorrhea: a systematic review and meta-analysis". Archives of Gynecology and Obstetrics. 296 (4): 679–689. doi:10.1007/s00404-017-4485-7. PMID 28791471. S2CID 32573698.
  61. 1 2 Smith CA, Armour M, Zhu X, Li X, Lu ZY, Song J (April 2016). "Acupuncture for dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2016 (4) CD007854. doi:10.1002/14651858.CD007854.pub3. PMC 8406933. PMID 27087494.
  62. Proctor ML, Murphy PA, Pattison HM, Suckling J, Farquhar CM (July 2007). Proctor M (ed.). "Behavioural interventions for primary and secondary dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 2007 (3) CD002248. doi:10.1002/14651858.CD002248.pub3. PMC 7137212. PMID 17636702.
  63. Chapman-Smith D (2000). "Scope of practice". The Chiropractic Profession: Its Education, Practice, Research and Future Directions. West Des Moines, IA: NCMIC. ISBN 978-1-892734-02-0.[کدام صفحه؟]
  64. Proctor ML, Hing W, Johnson TC, Murphy PA (July 2006). Proctor M (ed.). "Spinal manipulation for primary and secondary dysmenorrhoea". The Cochrane Database of Systematic Reviews. 3 (3) CD002119. doi:10.1002/14651858.CD002119.pub3. PMC 6718213. PMID 16855988.
  65. Ramirez C, Donnellan N (August 2017). "Pelvic denervation procedures for dysmenorrhea". Current Opinion in Obstetrics & Gynecology. 29 (4): 225–230. doi:10.1097/GCO.0000000000000379. PMID 28683027. S2CID 205607600.
  66. Sharma P, Malhotra C, Taneja DK, Saha R (February 2008). "Problems related to menstruation amongst adolescent girls". Indian Journal of Pediatrics. 75 (2): 125–129. doi:10.1007/s12098-008-0018-5. PMID 18334791. S2CID 58327516.
  67. 1 2 Holder A, Edmundson LD, Mert E (31 December 2009). "Dysmenorrhea". eMedicine. Archived from the original on 2011-02-22.
  68. Banikarim C, Chacko MR, Kelder SH (December 2000). "Prevalence and impact of dysmenorrhea on Hispanic female adolescents". Archives of Pediatrics & Adolescent Medicine. 154 (12): 1226–1229. doi:10.1001/archpedi.154.12.1226. PMID 11115307.
  69. Sule ST, Umar HS, Madugu NH (June 2007). "Premenstrual symptoms and dysmenorrhoea among Muslim women in Zaria, Nigeria". Annals of African Medicine. 6 (2): 68–72. doi:10.4103/1596-3519.55713. hdl:1807/44286. PMID 18240706.
  70. Juang CM, Yen MS, Horng HC, Cheng CY, Yuan CC, Chang CM (October 2006). "Natural progression of menstrual pain in nulliparous women at reproductive age: an observational study". Journal of the Chinese Medical Association. 69 (10): 484–488. doi:10.1016/S1726-4901(09)70313-2. PMID 17098673. S2CID 24518670.
  71. "Mozon: Sykemelder seg på grunn av menssmerter". Mozon. 2004-10-25. Archived from the original on 2007-03-17. Retrieved 2007-02-02.
  72. French L (2008). "Dysmenorrhea in adolescents: diagnosis and treatment". Paediatric Drugs. 10 (1): 1–7. doi:10.2165/00148581-200810010-00001. PMID 18162003. S2CID 33563026.
  73. Kumari R (2019). "Perspectives on adolescent girls' health-seeking behaviour in relation to reproductive health in Rohats, Bihar, India" (PDF). Ann. Int. Med. Den. Res. 5 (3): 17–20. Archived from the original (PDF) on 16 ژانویه 2026. Retrieved 5 نوامبر 2025.

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]