واژگان فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
زبان فارسی

گونه‌های منطقه‌ای و اجتماعی
زبان فارسی
:

دستور زبان:

ویژگی‌های زبان:

نوشتار:

گسترۀ جغرافیایی:

زبان فارسی در زمرهٔ زبان‌های هند-اروپایی قرار دارد و بسیاری از واژگان فارسی مدرن از پروتو-هند-اروپایی نشأت گرفته‌اند. زبان فارسی برای ساختن واژه‌های جدید از ریشهٔ کلمات، به صورت گسترده، از روش‌های واژه‌سازی مانند اشتقاق وندها و ترکیب‌ها استفاده می‌کند. همچنین زبان فارسی ارتباط قابل توجهی با زبان‌های دیگر داشته که باعث ورود کلمه‌های دخیل بسیاری به این زبان شده‌است.

فرایند واژه‌سازی[ویرایش]

زبان فارسی در واژه‌سازی بسیار قوی است و روش‌های چندمنطوره‌ای برای استفاده از وندهای ترکیبی، بن فعل، اسم و صفت برای ساختن یک کلمهٔ جدید در اختیار دارد. در زبان فارسی به طور معمول از پیوندهای اشتقاقی برای ساختن واژهٔ جدید و از ترکیب اسم، صفت و بن فعل استفاده می‌شود. کلماتی که از ترکیب یک یا چند وند اشتقاقی همراه با یک جزء معنادار زبان ساخته شوند، مشتق نامیده می‌شوند. در زبان فارسی به صورت گسترده از ترکیب واژه‌ها نیز استفاده می‌شود، به نحوی که با ترکیب یک یا چند جزء معنادار زبان کلمات مرکب ساخته می‌شوند که این شیوه در زبان آلمانی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر در فرایند واژه‌سازی، چند وند اشتقاقی با چند جزء معنادار زبان ترکیب شوند، و کلمه‌ای ساخته شود به آن مشتق-مرکب گفته می‌شود. پروفسور محمود حسابی ثابت کرده‌است که زبان فارسی قادر به اشتقاق بیش از ۲۲۶ میلیون کلمه‌است.[۱][۲][۳][۴][۵]

مثالی از واژه‌سازی بوسیلهٔ بن مضارع در ترکیب با وندهای اشتقاقی:

فارسی اجزاء تشکیل‌دهنده انگلیسی مقولهٔ دستوری
dān دان dān دان بن مضارع دانستن (to know) بن فعل
dāneš دانش dān + -eš دان + ش knowledge اسم
dānešmand دانشمند dān + -eš + -mand دان + ش + مند Scientist اسم
dānešgâh دانشگاه dān + -eš + -gâh دان + ش + گاه university اسم
dānešgâhi دانشگاهی dān + -eš + -gāh + -i دان + ش + گاه + ی pertaining to university; scholar; scholarly صفت
hamdānešgāhi هم‌دانشگاهی ham- + dān + -eš + -gāh + -i هم + دان + ش + گاه + ی university-mate اسم
dāneškade دانشکده dān + -eš + -kade دان + ش + کده faculty اسم
dānā دانا dān + -ā دان + ا wise, learned صفت
dānāyi دانایی dān + -ā + -i دان + ا + ی wisdom اسم
nādān نادان nā- + dān نا + دان ignorant; foolish صفت
nādāni نادانی nā- + dān + -i نا + دان + ی ignorance; foolishness اسم
dānande داننده dān + -ande دان + نده one who knows صفت
dānandegi دانندگی dān + -ande + -i دان + نده + ی knowing اسم

مثالی از واژه‌سازی بوسیلهٔ بن ماضی در ترکیب با وندهای اشتقاقی:

فارسی اجزاء تشکیل‌دهنده انگلیسی مقولهٔ دستوری
did دید did دید بن ماضی دیدن (to see) بن فعل
did دید did دید sight; vision اسم
didan دیدن did + -an دید + ن to see مصدر
didani دیدنی did + -an + -i دید + ن + ی worth seeing صفت
didār دیدار did + -ār دید + ار visit; act of meeting اسم
didāri دیداری did + -ār + -i دید + ار + ی visional, of the sense of sight صفت
dide دیده did + -e دید + ه seen; what seen صفت مفعولی؛ اسم
nādide ندیده nâ- + did + -e ن + دید + ه what unseen اسم
didgāh دیدگاه did + -gâh دید + گاه point of view اسم
didebān دیدبان dide + -bān دید + بان watchman اسم
didebāni دیدبانی dide + -bān + -i دید + بان + ی watchman-ship اسم

اثرگذاری خارجی[ویرایش]

وام‌واژه‌های بسیاری در زبان فارسی یافت می‌شود که عمدتاً از زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسوی و زبان‌های ترکی وارد شده‌اند. همچنین زبان فارسی نیز تأثیراتی بر واژگان زبان عربی، زبان‌های هندوایرانی و زبان‌های ترکی گذاشته‌است. کلمات فارسی زیادی نیز به واژگان زبان انگلیسی راه یافته‌اند.

اثرگذاری زبان عربی[ویرایش]

نوشتار اصلی: اثرگذاری زبان‌های فارسی و عربی بر یکدیگر

حملهٔ اعراب به ایران دو قرن (از قرن هفتم تا نهم میلادی) به طول انجامید و زبان عربی به تدریج جایگزین زبان پهلوی شد. از آنجایی که کتاب‌های پهلوی به عربی ترجمه شد، عربی به زبان روشنفکران تبدیل گشت، نویسندگان، شاعران و فلاسفه نیز همانند مردم، تصمیم گرفتند به زبان عربی صحبت کنند و بنویسند.

در این دورهٔ زمانی، بسیاری از واژگان عربی وارد زبان فارسی شد و کلمات فارسی زیادی نیز به زبان عربی راه پیدا کردند. زبان عربی تا به حال نفوذ گسترده‌ای بر واژگان فارسی داشته‌است، اما در واقع نتوانسته تأثیری بر ساختار این زبان بگذارد. اگرچه بخش قابل توجهی از واژگان فارسی، از جمله جمع‌های مکسر، دارای ریشهٔ عربی هستند، اما فرایند مورد استفاده برای ساختن این واژه‌ها از زبان عربی وارد فارسی نشده‌اند و در فارسی مولد نیستند. برای مثال، صورت جمع کلمهٔ «کتاب» در زبان عربی «کُتُب» است که از قواعد مشتق‌گیری از ریشهٔ این کلمه حاصل می‌شود. این در حالی‌است که در فارسی برای نشان دادن صورت جمع کلمهٔ «کتاب» از تک‌واژ تصریفی «ها» استفاده می‌شود (کتاب +‌ها ← کتاب‌ها). کلمات اصیل و همچنین کلمات جدید زبان فارسی فقط از همین تک‌واژ برای جمع بستن استفاده می‌کنند و قواعد مشتق‌گیری از ریشهٔ کلمات عربی برای جمع بستن در فارسی کاربرد ندارد.

علاوه بر این، از آنجایی که کلمات جمع مکسر که بوسیلهٔ قواعد تک‌واژشناسی عربی حاصل شده‌اند تنها بخش کوچکی از واژگان زبان فارسی را تشکیل می‌دهند (حدود ۵% از پیکرهٔ شیراز)، لزومی بر وارد کردن آن‌ها به قواعد زبان فارسی نیست و این کلمات در فرهنگ‌های لغات فارسی با عنوان بی‌قاعده فهرست می‌شوند.

در میان تحصیل‌کردگان فارسی‌زبان، تلاش‌های پراکنده‌ای برای بازگشت به قرن دهم و استفادهٔ کمتر از وام‌واژه‌های عربی دیده می‌شود. هر دو شاه پهلوی در قرن بیستم از این تلاش‌ها حمایت کردند این در حالی‌است که بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، تمایل رهبران حکومت، برای استفاده از واژگان عربی هم در نوشتار و هم در گفتار افزایش یافته‌است.

اثرگذاری زبان ترکی[ویرایش]

نکتهٔ قابل توجه دیگر، وجود کلمات ترکی (شامل کلمات مغولی) در زبان فارسی است.[۶] در طول تاریخ، قلمرو فارسی زبانان، از جمله فلات ایران، شاهد جانشینی سلسلسه‌هایی با منشأ ترکی بوده‌است. غزنویان، سلجوقیان، تیموریان، صفویان و قاجاریان هر یک تأثیراتی بر فرهنگ و ادبیات فارسی گذاشته‌اند. ایلخانان مغول نیز ترک‌زبانان بیشتری را به فلات ایران آوردند که ستون‌های ارتش مغول را تشکیل می‌دادند. به استثنای برخی نام‌گذاری‌های رسمی در درون دولت، ارتش و تجارت، این کلمات ترکی در بین فارسی‌زبانان طوری رواج دارد که بسیاری از آن‌ها منشأ این کلمات را غیر فارسی نمی‌دانند.[۷] کلماتی نظیر «آقا»، «دوقلو»، «کمک»، «تومان» («ریال» منشأ پرتغالی دارد)، «کاکا»، «یابو»، «قشلاق»، «جلو» و «قیچی».

اثرگذاری زبان فرانسوی/اروپایی[ویرایش]

در طی چند قرن اخیر، زبان فارسی وام‌واژه‌های بسیاری را از زبان‌های اروپایی و به ویژه فرانسوی قرض گرفته‌است. بسیاری از این وام‌واژه‌ها اصالتاً فرانسوی هستند و در فارسی، از تلفظ فرانسوی آن‌ها استفاده می‌شود. دیگر کلمات دخیل زبان فارسی عموماً از زبان‌های انگلیسی، ایتالیایی و آلمانی وارد شده‌اند. جدول زیر برخی از کلمه‌های متداول فارسی/فرانسوی را نشان می‌دهد:

فارسی فرانسوی انگلیسی
دوش douche shower
مرسی merci thank you
گارسون garçon waiter
مانتو manteaux women's coat
شوفاژ chauffage radiator
شومینه cheminées fireplace
اتوبوس autobus bus
کروات cravate tie
ساک sac bag
پاپیون papillon bow
آلمان Allemagne Germany
مایو maillot swimming suit
ژامبون jambon ham

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]