الفبای ترکی آذربایجانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

حروف[ویرایش]

Aa, Bb, Cc, Çç, Dd, Ee, Əə, Ff, Gg, Ğğ, Hh, Xx, , İi, Jj, Kk, Qq, Ll, Mm, Nn, Oo, Öö, Pp, Rr, Ss, Şş, Tt, Uu, Üü, Vv, Yy, Zz

حروف اصلی در الفبای ترکی[ویرایش]

حروفی که بنای لغات ترکی بر آنهاست:[۱]

ا A - ب B - پ P - ت T - ج C - چ Ç - خ X - د D - ر R - ز Z - س S - ش Ş - ف F - ق Q - ک K - گ G - ل L - م M - ن N - و V - ه H - ی Y

حروف ترکی که در ابتدای کلمه نمی‌آیند[ویرایش]

  • ر[۲]
  • غ Ğ، مثل: سوغان Soğan (پیاز)، دوغوش Doğuş (تولد).

حروف فرعی[ویرایش]

حروفی که اصلیت ترکی ندارند و از زبانهای دیگر وارد شده‌اند:

  • ژ j

در لغات ترکی اصیل(Öz Türkçe) واجهای عربیِ ث، ذ، ط، ظ، ص، ض، ح، ع و غ یافت نمی‌شود.[۳]

حروف صامت در ترکی آذربایجانی[ویرایش]

  • ب: بالیق Balıq (ماهی)، بئل Bel (کمر)، قاب Qab (ظرف)
  • پ: ایپک İpək(ابریشم)، ساپ Sap (نخ)
  • ت: تلیس Təlis (گونی)
  • ج: جئیران Ceyran (آهو)، قوجا Qoca (پیر)، کرپیج Kərpic (خشت)
  • چ: چای Çay (رودخانه)، سئرچه əSerçe (گنجشک)، قولچاق Qolçaq (عروسک)
  • خ: خورتان Xortan (لولو)، اَرخ Arx (جوی آب)، توخوماق Toxumaq (بافتن)
  • د: داراق Daraq (شانه)، دامجی Damcı (قطره)، سؤگود[۴] Söyüd (درخت بید)
  • ر: بَرک Bərk (سفت)، قارا Qara (سیاه)
  • ز: زای Zay (خراب، گندیده)، مازالاق Mazalaq (فرفره)، بالدیز Baldız (خواهر شوهر و خواهر زن)
  • ژ: قیژقیرماق Qıjqırmaq (ترشیدن)[۵]
  • س: ساچ Saç (زلف، گیسو)، ترسَه Tərsə (برعکس)
  • ش: شیش Şiş (سیخ)، مئشه Meşə (جنگل)، دؤش Döş (سینه)
  • غ: آغری Ağrı (درد)، یاغ Yağ (روغن)
  • ف: کوفلنمیش Küflənmiş (کپک زده)
  • ق: قارقا Qarqa (کلاغ)، قولاق Qulaq (گوش)، قارپیز Qarpız (هندوانه)
  • ک: کورک Kürək (پشت)، تیکان Tikan (خار)، اؤرتؤک Örtük (ملافه)
  • گ: گؤزل Gözəl (زیبا)، گَلین Gəlin (عروس)، سوپورگه Süpürgə (جارو)
  • گ نرم: آیینه İynə (سوزن)، اَیری Əğri (کج)، دوگو Düyü (برنج)
  • ل: لاله Lalə (لاله)، سالخیم Salxım (خوشه میوه)، اَل Əl (دست)
  • م: مارال Maral (گوزن)، اَپریمک Əprimək (فرسوده شدن)
  • ن: نارین Narin (ریز)
  • و: وئرمک Vermək (دادن)
  • ه: هؤرمک Hörmək (بافتن)
  • ی: آیی Ayı (خرس)، آی Ay (ماه)[۶]

حروف مشدّد را با تکرار حروف همسان می‌نویسند: یِددی yeddi (هفت)، سَققَل Saqqal (ریش).

مصوتها[ویرایش]

در زبان ترکی علاوه بر شش صائت (مصوت) اَ Ə، اِE، اُ O، آ A، ای İ ,Iو U، سه صائت دیگر نیز وجود دارد. در ا ین حال مشکل اصلیِ نوشتنِ کلمات ترکی با خط عربی رخ می‌نماید؛ چون خط عربی فونتیک نیست و صدا به جای آنکه در نوشتار کلمات نمایش داده شود، بیشتر به وسیله سابقه ذهنی خواننده کشف می‌شود.[۷] سه مصوت دیگر عبارتند از:

  • اوْ Ö (اُ ظریف که تلفظی بین اِ و اُ دارد): اُگۆد Öğüd (نصیحت)، گؤز Göz (چشم).
  • اۆ Ü (او ظریف که تلفظی این ای و او دارد): اۆست Üst (بالا)، گؤزگۆ Güzgü (آینه).
  • ایٛ I (تلفظی بین ای و اِ): قیٛزیٛل Qızıl (طلا)، آچیٛق Açıq (باز، روشن)، سیٛرغَا Sırğa (گوشواره)، ساریٛ Sarı (زرد).

جستارهای وابسته[ویرایش]

زبان ترکی آذربایجانی

توضیحات[ویرایش]

  1. دیوان لغات‌الترک
  2. هیچ کلمهٔ ترکی (اصیل) با حرف ر شروع نمی‌شود. گویا در قدیم تلفظ کلماتی که با ر آغاز می‌شود، برای ترکها مشکل بوده است؛ چنان‌که برای سهولت تلفظ کلماتی (غیرترکی) که با این حرف آغاز می‌شود، معمولاً به اول آنها حرف الف می‌افزوده‌اند؛ به عنوان مثال در نواحی مختلف ترک‌نشین ایران، رضا به صورت ایرضا، روس به صورت اروس و رشته به صورت اریشته ادا می‌شود. کلمهٔ اروج وام‌واژه‌ای از زبان آذری در ترکی است. اروج به معنی روزه، و شکل آذری همان روزه فارسی است. در جایهای مشخصی از کلمات حرف ز فارسی در زبان‌های ایرانی شمال غربی (مانند آذری و کردی و سمنانی) شکل ج دارد. مانند روج در برابر روز در این شعر باباطاهرهمدانی:
    من آن پیرم که نامم بی قلندر نه خان دیرُم نه‌مان دیرُم نه لنگر
    چو روج آیو بگردم گرد گیتی چو شو آیو به سنگی (یا به خشتی) وانهم سر
    .
  3. لغات‌الترک محمود کاشغری
  4. در الفبای عربی، هرگاه حرف ی بین دو مصوت قرار گیرد، ی تبدیل به گ می‌شود، هرچند که در تلفظ همان ی تلفظ می‌شود.
  5. به‌ندرت می‌توان کلمه‌ای در زبان ترکی یافت که در آن حرف ژ به کار رفته باشد.
  6. معرفی حروف الفبا از کتاب اینجی دیلیم، دکتر زهتابی
  7. ترکی هنر است

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]