الفبای ترکی آذربایجانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

۳۲ آوای زبان تُرکی آذربایجانی با حروفات لاتین[ویرایش]

Aa, Bb, Cc, Çç, Dd, Ee, Əə, Ff Gg, Ğğ, Hh, Xx, , İi, Jj, Kk, Qq, Ll, Mm, Nn, Oo, Öö, Pp, Rr, Ss, Şş, Tt, Uu, Üü, Vv, Yy, Zz

آواهای زبان تُرکی آذربایجانی با حروفات الفبایی عربی[ویرایش]

در زبان تُرکی آذربایجانی ۳۲ آوا شناخته شده است که‌به غیر از ۳۲ حروف اصلی الفبای عربی مابقی فقط در کلمات وام گرفته از زبان عربی استفاده میشود هر چند کلمات عربی برحسب فونتیکی نوشته میشود ولی تا حدودی سعی در حفظ شکل اصلی میباشند.


آ، ب‌ ، ج ، چ ، د ، اَ-ه ، اِ-ائ ، ف ، گ ، ق ، غ ، ح-ه ، خ‌ ، اي ، ایٛ ، ژ ، ک ، ل ، م ، ن ، اوْ ، اؤ ، پ ، ر ، س-ث-ص ، ش ، ت-ط ، اۇ ، اۆ ، و ، ی ، ز-ذ-ظ-ض.

حروف ترکی که در ابتدای کلمات اصیل نمی‌آیند[ویرایش]

  • ر[۱]
  • غ Ğ، مثل: سوغان Soğan (پیاز)، دوغوش Doğuş (تولد).

حروف فرعی[ویرایش]

حروفی که اصلیت ترکی ندارند و از زبانهای دیگر

در لغات ترکی اصیل(Öz Türkçe) واجهای عربیِ ث، ذ، ط، ظ، ص، ض، ح، ع و غ یافت نمی‌شود.[۲]

حروف صامت در ترکی آذربایجانی[ویرایش]

  • ب=B: بالیق Balıq (ماهی)، بئل Bel (کمر)، قاب Qab (ظرف)
  • پ=P: ایپک İpək(ابریشم)، ساپ Sap (نخ)
  • ت=T: تلیس Təlis (گونی)
  • ج=C: جئیران Ceyran (گوزن)، قوْجا Qoca (پیر)، کرپیج Kərpic (آجر)
  • چ=Ç: چای Çay (رودخانه)، سئرچه Serçə (گنجشک)، قوْلچاق Qolçaq (عروسک)
  • خ=X: خوْرتان Xortan (لولو)، آرخ Arx (جوی آب)، توْخۇماق Toxumaq (بافتن)
  • د=D: داراق Daraq (شانه)، دامجیٛ Damcı (قطره)، سؤگود[۳] Söyüd (درخت بید)
  • ر=R: بَرک Bərk (سفت)، قارا Qara (سیاه)
  • ز=Z: زای Zay (خراب، گندیده)، مازالاق Mazalaq (فرفره)، بالدیٛز Baldız (خواهر شوهر و خواهر زن)
  • ژ=J: قیژقیرماق Qıjqırmaq (ترشیدن)[۴]
  • س=S: ساچ Saç (زلف، گیسو)، ترسَه Tərsə (برعکس)
  • ش=Ş: شیش Şiş (سیخ)، مئشه Meşə (جنگل)، دؤش Döş (سینه)
  • غ=Ğ: آغریٛ Ağrı (درد)، یاغ Yağ (روغن)
  • ف=F: کوفلنمیش Küflənmiş (کپک زده)
  • ق=Q: قارقا Qarqa (کلاغ)، قۇلاق Qulaq (گوش)، قارپیٛز Qarpız (هندوانه)
  • ک=K: کۆرک Kürək (پشت)، تیکان Tikan (خار)، اؤرتۆک Örtük (ملافه)
  • گ=G: گؤزل Gözəl (زیبا)، گَلین Gəlin (عروس)، سۆپورگه Süpürgə (جارو)[۵]
  • گ نرم: ایینه İynə (سوزن)، اَیری Əğri (کج)، دۆگۆ Düyü (برنج)
  • ل=L: لاله Lalə (لاله)، سالخیم Salxım (خوشه میوه)، اَل Əl (دست)
  • م=M: مارال Maral (گوزن)، اَپریمک Əprimək (فرسوده شدن)
  • ن=N: ناریٛن Narin (ریز)
  • و=V: وئرمک Vermək (دادن)
  • ه=H: هؤرمک Hörmək (بافتن)
  • ی=Y: آییٛ Ayı (خرس)، آی Ay (ماه)[۶]

حروف مشدّد را با تکرار حروف همسان می‌نویسند: یئددی yeddi (هفت)، ساققال Saqqal (ریش).

مصوتها[ویرایش]

در زبان ترکی علاوه بر شش صائت (مصوت) اَ-ه Ə از حرف صدادار ظریف میباشد:اَز əz(له کن)،اَل əl(دست).

اِ ئEاز حروف صدادار ظریف میباشد: ائلEI(مردم،ایل),ائنEn(پهنا).

اوْ O از حروف صدادار ضخیم میباشد:اوْد Od(آتش)،اوْتOt(علف).

آ A از حروف صدادار ضخیم میباشد:آدAd(اسم)،آتAt(اسب).

ايi,از حروف صدادار ظریف میباشد:ایلIl(سال)،ایپ Ip(طناب).

اۇ Uاز حروف صدادار ضخیم میباشد:اۇزۇنUzun(دراز)،اۇزاقUzaq(دور).

نگارش کلمات تُرکی مخصوصا با صائت حرف اَ با الفبای عربی مشکل است در کل مشکل اصلیِ نوشتنِ کلمات تُرکی با الفبای عربی رخ می‌نماید؛ چون حروفات عربی با فونتیک ترکی سازگار نیست و صدا به جای آنکه در نوشتار کلمات نمایش داده شود، بیشتر به وسیله سابقه ذهنی خواننده کشف می‌شود.[۷] سه مصوت دیگر عبارتند از:

  • اؤ Ö (اؤ ظریف که تلفظی بین اِ و اُ دارد): اؤگۆد Öyüd (نصیحت)، گؤز Göz (چشم).
  • اۆ Ü (او ظریف که تلفظی این ای و او دارد): اۆست Üst (بالا)، گؤزگۆ Güzgü (آینه).
  • ایٛ I (تلفظی بین ای و اِ): قیٛزیٛل Qızıl (طلا)، آچیٛق Açıq (باز، روشن)، سیٛرغَا Sırğa (گوشواره)، ساریٛ Sarı (زرد).

در نگارش با الفبای لاتین هیچ کلمه ای با حرف Iایٛ شروع نمیشود بلکه با حرف iاي نگارش می یابد:ildırım ایٛلدیٛریٛم(رعد‌وبرق) ‌

جستارهای وابسته[ویرایش]

زبان ترکی آذربایجانی

منابع[ویرایش]

  1. هیچ کلمهٔ ترکی (اصیل) با حرف ر شروع نمی‌شود. گویا در قدیم تلفظ کلماتی که با ر آغاز می شده ‌است برای تلفظ مشکل بوده است؛ چنان‌که برای سهولت تلفظ کلماتی (غیرترکی) که با این حرف آغاز می‌شود، معمولاً به اول آنها حرف الف می‌افزوده‌اند؛ به عنوان مثال در نواحی مختلف ترک‌نشین ایران، رضا به صورت ایرضا، روس به صورت اروس و رشته به صورت اریشته ادا می‌شود. کلمهٔ اروج وام‌واژه‌ای از زبان آذری در ترکی است. اروج به معنی روزه، و شکل آذری همان روزه فارسی است. در جایهای مشخصی از کلمات حرف ز فارسی در زبان‌های ایرانی شمال غربی (مانند آذری و کردی و سمنانی) شکل ج دارد. مانند روج در برابر روز در این شعر باباطاهرهمدانی:
    من آن پیرم که نامم بی قلندر نه خان دیرُم نه‌مان دیرُم نه لنگر
    چو روج آیو بگردم گرد گیتی چو شو آیو به سنگی (یا به خشتی) وانهم سر
    .
  2. لغات‌الترک محمود کاشغری
  3. در الفبای عربی، هرگاه حرف گ بین دو مصوت قرار گیرد، گ تبدیل به ی می‌شود، هرچند که در تلفظ همان ی‌مباشد ولی درنگارش از گ استفاده میشود.
  4. به‌ندرت می‌توان کلمه‌ای در زبان ترکی یافت که در آن حرف ژ به کار رفته باشد.
  5. در نگارش با الفبای عربی هرگاه ک در هنگام پیوند پسوندی مابین دو‌ حرف صدادار قرار گیرد از حرف گ بجای حرف ی استفاده میشود.اصول نگارش تُرکی سمینار ۱۳۸۰
  6. معرفی حروف الفبا از کتاب اینجی دیلیم، دکتر زهتابی
  7. ترکی هنر است

پیوند به بیرون[ویرایش]