احمد مدنی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
احمد مدنی سعادت آبادی
Ahmad Madani.jpg
دریادار مدنی
استاندار خوزستان
مشغول به کار
فروردین ۱۳۵۸ – بهمن ۱۳۵۸
نخست‌وزیرمهدی بازرگان
پیش ازمحمد غرضی
وزیر دفاع ایران
مشغول به کار
بهمن ۱۳۵۷ – فروردین ۱۳۵۸
نخست‌وزیرمهدی بازرگان
پس ازجعفر شفقت (حکومت پهلوی)
پیش ازمحمدتقی ریاحی
اطلاعات شخصی
زادهمرداد ۱۳۰۸
هماشهر(سیرجان)، ایران
درگذشته۲۳ بهمن ۱۳۸۴ (۷۶ سال)
دنور، ایالت کلرادو
ایالات متحده
ملیتایران
حزب سیاسیجبهه ملی ایران
پیشهنظامی، سیاستمدار
دیناسلام (شیعه)
خدمات نظامی
خدمت/شاخهنیروی دریایی شاهنشاهی ایران
نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران
درجهدریادار

احمد مدنی (زاده مرداد ۱۳۰۸ در سیرجان – درگذشته ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ در کلرادو) دریادار نیروی دریایی ارتش و از اعضای بلندپایه جبهه ملی ایران بود. وی در سال ۱۳۴۸ به درجه دریاداری در نیروی دریایی ایران رسید اما در سال ۱۳۵۱ از ارتش برکنار شد. مدنی پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرمانده نیروی دریایی و اولین وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران از بهمن ۵۷ تا فروردین ۵۸ در دولت مهدی بازرگان شد. او در فاصله فروردین ۵۸ تا بهمن ماه همان‌سال عهده‌دار استانداری خوزستان بود.

مدنی در بهمن سال ۱۳۵۸ در نخستین انتخابات ریاست جمهوری ایران شرکت کرد و با حمایت جبهه ملی ایران با کسب ۱۵٫۹٪ آراء حائز رتبه دوم شد. مدنی در انتخابات مجلس اول نیز از حوزه کرمان به نمایندگی مجلس انتخاب شد اما اعتبارنامه او در مجلس تصویب نشد. وی در سال ۱۳۵۹ به آمریکا مهاجرت کرد و تا زمان مرگ در آنجا زیست. مدنی سال‌ها رهبری جبهه ملی ایران را در خارج از کشور بر عهده داشت.

از آغاز تا انقلاب ۱۳۵۷[ویرایش]

احمد مدنی در مرداد ماه ۱۳۰۸ در شهر سیرجان به دنیا آمد.

دوره ابتدائی و متوسطه را در شهر کرمان طی کرد و سپس برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در دانشکده حقوق نام‌نویسی کرد. سال بعد جزو داوطلبان اعزامی دانشجویان نیروی دریایی برای ادامه تحصیلات به انگلستان رفت. در سال ۱۳۳۱ به درجه ناوبان دومی و در آبان ماه ۱۳۴۸ به درجه دریاداری رسید.

وی بیشتر دوران خدمت خود را در بندرعباس و جزایر خلیج فارس گذراند. در سال ۱۳۵۱ به علت فعالیت‌های سیاسی از کار برکنار شد و از آن تاریخ تا انقلاب بهمن ۱۳۵۷ به تدریس در علوم سیاسی و اقتصاد در دانشکده‌های مختلف در ایران پرداخت و در همین دوران مقاله و کتاب های خود را در زمینه های علوم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فنی به نگارش در آورد که از آن‌ها می‌توان به "ارمغان شوم"، "بد آموزی‌های استعمار"، "محاکمه خلیج فارس نویسان"، "جغرافیای اقتصادی جهان"، "آفتاب غروب ناپذیر"، "اقتصاد خاور میانه"، "جامعه‌شناسی اقتصادی"، "مدیریت صنعتی"، "اقتصاد ایران"، "اقتصاد توسعه"، "اقتصاد اجتماعی و برنامه ریزی اقتصادی"، اشاره نمود.

مدنی پس از انقلاب تا خروج از کشور[ویرایش]

به دنبال اعتراضات عربهای خرمشهر ، به دستور دریادار مدنی، تکاوران ارتش جمهوری اسلامی ایران به خرمشهر وارد شدند.

و قتل عام وسیعی را آغاز کردند که به چهارشنبه سیاه معروف شد

دولت موقت[ویرایش]

وی پس از پیروزی انقلاب در کابینه مهندس بازرگان به سمت وزیر دفاع و فرماندهی نیروی دریایی انتخاب شد اما پس از حدود دو ماه از وزارت دفاع کناره گرفت. پس از آن بنا به خواست مهندس بازرگان، وی مدتی عهده‌دار استانداری خوزستان شد.

نخستین انتخابات ریاست جمهوری ایران[ویرایش]

مدنی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری، در بهمن ماه سال ۱۳۵۸، نامزد شد و حائز رتبه دوم آرا با کسب ۱۵٫۹٪ آراء حائز رتبه دوم شد. وی در این انتخابات پایین‌تر از بنی صدر و بالاتر از حسن حبیبی، داریوش فروهر، کاظم سامی، صادق طباطبایی، صادق قطب‌زاده، محمد مکری، حسن غفوری‌فرد و حسن آیت قرار گرفت. وی در استانهای کرمان، کردستان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و زنجان حائز رتبهٔ اول شده بود.

انتخابات مجلس[ویرایش]

وی در انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی، از حوزه انتخابیه کرمان انتخاب شد اما اعتبار نامه وی به تصویب نرسید.

خروج از کشور[ویرایش]

وی با توجه به اطلاعاتی که از اسناد مکشوفه در سفارت آمریکا در تهران بدست آمد، از سوی دانشجویان خط امام به جاسوسی و ارتباط با آمریکا متهم شد، لذا در اواسط سال ۱۳۵۹ برای همیشه از کشور خارج شد و به آمریکا مهاجرت کرد. وی سالها دبیر کلی جبهه ملی ایران در خارج از کشور را بر عهده داشت.

سه ماه پس از خروج از ایران مدنی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۵۹ نامه سرگشاده‌ای به آیت‌الله خمینی نوشت که بخش‌های کوچکی از آن نامه در اینجا ذکر می‌شود:

... این انقلابی که نخست گیتی را به شگفتی واداشت و به دل‌های نا امید محرومان جهان نوید پیروزی و بهروزی داد و دنیایی از افتخار را برای ملت ایران فراهم نمود، حالا بر اثر کج روی‌ها، آن چنان پژمرده و چرکین شده که مایه سرافکندگی ملت گردیده است... افسوس و صد افسوس، که پرتو انقلابمان خوش درخشید ولی دولت مستعجلی بود.

افسوس و صد افسوس، که چراغی که بدست ملت روشن شد، اینک بدست عواملتان خاموش گردیده است. افسوس و صد افسوس، که بنائی را که خودتان برافراشتید و به همت شما شکل و زیور گرفت اینک بدست خویش، اسباب فرو ریختنش را فراهم کرده‌اید. آیا به شما می‌گویند که وضع مملکت چگونه است و ملت چه می‌کشد و کشور به جه ویرانه‌ای تبدیل شده و چه تفرقه و هرج و مرجی بر مردم حکومت می‌کند؟... این ملت کشته نداد و شکنجه و زندان را تحمل ننمود و سپس انقلاب نکرد که از چاله در آید و به چاه فروافتد. این ملت انقلاب نکرد و دگرگونی پدید نیاورد که از چنگال چپاول گران و یغمابرانی چند رهائی یابد و به چنگال چپاول گران و یغما برانی حریص تر گرفتار آید. این ملت انقلاب نکردو دگرگونی پدید نیاورد که از گزند آدم کشانی خونریز و سنگدل وارهد و به گزند آدم کشانی خونریزتر و سنگدل تر مبتلی شود. مردم کشور ما چه گناهی کرده‌اند که می‌باید آینقدر سیلی بخورند و اینقدر زجر بکشند؟[۱]

درگذشت[ویرایش]

در روز ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ خورشیدی، احمد مدنی پس از یک بیماری نسبتاً طولانی در اثر ابتلا به سرطان، در ایالت کلرادو در آمریکا درگذشت.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «دکتر احمد مدنی را باید دوباره شناخت». امیر هوشنگ آریان پور. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۲.

منابع[ویرایش]