احمد زیرک‌زاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Ahmad zirakzadeh.jpg
شناسنامه
نام کامل احمد زیرک زاده
زادروز ۱۲۸۶، ۱۹۰۷ (میلادی)
زادگاه تهران، ایران
تاریخ مرگ ۳ شهریور ۱۳۷۲ / ۱۹۹۳
محل مرگ تهران، ایران
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی حزب ایران
جبهه ملی ایران

احمد زیرک زاده (۱۲۸۶–۱۳۷۲) از اعضای هیئت مؤسس جبهه ملی ایران و نیز از پایه گذاران حزب ایران بود که به عنوان ستون فقرات دولت محمد مصدق به حساب می آمد.

سالهای آغازین زندگی[ویرایش]

زیرک زاده در ۱۵ اسفند سال ۱۲۸۶ خورشیدی (۵ مارس ۱۹۰۸) از پدر و مادری یزدی و در خانواده‌ای مذهبی چشم به دیده جهان گشود. پدرش (میرزا زیرک) یک روحانی بود که زیاد به مسافرت می‌رفت و در یکی از این سفرها با یکی از خوانین بختیاری به نام سپه خان آشنا شد. سپه خان میرزا زیرک را با خود به تهران برد و در آنجا احمد به دنیا آمد. بعدها خانواده احمد به شهرکرد که در ان زمان دهکرد نامیده می‌شد مهاجرت کردند. پس از انقلاب مشروطه عده‌ای از خوانین بختیاری تصمیم گرفتند که پسرانشان را برای ادامه تحصیل و دیدن فرهنگ غربی به فرانسه بفرستند و میرزا زیرک را به دلیل آشنایی به زبان فرانسه و به عنوان بزرگ‌تر همراه آنها فرستادند. میرزا نیز پسر بزرگش غلامحسین را همراه خود برد. پس از آنکه غلامحسین از فرانسه بازگشت درباه مفاهیمی چون دموکراسی وملی گرایی که در غرب دیده بود با احمد صحبت کرد واین ایده‌ها وعقاید تأثیر عمیقی را در آینده زندگی سیاسی احمد بر جای نهاد .[۱][۲] «دکتر غلامحسین زیرک زاده» استاددانشگاه و مترجم کتاب‌های «قرارداد اجتماعی» و «امیل» اثر ژان ژاک روسو پس از کودتای ۲۸ مرداد براثر ناامیدی ناشی از بن‌بست سیاسی و بر قراری دیکتاتوری خودکشی کرد.[۱][۲]

تحصیلات[ویرایش]

در سال ۱۳۰۴ احمد به تهران و مدرسه دارالفنون آمد و یک سال بعد موفق به گذراندن آزمون اعزام به خارج وزارت جنگ شد. وی برای ادامه تحصیل در رشته مهندسی دریا به دانشگاه پلی تکنیک پاریس رفت و در آنجا با دنیایی جدید و کاملاً متفاوت با ایران مواجه گردید.[۲][۱]

زندگی سیاسی[ویرایش]

نهضت ملی‌شدن نفت

دربار

محمدرضاشاه پهلوی
ثریا اسفندیاری

نخست‌وزیران

احمد قوام
محمد ساعد
حاجیعلی رزم‌آرا
حسین علاء
محمد مصدق
فضل‌الله زاهدی
حسین علا
منوچهر اقبال
علی امینی

چهره های مهم

محمد مصدق
سید ابوالقاسم کاشانی
مهدی بازرگان
محسن پزشکپور
محمدرضا عاملی تهرانی
مجتبی نواب صفوی
کریم سنجابی
علی شایگان
حسین مکی
عباس خلیلی
اللهیار صالح
سرتیپ افشارطوس
حسین فاطمی
احمد زیرک‌زاده

کاترین لمبتون
تیمور بختیار
خلیل ملکی
مظفر بقائی
اسدالله رشیدیان
اسکندر آزموده
شعبان جعفری
نعمت‌الله نصیری
شاپور ریپورتر
کرمیت روزولت
نورمن شوارتسکف
سیدضیاءالدین طباطبائی

احزاب و گروه‌ها

سیا
ام آی ۶
جبهه ملی ایران
حزب پان ایرانیست
حزب توده ایران
حزب ملت ایران
حزب ایران
حزب سومکا
حزب دموکرات
فدائیان اسلام
شرکت نفت ایران و انگلیس

وقایع مهم

صنعت نفت ایران
ایران جنگ جهانی دوم
کمیسیون مخصوص نفت
ملی شدن صنعت نفت
قرارداد دارسی
قرارداد ۱۹۳۳
قرارداد گس-گلشائیان
قرارداد کنسرسیوم
رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱
رویداد ۹ اسفند ۱۳۳۱
انحلال مجلس
کودتای ۲۸ مرداد

پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۱۴ او می‌بایست به جهت بورسیه‌ای که گرفته بود برای نیروی دریایی کار می‌کرد بنابراین ابتدا به خرمشهر و سپس در سال ۱۳۲۰ به وزارت راه انزلی منتقل شد. پس از بازگشت از فرانسه او به قول خودش فکر می‌کرد که "باید چیزی را عوض کنم" لذا پس از اعتصاب مهندسین و واقعه بیست شهریور به تهران آمد و پس از مدتی فعالیت سیاسی به عنوان عضو هییت مرکزی کانون مهندسین انتخاب شد.[۲][۱]

بعد از مدتی زیرک زاده، فریور، شفق، عبدالله معظمی و چند تن دیگر حزب ایران را پایه‌گذاری کردند که حزبی ملی‌گرا و از مهم‌ترین ستونهای جبهه ملی ایران بود و زیرک زاده به عنوان دبیر کل حزب انتخاب شد. اولین روزنامه حزب، "شفق" با مدیریت دکتر جزایری بود و سپس دومین روزنامه با نام "جبهه" و با مدیریت زیرک زاده منتشر گردید. در سال ۱۳۲۴ حزب ایران با حزب توده ائتلاف کرد که این باعث صدمه خوردن به اعتبار این حزب گردید.[۳]

پس از انتخاب محمد مصدق به عنوان نخست وزیر در سال ۱۳۳۰ زیرک زاده به عنوان معاون وزارت اقتصاد برگزیده شد و در سال ۱۳۳۱ در انتخابات مجلس هفدهم نام او به همراه یازده نفر دیگردر لیست جبهه ملی ایران قرار گرفت و به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت و در آنجا به فعالیت خود در حمایت از دولت دکتر محمد مصدق، به همراه مهندس حسیبی، دکتر حسین فاطمی، دکتر سنجابی، اصغر پارسا و دیگر اعضای جبهه ملی ایران ادامه داد[۲][۱]

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ وپس از آن[ویرایش]

زیرک زاده در روز کودتا-که توسط سازمان اطلاعات آمریکا برنامه ریزی شده بود[۴]- به همراه حسین فاطمی، علی شایگان، غلامحسین صدیقی، حسیبی، کریم سنجابی و چند تن دیگر در منزل مصدق حضور داشت و زمانی که سعی می‌کرد از آنجا بگریزد آسیبی جدی به پایش وارد شد.[۵]

پس از کودتا او به مدت دو و نیم سال مخفی شد و سپس خود را به شهربانی معرفی کرد و به مدت پنج ماه زندانی شد. بعد از آزادی وی بیشتر به کارهای شخصی می‌پرداخت. وی در سال ۱۳۳۶ مجدداً بازداشت گردید.

زیرک زاده به عضویت جبهه ملی دوم نیز درآمد. اما در این جبهه چندان به فعالیت نپرداخت. چنانچه خودش می‌گوید دیگر آن حرارت قبل را نداشته است زیرا وی در جوانی فکر می‌کرد که ممالک غربی به کمک ایران در جهت پیشرفت خواهند آمد اما پس از کودتا به او ثابت شد که آنها تنها به فکر منافع ملی خویش هستند و چنانچه پیشرفت ایران به ضرر منافع ملی شان باشد حتی جلوی آن خواهند ایستاد و بدین گونه او از پیشرفت مبارزات مأیوس شده بود. زیرک زاده در سال ۱۳۵۹ یعنی یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی به آمریکا رفت و پیش از بازگشت مجددش به ایران سالها در آنجا بسر برد.[۲][۱]

او پیش از مرگش وصییت کرد که از اموالش موسسه‌ای علمی در ایران تشکیل شود که در حال حاضر به نام بنیاد علمی زیرک‌زاده در تهران در فرهنگسرای بهمن و خاوران به فعالیت می‌پردازد.

در ۳ شهریور سال ۱۳۷۲ در سن ۸۶ سالگی در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.[۳]

عقاید و افکار[ویرایش]

از کتاب پرسش‌های بی پاسخ در سالهای استثنائی:

اگر رژیم دموکراتیک است، یعنی اگر قدرت متعلق به ملت بوده و خود ملت آن را در اختیار قوه مجریه گذارده است طبیعی‌ترین وسیله همان مراقبت دائم ملت است. آن که قدرت می‌بخشد اگر می‌خواهد مطابق منافعش عمل شود باید خود مراقب باشد. حکومت دموکراتیک به معنای حقیقی فقط در بین ملتهائی حکمفرماست که قوه مجریه را دائماً تحت کنترل و مراقبت خود دارند. آنجا که چنین مراقبتی نیست، آنجا حکومت دموکراتیک نمی‌تواند وجود داشته باشد ... اگر عمل مراقبت از طرف ملت انجام نگیرد، مجلس به طرف قطب جذاب کشیده می‌شود و بزودی خود یکی از ابزار استبداد قوه مجریه می‌گردد... مراقبت دائمی افراد ملت فقط از راه حزب میسر است ... حزب است که تشکیلات دائم آن در گوشه و کنار مملکت همیشه مشغول کار است و مردم در حوزه‌های حزبی مراقبت دائمی خود را عملی می‌سازند و از راه سلسله مراتب این مراقبت به مجلس کشیده شده و در آنجا عمل می‌کند. دموکراسی بدون حزب یک اسکلت بی جان است و اگر به وضع مملکت خود ما توجه نمائید، می‌فهمید چرا تمام ظواهر و تشکیلات دموکراتیک موجود است جز آنچه که به دموکراسی حقیقت می‌بخشد. ... آن که دموکراسی می‌خواهد باید رنج تشکل و تحزب را قبول کند"(ص ۳۷۸).

آنچه رژیم استبدادی را از رژیم دموکراتیک متمایز می‌سازد، «وضعیت» قدرت قوه مجریه است. در حکومت استبدادی قوه مجریه قدرت را متعلق به خود می‌داند (حتی در بعضی موارد ملت را متعلق به خود می‌داند) و آن را صرف انجام تمایلات، آرزوها و منافع خود می‌نماید. در حکومت دموکراسی قدرت متعلق به ملت است، از ملت برخاسته و با اراده ملت در اختیار قوه مجریه گذارده شده تا صرف انجام تمایلات، آرزوها و منافع ملت گردد"(ص ۳۷۷).

احساسات مردم وقتی می‌تواند یک نیروی مؤثر باشد که به وسیله احزاب تشکل یافته، افراد در یک چارچوب محکم مرامی به هم پیوسته و حرکتشان در یک زمان و با هم انجام بگیرد و به واسطه تبلیغات هیجانها دوام پیدا کند. جبهه ملی که پایگاه اصلی دکتر مصدق شناخته می‌شد فاقد تشکیلات حزبی بود و در یک قالب معین جای نداشت. احزاب ملی که اعضای رسمی این جبهه بودند نیروی قابل ملاحظه‌ای در اختیار نداشتند. در ایران ما گذشته از نقایصی که در حزب‌ها بود (کمی تحربه، جاه طلبی و گاهی فساد) همواره یک نوع بدبینی «مزمن» نسبت به حزب وجود دارد که بیشتر از خوی تک روی و پرورش خودمحوری ما ایرانیان سرچشمه می‌گیرد. این بدبینی تا به امروز مانع شده است که حزب بزرگی برای مدت طولانی به وجود آید. روزی از آقای دکتر مصدق پرسیدم: چرا به تشکیل حزب اقدامی نمی‌کنید؟ جواب دادند که حزب در ایران بی فایده است، چه اگر کوچک باشد کاری از او ساخته نیست و اگر بزرگ باشد اسباب دست خارجی خواهد بود.

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ Zia Sedghi. “Iranian Oral History Project Harvard University Center for Middle Eastern Studies”. 1986–04-10.  Retrieved on 2007-01-12.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ احمد زیرک زاده، پرسشهای بی پاسخ در سالهای استثنایی، به کوشش دکتر ابوالحسن ضیا ظریفی، انتشارات نیلوفر، تهران، ایران، ۱۳۷۶. (ISBN 8-036-448-964)
  3. عبدالحسین آذرتگ. «جبهه ملی ایران، بزرگ‌ترین ائتلاف احزاب ایرانی قبل از سال ۱۳۵۷».  بازیابی‌شده در ۱۲ مارس ۲۰۰۷.
  4. James Risen. Secrets of History: The C.I.A. in Iran. . The New York Times, 2000–04-16. 
  5. احمد زیرک زاده، پرسشهای بی پاسخ در سالهای استثنایی، به کوشش دکتر ابوالحسن ضیا ظریفی، انتشارات نیلوفر، تهران، ایران، ۱۳۷۶. (ISBN 8-036-448-964)

پیوند به بیرون[ویرایش]