تاریخ تصوف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

از مذاهب اسلام
اهل سنت


مذاهب فقهی

حنفی · مالکی · شافعی · حنبلی

مذاهب کلامی

ماتریدی · اشاعره · اثری · معتزلی

جنبش‌های فکری اهل سنت

دیوبندی · بریلوی · سلفی

ارکان دین اسلام

نماز · روزه · شهادت · زکات · حج

خلفای راشدین

ابوبکر · عمر · عثمان · علی ·

صحابه

سعید بن زید · زبیر · طلحه
سعد بن ابی‌وقاص · عبدالرحمن بن عوف
ابوعبیده جراح

مبانی فقه

قرآن · سنت · اجماع · قیاس · اجتهاد

کتب حدیث

صحیح بخاری · صحیح مسلم · سنن نسائی
سنن ابوداوود · سنن ترمذی· سنن ابن ماجه
الموطأ

مکان‌های مقدس

مکه · مدینه
بیت‌المقدس

تاریخ تصوف در سه دوره کلی؛ دوره اول: شکل‌گیری و تدوین از آغاز تا پایان قرن پنجم و دوره دوم: گسترش عرفان عملی و کمال عرفان نظری و ادبی تا پایان قرن نهم و دوره سوم: رکود و تطور تصوف و عرفان از قرن دهم تاکنون است. حقیقت عرفان از ابتدا در اسلام و سیره پیامبر و اهل بیت بروز داشته‌است و بعضی صحابه و تابعین از زهّاد و عبّاد عصر خود بودند اما آنچه به عنوان تصوف شناخته می‌شود به معنی طریقت شناخته‌شده عرفانی پایبند به آدابی ویژه در کنار فرامین شرع است. تصوف از قرن دوم قمری هویدا شد و نخستین کسی که صوفی نامیده شد عثمان بن شریک مشهور به ابوهاشم کوفی (درگذشته ۱۵۰ ق) است و پیش از او نیز کسانی چون حسن بصری (درگذشته ۱۱۰ ق) با توجه به تمسک به آداب طریقت درشمار صوفیان ذکر می‌شود. آداب طریقت در ابتدای تصوف ساده و بیشتر متوجه ریاضت و عزلت و … بوده‌است.

قرن دوم تا پنجم قمری[ویرایش]

دوره اولیه تصوف و عرفان که شکل‌گیری و تدوین آن از آغاز تا پایان قرن پنجم در سه مرحله است.

شکل‌گیری تصوف

مرحله شکل‌گیری در آغاز و بخصوص قرن دوم قمری با توجه به ساحت باطنی شریعت تصوف بی تکلف و زاهدانه شکل با حضور عارفانی چون: ابوهاشم کوفی (درگذشته ۱۵۰ ق)، سفیان ثوری (درگذشته ۱۶۱ ق)، ابراهیم ادهم (درگذشته ۱۶۲ ق)، داود طایی (درگذشته ۱۶۵ ق)، شقیق بلخی (درگذشته ۱۷۴ ق)، رابعه عدویه (درگذشته ۱۸۵ ق)، فضیل عیاض (درگذشته ۱۸۷ ق)، معروف کرخی (درگذشته ۲۰۰ ق) که با توجه به ساحت باطنی شریعت تصوف و عرفان را شکل یافت.[۱]

پختگی

مرحله کمال (قرن سوم تا نیمه‌های قرن چهارم) با حضور مشایخ بسیار بزرگی در مصر، شام و خراسان و بخصوص بغداد مانند: ذوالنون مصری، جنید بغدادی، ابو سعید خراز، ابن عطا آدمی، سهل تستری، حکیم ترمذی، و حارث محاسبی به تبیین تصوف و عرفان پرداختند.

قرن سوم قمری، تصوف گسترش یافت و از آداب ساده زاهدانه گذشت و به محبت و خدمت به خلق گرایید و تعینات و ظواهر متعدد طریقت پیدا کرد و ابعاد علمی (متأثر از فلسفه یونانی بخصوص در ارائه مفهومی وحدت وجود) را نیز محکم ساخت. در این قرن صوفیه در قالب یک فرقه و طبقه خاص اجتماعی با آداب خاص طریقت متشکل شدند و از سویی مورد انتقاد شدید فقها و متشرعان بودند. از جمله بایزید توسط متشرعان به عقیده اتحاد و حلاج به اعتقاد به حلول متهم شدند. از بزرگان صوفیه در سده سوم: حارث محاسبی، ذوالنون مصری، سری سقطی، بایزید بسطامی، سهل تستری، جنید بغدادی و حلاج می‌باشند.[۲]

تثبیت

مرحله تثبیت (نیمه قرن چهارم و قرن پنجم) که مشایخ عرفان همچون: قشیری سلمی، ابوطالب مکی، هجویری و خواجه عبدالله انصاری به نگارش آثار گذشتگان پرداختند و آموخته‌های عرفان و تصوف را مدون نمودند. طبقات صوفیه سلمی، کشف المحجوب هجویری، کتاب اللّمع ابونصر سراج، قوت القلوب ابوطالب مکی و طبقات الصوفیه خواجه عبدالله انصاری از جمله کتاب‌هایی است که با این هدف نوشته شده‌اند و به ماندگاری عرفان عملی کمک کرد.

قرن چهارم قمری، تصوف بیش از پیش رونق یافت و تبیین حکیمانه تصوف و عرفان توسط ابن سینا و تطبیق آن با شریعت توسط امام محمد غزالی و دیگران و تلطیف آن بوسیله اهل ذوق همراه شد. در این قرن علوم شرعی هم گسترش یافت و در میان صوفیه نیز مرسوم شد؛ و اغلب صوفیه در مباحث کلامی جانب اشاعره را گرفتند. از صوفیان بزرگ قرن چهارم می‌توان به شبلی، ابن خفیف شیرازی، ابونصر سَراج، ابوطالب مکی، ابوعلی دقّاق و … نام برد.[۳]

قرن پنجم قمری، تصوف همچنان شاهد گسترش بود و مباحث فلسفی و کلامی از رونق افتاد و اختلافات مذهبی زیاد شد و صوفیه هم از آن دور نماندند. مذهب شیعه نیز با وجود شیخ طوسی و فرقه اسماعیلیه نیز قوت گرفتند. در این قرن چند صوفی و عارف نام‌آور ظهور کردند و کتب معتبری چون احیاء علوم الدین در اخلاق صوفیانه و کشف المحجوب دربارهٔ تصوف نوشته آمد. همچنین افکار صوفیانه در شعر فارسی بخصوص توسط ابوسعید ابی الخیر، خواجه عبدالله انصاری و باباطاهر بیشتر نفوذ یافت. در این قرن خانقاه‌ها و آداب آن و مجلس گفتن گسترش یافت. از ابتدا تا پایان قرن پنجم اکثر صوفیه معروف اهل خراسان بودند. از بزرگان تصوف و عرفان در این قرن: شیخ ابوالحسن خرقانی، ابوسعید ابوالخیر، باباطاهر همدانی، ابوالقاسم قشیری، خواجه عبدالله انصاری، امام محمد غزالی می‌باشند.[۴]

قرن ششم تا نهم قمری[ویرایش]

دوره دوم تاریخ تصوف از اوایل قرن ششم آغاز و تا قرن نهم ابعاد پنهان عرفان بیشتر خود را نشان داد و عرفان عملی و فرق گسترده شد و عرفان نظری و ادبی و شیعی مدون شد و به کمال رسید.

ابعاد پنهان

در مرحله نخست این دوره (سه ربع اول قرن ششم) تصوف توسط چهره‌های برجسته‌ای مانند: عین القضات همدانی (م۵۲۵)، خواجه یوسف همدانی (م۵۲۵)، سنایی غزنوی (م۵۴۵)، احمد جام (م ۵۳۶)، ابونجیب سهروردی (م۵۶۳) در تبیین ابعاد پنهان و دیگر عرفان نقش داشتند و عرفان ادبی و ذوقی به صورت رسمی با سنایی آغاز شد و در قرن‌های بعد توسط مولوی، حافظ و دیگران به اوج رسید.

قرن ششم، تصوف ادامه قرن پنجم است اما از مشخصه‌های آن تدوین و توجیه حکمت اشراق بوسیله شیخ شهاب الدین سهروردی است که بر تصوف و عرفان تأثیر شگرف داشت. همچنین در این دوره تعصب در مقابل آزاداندیشی و توجه به مذهب و اول آنست. در این قرن تصوف و عرفان با شعر درآمیخت و بوسیله سنایی و سپس عطار شعر عرفانی نضج یافت. عناد با فلاسفه هم از سوی صوفیه هم متشرعیان بیشتر شد. چندین کتب معتبر مثل اسرارالتوحید و آثار احمد غزالی و عین القضات و شیخ اشراق و ظهور بزرگان عرفان و شیوع تصوف و عرفان و کاربرد همه‌گیر از مصطلحات آن (حتی در آثار شاعران غیر صوفی مانند خاقانی و نظامی) نقطه عطف این سده است. عرفاً و صوفیه به استدلالی کردن اندیشه‌های خود برآمدند چنان‌که در قرن بعد این مهم توسط ابن عربی به کمال رسید. در این سده بدنبال منازعات مذهبی نزاع بین شیعه و سنی چشمگیرتر شد و کتاب النقص در دفاع از تشیع از تأثیرات آنست. انکار صوفیه توسط متشرعان در این قرن هم ادامه یافت و تشدید شد نمونه آن کتاب تلبیس ابلیس از ابن جوزی در رد صوفیه است. در مقابل دفاعیاتی هم له تصوف (مانند صوفی نامه) تألیف شد.[۵]

تدوین نظری و ذوقی

مرحله دوم این دوره (ربع آخر قرن ششم تا پایان قرن هفتم) با عارفان نامور و تأثیرگذاری مانند: عطار نیشابوری (م۶۱۸)، مولوی (م ۶۷۲)، روزبهان بقلی (م۶۰۶)، شهاب الدین سهروردی (م۶۸۸) و ابن فارض (م ۶۳۲) عصر طلایی عرفان را ببار نشست. در این دوره عرفان ادبی با مولوی و عراقی و عرفان نظری با محی الدین و شاگردانش به اوج رسید به گونه‌ای که دوره‌های بعدی عرفان بسیار متأثر از فرزانگان این مرحله است.

قرن هفتم، تصوف و عرفان شاهد تلفیق عرفان و حکمت اشراق و تدوین مکتب عرفانی (عرفان نظری) توسط ابن عربی است. خانقاه‌ها رواج بیشتر یافت و طریقه کبراویه و اندیشه اشراقی در آن‌ها چشمگیر بود. یورش مغول در ۶۱۶ ق بود و موجب پراکندگی علما و صوفیه شد و انزواگری افراطی توسط بعضی صوفیه در این دوره شکل یافت و عده‌ای دیگر از بزرگان مانند مولوی و سعدی و فخرالدین عراقی به مسافرت و مهاجرت پرداختند. علاوه بر فصوص ابن عربی کتب دیگری نیز برای علمی کردن تصوف (آثار قونوی، عوارف المعارف سهروردی، مرصادالعباد نجم دایه) تألیف شد. از نیمه دوم سده هفتم چند صوفی و عارف شیعی به ترویج تصوفی متمایز پرداختند. شعر عرفانی توسط سعدی، مولوی، و اوحدالدین کرمانی رشد یافت و مورد اقبال همگانی قرار گرفت. خواجه نصیرالدین طوسی ضمن نقد از قلندران و درویشان لاابالی از مدافعان تصوف (در آثار خود) و بزرگانی چون حلاج و بایزید بود.[۶]

از بزرگان صوفیه قرن ششم و هفتم: احمد غزالی، عین القضات همدانی، شیخ احمد جام، سنایی غزنوی، عبدالقادر گیلانی، شهاب الدین یحیی سهروردی (شیخ اشراق)، روزبهان بقلی، شیخ نجم الدین کبری، شیخ عطار، شهاب الدین عمر سهروردی، اوحدالدین کرمانی، ابن عربی، صدرالدین قونوی، مولوی، سعدی، نجم الدین رازی، عزیزالدین نسفی، باباافضل، عبدالسلام کامویی و بهاءالدین مولتانی در هندوستان و ابوالحسن مغربی الشاذلی در شمال آفریقا را می‌توان نام برد.[۷]

تصوف شیعی
سقف مقبره شاه نعمت‌الله ولی، ماهان، کرمان

مرحله سوم این دوره (قرن هشتم و نهم) عارفانی مثل: اوحدی مراغه‌ای (م۷۳۶)، علاء الدین سمنانی (م ۷۳۶)، شاه نعمت‌الله ولی (م ۸۳۴)، سید حیدر آملی (متوفای اواخر قرن هشتم) و جامی (م ۸۹۸) که با کوشش عارفانی همچون سید حیدر آملی و …، عرفان به تشیع نزدیک شد.

قرن هشتم، تصوف علمی و مدون مورد توجه قرار گرفت و تصوف به تشیع نزدیک و با تصوف اهل سنت متمایز شد، از صوفیه شیعه، شیخیه جوریه در خراسان (پیروان شیخ خلیفه) و سادات مرعشی در آمل (پیروان میرقوام الدین مرعشی) و صوفیه قزلباش و صفویه (پروان شیخ صفی الدین اردبیلی) از آن جمله‌اند. عرفان ذوقی و شاعرانه بدست حافظ به کمال رسید. تصوف مورد توجه ایلخانان مغول و وزرایشان واقع شد از جمله به کم آن‌ها خانقاهات رو به فزونی رفت اما این امور موجب تظاهر در تصوف و ابتذال آن شد. از مهم‌ترین کتب صوفیه مصباح الهدایه عزالدین محمود کاشانی است. از عارفان شاعر قرن هشتم: خواجوی کرمانی، اوحدی مراغه‌ای، کمال خجندی، شیرین مغربی، عبدالرزاق کاشانی، علاءالدوله سمنانی و سید علی همدانی می‌باشند.[۸]

قرن نهم، تصوف با توجه تیموریان به آن متصوفه و فرق آن فزونی یافت و عمق و کیفیت آن کاسته شد. تصوف بیشتر به تشیع نزدیک شد. شریعت و طریقت به هم آمیخت و علمای دین هم صوفیه و عرفاً موافق و گرایش داشتند. عرفان ذوقی هم ادامه داشت. بعضی مشایخ بزرگ صوفیه متصدی امور شرع هم بودند. اما افراد صوفی نما نیز کم نبودند.[۹]

بزرگان صوفیه قرن هشتم و نهم: محمود شبستری، صفی الدین اردبیلی، علاءالدوله سمنانی، اوحدی مراغه‌ای، امین‌الدین بلیانی کازرونی، خواجوی کرمانی، عماد فقیه کرمانی، حافظ شیرازی، شاه نعمت‌الله ولی، قاسم انوار، داعی شیرازی، جامی، کمال الدین خوارزمی، جمالی اردستانی، سید محمد نوربخش، شمس الدین محمد لاهیجی.[۱۰]

قرن دهم قمری تاکنون[ویرایش]

رکود و تطور

دوره سوم تاریخ تصوف از قرن ده تا حال، دوره رکود و تطور تصوف و عرفان است و تصوف به شریعت نزدیک بلکه در هم آمیخته شد با پیدایش ملا صدرا عرفان با فلسفه به هم آمیخت. تصوف و عرفان طریقت مآب دستخوش تعدد در فرقه‌ها و فخرفروشی و مطالبه منافع دنیوی شد اما همواره علمای عارف روشن بین شیعه در تاریخ شیعه بدور از مظاهر و آداب تصوف و بدون نام تصوف (در این دوره معمولاً با نام عرفان)، عرفان اسلامی را ترویج می‌دادند که در این دوره بشکلی خاص و با تأکید برداشتن استاد (بجای مرشدی در تصوف) ادامه و نمونه بارز آن مکتب سید علی قاضی در عصر معاصر است.

قرن دهم به بعد قزلباشان صوفی نما اعتقاد مردم به تصوف را کم کرد و به علمای دین تمایل بیشتر نشان دادند.

قرن یازدهم و دوره صفویه عده‌ای از علما چون مجلسی دوم و محقق قمی و … صوفیه را رد می‌کردند اما شیخ بهایی، میر داماد، فندرسکی، ملا صدرا، مجلسی اول و فیض کاشانی فیلسوف و عارفان دین بودند و بنوعی به تصوف التفات می‌کردند اما از آداب طریقت و متظاهر تصوف بدور بودند. مخالفت بعضی علما با تصوف به طرد بعضی صوفیه انجامید. بعضی کتب در دفاع از تصوف هم نوشته آمد.[۱۱]

قرن دوازدهم، تصوف ایرانی به خارج ایران رفت و آثار متعددی پدید آمد و شروح زیادی بر مثنوی نوشته شد. از این قرن و قرن سیزدهم به بعد سلسله‌های صوفیه با اختلافات زیاد متعدد شد و مریدان به سود فرقه در کارهای حکومتی واداشته شدند.[۱۲]

همچنین به بینید[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Sufism is the mystical branch of Islam.[citation needed] A Sufi is a Muslim who seeks annihilation of the ego in God.[1]

Early history

The exact origin of Sufism is disputed. Some sources state that Sufism is the inner dimensions of the teachings of Muhammad whereas others say that Sufism emerged during the Islamic Golden Age from about the 8th to 10th centuries. However Islamic scholars predating the Islamic Golden Age were referred to as Sufis, like Hasan of Basra. According to Ibn Khaldun Sufism was already practiced by the Sahaba, but with the spread of material tendencies, the term Sufi was just applied to those who emphasize the spiritual practice of Islam.[2]

Towards the end of the first millennium CE, a number of manuals began to be written summarizing the doctrines of Sufism and describing some typical Sufi practices. Two of the most notable are Kashf al-Mahjûb (Revelation of the Veiled) of Hujwiri, and Risâla (The Message) of Al-Qushayri.[3] According to the late medieval mystic Jami, Abd-Allah ibn Muhammad ibn al-Hanafiyyah (died c. 716) was the first person to be called a "Sufi".[4]

Two of Al Ghazali's greatest treatises, the "Revival of Religious Sciences" and the "Alchemy of Happiness," argued that Sufism originated from the Qur'an and was thus compatible with mainstream Islamic thought, and did not in any way contradict Islamic Law—being instead necessary to its complete fulfillment. This became the mainstream position among Islamic scholars for centuries, challenged only recently on the basis of selective use of a limited body of texts[example needed]. Ongoing efforts by both traditionally trained Muslim scholars and Western academics are making Al-Ghazali's works available in English translation for the first time,[5] allowing English-speaking readers to judge for themselves the compatibility of Islamic Law and Sufi doctrine.

The tomb of Khoja Afāq, near Kashgar, China.

All Sufi orders claim a direct chain of leadership to Muhammad, through Ali, with the exception of the Naqshbandis who claim a direct connection to Muhammad through Abu Bakr. In the eleventh century, Sufi orders (Tariqa) were instrumental in the institutional spread of Sufism.[6]

Muslim Spain

Beginning in the 9th century and continuing throughout the 10th century, al-Andalus was home to fairly strict, orthodox beliefs and practices.[7] Quranic studies and jurisprudence (fiqh) were the accepted and promoted types of scholarship that shaped the region’s beliefs and practices. Early fuqaha in Spain were somewhat skeptical of philosophical thought as well as of Sufism. In later centuries, especially the twelfth and thirteenth, Sufism became more accepted and somewhat assimilated into Andalusi Islam.[8] Scholars have generally seen this later flourishing in two different ways. For some, it reflects the influence of the mystical tradition in Cordoba attributed to Ibn Masarra.[9] Others give exclusive credit to the influence of eastern mystics, most often including al-Ghazali's thoughts and teachings.[10]

One figure in particular has often been credited as being the earliest introduction of Sufism to Spain: Ibn Masarra.[11] He lived from 883 to 931 and was born outside of Cordoba. Many consider him to have established the first Sufi school in the province; however, his teachings were outside of the so-called "mainstream" Sufism that was more common in the East during his lifetime.[12] With Ibn Masarra there was a “brief flowering”[13] of Sufism in Spain, and later Spanish Sufis reflected his influence on them. After Ibn Masarra’s death, in 940 his followers fell under heavy persecution under the jurists who destroyed Ibn Masarra's works and also forced his followers to recant.[14] The effects of his thought and that of his disciples would appear again in the twelfth and thirteenth centuries amidst later Sufis such as Ibn Arabi.[15]

By the twelfth century, shifts towards the acceptance—or at least tolerance—of philosophy and Sufism into what had previously been strictly orthodox beliefs were occurring. Many people began to read and translate the works of philosophers such as Aristotle and Plato. At the forefront of the philosophical movement in Spain were Ibn Bajjah, Ibn Tufail, Ibn Rushd, and a Jewish scholar named Ibn Maimun.[16] Ibn Tufail introduced the element of Sufism into this philosophical way of thinking. Andalusi Sufism was at its peak at this time.[17] Also at this time, eastern Sufism was developing more as a communal movement, whereas that of the West (including in al-Andalus), it remained largely an individual pursuit.[18]

A group of Sufi masters who defended the works of theosophists such as Ghazali and al-Qushayri began emerging in the late eleventh and early- to mid-twelfth centuries. Abu l-‘Abbas ibn al-‘Arif (1088-1141) was one of the most prominent Sufis in Spain and one of the earliest ones during Sufism's peak in the peninsula.[7] He belonged to what Spanish scholar of Islam, Miguel Asin Palacios, termed the "School of Almeria," so named for its geographical location.[19] Ibn al-Arif was one of the first to interpret Ghazali in the West, and he also founded a method of spiritual training called tariqah.[16] Ibn al-‘Arif's disciple Ibn Qasi set up a group of religious followers in Portugal and built a monastery in Silves. He authored the Khal al-Na’lain, which Ibn ‘Arabi would later write a commentary on.[20] Ibn Barrajan (d. 1141), who a student and friend of Ibn al-‘Arif, lived and taught in Seville but was originally from North Africa, has been called the Ghazali of the West.[21] Ibn Barrajan and Ibn al-‘Arif were both tried for heresy because their views conflicted with those of the Almoravids in power; however, Ibn Barrajan appears to have been more active in using Sufism as a means of challenging Quranic scholars and jurists.[22]

Ibn Arabi, another key figure of this period of Sufism in the region, was born in Murcia in 1165 at the beginning of the Almohad reign. He is one of the most important Sufis of Spain, although he--like many other Andalusi Sufis--would eventually leave the peninsula and travel throughout North Africa and the East.[23] His works in Andalusia focused mainly on the perfect human individual, monastic metaphysics, and mystical path to spiritual and intellectual perfection. Central themes of Ibn 'Arabi's were the unity of all beings, or “wahdat al-wujud,” and also how God reflects God’s self in the world.[24] According to Ibn ‘Arabi, the main practices of Andalusi Sufis included ascesis, poverty, and devotion to the Qur’an.[25]

Not long after the death of Ibn ‘Arabi, al-Andalus experienced a “spiritual aridity”[26] in the mid-fourteenth century. The one exception to that trend was Ibn Abbad al-Rundi (1332-1390), a member of the Shadhiliyya order who was born in Ronda and whose scholarship brought together mystical and juridical paths.[27] His work helped Sufism become more accepted within the Islamic sciences.[28]

Although Sufism would no longer directly be a part of Andalusi life after the Catholic Monarchs expelled Muslims from Spain, in the Spanish Christian mystics of the sixteenth century, such as San Juan de la Cruz and Teresa of Avila, many have seen Sufism’s lasting influence in Spain.[29]

13th to 16th Centuries

Between the 13th and 16th centuries CE, Sufism produced a flourishing intellectual culture throughout the Islamic world, a "Golden Age" whose physical artifacts are still present. In many places, a lodge (known variously as a zaouia, khanqah, or tekke) would be endowed through a pious foundation in perpetuity (waqf) to provide a gathering place for Sufi adepts, as well as lodging for itinerant seekers of knowledge. The same system of endowments could also be used to pay for a complex of buildings, such as that surrounding the Süleymaniye Mosque in Istanbul, including a lodge for Sufi seekers, a hospice with kitchens where these seekers could serve the poor and/or complete a period of initiation, a library, and other structures. No important domain in the civilization of Islam remained unaffected by Sufism in this period.[30]

Sufism was an important factor in the historical spread of Islam, and in the creation of regional Islamic cultures, especially in Africa[31] and Asia. Recent academic work on these topics has focused on the role of Sufism in creating and propagating the culture of the Ottoman world, including a study of the various branches of the Naqshbandi[32] and Khalwati orders,[33] and in resisting European imperialism in North Africa and South Asia.[34]

Spread to India

Nizamuddin Auliya's tomb (right) and Jama'at Khana Masjid (background), at Nizamuddin Dargah complex, in Nizamuddin West, Delhi

Muslims of South Asia prominently follow the Chishtiyya, Naqshbandiyyah, Qadiriyyah and Suhrawardiyyah orders. Of them the Chishti order is the most visible. Khwaja Moinuddin Chishti, a disciple of Khwaja Usman Harooni, the propounder of this order, introduced it in India. He came to India from Afghanistan with the army of Shihab-ud-Din Ghuri in 1192 AD and started living permanently in Ajmer from 1195. Centuries later, with the support of Mughal rulers, his shrine became a place of pilgrimage. Akbar used to visit the shrine every year.[2] Some Sufis were not against absorbing ideas from Hinduism for their devotional songs with Sufism playing the primary role as a point of contact between Hinduism and Islam.189 This conversion left many of those who converted via Sufism more Hindu in practice than Muslim.194

Turkic conquests in South Asia were accompanied by four Sufi mystics of the Chishtiyya order from Afghanistan: Moinuddin (d. 1233 in Ajmer), Qutbuddin (d. 1236 in Delhi), Nizamuddin (d.1335 in Delhi) and Fariduddin (d.1265 in Pakpattan now in Pakistan) [3]. During the reign of Muhammad bin Tughluq, who spread the Delhi sultanate towards the south, the Chistiyya spread its roots all across India.[4] The Sufi shine at Ajmer in Rajasthan and Nizamuddin Auliya in Delhi, Ashraf Jahangir Semnani in Kichaucha Shariff belong to this order.

The Suharawardi order was started by Abu al-Najib Suhrawardi, a Persian Sufi born in Sohrevard near Zanjan in Iran, and brought to India by Baha-ud-din Zakariya of Multan. The Suhrawardiyyah order of Sufism gained popularity in Bengal.[5] In addition, the Suhrawardiyyah order, under the leadership of Abu Hafs Umar al-Suhrawardi (d. 1234), also bequeathed a number of teachings and institutions that were influential in shaping other order that emerged during later periods.

The Khalwati order was founded by Umar al-Khalwati, an Azerbaijani Sufi known for undertaking long solitary retreats in the wilderness of Azerbaijan and northwestern Iran. While the Indian Subcontinent branches of the order did not survive into modern times, the order later spread into the Ottoman Empire and became influential there after it came under persecution by the rise of the Safavid Shahs during the sixteenth century.[33]

The Qadiriyyah order founded by Abdul Qadir Gilani whose tomb is at Baghdad. It is popular among the Muslims of South India.

Baha-ud-Din Naqshband (1318-1389) of Turkestan founded Naqshbandi order of Sufism. Khwaja Razi-ud-Din Muhammad Baqi Billah whose tomb is in Delhi, introduced the Naqshbandi order in India. The essence of this order was insistence on rigid adherence to Sharia and nurturing love for the Prophet. It was patronized by the Mughal rulers, as its founder was their ancestral Pir (Spiritual guide). "The conquest of India by Babur in 1526 gave considerable impetus to the Naqshbandiyya order" [6]. Its disciples remained loyal to the throne because of the common Turkic origin. With the royal patronage of most of the Mughal rulers, the Naqshbandi order caused the revival of Islam in its pure form.

Modern history

Current Sufi orders include Ba 'Alawiyya, Chishti, Khalwati, Naqshbandi, Nimatullahi, Oveyssi, Qadria Noshahia, Qadiria Boutshishia, Qadiriyyah, Qalandariyya, Sarwari Qadiri, Shadhliyya and Suhrawardiyya.[35]

Sufism is popular in such African countries as Morocco and Senegal, where it is seen as a mystical expression of Islam.[36] Sufism is traditional in Morocco but has seen a growing revival with the renewal of Sufism around contemporary spiritual teachers such as Sidi Hamza al Qadiri al Boutshishi. Mbacke suggests that one reason Sufism has taken hold in Senegal is because it can accommodate local beliefs and customs, which tend toward the mystical.[37]

Sufism suffered setbacks in North Africa during the colonial period; the life of the Algerian Sufi master Emir Abd al-Qadir is instructive in this regard.[38] Notable as well are the lives of Amadou Bamba and Hajj Umar Tall in sub-Saharan Africa, and Sheikh Mansur Ushurma and Imam Shamil in the Caucasus region.

In the 20th century some more modernist Muslims have called Sufism a superstitious religion that holds back Islamic achievement in the fields of science and technology.[39]

A number of western converts to Islam have also embraced Sufism,[citation needed] sometimes resulting in considerable syncretism or generic spiritualism detached from Islam, as in the case of "Universal Sufism" or the writings of René Guénon or G. I. Gurdjieff.

One of the first to return to Europe as an official representative of a Sufi order, and with the specific purpose to spread Sufism in Western Europe, was the Ivan Aguéli. Other noteworthy Sufi teachers who were active in the West include Bawa Muhaiyaddeen, Inayat Khan, Nazim Al-Haqqani, Javad Nurbakhsh, Bulent Rauf, Irina Tweedie, Idries Shah and Muzaffer Ozak.

Currently active Sufi academics and publishers include Llewellyn Vaughan-Lee, Nuh Ha Mim Keller, Abdullah Nooruddeen Durkee, Abdal Hakim Murad, Syed Waheed Ashraf and the Franco-Moroccan Faouzi Skali.

Orientalism

Orientalists proposed a variety of origin theories regarding Sufism, such as that it originated as an Aryan response to Semitic influence, Buddhism, Neo-Platonism, and Christian ascetism or Gnosticism.[40][41] Modern academics and scholars,[which?] however, have rejected early Orientalist theories asserting a non-Islamic origin of Sufism,[42][43][44] Carl Ernst states that the tendency to try and disassociate Islam from Sufism was an attempt by Orientalists to create a divide between what they found attractive within Islamic civilization (i.e. Islamic spirituality) and the negative stereotypes of Islam that were present in Britain.[45][46] Hosein Nasr states that non-Islamic origin theories are false according to the point of view of Sufism.[40] Many have asserted Sufism to be unique within the confines of the Islamic religion, and contend that Sufism developed from people like Bayazid Bastami, who, in his utmost reverence to the sunnah, refused to eat a watermelon because he did not find any proof that Muhammad ever ate it.[47][48] According to William Chittick Sufism can simply be described as "the interiorization, and intensification of Islamic faith and practice."[47]

See also

Notes

  1. ^ Titus, Murray T., Indian Islam, 1979, p 117.
  2. ^ Markovitz, Claude (ed), A History of Modern India, Anthen Press, 2002, p 30.
  3. ^ Contemporary Relevance of Sufism, 1993, published by Indian Council for Cultural Relations.
  4. ^ Rizvi, Saiyied Athar Abbas, History of Sufism in India, Volume 2, 1992, p180.
  5. Chopra, R. M., "SUFISM" (Origin, Growth, Eclipse, Resurgence), 2016, Anuradha Prakashan, New Delhi. ISBN 978-93-85083-52-5.

References

  1. ^ Angha, Nahid (1991). Principles of Sufism (reprint ed.). Fremont, California: Jain Publishing Company (published 1994). pp. 6–8. ISBN 9780875730615. Retrieved 2018-06-24.
  2. ^ Gholamali Haddad Adel, Mohammad Jafar Elmi, Hassan Taromi-Rad Sufism: An Entry from Encyclopedia of the World of Islam EWI Press 2012 ISBN 978-1-908-43308-4 page 3
  3. ^ The most recent version of the Risâla is the translation of Alexander Knysh, Al-Qushayri's Epistle on Sufism: Al-risala Al-qushayriyya Fi 'ilm Al-tasawwuf (ISBN 978-1859641866). Earlier translations include a partial version by Rabia Terri Harris (Sufi Book of Spiritual Ascent) and complete versions by Harris, and Barbara R. Von Schlegell.
  4. ^ Rashid Ahmad Jullundhry, Qur'anic Exegesis in Classical Literature, New Westminster: The Other Press, 2010. ISBN 9789675062551
  5. ^ Several sections of the Revival of Religious Sciences have been published in translation by the Islamic Texts Society; see http://www.fonsvitae.com/sufism.html. The Alchemy of Happiness has been published in a complete translation by Claud Field (ISBN 978-0935782288), and presents the argument of the much larger Revival of Religious Sciences in summary form.
  6. ^ Carl W. Ernst (2003), Tasawwuf [Sufism], Encyclopedia of Islam and the Muslim World, The institutional spread of Sufism was accomplished through the “ways” or Sufi orders (see Tariqa), which increasingly from the eleventh century offered the prospect of spiritual community organized around charismatic teachers whose authority derived from a lineage going back to the Prophet Muhammad himself.
  7. ^ a b Trimingham, J. Spencer (1998). The Sufi Orders in Islam. New York: Oxford University Press. p. 46.
  8. ^ Sarrano Ruano, Delfina (2006). "Why did the Scholars of al-Andalus distrust al-Ghazali?: Ibn Rushd's al-Jadd's Fatwa on Awliya-Allah". Der Islam: Zeitschrift für Geschichte und Kultur des Islamischen Orients. 83 (1, 137–156): 152.
  9. ^ Maribel Fierro, "The Polemic about the 'Karamat al-awaliya' and the Development of Sufism in al-Andalus," Bulletin of the School of Oriental and African Studies 55, no. 2 (1992), 236.
  10. ^ Addas, Claude (1994). Salma Khadra Jayyusi (ed.). The Legacy of Muslim Spain. Leiden: Brill. pp. 909–936. See p. 911.
  11. ^ Marin, Manuela (1994). Salma Khadra Jayyusi (ed.). The Legacy of Muslim Spain. Leiden: Brill. pp. 878–894. See p. 890.
  12. ^ Knysh, Alexander (2000). Islamic Mysticism : a Short History. Leiden: Brill. p. 113.
  13. ^ Trimingham, J. Spencer (1998). The Sufi Orders in Islam. Leiden: Brill. p. 46.
  14. ^ Knysh, Alexander (2000). Islamic Mysticism: a Short History. Leiden: Brill. p. 115.
  15. ^ Urvoy, Dominique (1994). Salma Khadra Jayyusi (ed.). The Legacy of Muslim Spain. Leiden: Brill. pp. 849–877. See p. 855.
  16. ^ a b Mackeen, A.M. Mohamed (1971). "The Early History of Sufism in the Maghrib Prior to Al-Shadhili (d. 656/1258)". Journal of the American Oriental Society. 91 (3): 398–408. doi:10.2307/600258. JSTOR 600258.
  17. ^ Fierro, Maribel (1992). "The Polemic about the 'karamat al-awliya' and the Development of Sufism in al-Andalus (Fourth/Tenth-Fifth-Eleventh Centuries)". Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London. 55 (2): 236–249. doi:10.1017/s0041977x00004596. hdl:10261/117194.
  18. ^ Addas, Claude (1994). Salma Khadra Jayyusi (ed.). The Legacy of Muslim Spain. Leiden: Brill. pp. 909–936. See p.910.
  19. ^ Cruz Hernandez, Miguel (1994). Salma Khadra Jayyusi (ed.). The Legacy of Muslim Spain. Leiden: Brill. pp. 777–803. See pa. 780.
  20. ^ A.M Mohamed Mackeen, "The Early History of Sufism in the Maghrib Prior to Al-Shadhili" Journal of the American Oriental Society 91, no 3 (1971): 403
  21. ^ Faure, A. (2013). "Ibn Barrad̲j̲ān". Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Brill Online.
  22. ^ Urvoy, Dominique (1994). The Legacy of Muslim Spain. Leiden: Brill. pp. 849–877. See p. 864.
  23. ^ Knysh, Alexander (2000). Islamic Mysticism: a Short History. Leiden: Brill. p. 164.
  24. ^ Knysh, Alexander (2000). Islamic Mysticism: a Short History. Leiden: Brill. pp. 168–169.
  25. ^ Addas, Claude (1994). Salma Khadra Jayyusi (ed.). The Legacy of Muslim Spain. Leiden: Brill. pp. 909–936. See p. 928.
  26. ^ Trimingham, J. Spencer (1998). The Sufi Orders in Islam. New York: Oxford University Press. p. 84.
  27. ^ Honerkamp, Kenneth L. (2009). Amina Gonzalez Costa and Gracia Lopez Anguita (ed.). Historia del sufismo en al-Andalus: Maestros sufies de al-Andalus y el Magreb. Cordoba, Spain: Almuzara. pp. 143–164.
  28. ^ Honerkamp, Kenneth L. (2009). Amina Gonzalez Costa and Gracia Lopez Anguita (ed.). Historia del sufismo en al-Andalus: Maestros sufies de al-Andalus y el Magreb. Cordoba, Spain: Almuzara. pp. 145, 163.
  29. ^ Lopez-Baralt, Luce (1994). Salma Khadra Jayyusi (ed.). The Legacy of Muslim Spain. Leiden: Brill. pp. 505–554. See p. 530.
  30. ^ Victor Danner - "The Islamic Tradition: An introduction." Amity House. February 1988.
  31. ^ For the pre-modern era, see Vincent J. Cornell, Realm of the Saint: Power and Authority in Moroccan Sufism, ISBN 978-0-292-71209-6; and for the colonial era, Knut Vikyr, Sufi and Scholar on the Desert Edge: Muhammad B. Oali Al-Sanusi and His Brotherhood, ISBN 978-0-8101-1226-1.
  32. ^ Dina Le Gall, A Culture of Sufism: Naqshbandis in the Ottoman World, 1450-1700, ISBN 978-0-7914-6245-4.
  33. ^ a b John J. Curry, The Transformation of Muslim Mystical Thought in the Ottoman Empire: The Rise of the Halveti Order, 1350-1650, ISBN 978-0-7486-3923-6.
  34. ^ Arthur F. Buehler, Sufi Heirs of the Prophet: The Indian Naqshbandiyya and the Rise of the Mediating Sufi Shaykh, ISBN 978-1-57003-783-2.
  35. ^ The Jamaat Tableegh and the Deobandis by Sajid Abdul Kayum, Chapter 1: Overview and Background.
  36. ^ "Sufism and Religious Brotherhoods in Senegal," Babou, Cheikh Anta, The International Journal of African Historical Studies, v. 40 no1 (2007) p. 184-6
  37. ^ Sufism and Religious Brotherhoods in Senegal, Khadim Mbacke, translated from the French by Eric Ross and edited by John Hunwick. Princeton, N.J.: Markus Wiener, 2005.
  38. ^ See in particular the biographical introduction to Michel Chodkiewicz, The Spiritual Writings of Amir Abd Al-Kader, ISBN 978-0-7914-2446-9.
  39. ^ From the article on Sufism in Oxford Islamic Studies Online
  40. ^ a b Nasr, Seyyed Hossein Nasr (1993-01-01). An Introduction to Islamic Cosmological Doctrines. ISBN 9780791415153. Retrieved 17 January 2015.
  41. ^ Mark Sedgwick Western Sufism: From the Abbasids to the New Age Oxford University Press 9780199977659 2016 p. 36
  42. ^ Carl W. Ernst (2003), Tasawwuf [Sufism], Encyclopedia of Islam and the Muslim World
  43. ^ Chittick, William (2007), Sufism: A Beginner's Guide, Oneworld Publications, p. 6, ISBN 978-1-78074-052-2
  44. ^ [1] Encyclopædia Britannica, Retrieved on August 1st, 2016
  45. ^ Chittick, William (2007), Sufism: A Beginner's Guide, Oneworld Publications, p. 6, ISBN 978-1-78074-052-2
  46. ^ Carl W. Ernst, "Between Orientalism and Fundamentalism:Problematizing the Teaching of Sufism" in Teaching Islam, Oxford University Press, pp. 108–123
  47. ^ a b Chittick 2007.
  48. ^ Nasr, Hossein (1993). An Introduction to Islamic Cosmological Doctrines. SUNY Press. ISBN 978-0-7914-1515-3.

Further reading

  • See Introduction in "Great Sufi Poets of The Punjab" by R. M. Chopra, 1999, Iran Society, Calcutta.
  • Chopra, R. M., "SUFISM" (Origin, Growth, Eclipse, Resurgence), 2016, Anuradha Prakashan, New Delhi, ISBN 978-93-85083-52-5.