غلامرضا نیک‌پی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
غلامرضا نیک‌پی
Gholamreza Nikpey portrait.png
شهردار تهران
مشغول به کار
۹ مهر ۱۳۴۸ – ۱ شهریور ۱۳۵۶
در زمانِمحمدرضاشاه پهلوی
نخست‌وزیرامیرعباس هویدا
پس ازجواد شهرستانی
پیش ازجواد شهرستانی
سناتور انتصابی از اصفهان
مشغول به کار
۱ شهریور ۱۳۵۶ – ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
اطلاعات شخصی
زاده۱۳۰۶
اصفهان
درگذشته۲۲ فروردین ۱۳۵۸ (۵۲ سال)
تهران
علت مرگتیرباران
ملیت ایران
حزب سیاسیحزب ایران نوین
حزب رستاخیز
پدراعزازالملک
محل تحصیلمدرسه اقتصاد لندن
دانشگاه تهران
پیشهسیاستمدار
دیناسلام شیعه
خویشاوندان سرشناسظل‌السلطان (پدربزرگ مادری)

غلامرضا نیک‌پی (زاده ۱۳۰۶ - درگذشته ۲۲ فروردین ۱۳۵۸) سیاستمدار و دولتمرد ایرانی دوران پهلوی بود. او از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۶ به مدت هشت سال در سمت شهردار تهران اشتغال داشت. وی همچنین سناتور انتصابی، وزیر آبادانی و مسکن و معاون نخست وزیر بوده‌است. او بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ در تهران تیرباران شد.

نیک‌پی در دوران فعالیت خود در شهرداری تهران، برای حل مشکلات این شهر که به گفته خودش «مثل تار عنکبوت می‌ماند؛ مرکز اصلیش بازار است و مرکز سکونتش شمیران»، به جای مدیریت بر اساس آزمون و خطا، تلاش کرد تهران را از روی «حساب و کتاب»، نوین کند.[۱] از فعالیت‌های مهم نیک‌پی در شهرداری تهران می‌توان به تدوین طرح جامع شهر تهران، ساخت بزرگراه‌ها و پارک‌ها، تصویب طرح جامع متروی تهران و شروع به ساخت آن، اخذ عوارض شهری، احداث پارکینگ‌ها، تعیین حریم شهر تهران و ایجاد کارخانه‌ تبدیل زباله به کود اشاره کرد.[۲] از دهه هفتاد خورشیدی به بعد، برای حل مشکلات شهر تهران، بسیاری از طرح‌هایی که در دوران نیک‌پی برای نخستین بار تصویب و اجرا شده بودند، از جمله طرح جامع شهر تهران و متروی تهران، دوباره پیگیری شدند.[۳]

زندگی‌نامه[ویرایش]

غلامرضا نیک‌پی فرزند عزیزالله نیک‌پی در سال ۱۳۰۶ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش عزیزالله ملقب به اعزازالملک از تحصیلکردگان آمریکا بود که در زمان رضا شاه در سال ۱۳۱۸ استاندار کرمانشاه شده بود و پس از آن در کابینه قوام السلطنه و در سال ۱۳۲۵ به معاونت نخست وزیری و وزارت پست و تلگراف رسید. پدربزرگ مادری غلامرضا نیز ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه قاجار بود که حتی قرار بود بعد از پدرش به جای وی به پادشاهی بنشیند که این‌طور نشد و برادرش مظفرالدین شاه به تخت پادشاهی رسید.

غلامرضا پس از طی دوران کودکی و نوجوانی در اصفهان و کرمانشاه، دیپلم خود را در اصفهان گرفت و برای ادامه تحصیل راهی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد. پس از اخذ لیسانس در سال ۱۳۲۹ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و دکترای اقتصاد بین‌الملل را در سال ۱۳۳۵ در مدرسه اقتصاد لندن دریافت نمود و به ایران بازگشت.

نیک‌پی پس از بازگشت به ایران در شرکت ملی نفت ایران به عنوان معاونت اداری استخدام شد و به مرور به عنوان متصدی تهیه آمار شرکت نفت و سپس به ریاست اداره کل آمار و بررسیهای اقتصادی دست یافت. در زمان تصدیگری ریاست اداره کل آمار و بررسی‌های اقتصادی، حسنعلی منصور ریاست شورای عالی اقتصاد را عهده‌دار بود و به همین جهت ارتباط وی با منصور بیشتر شد. به جهت آشنایی و همراهی بیشتر وی با حسنعلی منصور، نیک‌پی نیز به همراه وی و هویدا از اعضای اصلی کانون مترقی قرار گرفت. پس از تبدیل کانون مترقی به حزب ایران نوین، به عضویت شورای مرکزی این حزب درآمد و بیش از پیش به فعالیت در این حزب پرداخت. وی در اوایل سال ۱۳۴۳ در دولت حسنعلی منصور به معاونت نخست وزیری رسید. پس از ترور منصور، امیرعباس هویدا، دیگر دوست صمیمی نیک‌پی در حزب ایران نوین به نخست وزیری رسید و وی در کابینه وی نیز به معاونت نخست وزیری در امور اجرایی ادامه داد.

پس از مدتی وی در کابینه هویدا به سمت وزارت مشاور منصوب شد که آن را در کنار معاونت نخست وزیری عهده‌دار شد. در سال ۱۳۴۶ غلامرضا نیک‌پی طی حکمی از طرف اسدالله علم وزیر دربار به ریاست اداره کاخ جوانان در کنار دیگر مسئولیت‌هایش انتخاب شد. پس از حدود چهار سال که نیک‌پی سمت معاونت نخست وزیری را برعهده داشت، وی در سال ۱۳۴۷ توانست به وزارت آبادانی و مسکن در کابینه هویدا دست یابد. اما بخاطر یک درگیری فیزیکی با عطاالله خسروانی - وزیر کشور وقت - از این سمت برکنار شد. وی سپس با کمک هویدا توسط انجمن شهر به سمت شهرداری تهران منصوب شد. از اقدامات او در شهرداری تهران می‌توان به: ساخت اتوبانها و پارکها، تدوین طرح جامع شهر تهران، طرح جامع متروی تهران در سال ۱۳۵۰ و شروع به ساخت آن در سال ۱۳۵۶، اخذ عوارض شهری، اخذ عوارض از کامیونها و اتوبوسهای غیر کرایه‌ای و پلاک سفید، احداث پارکینگ، تعیین حریم شهر تهران، ایجاد کارخانه تبدیل زباله به کود، تأسیس آزمایشگاه مکانیک خاک و ایجاد سازمان عمران و نوسازی عباس‌آباد اشاره کرد.[۴][۵]

دستگیری و اعدام[ویرایش]

پس از خروج غلامرضا نیک‌پی از سمت شهرداری در سال ۱۳۵۷، در همان سال وی طی حکمی از محمدرضا شاه پهلوی به نمایندگی از شهر اصفهان به دوره هفتم مجلس سنا راه یافت. وی در مجلس سنا به مدت یک سال مشغول به کار بود که به جهت ماجرای دستگیری برخی از افراد سیاسی، وی نیز دستگیر شد و به زندان افتاد. در زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نیک‌پی در زندان به سر می‌برد؛ پس از حمله مردم به زندان قصر، وی توانست از زندان فرار کند؛ ولی پس از فرار دستگیر شد و دوباره زندانی گردید.

دادگاه و اتهامات[ویرایش]

دادگاه او را به «کلاه‌برداری، خیانت، قتل و غارتگری» متهم می‌کند. شهردار پیشین می‌پرسد: «کدام کلاه‌برداری؟» رییس دادگاه می‌گوید: «مگر نگفتید در خیابان‌ها چاله نداریم. پس این‌همه چاله چیست؟!» نیک‌پی می‌پرسد: « آیا احداث 68 پارک، یک میلیون متر مربع آبادانی در جنوب تهران و ایجاد 18 رشته شاهراه و ساخت 30 پارکینگ و 20 پل، خیانت است؟»[۶]

اتهام دیگر نیک‌پی قتل بوده است. وی سپس می‌گوید: « من کی را کشته‌ام؟!» رئیس دادگاه می‌گوید: «مگر در جریان تخریب 120 آلونک، یک نفر کشته نشد؟» نیک‌پی پاسخ می‌دهد: «آلونک‌ها به دستور دولت تخریب شد و آن یک نفر هم در دعوا و به ضرب چاقو کشته شد.»[۶]

رییس دادگاه سپس به مهره استعمار بودن نیک پی تاکید می‌کند و به او می‌گوید: «پیشنهاد اختصاص یک خط از حاشیۀ خیابان‌ها برای اتوبوس‌ها، پیشنهاد شرکت خارجی «سوفرتو» نبود؟ نیک‌پی پاسخ می‌دهد: «پیشنهاد خوبی بود و پذیرفتیم.» دادگاه می‌گوید: «هر پیشنهاد خارجی خوب است؟ چرا تذکر ندادید سوفرتو استعماری است؟» به علاوه، در دادگاه، طرح فرانسه برای ساخت مترو تهران نیز به عنوان بخشی از دلایل مهره استعمار بودن نیک‌پی اشاره می‌شود.[۶]

سپس یکی از اتهامات اصلی نیک‌پی ترافیک تهران بوده است. دادگاه به او می‌گوید : «به عنوان دکتر در اقتصاد از لندن چرا به مردم هشدار ندادید علت مشکل ترافیک، مردم نیستند و چرا عوامل استعمار را مقصر ندانستید؟» نیک‌پی پاسخ می‌دهد: «مشکل سه بخش دارد. یکی زیادی اتوبوس است». رییس می‌گوید: «این همان روش بورژوازی است.» در جلسه‌ای دیگر بحث ترافیک بالا می‌گیرد و رئیس دادگاه می‌گوید: «انفجار ترافیک مردم را کلافه کرده، ناراحتی‌های اعصاب و مرگ و میرها همه از سنگینی ترافیک است و شما مسؤول ترافیک بودید.» نیک‌پی پاسخ می‌دهد : «مسؤولیت ترافیک با شهربانی بود و یک سال آخر با شهرداری پایتخت و قبول کردم چون قصدم خدمت به خلق بود.» رییس اما می‌گوید: «خدمت نبود، خلق را کُشتید!  شما در ترافیک تهران، سیاست کلی‌تان در جهت تأمین منافع استعمار بوده است.» نیک‌پی در پاسخ می‌گوید: «بنده برای ترافیک تهران دوسال دیگر وقت می‌خواستم تا اولین خط مترو دایر شود و این بزرگراه‌ها به یکدیگر وصل شود و بقیه پل‌هایی که در نظر بود زده شود. من نمی‌دانم دیگر چه کاری از من ساخته بود. کارشناسان بین‌المللی اصلاح ترافیک را در بهبود اتوبوسرانی می‌دانند، در زدن پل می‌دانند، در ایجاد پارکینگ می‌دانند و در احداث بزرگراه می‌دانند.» او همچنین از شاهراه شاهنشاهی سخن می‌گوید (بزرگراه مدرس) و تاکید می‌کند: «اگر این شاهراه را بین خیابان‌های پهلوی (ولی‌عصر کنونی) و کورش کبیر (جاده قدیم یا شریعتی) نکشیده بودیم رفتن به شمیران به جای نیم ساعت 4 ساعت طول می‌کشید.» در ادامه، دادگاه اجرای این طرح‌ها را بسیار دیر توصیف می‌کند، اما نیک‌پی پاسخ می‌دهد که از آغاز مسئولیت خود تلاش کرده که با راه حل‌های مختلف، مشکل ترافیک را حل کند، مشکلی که نه مربوط به زمان حاضر، بلکه از نظر او برآمده از چند دهه قبل بوده است: « در سال ۱۳۲۰ که متفقین به ایران حمله کردند با هجوم جمعیت از روستا به شهرها و تهران و اتومبیل‌هایی که خریدند در آن زمان دولت وقت می‌بایستی فکری به حال ترافیک می‌کرد.» در نهایت رئیس دادگاه می‌گوید که مشکل ترافیک در زمان شهرداری نیک‌پی بوده است، در مقابل نیز نیک پی قبول نمی‌کند.[۶][۵]

اعدام[ویرایش]

در نهایت بحث‌ها بی‌فایده بود و دادگاه وی را به دلیل همان اتهامات داده شده در طول دادگاه، همچون همکاری با استعمار غرب، همکاری با رژیم پهلوی، کم‌کاری فراوان در هنگام تصدی پست شهرداری از جمله حل نکردن معضل ترافیک، اخذ رشوه فراوان در حین مسئولیت، فساد مالی فراوان، واگذاری مناقصه‌های دولتی به اشخاص به جهت منافع شخصی، تغییر طرح جامع تهران، ایجاد بازار برای فروش ابزار و ماشینهای خارجی و جلوگیری از بورژوازی ملی و کاهش تولید ملی و … به اعدام محکوم کرد و در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ به عنوان مفسدفی‌الارض تیرباران گردید.[۷][۶]

فعالیت‌ها[ویرایش]

  • ساخت ۷ مجسمه و استقرار آن‌ها در شهر
  • طرح احداث چهار واحد مسکونی در اراضی خارج از محدوده
  • تغییر نام رفتگر به کارگر خدمات شهری
  • ایجاد قسمت در آمدهای عمومی
  • ایجاد سازمان اداره کل بودجه
  • جانشین نمودن اتوبوسهای لوکس به جای مینی بوس
  • تخصیص مبالغی برای ایجاد ساختمان و نگهداری اطفال معلول
  • اصلاح سازمان شهرداری پایتخت
  • تخصیص مبالغی برای احداث سیل بند غرب تهران
  • تجدید ساختمان مغازه‌های موجود شهر که قبل از تصویب طرح جامع وجود داشته‌است
  • ایجاد ساختمان اداره کل مکانوگرافی و آمار ۱۳۵۱
  • ایجاد پارک نیاوران
  • ایجاد سازمان امور بازرسی
  • ایجاد سازمان موتوری
  • تغییر سازمان کشتارگاه و سردخانه تهران
  • تجدید نظر در سازمان معاونت شهرسازی و برنامه‌ریزی و شهرسازی مناطق
  • احداث پارکینگ‌های منطقه‌ای در جنوب خیابان تخت جمشید (طالقانی)
  • ایجاد خانه‌های سازمانی و آپارتمان‌سازی برای کارمندان شهرداری
  • مصرف ۵۰ میلیون ریال اعتبار دولت جهت امور عمرانی و تنظیف جنوب شهر
  • احداث پارک و ساختمان دریاچه مصنوعی در جنوب میدان شهیاد (آزادی)
  • طرح ایجاد خانه‌های سازمانی جهت کادر افراد پلیس اداره راهنمائی و رانندگی پایتخت و طرح خانه‌های سازمانی، آسایشگاه سیصد تختخوابی سالمندان و حمام در کهریزک

منابع[ویرایش]

  1. «تهران و شهردارش؛ رام کردن شهر سرکش». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۲۰.
  2. Tavaana (۲۰۱۶-۰۴-۱۰). «غلام‌رضا نیک‌پی؛ شهردار تهران که اعدام شد». توانا. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۲۰.
  3. «جمهوری اسلامی ایران: از بازرگان تا روحانی».
  4. «جناب آقای غلامرضا نیک‌پی 1348 الی 1356 (89 ماه)». شهرداری تهران. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۴.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ «مترو، شیراک و بنجل فروشی». روزنامه دنیای اقتصاد. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۱-۲۰.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ «داستان اعدام آن ۱۱ نفر». تاریخ ایرانی. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۹-۰۵.
  7. «غلامرضا نیک‌پی». پژوهشکده باقر العلوم. دریافت‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۴.