محمدرضا سعادتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمدرضا سعادتی
Mohamad Reza Saadati.jpg
زادروز ۱۳۲۳
شیراز،
درگذشت تیر ۱۳۶۰
تهران،
شناخته‌شده برای از چهره‌های شاخص سازمان مجاهدین خلق ایران
اتهام‌ها ارتباط با کشور بیگانه و جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی
مجازات‌ها به ۱۰ سال زندان محکوم شد اما پس از وقایع خرداد ۱۳۶۰ اعدام گردید

سید محمدرضا سعادتی (۱۳۲۳، شیراز - ۱۳۶۰، تهران) از چهره‌های شاخص سازمان مجاهدین خلق ایران بود. وی متهم به ارتباط با کشور بیگانه و جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی بود.[۱] سعادتی هنگام در اختیار گذاشتن پرونده سرلشکر مقربی به ولادیمیر فنسینکو (دبیر اول سفارت شوروی) در ۲ شهریور ۱۳۵۸ توسط کمیته مستقر در سفارت آمریکا (گروه ماشالله قصاب) دستگیر شد.[۲][۳] وی توسط موسوی تبریزی به ۱۰ سال زندان محکوم شد اما پس از وقایع خرداد و تیر ۱۳۶۰ اعدام گردید.

واکنشها به دستگیری[ویرایش]

سران سازمان در اولین واکنش به دستگیری سعادتی نزد آیت‌الله خمینی رفتند. در این دیدار که در قم انجام شد، مسعود رجوی، موسی خیابانی و تنی چند از اعضای سازمان حضور داشتند. روزنامه کیهان تیتر بزرگی از صفحه اول شنبه ۸ اردیبهشت را به این دیدار اختصاص داد. با به نتیجه نرسیدن لابی‌ها سازمان مجاهدین خلق یکماه پس از دستگیری سعادتی رسماً این موضوع را اعلام نمود و ضمن رد اتهام جاسوسی نسبت به جلوگیری از ملاقات وی با همسرش و عدم دسترسی اش به وکیل اعتراض نمودند. از ۲۵ خرداد ۵۸ تا ۹ تیرماه آن سال سازمان مجاهدین بیش از ۷ اطلاعیه در حمایت از وی صادر نمود که به توجیه عمل او در برقراری ارتباط با شوروی و ادعای شکنجه وی می‌پرداخت. همچنین خانواده‌های هوادار مجاهدین به سرپرستی خانواده رضایی و بدیع زادگان تحصنی را در مقابل وزارت دادگستری ترتیب دادند و خواستار آزادی سعادتی شدند. این تحصن تنها زمانی خاتمه یافت که آیت‌الله سید محمود علایی طالقانی اطمینان داد سعادتی بزودی آزاد خواهد شد.[۴]

در تیرماه ۵۸ اطلاعیه‌ای با امضای ۴۲ تن از شاعران و نویسندگان چپگرا از جمله احمد شاملو، سیمین بهبهانی، گلی ترقی و... منتشر شد و سعادتی را «گروگان آزادی در چنبر تهمت‌ها و افتراهای مرموز» خواندند و خواهان آزادی او شدند.

سعادتی خود نیز در نامه‌ای به دادستان کل، خواستار حضور نماینده‌ای از سازمانش شد اما به رغم اشتراک این پیشنهاد از سوی گروه‌های مختلف، از آنجا که بیم دستگیری افراد مراجعه کننده می‌رفت و اکبر طریقی هم بعد از مراجعه بازداشت شد، سازمان نماینده خود را به دادگاه وی نفرستاد.[۵]

حاشیه‌های پرونده در سالهای بعد[ویرایش]

مصطفی تاج‌زاده در مصاحبه با روزنامه شرق می‌گوید:

"… سعادتی به جرم جاسوسی دستگیر شد و به چند سال زندان محکوم شد. اما پس از شهادت محمد کچویی در زندان مشخص شد که فردی که کچویی را ترور کرده یعنی آقای کاظم افجه‌ای از طریق سعادتی جذب سازمان شده و این ترور را صورت داده بود. منتها نکته مهم این بود که سعادتی... مخالف مشی مسلحانه بود... و نباید وارد فاز مسلحانه شد. ... تز رجایی این بود که با زنده ماندن سعادتی می‌توان در سازمان خط فعالیت سیاسی را به جای فاز نظامی تقویت کرد یا باعث ایجاد انشعابی در سازمان شد که بعدها به سوی فعالیت مسلحانه سوق داده نشوند و معتقد بود اگر چنین اتفاقی بیفتد برای ما مقابله سیاسی با مجاهدین خلق در درازمدت بهتر از وارد شدن به فاز مسلحانه و فعالیت غیرقانونی سازمان است. وقتی محمدعلی رجایی شنید که می‌خواهند سعادتی را اعدام کنند تلاش زیادی کرد که جلوی اعدام را بگیرد تا به تأخیر بیندازند تا مسئله را در سطح بالاتر بررسی کنند. ظاهراً مسئول مربوطه [لاجوردی] می‌دانست که در موضع بالاتر ممکن است مانع اعدام شوند، تا وقتی سعادتی اعدام نشد جواب تلفن رجایی را نداد. با اعدام سعادتی وصیت نامه معتبرش نیز از سوی مخالفان به عنوان اینکه ساختگی است کارکرد خود را از دست داد. در صورتی که وی حداقل کاری که می‌توانست بکند این بود که افرادی نظیر مهندس بازرگان و دکتر عزت‌الله سحابی را دعوت کند تا سعادتی خودش وصیتنامه اش را در اختیار اینها بگذارد که در سازمان مورد بحث واقع شود و بتواند تأثیرگذار باشد.[۶]

او در مصاحبه با مجله چشم‌انداز ایران نیز گفته‌است:

«در صورت عدم اعدام سعادتی، ممکن بود برخی انفجارها و ترورها که متقابلاً خشونت‌هایی را از طرف مقابل در پی داشت، ایجاد نشود. البته عده‌ای از صاحب‌نظران معتقدند به علت هژمونی رهبری، انسجام تشکیلاتی و اندیشه و مشی رجوی، انشعاب در مجاهدین خلق منتفی بود؛ ولی چون این مسیر طی نشد، هیچ‌یک از دو ادعا قابل اثبات نیست.»

سعید حجاریان و بهزاد نبوی نیز در مصاحبه‌هایی این فرضیه را مطرح کرده‌اند که سعادتی در پی مخالفت با مشی مسلحانه سازمان بود و با حفظ او می‌شد از خشونت‌های بعد جلوگیری کرد.

حجاریان در گفتگو با نشریه نگاه نو، می‌گوید که لاجوردی خود بدون تشکیل دادگاه، سعادتی را اعدام نموده‌است. البته حسین موسوی تبریزی رئیس دادگاه اول سعادتی دربارهٔ اعدام وی می‌گوید: «گویا حکم اعدام سعادتی را آیت‌الله محمدی گیلانی صادر کردند.»[۷]

چنان‌که بعدها مشخص شد سعادتی در زندان مبارزه مسلحانه را نفی نموده بود، و اعلام چنین موضعی از سوی وی می‌توانست از بسیاری خونریزی‌های بعدی جلوگیری نماید. اما جناح تندرو در جمهوری اسلامی (بوسیله اسدالله لاجوردی) با اعدام سریع و خارج از ضابطه وی باعث از دست رفتن این فرصت شدند. متن وصیت‌نامه سعادتی که پس از مرگ وی منتشر شد مؤید این ادعا است؛ ولی سازمان مجاهدین این وصیت‌نامه را ساختگی و بی اعتبار دانست.

پانویس[ویرایش]

  1. از نگاه ساواک: گروه‌های چپ و ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی، بی‌بی‌سی فارسی
  2. عزت‌الله سحابی، نیم قرن خاطره و تجربه، صفحهٔ ۹۴
  3. ماشاالله قصاب پیشینه روشنی نداشت و بعید نبود که با مأمورین سفارت آمریکا نیز تماس و ارتباطی داشته باشد
  4. Abrahamian, A. (۱۹۸۹), Radical Islam-The Iranian Mojahedin, Wiltshire, I.B.Tauris & Co
  5. اکبر طریقی که از اعضای سازمان بود و در دادستانی انقلاب اسلامی کار می‌کرد با استفاده از حکم دادستانی انقلاب که به وی اجازه امانت گرفتن پرونده‌های مأموریت اطلاعات ارتش را می‌داد در تاریخ ۲۹ فروردین ۵۸ بطور غیرمجاز اقدام به گرفتن پرونده مقربی نموده و در اختیار سعادتی قرار می‌دهد. اکبر طریقی پس از احضار به دادستانی در ارتباط با پرونده سعادتی دستگیر شد و گرچه به محض اطلاع یافتن از کنه ماجرا، علیه آن موضعگیری کرد و اعلام داشت در صورتیکه فرد آگاهانه به چنین اعمالی دست بزند خیانت کرده و به هیچ وجه قابل توجیه نیست، اما ۱۶ اسفند سال ۶۰ تیربارانش کردند.
  6. گفتگو با مصطفی تاج زاده: رجایی مخالف اعدام سعادتی بود، پدرام الوندی-ابوذر معتمدی، شرق چهارشنبه ۹ شهریور۱۳۸۴
  7. ناریخ ایرانی: محمدرضا سعادتی به ۱۰ سال حبس محکوم شد

منابع[ویرایش]

  • همنشین بهار: سیکو و فیسینکو، سید محمدرضا سعادتی و وصیت‌نامه‌اش
  • متن کیفر خواست دادستان علیه محمد رضا سعادتی مندرج در روزنامه‌های مورخ آبان ۱۳۵۸ تهران
  • برای تاریخ (مصاحبه با سعید حجاریان)/ نشر نی
  • آن سوی اتهام، خاطرات عباس امیرانتظام
  • روزنامه اطلاعات هفتم مرداد ۱۳۶۰
  • Inside the KGB (my life in soviet espionage, Vladimier Kuzichkin, forword by Federick Forsyth, Pantheon Books, New York, 1990