زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
محوطه اصلی ساختمان
ورودی بند ۱
محوطهٔ طبقهٔ همکف موزهٔ عبرت ایران
بازدید محمدرضا شاه از زندان کمیتهٔ مشترک ضد خرابکاری

ساختمانی در محوطه باغ ملی تهران است که در زمان حکومت پهلوی توقیفگاه، زندان موقت شهربانی، زندان زنان و بعد زندان کمیتهٔ مشترک ضد خرابکاری نام گرفت‌ و توسط ساواک برای بازجویی و شکنجه مخالفین حکومت پهلوی مورد استفاده بود. پس از انقلاب این مجموعه همچنان کاربری پیشین خود را حفظ کرد. از جمله در سال ۱۳۶۹ بیست و سه نفر از امضاکنندگان نامهٔ ۹۰ امضایی در آن بازجویی شدند که برخی از آنان در کتاب خاطراتی (در مهمانی حاج آقا) بازجویی‌های تحت فشار و شکنجه را شرح داده‌اند [۱]. این زندان سرانجام در سال ۱۳۷۹ تعطیل و تبدیل به موزهٔ عبرت ایران شد و زندان اوین جایگزین آن شد.


تأسیس[ویرایش]

عملیات احداث این بنا در دوران رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۱۱ توسط مهندسان آلمانی آغاز و در سال ۱۳۱۶ تکمیل گردید و به عنوان نخستین زندان مدرن در ایران با عنوان توقیفگاه شروع به کار کرد. بعدها این محل تحت عناوین زندان موقت شهربانی و زندان زنان نیز استفاده شد.

زندان کمیتهٔ مشترک[ویرایش]

در پی دستور محمدرضا شاه پهلوی، کمیته مشترک ضد خرابکاری (ساواک – شهربانی) در تاریخ چهارم بهمن ماه ۱۳۵۰ تأسیس گردید.[۱] در دوران محمد رضا پهلوی این زندان از سوی سازمان‌ها مختلف امنیتی و انتظامی خصوصاً ساواک و کمیتهٔ مشترک ضدخرابکاری جهت بازداشت و شکنجهٔ زندانیان سیاسی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

آویزان کردن از سقف، دستبند قپانی، آویزان کردن صلیبی، شوک الکتریکی، آپولو، سوزاندن نقاط حساس بدن با فندک و شعله شمع،[۲] قفس هیتردار، صندلی هیتردار، باتوم برقی، شلاق با کابل برقی از متداول‌ترین شکنجه‌های مأموران شکنجهٔ کمیته بودند.

اعضای حزب ملل اسلامی بجنوردی، ابوالقاسم سرحدی‌زاده، محمدی، کیوان، محمد میرمحمد صادقی و ابن رضا به عنوان اولین دستهٔ زندانی‌های سیاسی به این زندان منتقل شدند.[۳]

یکی از مقامات پیشین شهربانی در دوران پهلوی از شنیده شدن فریادهای دائم زندانیان زیر شکنجه که حتی برای پرسنل شهربانی در ساختمان‌های اطراف غیرقابل تحمل بوده‌است می‌گوید:

اداره‌ای که من معاون آن بودم، در ساختمان چسبیده و طبقهٔ بالای محل کمیتهٔ مشترک قرار داشت. ما در آنجا، فریادها و ناله‌های خرابکاران زندانی را می‌شنیدیم. نه من و نه افسرانی که با من بودند، نمی‌توانستند آن را تحمل کنند. سرانجام من با رئیس شهربانی صحبت کردم و از او خواستم که محل ادارهٔ ما را عوض کند که با موافقت وی، ما از آن ساختمان به خانهٔ امنی که در اختیار شهربانی بود و قبلاً کلانتری بود نقل مکان کردیم.[۴]


بخش‌های زندان[ویرایش]

در ورودی موزه

اتاق نگهداری البسه[ویرایش]

در بدو ورود به زندان لباس و کلیهٔ لوزام زندانیان در این قسمت تحویل گرفته می‌شد.

محوطهٔ اصلی[ویرایش]

فضایی دایره‌ای شکل که کلیهٔ راهروها در هر سه طبقه بدان ختم می‌شود.

بندهای انفرادی و عمومی[ویرایش]

شش راهرو بند که شامل سلول های انفرادی و عمومی هستند.

اتاق های بازجویی و شکنجه[ویرایش]

زندانیان برای بازجویی و شکنجه بدین بخش که دستگاه‌های مختلف شکنجه در آن قرار داشت منتقل می‌شدند.

شکنجه‌گران[ویرایش]

شکنجه‌گران معروف ساواک پهلوی شامل محمدعلی شعبانی معروف به حسینی، بهمن نادری پور معروف به تهرانی، منوچهر وظیفه خواه معروف به دکتر منوچهری ،هوشنگ ازغندی معروف به منوچهری، فریدون توانگری معروف به آرش بودند.

زیر ۸ یا اتاق تمشیت[ویرایش]

در این اتاق از شوک برقی برای شکنجهٔ زندانیان استفاده می‌شده‌است.

محل ملاقات زندانیان[ویرایش]

فضایی که در دو سوی آن تورهای حفاظتی قرار داشته و در موارد استثنایی زندانی و خانواده‌اش در دو سوی آن با یکدیگر گفت‌وگو می‌کردند.

فهرست تعدادی از بازداشت‌شدگان در این زندان در زمان حکومت پهلوی[ویرایش]

بازداشتگاه توحید[ویرایش]

پس از انقلاب این مجموعه همچنان کاربری پیشین خود را حفظ کرد. از جمله در سال ۱۳۶۹ بیست و سه نفر از امضاکنندگان نامهٔ ۹۰ امضایی در آن بازجویی شدند که برخی از آنان در کتاب خاطراتی (در مهمانی حاج آقا) بازجویی‌های تحت فشار و شکنجه را شرح داده‌اند.[۵]

موزهٔ عبرت ایران[ویرایش]

این زندان سرانجام در سال ۱۳۷۹ تعطیل و تبدیل به موزهٔ عبرت ایران شد[۶] که گوشه‌ای از شکنجه‌ها و شکنجه‌گران و شکنجه‌شوندگان زمان پهلوی را بازسازی می‌کند. این موزه با حضور محمد خاتمی افتتاح شد.

حاشیه‌ها[ویرایش]

در سال ۱۳۸۹ عکس زندانیانی از جمله هاشمی رفسنجانی از این موزه برداشته شد که واکنش‌هایی را برانگیخت.[۷]

همچنین عکس سید محمد خاتمی هنگام بازدید از یک ماکت شکنجه در موزهٔ عبرت، توسط مجاهدین خلق مورد استفاده قرار گرفت و چنین وانمود شد که خاتمی مشغول تماشای شکنجهٔ یک انسان واقعی است. چندی بعد نیز یکی از نمایندگان سنی پارلمان عراق مدعی شد که فرد در حال شکنجه از سنی مذهب‌های عراق است و شکنجه‌گران نیز افراد نوری مالکی هستند.[۸][۹]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. کتاب در مهمانی حاج آقا
  2. محسن کاظمی (۱۳۹۰خاطرات عزت شاهی، سورهٔ مهر، ص. ۳۸۷، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۰۶-۱۵۳-۹
  3. این راه ما بود
  4. "قساوت ساواک و تیشهٔ چریک‌ها و تحصیل‌کردگان به ریشهٔ کشور". Retrieved 2011-02-11.
  5. کتاب در مهمانی حاج آقا
  6. و زندان اوین جایگزین آن شد.
  7. «حذف عکس انقلابیون با سابقه از موزهٔ عبرت».
  8. دیدبان[پیوند مرده]
  9. «الجوار». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۵ اکتبر ۲۰۱۱.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]