حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر ۱۳۷۸)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سفید، خاکستری و سیاه، نمادی از واقعه کوی دانشگاه

وقایع هجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه تهران به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها بین روزهای هجدهم تا بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی‌ها، اطلاق می‌شود.[۱] مجموعهٔ فعالان حقوق بشر در ایران ادعا دارد ۷ نفر در واقعه حمله به کوی دانشگاه کشته شده‌اند[۲] که تاکنون فقط هویت عزت‌الله ابراهیم‌نژاد و فرشته علیزاده روشن شده‌است.[۳][۴][۵] شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ تامی حامی‌فر را نیز تایید کرد[۶][۷]و سعید زینالی نیز از هنگام دستگیری توسط ماموران ناپدید شده است[۸] ؛ همچنین چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه، دست و پای عده‌ای شکسته و تعداد زیادی دانشجو ضرب وشتم شدند.[۱] از این حادثه به عنوان بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد می‌شود.[۹]

بسته شدن روزنامه سلام[ویرایش]

برپایی تجمع اعتراضی دانشجویان موضوع جدیدی نبود ولیکن حمله به این تجمع بی سابقه بود. تجمع ۱۸ تیر در خوابگاه کوی دانشگاه در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام بود. این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی به قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات برای تهدید مطبوعات، توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد.[۱۰] در جریان محاکمه سلام به جز مدعی العموم ۴ شاکی دیگر نیز حضور داشتند: محمود احمدی نژاد (استاندار اردبیل در دولت هاشمی رفسنجانی و رییس جمهور سابق ایران در دولت های نهم و دهم)، کامران دانشجو (استاندار اسبق تهران، معاون سیاسی سابق وزیر کشور و رییس ستاد انتخابات ریاست جمهوری دهم و وزیر علوم سابق)- مهدی رضا درویش زاده (نماینده مردم دزفول در مجلس پنجم و استاد ریاضی دانشگاه تهران) و حمیدرضا ترقی (عضو ارشد حزب موتلفه و نماینده مشهد در مجلس پنجم).[۱۱][۱۲] [۱۳]

حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر)[ویرایش]

انصار حزب‌الله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستانها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز روز شنبه ۱۹ تیر درگیریهای گسترده‌ای روی داده که به کشته شدن چندین نفر (مانند عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده، تامی حامی‌فر) انجامید.[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]

نیروهای انتظامی و امنیتی دست کم ۳۰۰ دانشجو را دستگیر و تحت بازجویی قرار دادند.[۱۸] (مانند احمد باطبی، اکبر محمدی، میثم لطفی[۱۹])

نقش سپاه[ویرایش]

طبق نوار صوتی که به دست آمده است در جریان حمله به کوی دانشگاه و دیگر مسائل دانشجویی کسانی مانند سردار نجات فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار نقدی، سردار ذوالقدر و دیگران طرح سرکوب دانشجویان و حتی عزل محمد خاتمی رییس جمهور وقت را داشتند. [۲۰]

تظاهرات دانشجویان به سوی بیت سید علی خامنه‌ای[ویرایش]

دانشجویان نیروی انتظامی را عامل یورش به کوی دانشگاه دانسته و خواستار عزل فرمانده آن بودند. همچنین توقیف روزنامه سلام نیز توسط دادگاه ویژه روحانیت که زیر نظر رهبر قرار دارد انجام شده بود. اما آیت‌الله خامنه‌ای در حالیکه این رویداد را محکوم کرده بود حاضر به برکناری سردار لطفیان و همچنین نظری فرمانده پلیس تهران نشد. همین امر باعث شد تا در روزهای بعد تظاهرات به سمت دفتر علی خامنه‌ای و مجموعه‌ای که وی در مرکز تهران در آن مستقر است (موسوم به مجموعه مطهری) شود. سعید حجاریان در این باره می‌گوید :

.....وقتی دانشجوها از کوی دانشگاه بیرون آمدند، بین میدان ولیعصر بودند تا حرکت کنند به سوی خیابان آذربایجان، من در آن هنگام دفتر آقای خاتمی بودم. آن زمان من عضو شورای شهر تهران بودم. اعضای شورای شهر را برده بودم به کوی دانشگاه تا خرابی‌ها را ببینند و برای بازسازی و اختصاص بودجه اقدام کنیم. من به خاطر این کار رفته بودم دفتر خاتمی که آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایین‌تر بیاید، می‌زنیم. متوجه شدیم که بچه‌های دانشجو دارند رو به پایین حرکت می‌کنند، به من گفتند که بروم با آنها صحبت کنم، رفتم با دانشجوها صحبت کردم، یک طرف بچه‌های رحیم بودند، یک طرف هم بچه‌های دانشجو، با قسم و آیه و من بمیرم تو بمیری، سر راهپیمایی را کج کردم به سمت کوی دانشگاه و گفتم برید من هم می‌آیم به کوی...[۲۱]

اظهارات سید محمد خاتمی (مرداد ۷۸)[ویرایش]

کم‌تر از یک ماه بعد یعنی پنجم مردادماه ۷۸، سید محمد خاتمی، رییس‌جمهوری وقت ایران، در سخن‌رانی خود در دیدار عمومی با مردم همدان گفت:

بعد از حادثه‌ی کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثه‌ی زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آن‌چه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری.
آن‌چه پیش آمد، حادثه‌ی ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثه‌ی شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرف‌کننده بود که به نظر من برای مخدوش کردن شعارهای مطرح‌شده در دوران جدید ریاست‌جمهوری به وجود آمد. تحریک احساسات مردم متدین و دل‌سوز و وطن‌خواه که تاب تحمل حمله به ارزش‌ها، رهبری، و مقدسات خود را ندارند، فقط از آن جهت صورت گرفت که ملت به خشونت واداشته شود. در واقع این شورش، نه تنها یک اقدام ضد امنیتی بود بلکه اعلام جنگی بود به رییس‌جمهور و شعارهای او.
به یاری خداوند این بلوا خاموش شد[۲۲].

نامه تهدید آمیز فرماندهان سپاه به خاتمی[ویرایش]

خاتمی گرچه دفاع چندانی از دانشجویان نکرد، اما در سخنرانی خود این رویداد را نتیجه پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای دانست. پس از تظاهرات دانشجویان به سمت دفتر خامنه‌ای و همچنین گسترش اعتراضات به سایر شهرستانها و سایر نقاط تهران از جمله میدان سپه و بازار تهران، در شرایطی که تهران از روز جمعه (۱۸ تیر) شاهد بی‌سابقه‌ترین درگیری بین مردم و سپاه، بسیج و هوادارن نظام بود، ۲۴ تن از فرماندهان بلند پایه سپاه در نامه‌ای به محمد خاتمی وی را تهدید کردند که اگر در سرکوب اعتراضات قوی‌تر عمل نکند، خود دست بکار می‌شوند. در بخش‌هایی از آن نامه خطاب به خاتمی آمده‌است:[۲۳]

امّا آیا حرمت‌شکنی و توهین به مبانی این نظام، تاسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کمتر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کم‌نظیر، کمتر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سئوال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار ده‌ها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟

جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عده‌ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهٔ شهید مطهری در حرکت‌اند، بچه‌های کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال می‌کردند غیرت شما کجا رفته است؟

یکی از امضا کنندگان این نامه محمد باقر قالیباف (فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه و شهردار فعلی تهران بود) که چندی بعد از سوی خامنه‌ای جانشین سردار لطفیان در فرماندهی کل نیروی انتظامی شد. سایر امضا کنندگان نامه: غلامعلی رشید (فرمانده سابق بسیج) ، عزیز جعفری (فرمانده کل فعلی سپاه پاسداران) ، قاسم سلیمانی ، جعفر اسدی ، احمد کاظمی (فرمانده اسبق نیروی زمینی سپاه که در سانحه سقوط هواپیما کشته شد) ، محمد کوثری (نماینده مجلس هشتم) ، اسدالله ناصح ، محمد باقری ، غلامرضا محرابی ، عبدالحمید رئوفی‌نژاد ، نورعلی شوشتری (جانشین سابق فرمانده نیروی زمینی سپاه که بر اثر انفجار در سیستان و بلوچستان کشته شد)، علی احمدیان، احمد غلامپور، یعقوب زهدی، نبی‌الله رودکی، علی فدوی، غلامرضا جلالی، امین شریعتی، حسین همدانی (فرمانده اسبق سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ)، اسماعیل قاآنی، علی فضلی (فرمانده سابق سپاه ثارالله)، علی زاهدی، مرتضی قربانی.

محاکمه عاملان[ویرایش]

۲ سال پس از این رویداد قوه قضاییه همه نیروهای پلیس و شبه نظامیان وابسته را تبرئه کرده و فقط یک سرباز به نام اروجعلی ببرزاده محکوم شد. ۱۵۹ نماینده مجلس ششم این اقدام دستگاه قضایی را محکوم کردند. [۲۴][۲۵]

پیامدها[ویرایش]

بارزترین نتیجه این واقعه و رویدادهای بعدی (از جمله عدم حمایت اصلاح طلبان از اعتراضات دانشجویی و همراهی یا سکوت در برابر این سرکوب) گسست روز افزون میان دفتر تحکیم و مجموعه حاکمیت بود. در مقابل اصلاح طلبان بر روی بخشی از دفتر تحکیم وحدت که روابط نزدیک تری با ایشان داشت سرمایه گذاری کردند که نتیجه آن تقسیم دفتر تحکیم به دو طیف اکثریت (مخالف نظام) و اقلیت (هوادار نظام) بود.[۲۶]

متقابلاً دفتر تحکیم وحدت (در مقابل بسیج که حامی و نیروی توده‌ای محافظه کاران ایران است) در انتخابات‌های مختلف از جمله دوم خرداد نقشی اساسی در پیروزی اصلاح طلبان داشت از سال ۱۳۸۲ از دفتر جبهه دوم خرداد خارج شد.

اظهار نظرها در سال‌های بعد[ویرایش]

سالگردها[ویرایش]

سالگردهای این رویداد همه ساله شاهد برگزاری تظاهرات‌های مردمی دانشجویی در تهران و سایر شهرها بوده‌است.عدم محاکمه عوامل این رویداد در کنار تداوم زندان برخی از دانشجویان دستگیر و شده بر شدت اعتراضات می‌افزود. گرچه در سالهای بعد دولت خاتمی تلاش کرد تا با عدم صدور مجوز تظاهرات برای دفتر تحکیم وحدت از شدت اعتراضات بکاهد. شدیدترین اعتراضات در سال ۱۳۸۲ رویداد که تهران برای ۲۰ روز شاهد اعتراضات مردمی دانشجویی بود.[۲۸]

برای جلوگیری از برگزاری هر گونه مراسم در سالگرد این رویداد در سال ۱۳۸۷، کوی دانشگاه تهران از میانه تیرماه تعطیل شد. همچنین تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد بازداشت شدند.[۲۹]

دهمین سالگرد[ویرایش]

دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۸۸ که مصادف با اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم بود با وجود عدم صدور مجوز و تهدید به برخورد با معترضان بر‌گزار گردید. کوی دانشگاه تهران و همچنین خوابگاههای دانشجویی در اصفهان و شیراز نیز دو هفته پیش از این مورد حمله قرار گرفت. حمله‌ای که به گفته یکی از نمایندگان مجلس از یورش سال ۱۳۷۸ هم ابعاد وسیع تری داشته‌است.

عکسی از تظاهرات مردم تهران در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸ علیه دولت

همچنین شب ۱۸ تیر ۱۳۸۸ نیروهای لباس شخصی به خوابگاههای دانشگاه امیر کبیر در تهران نیز یورش برده و ضمن ضرب و شتم و آسیب رساندن به دانشجویان تعدادی را بازداشت کردند.[۳۰]

مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲[ویرایش]

قالیباف در سخنرانی اعتراف کرد:

حادثهٔ سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه‌ای را که نوشته شد من نوشتم (نامهٔ فرماندهان سپاه به رئیس جمهور وقت، محمد خاتمی). بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟".[۳۱]

در مناظره سوم اننتخاباتی سال ۹۲ محمدباقر قالیباف خطاب به حسن روحانی گفت:

در سال ۸۲ که من فرمانده نیروی انتظامی بودم در جلسه‌ای به شما که دبیر شورای عالی امنیت ملی بودید، گفتم که اجازه بدهید دفتر تحکیم وحدت به مناسبت وقایع سال ۸۲ تجمعی در چارچوب قانون داشته باشد، اما شما گفتید که به دنبال دردسر نیستید و نیاز به مجوز نیست.

حسن روحانی در پاسخ به سخنان قالیباف گفت:

از آقای قالیباف خیلی تعجب می‌کنم. درست است باید رقابت کنیم ولی نه اینجوری. آقای قالیباف دلم نمی‌خواست بگم. آنجا بحث این بود شما می‌گفتید دانشجویان بیایند ما برنامه گازانبری داریم و کار را تمام می‌کنیم. ما می‌گفتیم راه این نیست که مجوز بدهیم بعد گاز انبری آنها را دستگیر کنیم، راه این است که از ابتدا به آنها بگوییم یا مجوز نیست یا اگر هست بیایند کار خودشان را انجام دهند، تظاهرات کنند و مبدأ و انتها نیز معلوم باشد.

از این بالاتر من راجع به چند کلانتری تهران به شما گزارش دادم و گفتم وضع این طور است، شما چه جوابی به من دادید؟ من نمی‌خواهم دیگر اینجا بازگو کنم، شما به من گفتید کل افراد سالم من این تعداد هستند، عددش نیز کاملاً در ذهن من هست؛ شما برنگردید به بحث‌های آن زمان، ما حرف برای گفتن، بسیار داریم، این سینه پر است از مسائل فراوان اما اینجا جای بازگو کردنش نیست.[۳۲]

نبوی در مورد وقایع ۱۸ تیر گفت: در مساله ۱۸ تیر، شورای عالی امنیت ملی کمی با سستی کار کرد. آقای «روحانی» دبیر وقت شورا در آن زمان در خارج از کشور بود و جلسات شورا که به ریاست رییس جمهور (سید محمد خاتمی) تشکیل می‌شد، اجازه نمی‌داد که بسیج وارد شود و جلوی شلوغی‌ها را بگیرد. او افزود: وقتی آقای روحانی به کشور بازگشت، مجوز را صادر کرد و این کار موجب شد تا برپاکنندگان این غائله، به لانه هایشان بازگردند.[۳۳]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «وب‌گاه فارسی بی‌بی‌سی». بازبینی‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۰۷. 
  2. بیانیهٔ انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (خبرنامه دانشگاه امیر کبیر)
  3. از تهران شادمان و سرحال (هفته نامه نیمروز،۱۶ اسفند ۱۳۸۱)
  4. گزارش نقض حقوق بشر دانشجویان در سالی که گذشت (کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، اسفند۱۳۸۱)
  5. Relazione annuale del comitato per il sostegno dei prigionieri politici in Iran - Berlino
  6. «Iran Students Halt Protests But Still Press For Changes». Independent، July 1999. 
  7. «Iran Students Halt Protests But Still Press For Changes». New York Times، July 18, 1999. 
  8. «مادر سعید زینالی: ده سال است، به دنبال رد پایی از پسرم به تمام نهادها مراجعه کرده ام ولی هیچ کس پاسخگو نیست». تغییر، ۲۲ آذر ۱۳۸. 
  9. «وب‌گاه فارسی بی‌بی‌سی». بازبینی‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۰۷. 
  10. مسعود بهنود. «توقیف پنج ساله روزنامه سلام تمام شد». بی‌بی‌سی فارسی، ۰۶ ژوئیه ۲۰۰۴. بازبینی‌شده در ۶ ژوئیه ۲۰۰۸. 
  11. سلام توقیف شد (نوروز نیوز، ۱۴تیر۳۸۶)
  12. «سلام» یک راه بود (وب‌گاه کریم ارغنده پور)
  13. تصویر ۴ شاکی روزنامه سلام در دادگاه
  14. باطبی: «طناب دار ۴۵ دقیقه روی گردنم بود» (رادیو زمانه، ۵ مرداد ۱۳۸۷)
  15. چه برسر فرشته علیزاده، دختر دانشجو آمده؟ (میهن، اسفند۱۳۸۱)
  16. Relazione annuale del comitato per il sostegno dei prigionieri politici in Iran
  17. گزارشی از نقش دختران در جنبش دانشجویی (کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت)
  18. وقایع دانشگاه تهران. . وبگاه دانشگاه تهران.  بازیابی‌شده در ۲۶ مارس ۲۰۰۹.
  19. : گفتگو با مادر میثم لطفی، یک زندانی در آستانه اعدام :
  20. جانشین فرماندهی کل سپاه پاسداران در مقام قائم مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی نوری زاده (گفتگو با رادیو فردا) September 21, 2005
  21. «هنوز هم به استراتژی فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا معتقدم». خبرگزاری فارس، ۸۵/۰۸/۰۹. 
  22. سید محمد خاتمی (به کوشش سید محمدعلی ابطحی)، مردم‌سالاری، نشر طرح نو، تهران، ۱۳۸۸، ص ۱۰۵.
  23. «متن کامل نامهٔ فرماندهان سپاه به خاتمی». آفتاب نیوز، ۲۱ خرداد ۱۳۸۴. 
  24. Iran Newspaper
  25. Iran Newspaper
  26. «تاثیر هجدهم تیر بر جنبش دانشجویی ایران». بی‌بی‌سی فارسی. 
  27. «جنتی‌خطاب‌به‌رئیس‌قضا:رحم نکنید؛ دو نفر را سریعاً اعدام کردید، دستتان درد نکند». kaleme.org، ۹ بهمن ۱۳۸۸. 
  28. «روایت قالیباف از ۱۸ تیر و کوی دانشگاه». تریبون. 
  29. بند ۲۰۹ پذیرای دانشجویان دانشگاه آزاد (روزآنلاین، ۱۸تیر۱۳۸۷)
  30. «واکنش رسانه‌های داخلی و خارجی به تظاهرات ۱۸ تیر تهران». صدای آلمان. 
  31. «قالیباف به سرکوب دانشجویان در کوی دانشگاه اعتراف کرد». https://hra-news.org/00/15571-1.html. هرانا، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۶/۸/۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۶/۸/۲۰۱۳. 
  32. «بحث و جدل قالیباف و روحانی درباره ۱۸ تیر و بازداشت گازانبری؛». عصر ایران، ۶/۸/۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۶/۹/۲۰۱۳. 
  33. نبوی، مرتضی. «حسن روحانی مجوز دخالت بسیج در وقایع ۱۸ تیر را صادر کرد». فرارو، ۱۳ بهمن ۱۳۸۷. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۶/۸/۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۶/۸/۲۰۱۳. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

فیلم[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]