عباس عبدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

با عباس عبدی داستان‌نویس اشتباه نشود.

عباس عبدی (زاده ۱ تیر ۱۳۳۵ تهران) پژوهشگر اجتماعی، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب و فعال سیاسی-امنیتی است.

وی فارغ‌التحصیل رشته مهندسی پلیمر از دانشگاه امیرکبیر تهران است و از رهبران دانشجویان حمله کننده به سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ و عضو شورای سردبیری روزنامه‌های سلام[۱] و صبح امروز و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی بوده‌است. عضویت در هیأت هفت نفره فارس، بخش اطلاعات خارجی دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست‌وزیری، مسئول دفتر پژوهش‌های اجتماعی در معاونت سیاسی دادستان کل کشور، معاون فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و عضویت در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران از دیگر سوابق وی است.[۲]

زندان برای انتقاد از هاشمی رفسنجانی[ویرایش]

وی در سال ۱۳۷۳ هنگامی که به عنوان سردبیر روزنامه سلام فعالیت می‌کرد، بخاطر انتقاد از هاشمی رفسنجانی دستگیر و ۱۱ ماه را در زندان گذراند.[۳]

دیدار با باری روزن[ویرایش]

عبدی سال ۱۳۷۸ به دعوت سازمان آموزشی و تربیتی سازمان ملل (یونسکو) به پاریس رفت و در جریان سفر خود با «باری روزن» آخرین وابسته فرهنگی سفارت آمریکا در تهران که از گروگان‌های دانشجویان پیرو خط امام بود، دیدار کرد. روزنامه لوموند نوشت: «آشتی گروگان و گروگانگیر، باید اصلاحات سیاسی ایران را باور کرد.»

دستگیری به اتهام جاسوسی[ویرایش]

نوشتار(های) وابسته: مؤسسه پژوهشی آینده

وی در آستانه سالگرد تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۸۱ به اتهام جاسوسی به حکم سعید مرتضوی بازداشت شد. خانواده وی از جمله همسر و دخترش نیز در معرض اتهام قرار گرفتند. وی عضو هیات مدیره مؤسسه پژوهشی آینده بود و در کنار سایر اعضای این موسسه از جمله دکتر حسین قاضیان و بهروز گرانپایه دستگیر شد. او نهایتاً پس از مدت‌ها حبس از اتهامات وارده تبرئه شد. او در سال ۱۳۷۳ نیز مدتی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده بود.[۴]

دادگاه[ویرایش]

با توجه به آنکه عبدی یکی از روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی برجسته اصلاح‌طلب به شمار می‌رفت و سابقه زندان در سال‌های اول انقلاب را نیز داشت، اصلاح طلبان عمدتاً منتظر دفاعیه جدی او از خود در دادگاه همچون اکبر گنجی بودند اما وی در دفاعیات خود گفت:

«اگر اثبات شود که از این پژوهش‌ها ضررهایی متوجه جامعه شده باشد به نسبت سهم خودم در جریان کار، مسوولیت آن را می‌پذیرم و در صدد جبران اشتباهات برخواهم آمد»[۵][۶]

دادگاه نهایتاً وی را به اتهام فروش اطلاعات به خارج و تبلیغ علیه نظام به ۸ سال زندان محکوم کرد. موسسه پژوهشی آینده به دلیل همکاری با موسسات پژوهشی غیر ایرانی مؤسسه گالوپ، وی ام و زاگبی به جاسوسی متهم شد.

عباسعلی علیزاده، رییس کل دادگستری استان تهران، نیز گفت:

«عبدی و قاضیان با دادگاه همکاری کردند و این همکاری در حکم آنها لحاظ شده‌است، همکاری صمیمانه و خوبی داشتند.»

درعین حال رمضان حاجی مشهدی وکیل وی گفت:

«فروش اطلاعات به مؤسسات نظرسنجی خارجی به صورت علنی و در چارچوب قراردادی مشخص و معین صورت گرفته‌است، یعنی مفاد اطلاعات محرمانه و سری نبوده‌است، بلکه اطلاعاتی معمولی بوده که امکان دسترسی به آن برای هر شخص داخلی یا خارجی مقدور بوده‌است.»

بند موسوم به «د» پرونده که عبدی و همکارانش را متهم به نگهداری اسناد سری می‌کرد همچنان مفتوح ماند. به گفته مقامات قضایی برخی مدیران دولت خاتمی نیز در این بخش متهم هستند و به گفته اصلاح طلبان مفتوح گذاردن این بخش و متهم کردن مدیران دولت خاتمی برای تداوم فشار بر اصلاح‌طلبان در سال‌های آخر دولت خاتمی بوده‌است.[۷]

افشای شکنجه‌ها[ویرایش]

یک سال پس از محکوم شدن عباس عبدی و قاضیان به زندان و پذیرش تمامی اتهامات در دادگاه، عباس عبدی طی نامه‌ای مراحل مختلف شکنجه و آزار در جریان بازجویی‌ها، متهم کردن اعضای خانواده وی که به سرپرستی سعید مرتضوی قاضی پرونده و دادستان تهران روی داد و او را وادار به پذیرش اتهامات در دادگاه کردند را افشا کرد. وی در بخشی از این نامه می‌نویسد:

کلیه تعلق خاطرم را به حکومتی که سه دهه برایش فعالیت کردم از دست داده‌ام که دیگر بخواهم برای اصلاحش انتقاد کنم.

[۸]

وی در پایان‌نامه گفت که هنوز ناگفته‌های فراوانی پیرامون آنچه در زندان روی داده دارد. وی در این نامه تأکید کرد که بازجویان در مجموع رفتار مناسبی با وی داشته‌اند ولی فشارها از جانب سعید مرتضوی دادستان تهران و قاضی پرونده بر وی وارد می‌شده‌است.

وی نامه دیگری نیز به دیوان عالی کشور پیرامون بخش اصلی پرونده موسوم به بند «د» نوشت و آن را یک فاجعه ملی خواند. وی در این نامه سعید مرتضوی را متهم کرد که خود یک سند محرمانه را جعل کرده و به عنوان سند کشف شده از منزل عبدی در پرونده وی قرار داده‌است.[۹]

سخنان قاضیان[ویرایش]

حسین قاضیان نیز یک سال بعد و پس از تبرئه و آزادی از زندان بدلیل تداوم یافتن فشارها از طرف دادستان تهران بخش‌هایی از آنچه بر وی رفته بوده‌است را منتشر ساخت:

در آغاز بازداشت بعد از پیاده کردنم از خودرویی که با دستبند و چشم بند من را سوار آن کرده بودند، بلافاصله پس از رسیدن به محوطه زندان اختصاصی داخل زندان اوین، چهار یا احتمالاً پنج نفر من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و در مراحل بازجویی نیز، سرکرده گروه بازجویان من را وادار کرد فاصله سلول خود تا اتاق بازجویی را چهار دست و پا و بسان حیوانات طی کنم. در سه شبانه روز اول بازجویی به من بیخوابی می‌داده و سرپا نگاهم می‌داشتنه‌اند، با یک لباس نازک در معرض سرما و هوای آزاد قرارم می‌داده‌اند. تهدید مکرر قاضی به اعدام و دستور به همکارانش برای فراهم آوردن مقدمات آن و تشکیل جلسه محاکمه صوری و اعدام با جرثقیل.

تلاش برای اعتراف گیری علیه سایر رهبران اصلاح‌طلب، تهدید به بازداشت اعضای خانواده، متهم کردن به اتهامات جنسی و مخدوش بودن رویه قانونی بازداشت در کنار سایر شکنجه‌های جسمی و روحی به سرپرستی سعید مرتضوی از مشترکات نامه عبدی و حسین قاضیان بود.[۱۰]

تبرئه[ویرایش]

عباس عبدی و حسین قاضیان پس از تحمل دو سال زندان در دیوان عالی کشور از اتهام جاسوسی و فروش اطلاعات به بیگانگان تبرئه شدند.[۱۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]