هدی صابر
|
|
گمان میرود که این مقاله ممکن است ناقض حق تکثیر باشد، اما بدون داشتن منبع امکان تشخیص قطعی این موضوع وجود ندارد. اگر میتوان نشان داد که این مقاله حق نشر را زیر پا گذاشته است، لطفاً مقاله را در ویکیپدیا:مشکلات حق تکثیر فهرست کنید. اگر مطمئنید که مقاله ناقض حق تکثیر نیست، شواهدی را در این زمینه در همین صفحهٔ بحث فراهم آورید. خواهشمندیم این برچسب را بدون گفتگو برندارید. |
|
|
لحن یا سبک این مقاله بازتابدهندهٔ لحن دانشنامهای استفادهشده در ویکیپدیا نیست. |
| هدی صابر | |
|---|---|
| زادروز | ۲۴ اسفند ۱۳۳۷ تهران |
| درگذشت | ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ بیمارستان مدرس، تهران |
| علت مرگ | حملهٔ قلبی در روز دهم اعتصاب غذای تر، عدم کمک رسانی پزشکی به موقع و مناسب، ضرب وشتم از سوی ماموران امنیتی[۱] |
| تابعیت | ایران |
| پیشه | پژوهشگر ، روزنامهنگار (ایران فردا) |
| شناختهشده برای | پژوهشگری، روزنامه نگار، فعال ملی مذهبی، زندانی سیاسی |
| حزب سیاسی | شورای فعالان ملی مذهبی |
| دین | اسلام |
| مذهب | تشیع دوازده امامی |
| مجازاتها | زندان |
| همسر | فریده جمشیدی [۲] |
| فرزندان | حنيف و شریف[۳] |
| خویشاوندان | فیروزه صابر (خواهر) |
هدی رضازاده صابر (زادهٔ ۲۴ اسفند [۴] ۱۳۳۷ - درگذشتهٔ ۲۱ خرداد ۱۳۹۰)[۵] پژوهشگر، روزنامه نگار، فعال ملی مذهبی، زندانی سیاسی و از گردانندگان مجله توقیف شده «ایران فردا» بود.[۶]
وی که در ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ در حالیکه در اوین زندانی بود در اعتراض به مرگ مشکوک هاله سحابی در مراسم تشییع جنازه پدرش عزتالله سحابی اعتصاب غذای خود را به همراه امیر خسرو دلیر ثانی دیگر زندانی سیاسی ملی-مذهبی، آغاز کرده بود در ۲۱ خرداد پس از انتقال از زندان به بیمارستان مدرس بر اثر نارسایی قلبی درگذشت.[۷] منابع نزدیک به مخالفان حکومت ایران، علت مرگ هدی صابر را ضرب و شتم از سوی ماموران امنیتی زندان اوین، عنوان کرده اند.[۸][۹][۱۰]
محتویات |
زندگی[ویرایش]
دوران کودکی[ویرایش]
فیروزه صابر ـ خواهر هدی صابر ـ در گفتوگویی که در یادنامه سالگشت مرگ صابر منتشر گردیده دربارهی دوران کودکی وی میگوید:
- من و هدی به دلیل اختلاف سنی کمی که داشتیم – هدی یک سال و هشت ماه از من بزرگتر بود- از کودکی همیشه با هم بودیم. دوران ابتدایی هر دو در مدرسه خشایار در محله دروس تهران که محله زندگیمان هم بود، تحصیل میکردیم. او سال دوم نظام قدیم بود و من سال اول نظام جدید. از این رو تا سال پنجم دبستان من که هدی سال ششم دبستان بود، هم مدرسهای بودیم.
- هدی در کودکی در حالیکه بسیار جنب و جوش داشت و اهل بازی و ورزش بود اما گاهی خیلی هم مظلوم بود. برخلاف من که بسیار حاضرجواب و زبل بودم. ما ضمن اینکه یکدیگر را بسیار دوست داشتیم و همبازی بودیم، اما دعوا هم میکردیم . بعضی وقتها که سخت با هم دعوا می کردیم با چشمانی مظلوم به من نگاه می کرد. چندین بار بعد از دعوا برای این مظلومیت هدی از دست خودم ناراحت میشدم و گریه میکردم.
- هدی از همان کودکی بینهایت به فوتبال علاقه داشت و ما همیشه در حیاط خانه با هم دریبل بازی میکردیم. در دوره نوجوانی علاقه هدی به فوتبال جدیتر شد و به باشگاههای فوتبال مربوط به نوجوانان میرفت. هدی در آن زمان آلبومی از عکسهای فوتبالیستها داشت و هرکس هم از آشنایان به خارج میرفت، برای هدی امضای فوتبالیستهای خارجی را میآورد. به عنوان نمونه یک نفر امضای اوزبیو را برای او آورده بود که هدی همه این امضاها را بسیار منظم و با ذکر تاریخ جمعآوری میکرد که هماکنون هم این آلبومها وجود دارند .طرفدار تیم تاج که بعد از انقلاب استقلال شد، بود. در کودکی زمانیکه با هم دعوا می کردیمٰ من میرفتم سراغ آلبومهای عکس هدی و می گفتم تا این را به من ندهی این عکس را پاره می کنم و او همیشه با خواهش از من می خواست که این کار را نکنم. یکی از آنها عکس جباری در تیم تاج بود که هدی خیلی دوستش داشت. هدی از همان کودکی فرد بسیار منظمی بود که البته این نظم دقیق را به تأثیر از پدرم داشت. پدر من در زمانی که هدی تنها ۱۱ سال داشت و من ۹ ساله بودم فوت کرد. او خیلی با سواد بود و اطلاعات عمومی زیادی داشت و بسیار منظم بود. هدی بسیار از او متأثر بود.
- هدی از کودکی هم بسیار اخلاقگرا و هم بسیار متعصب بود. در دوران نوجوانیاش اگر در خیابان میدید یک آقا مزاحم یک خانم میشود، به سمت او میرفت و با او درگیر میشد. (گفتگو در یادنامه سالگشت مرگ هدی صابر) [۱۱]
دوران دانشجویی و نخستین فعالیتهای مبارزاتی[ویرایش]
خواهر صابر دربارهی گرایشهای جوانی صابر و آغاز مسیر مبارزاتی و فعالیت شغلی وی چنین گفته است:
- خمیرمایه مذهبی هدی از دوران دبیرستان یعنی در سنین ۱۴ و ۱۵ سالگی شکل گرفت. در این زمان شروع به نماز خواندن و روزه گرفتن کرد. در سالهای پایانی دبیرستان که هدی به دبیرستان شهریار واقع در محله قلهک میرفت، با دکتر شریعتی آشنا شد اما حضوری در محفلهای دکتر نداشت. هدی پیش از انقلاب فعالیت سیاسی نداشت، اما علاقهمندیاش به فعالیت سیاسی یک سال قبل از انقلاب شروع شد تا به انقلاب رسید و هدی فعال شد. در آن زمان۱۹ سال داشت. او بادوستانش برای کمک به مجروحان انقلاب، غذارسانی و... فعالیت میکرد. مثلاً من به یاد دارم که هدی سوار با وانتی پر از لباس و غذا و کمک به خانوادههای محروم میرفت. در واقع فعالیتهای هدی با فعالیتهای اجتماعیای از این جنس شروع شد تا رسید به دوران دانشگاه که هدی در رشته اقتصاد دانشگاه علامهطباطبایی قبول شد. (اوایل انقلاب اسم این دانشکده شهید مهدی رضایی بود). در همان سال اول دانشگاه با یکی از همکلاسیهایش ازدواج کرد. در دانشگاه او بسیار فعال بود تا رسید به دوران انقلاب فرهنگی که دانشگاه تعطیل شد. در آن سالهای اول انقلاب هدی سمپات جنبش مسلمانان مبارز بود و در دفتر نشریه ”امت“ هم فعالیتهایی داشت. [۱۲]
اشتغال در صدا و سیما[ویرایش]
هدی صابر نخستین تجربهی اشتغال و پژوهش خود را با استخدام در صدا و سیما آغاز کرد. در گروه اقتصاد سیما، هدی صابر به پژوهشگری و نویسندگی مشغول بود و شماری از کارهای وی به برنامههای سیما تبدیل شده است. به گفته خواهرش:
- هدی کار رسمی خود را در اواخر سال ۵۸ یا اوایل سال ۵۹ با گروه اقتصاد صدا و سیما آغاز کرد که متناسب با علایق و توانمندیهای او بود و در آنجا هدی وارد کارهای پژوهشی اقتصادی جدیای شد. در صدا و سیما پروژههای پژوهشی در نهایت تبدیل به برنامه تلویزیونی میشد و هدی بسیار جدی در این پژوهشها شرکت داشت و متن برنامهها را هم بسیار دقیق خودش مینوشت و به همین دلیل تهیهکنندگان و کارگردانان بخش اقتصاد صدا و سیما بسیار علاقمند به همکاری با هدی بودند. [در میان همکاران سابق هدی] پژوهشگران ، تهیه کنندگان و کارگردانانی و حتی مدیرانی حضور دارند که از دوستداران هدی هستند و هدی رابطهاش را با آنها قطع نکرد.آنها شناخت دقیقی هم نسبت به هدی دارند و هم بسیار هدی را دوست داشتند چون هدی ضمن جدی بودن، بسیار مهربان بود. از همان زمانها بود که فعالیتهای سیاسی هدی آغاز شد. یعنی ضمن اینکه کار میکرد و در کارش هم بسیار جدی و حرفهای بود، شروع به فعالیتهای سیاسی هم کرد. [۱۳]
ازدواج و آغاز زندگی مشترک[ویرایش]
چنانکه در سطور پیشین آمد، هدی صابر در سالهای آغازین انقلاب و در دورهی دانشجویی با ازدواج با خانم فریده جمشیدی، زندگی مشترک خود را آغاز کرد. همسرش در گفتگویی که با یادنامه سالگشت هدی صابر داشته است، در خصوص زندگی مشترک و تجربه «پدر بودن» هدی صابر چنین میگوید:
- چون آقای صابر زود ازدواج کردند فاصله سنی ایشان با بچهها کم بود و به همین دلیل بچهها را خوب درک میکردند. به عنوان همسر هم ایشان دلسوز بودند. از نظر مذهبی هم خیلی مقید بودند و خیلی هم برای ایشان مهم بود که همسر و فرزندانشان هم به مذهب مقید باشند. ما که در دانشگاه آشنا شده بودیم و این مسائل حل شده بود ولی برای بچهها فرق میکرد. میگفتند بچهها لباس و کفش ساده بپوشند و اصولا ساده زیست باشند. این موارد برای ایشان مهم بود [۱۴]
همکاری با مؤسسه عالی پژوهش[ویرایش]
همسر هدی صابر از فعالیتهای پژوهشی همزمان او با دوران اشتغال در صدا و سیما سخن گفته است:
- با سازمان برنامه و بودجه ایشان همکاری داشتند، که عمدتا با آقای مهندس سحابی و آقای دکتر ستاریفر بودند. پژوهشهایی برای شرکت نفت داشتند، چون ایشان پژوهشهای میدانی خوبی انجام میدادند. پژوهشی در مورد تاریخ بود که حاصلش کتاب روزشمار انقلاب بود. پژوهشهایی هم درمورد ورزش بود. یعنی در کنار کار صدا و سیما پژوهشهای اینچنینی هم داشتند. چون از نظر کار پژوهشی معروف شده بودند کارهای سنگینی به ایشان میدادند. ایشان در تلویزیون کارمند رسمی بودند و دستشان چندان باز نبود. همیشه کارهای پژوهش در کنار کارهایشان بود. ایشان هر وقت در منزل بودند، بیکار نمینشستند . [۱۵]
اما به تدریج گرایش سیاسی و فکری اش سبب شد که محدودیتهای شغلی زیادی برای وی در صداوسیما ایجاد گردد .خواهر هدی صابر در توضیح این محدودیتها و فعالیتهای شغلی و پژوهشی بعدی اش میگوید:
- وقتی هدی در صدا و سیما فعالیت میکرد من هم از سال ۱۳۶۱ وارد صدا و سیما شدم و حدود ۶ سال با هم همکار بودیم. ما در پروژههای اقتصادی جداگانهای کار میکردیم و من از هدی هم نظم و دقت کاری را میآموختم و هم توجه به کیفیت و جدیت در کار را. هدی نگاهش به کار حتی جدیتر از آن انتظار بود که از او داشتند و در واقع نگاهی حداکثری داشت. پروژههای وزینی در نوع خود از جمله تحولات صنعت نفت در ایران، توسعه اقتصادی درغرب ،روندهای اقتصادی در کشورهای در حال توسعه، تحلیل برنامههای عمرانی، بودجه و مطالعات فرهنگی و اقتصادی زیادی انجام داد. زمانیکه من از صدا و سیما بیرون آمدم او هنوز آنجا بود. البته سالهای آخر همکاری با صدا و سیما به طور کل به هدی پروژه کمتری میدادند به همین دلیل هدی مجبور بود خودش پروژههای دیگری داشته باشد. هدی نگاه غیرتی هم به کار داشت، علیرغم اینکه یک عنصر سیاسی هم بود اما به کار هم خیلی اهمیت میداد و کار را جزئی از متن زندگی میدانست که همه وجوه آن از جمله وجه درآمدی، حضور درجامعه و صاحب تخصص بودن برای هدی اهمیت زیادی داشت به همین دلیل در کنار کارهای سیاسی و کلاسهای آموزشیاش، همیشه پروژههای کاری داشت.
- هدی چند سالی ـ به گمانم از سال ۷۶ یا ۷۷ به بعدـ با مؤسسه عالی پژوهش که متعلق به سازمان تأمین اجتماعی بود، همکاری میکرد که خدا رحمت کند آقای دکتر شبیری نژاد مسئول آنجا بود. آقای دکتر در اوایل انقلاب معاون سازمان برنامه بود. یعنی زمانیکه مهندس سحابی رئیس سازمان برنامه بودند. دکتر هم انسان بسیار شریف و محترمی بودند که با روحیات هدی بسیار سازگار بود. هدی آنجا چندسالی کارهای پژوهشی انجام میداد و کارگاههای آموزشی دایر میکرد و همزمان در یک شرکت خصوصی که به اتفاق چند نفر از دوستان تأسیس کرده بودیم و در حوزه کارآفرینی و توانمندسازی و مطالعات اقتصادیـاجتماعی کار میکرد. هدی در این مؤسسه چند پروژه جالب انجام داد که هر کدام از آنها در نوع خود کمنظیر بود. به عنوان نمونه ما پروژهای در حوزه توانمند سازی ۲۵۰ جوان در خرمشهر و آبادان را انجام دادیم که بخش پژوهشهای اقتصادی پروژه از بعد مزیتها و پتانسیلهای اقتصادی در مسیر ایجاد کسب و کارهای جدید را هدی انجام دادکه کار بسیار دقیقی بود. هدی یک پروژهای دقیق هم در زمینه نهادهای خیریهای در ایران انجام داد که بسیار تمایل داشت که نتایج آن را تبدیل به کتابی کند که در زمان حیاتش موفق به انجام آن نشد.[۱۶]
نخستین دستگیری و زندان هدی صابر[ویرایش]
در سال ۱۳۷۹ ،۵ بازرس از از شعبه ۲۶، در بازرسی خود از منزل هدی صابر تمامی کتابهای وجزوات تحقیقاتی و پژوهشی هدی صابر همراه آلبوم عکس خانوادگی را از منزل صابر خارج کردند.پس از بازگرداندن آلبوم عکس پس از ۲۴ ساعت، عکسها را ناقص تحویل دادند. هدی صابر ۸ بهمن ۱۳۷۹ دستگیر شد و پس از پایان محاکمهاش در روزهای ۱۴ و ۱۵ اسفند، در ۲۱ اسفند ۱۳۸۰ با سپردن ۱۳۰ میلیون تومان وثیقه آزاد شد. در سال ۱۳۸۰، فیروزه صابر، خواهر هدی صابر که بخاطر برادرش به دادگاه احضار شده بود به علت اينكه حاضر به همكاری با قاضی دادگاه نشده بود، با قرار بازداشت موقت به بازداشتگاه انتقال يافت. خواهر هدی صابر در خصوص نخستین دستگیری و زندانی شدن او میگوید:
- هدی اولین بار بهمن ماه سال ۱۳۷۹ به زندان رفت. هدی در زندان ۵۹ بود که ملیـمذهبیها و نهضتآزادیها آنجا بودند. درآن زمان فشار روی هدی خیلی زیاد بود و ما حتی ۲ ماه از او کاملاً بیاطلاع بودیم.[۱۷]
همسر معلم هدی صابر در گفتگوی مذکور در خصوص سختیهای دوران زندان نخست برای خانواده و نحوه مواجه شدن خانواده با این مسائل چنین میگوید:
- حنیف سال ۷۹ وارد دانشگاه شد و همان وقتی که حنیف ثبت نام داشت، آقا هدی را به دادگاه انقلاب احضار کردند. و از آن به بعد آقای صابر مرتبا گرفتار بود. یعنی از وقتی که دانشجو شد این شرایط پیش آمد و چون فرزند بزرگتر بود در رسیدن به مسائل خانه و زندگی بسیار فعال شد. و اصولا هنگام دانشجویی حنیف، آقای صابر نبودند. حقیقت این است که برای شریف خیلی مسائل مختلفی پیش آمد؛ فشار خیلی زیادی روی او بود، چون در سنین حساسش آقا هدی نبوند. در مدرسه خیلی مشکل ایجاد میشد. من سعی میکردم کمبود آقای صابر را پر کنم، ولی به هر حال نمیشد، چون خودم هم کارمند بودم. خیلی شرایط سخت بود. شریف خیلی ضربه خورد. حنیف هم خورد اما کنار میآمد. برای شریف خیلی مشکل ایجاد میشد؛ در مدرسه مسائلی پیش میآمد. برای همین من رابطه تنگاتنگی با مدرسه داشتم. به هر صورت شریف ضربه سختی خورد؛ حنیف هم ضربه خورد، ولی بچه معتدلتری بود. ولی بالاخره بچهها کنار آمدند و خوشبختانه راهشان را خودشان پیدا کردند. و من هم اصرار داشتم که بچهها سیاسی نباشند. چون واقعا میدیدم که زندگیام چقدر ضربه خورد. خوب بچهها هم گوش میکردند. چون بچهها میدیدند مرتبا یا میرویم دادگاه انقلاب یا میرفتیم اوین برای ملاقات بالاخره روی بچهها خیلی فشار آمد. [۱۸]
صدور حکم زندان اول و دومین دستگیری و زندان دوساله[ویرایش]
هدی صابر، در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۲، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران (در پشت درهای بسته) به ده سال زندان و ده سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. او، تقی رحمانی و رضا علیجانی که تقاضای تجدید نظر کرده بودند تا برگزاری دادگاه تجدید نظر آزاد شدند امامجددا در ۲۵ خرداد همین سال آنها بدون ارائه هیچ دلیل قانونی و بدون دسترسی به وکیل خود بازداشت شدند و سه ماه در انفرادی به سر بردند. نیروهای امنیتی، ناآرامیهای رخ داده در دانشگاهها در خرداد ۱۳۸۲ ـ که آن زمان در اعتراض به طرح موسوم به خصوصی کردن دانشگاهها فضای ملتهبی را تجربه میکردند ـ را به هدی صابر و برخی همراهان وی نسبت داده و به همین بهانه و تحت عنوان اتهامی راهاندازی تشکل غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی، اقدام به بازداشت ایشان کردند. ۲۳ مهر غلامحسین الهام سخنگوی قوه قضاییه ایران بدون اینکه مشخص کند دادگاه آنها کی و کجا برگزار شدهاست اعلام کرد که این سه وزنامه نگار «محکومیت حبس خودرا در زندان آغاز کردهاند». ۱۲ اردیبهشت سال بعد(۱۳۸۳)به رضا علیجانی اطلاع داده شد دادگاه تجدید نظر پرونده آنها بدون حضورخود متهمان و وکلایشان، برگزار شدهاست. هدی صابر به پنج سال و نیم زندان محکوم شده بود. او در سلول انفرادی بدون هواخوری مناسب در بند ۳۲۵ زندان اوین که متعلق به سپاه پاسداران است نگهداری میشد.
هدی صابر در نامهای به رئیس جمهوری و رئیس قوه قضائیه نوشت «صبح روز شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۲ در نزدیکی منزل مسکونی در برابر دیدگاه متحیر عابران محل، توسط یک تیم عملیاتی پنج نفره محاصره و دستگیر شدم»، اما دو روز پس از بازداشت «با یک فرم به اصطلاح تفهیم اتهام برای امضا روبرو شدم که تصریح میکرد که در صحنه اغتشاش دانشگاه حاضر و در همان صحنه دستگیر شدهام.» صابر در این نامه نوشت تا حدود ۱۵۰ روز بعد از بازداشت نه بازپرسی شدم و نه کیفرخواست به من ارائه شد. این سه زندانی ملی مذهبی گفتند بدون حکم در زندان اند و دستور آزادی مشروط آنها نیز سه ماه است اجرا نشدهاست.
فریده جمشیدی، همسر او در کنار خانوادههای زندانیان سیاسی دیگر، نوروز ۱۳۸۳ در کنار زندان اوین سفره هفت سین پهن کردند. صبح روز سه شنبه ۱۰/۳/۸۴ جمعی از نیروهای ملی - مذهبی و اعضای نهضت آزادی ایران در محل حوزه ریاست قوه قضاییه تحصن کردند و با ارائه نامهای به دفتر آیتالله هاشمی شاهرودی خواستار آزادی سه زندانی ملیمذهبی و سایر زندانیان سیاسی شدند. این تحصن با قول مساعد نماینده قوه قضاییه پایان یافت.
سرانجام در دوران انتخابات ریاستجمهوری نهم در سال ۱۳۸۴ هدی صابر به همراه شماری دیگری از زندانیان سیاسی از حبس دوساله آزاد شد و دوران نوینی در زندگی سیاسی و فکری خود را آغاز کرد. چندی بعد، در آذر ۱۳۸۴ جلسه رسیدگی به اتهامات هدی صابر، رضا علیجانی و تقی رحمانی پشت درهای بسته به صورت غیرعلنی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. محمد شریف وکالت آقای صابر و متهمان دیگر را برعهده داشت. در مرداد ۱۳۸۵ شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر تهران حکم محکومیت هشت ماه حبس تعزیری تقی رحمانی و هدی صابر به اتهام معاونت درتشکیل یک ان جی او ی غیرقانونی را تایید کرد. عبدالفتاح سلطانی وکیل آنها اعلام کرد «اتهام معاونت در تشکیل یک نگو غیرقانونی در حالی به موکلانم واردشدهاست که این نگو به ثبت قانونی رسیدهاست. دادگاه تجدیدنظر با تغییر عنوان اتهامی، محکومیت موکلانم را تأیید کردهاست.» او گفت این در حالی است که این دادگاه تجدیدنظر، هنوز درباره پرونده قدیمی تر بازداشت سال ۷۹ موکلانش تصمیم گیری نکردهاست.
آخرین دستگیری و مرگ هدی صابر[ویرایش]
هدی صابر پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) نیز توسط دو مامور دستگیر شد و به مکان نامعلومی منتقل شد. این دستگیری چندان به درازا نینجامید و بیشتر جنبه هشدار و ایجاد محدودیت داشت. اما حدود یک سال بعد و در میانهی تابستان در حالی که به فعالیت شغلی خود در طرح کارآفرینی برای مناطق حاشیهنشین شهر زاهدان مشغول بود و همزمان به فعالیتهای فکری خود نظیر برپایی کلاسهای قران (باب بگشا) در حسینیه ارشاد ادامه میداد، با تماسهای تهدیدآمیز مبنی بر لزوم معرفی برای سپری کردن دورهی زندانی که حدود ۷ سال از زمان صدور حکم آن (در سال ۱۳۸۲) گذشته و مشمول مرور زمان شده، مواجه و چند روز بعد در تاریخ ۱ مرداد دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. از این دوره، آخرین فراز زندگی فکری و مبارزاتی اش آغاز گردید. هدی صابر در زندان نیز از فعالیت و حرکت بازنایستاد و اقدام به برگزاری کلاس تاریخ و اقتصاد برای همبندیان علاقمند خود کرد.
با مرگ هاله سحابی در جریان تشییع جنازه مرحوم مهندس سحابی در روز ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ هدی صابر به همراه امیرخسرو دلیرثانی با صدور بیانیهای از زندان اعتصاب غذای اعتراضی آغاز کردند:
«به نام جان جهان؛ فعال و ناظر یگانه؛ کوته فاصلهای پس از وداع مهندس عزتالله سحابی سرمایه متبلور و گرانسنگ مبارزات دراز دامنه سیاسی – اجتماعی ایران، خبر پر زدن هاله سحابی و چگونگی جان باختنش، تکانمان داد. ما دو عضو خانواده فکری – سیاسی ملی – مذهبی در اعتراض به فاجعه روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ماه ۹۰ و تهاجم منجر به مرگ فرزند اول سحابی بزرگ که مادرصفت و خواهرگونه در خدمت مردمان و آسیبدیدگان وقایع دو سال اخیر میهن بود، از گاه غروب پنجشنبه ۱۲ خرداد ماه در بند ۳۵۰ زندان اوین بدون طرح هیچ گونه مطالبه و خواسته شخصی، دست به اعتصاب غذای تر میزنیم و با آب و چای و قند و نمک، سر میکنیم. این اقدام مبتنی است بر تصمیمی مستقل و ما دیگر همبندیان را به مشارکت در این اقدام دعوت نکرده و به اقدامهای مشابه نیز فرا نمی خوانیم. شاید این اقدام ما به سهم خود در شرایط وانفسای وطن مصدق – سحابی، مانع از تکرار این بیدادگریها علیه انسانهای بیدفاع شود. با سلام به دو عزیز از دست رفته و با احترام به مردم ایران و همبندیان. امیرخسرو دلیرثانی - هدی صابر»
هدی صابر در ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ به دلیل ایست قلبی ناشی از اعتصاب غذا و سهل انگاری مسئولین زندان برای انتقال وی در بیمارستان مدرس تهران در گذشت. خانواده وی تا روز ۲۲ خرداد از درگذشت وی بیخبر بودند. هم چنین ۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین نیز با امضای شهادت نامه ای، علت مرگ هدی صابر را ضرب و شتم از سوی ماموران امنیتی زندان اعلام کردند. نیروهای امنیتی در اطراف بیمارستان مدرس حضور یافتند و پیکر وی توسط آمبولانس به پزشکی قانونی انتقال یافت. فریده جمشیدی همسر هدی صابر، اعلام کرد نیروهای قضایی و امنیتی را «مسئول» مرگ همسرش میداند.
با گذشت حدود دو سال از مرگ هدی صابر، دستگاه قضایی همچنان از رسیدگی جدی به این پرونده و مشخص کردن عاملان مقصر در مرگ هدی صابر خودداری کرده است.
(منبع زندگی نامه: درگاه در فیروزهای)[۱۹]
تشییع[ویرایش]
مراسم تشییع وی صبح ۲۳ خرداد در بهشت زهرا برگزار شد. به نوشته وبگاه جرس «مقامات مسئول قضایی خبر انتقال به بیمارستان و درگذشت هدی صابر را به خانواده اش نیز اطلاع نداده بودند و پس از آن نیز از تحویل پیکر آن به خانواده، امتناع ورزیدند.»[۲۰] تشییع جنازه هدی صابر در قطعه ۱۰۰ بهشت زهرا، تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد.[۲۱]
مراسم سوم هدی صابر در مسجد اعظم قلهک با حضور گسترده مردم با وجود جو امنیتی شدید برگزار شد. بیش از دو هزار نفر در این مراسم حضور داشتند، اما در عین حال حدود ۲۰۰ نیروی امنیتی خیابان های اطراف را در کنترل خود گرفته بودند و حدود ۵۰ نیروی لباس شخصی در داخل مسجد در بین جمعیت پراکنده بودند. در بخش بانوان هم پلیس های زن کنترل این قسمت را برعهده داشتند.فیروزه صابر خواهر هدی صابر جلوی درب مسجد مهمان ها را مشایعت می کرد.نیروهای امنیتی از برگزارکنندگان تعهد گرفتند که سخنی از «مرگ» یا «زندان» در این مراسم به میان نیاید.حسین شاه حسینی، از فعالان جبهه ملی، نیز در این مراسم سخنرانی کرد.نیروهای امنیتی، بسیج و لباس شخصیها در محدوده خیابان یخچال و مسجد اعظم قلهک به وفور دیده میشدند و داخل مسجد نیز این نیروها با چندین دوربین از شرکتکنندگان در مراسم ترحیم هدی صابر فیلم میگرفتند.در میان مراسم یکی از حاضران خواستار فرستادن صلوات برای سلامتی زندانیان سیاسی شد که ماموران امنیتی او را دستگیر کردند. در این مراسم از چهره های شاخصی که حضور داشتند علاوه بر فعالان ملی مذهبی، احمد منتظری، محمد نوری زاد، محمدرضا خاتمی، سعید لیلاز، فرشاد مومنی، حبیبالله پیمان، هاشم آقاجری، محسن امینزاده، عبدالله نوری، هاشم صباغیان، تقی رحمانی، سعید حجاریان، فرزند اسدالله بیات، محمد توسلی، محسن آرمین، مرتضی الویری، خسرو سیف، خانواده محمود طالقانی، خانواده علی شریعتی، اعضای جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را می توان نام برد.هم چنین زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین نیز مراسمی برای بزرگداشت هدی صابر برگزار کردند.[۲۲][۲۳][۲۴]
واکنشها[ویرایش]
- محمد خاتمی در پیامی به فیروزه صابر (خواهر او) درگذشت وی را تسلیت گفت. اسدالله بیات زنجانی از مراجع تقلید نیز در تماس تلفنی با خواهر او درگذشت وی را تسلیت گفت.[۲۵][۲۶]
- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیهای اعلام کرد:«مسئول مرگ هدی صابر، مسئولان زندان، نهادهای امنیتی دخیل در پرونده این زندانی سیاسی و فراتر از آن حاکمیت جمهوری اسلامی است که باید نسبت به اینگونه رخدادهای ننگین و ضدبشری در محضر ملت پاسخگو باشد.» [۲۸]
- سازمان گزارشگران بدون مرز نیز در بیانیهای گفت:«ما مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران را نخست به دلیل دستگیری خودسرانه این روزنامه نگار و سپس عدم کمک رسانی پزشکی به موقع و مناسب، مسوول مرگ هدی صابر میدانیم.»[۲۹]
- ۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین نیز با امضای شهادت نامه ای، علت مرگ هدی صابر را ضرب و شتم از سوی ماموران امنیتی زندان اعلام کردند.[۳۰]
- شورای هماهنگی راه سبز امید نیز در بیانیه ای اعلام کرد، شهادت هدی صابر جدیدترین سند مظلومیت ایرانیان و فرعونیت حاکم بر کشور ماست.[۳۱]
- هم چنین فریده جمشیدی همسر هدی صابر، اعلام کرد: «سازمانهای بینالمللی علت مرگ هدی صابر را تعیین کنند.»[۳۲]
- ۱۰ نماینده اصلاح طلب مجلس نیز خواستار رسیدگی به علل فوت هدی صابر شدند.[۳۳]
- احمد صدرحاج سیدجوادی نیز اعلام کرد که مسئولیت مرگ هاله سحابی و هدی صابر متوجه کل حاکمیت جمهوری اسلامی است.[۳۴]
- گزارشگران بدون مرز نیز در بیانیه ای اعلام کردند، مقامات ایرانی مسئول مرگ هدی صابر هستند.[۳۵]
- کانون نویسندگان ایران نیز در بیانیه ای کشته شدن هدی صابر را محکوم کرد.[۳۶]
- عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران در واکنش دولتی به مرگ هدی صابر تلویحا از مقام های زندان انتقاد کرد.او گفت که ایراد دادستانی این است که باید گزارش وضعیت زندانی پس از وخامت حال با سرعت بیشتری گزارش می شد.عباس جعفری دولت آبادی هم چنین درباره مرگ هدی صابر گفت: "ما پس از مرگ به کالبدشکافی تاکید داشتیم تا فوت این فرد مانند فوت هاله سحابی به کشور هزینه وارد نکند.[۳۷]
برخی مقالات[ویرایش]
- تجربه اجتماعی مشروطه ایران - مجله آیین - شهریور ۱۳۸۶ - شماره ۸
- هویت فرار (گذری به سیر تحول هویتی انجمنهای اسلامی) مجله چشم انداز ایران - اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۶ - شماره ۴۳
- تأملی بر چارچوب دیدگاه اقتصادی طالقانی:«دیدگاهی برای بنای منزلگاه» - شماره ۵۲ نشریه چشم انداز ایران
- تلاشی راهبردی در عرصه اجتماعی دین مجله چشم انداز ایران - فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۲
جستارهای وابسته[ویرایش]
منبع[ویرایش]
- ↑ شهادتنامه ۶۴ زندانی سیاسی درباره چگونگی جانباختن هدی صابر « سایت خبری تحلیلی کلمه
- ↑ هدی صابر پس از اعتصاب غذا درگذشت
- ↑ http://www.mellimazhabi.org/biography/saber_hoda/saber_hoda.pdf
- ↑ زندگینامه در سایت در فیروزهای
- ↑ [)http://www.bbc.co.uk/persian/rolling_news/2011/06/110612_rln_l21_saber.shtml «هدی صابر به دلیل شوک قلبی ناشی از اعتصاب غذا درگذشت»]. بیبیسی، ۱۲ ژوئن ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۱.
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/biography/par-gereftan
- ↑ Jailed hunger striker dies: Iran opposition AFB, 12 June ۲۰۱۱
- ↑ شهادتنامه ۶۴ زندانی سیاسی درباره چگونگی جانباختن هدی صابر « سایت خبری تحلیلی کلمه
- ↑ جنبش راه سبز - حاکمیت مسئول مستقیم شهادت هدی صابر است
- ↑ جنبش راه سبز - ضرب و شتم هدی صابر پیش از انتقال به بهداری زندان
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/others-ideas/interviews/214-yadname-firoozesaber
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/others-ideas/interviews/214-yadname-firoozesaber
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/others-ideas/interviews/214-yadname-firoozesaber
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/others-ideas/interviews/215-yadname-faride-jamshidi
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/others-ideas/interviews/215-yadname-faride-jamshidi
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/others-ideas/interviews/214-yadname-firoozesaber
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/others-ideas/interviews/214-yadname-firoozesaber
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/others-ideas/interviews/215-yadname-faride-jamshidi
- ↑ http://www.hodasaber.com/index.php/biography/par-gereftan
- ↑ جنبش راه سبز - برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری هدی صابر، دوشنبه هفت و نیم صبح بهشت زهرای تهران
- ↑ تشییع و تدفین پیکر هدی صابر تحت تدابیر شدید امنیتی « سایت خبری تحلیلی کلمه
- ↑ تحول سبز
- ↑ اخلال نیروهای امنیتی در مراسم یادبود هدی صابر - © 2011تمام حقوق این وبسایت بر اساس قانون کپیرایت برای رادیو فردا محفوظ است
- ↑ BBC فارسی - ايران - مراسم ختم هدی صابر 'با حضور نیروهای امنیتی' برگزار شد
- ↑ جنبش راه سبز - پیام خاتمی به مناسبت شهادت صابر
- ↑ جنبش راه سبز - خواهر هدی صابر در گفت و گوی تلفنی با آیت الله بیات: آیا این اسلام است؟
- ↑ BBC فارسی - ايران - واکنش های شدید داخلی و خارجی به مرگ هدی صابر
- ↑ BBC فارسی - خبرهای کوتاه - سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: حکومت پاسخگوی مرگ صابر است
- ↑ BBC فارسی - خبرهای کوتاه - گزارشگران بدون مرز: حکومت ایران مسوول مرگ هدی صابر است
- ↑ شهادتنامه ۶۴ زندانی سیاسی درباره چگونگی جانباختن هدی صابر « سایت خبری تحلیلی کلمه
- ↑ جنبش راه سبز - شهادت هدی صابر جدیدترین سند مظلومیت ایرانیان و فرعونیت حاکم بر کشور ماست
- ↑ فریده جمشیدی: «سازمانهای بینالمللی علت مرگ هدی صابر را تعیین کنند» | خبرگزاری موج سبز
- ↑ پارلمان نیوز : تذکر 10 نماینده مجلس به وزیر دادگستری: دلایل فوت مرحوم هدی صابررا بررسی و اعلام کنید
- ↑ جنبش راه سبز - مراجع سکوت خود را نسبت به این همه مظالم و فجایع بشکنند
- ↑ BBC فارسی - ايران - گزارشگران بدون مرز: مقامات ایرانی مسئول مرگ هدی صابر هستند
- ↑ Khodnevis - بیانیه کانون نویسندگان درباره مرگ هدی صابر و حکم زندان فریبرز رییسدانا
- ↑ BBC فارسی - ايران - مراسم ختم هدی صابر 'با حضور نیروهای امنیتی' برگزار شد
پیوند به بیرون[ویرایش]
- نامهٔ مهدی امینی زاده (عضو سابق شورای مرکزی تحکیم وحدت) به محمد خاتمی درباره شرایط زندانیان از جمله هدی صابر
- گزارش تصویري از مراسم درگذشت هدی صابر
- وصیتنامهی سیاسی هدی صابر
|
|||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||
- جنبش سبز
- اهالی تهران
- بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ ایران
- پژوهشگران اهل ایران
- درگذشتگان ۱۳۹۰
- درگذشتگان ۲۰۱۱ (میلادی)
- درگذشتگان با مرگ مشکوک
- درگذشتگان به موجب سکته قلبی
- درگذشتگان در حال اعتصاب غذا
- درگذشتگان در زندان
- روزنامهنگاران اهل ایران
- زادگان ۱۳۳۸
- زادگان ۱۹۵۹ (میلادی)
- زندانیان سیاسی اهل ایران
- فعالان اجتماعی اهل ایران
- فعالان دموکراسی در ایران
- فعالین جنبش سبز
- کشتهشدگان با ضرب و شتم
- درگذشتگان در بازداشت پلیس
- مقالهنویسان اهل ایران
- ملی-مذهبیها
- پژوهشگران قرآن
- پژوهشگران تاریخ معاصر