پارسوآش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

پارسوآش یا پارسوماش یا پارسواش یا پارسومش یا پارساماش یا کشور پارسوماش ، در کتیبه‌های پادشاه آشور شمشی اداد پنجم ۸۲۳ تا ۸۱۰ پیش از میلاد و در کتیبهٔ سناخریب در سال ۶۹۱ پیش از میلاد به مناسبت نبرد در حلوله و همچنین در یک رشته از نامه‌های آرشیو ، پادشاهان آشور که مربوط به حوادث ۶۵۳ تا ۶۵۲ پیش از میلاد است، به عنوان یکی از ایالات منتهی عیلامی ذکر شده‌است، پارسوماش امکان دارد که همان پارس باشد.[۱]

در برخی از منابع پارسوا با پارسوماش یکسان دانسته شده‌است، اما ریچارد نلسون فرای می‌نویسد گمان نمی‌رود که پارسوماش، همان استان پارسوای آشور باشد.

به احتمال قوی همان پارس بعدی یا بخشی انشان است.[۲]

نظریه مهاجرت پارسیان از پارسوآ به پارسوماش[ویرایش]

کشور پارسوا محتملاً در اردلان کنونی که مابین شهر سلیمانیه و کوه الوند قرار گرفته‌است.[۳] عبدالحسین زرینکوب می‌نویسد طوایف پارسه ظاهراً از محلی در نواحی شرق دریاچه ارومیه به نام پارسواش [۴] در امتداد زاگرس در دره‌های کرخه و کارون تدریجاً به سمت جنوب فلات سرازیر شده‌اند و وقتی در حوالی شوشتر و مسجد سلیمان کنونی رسیده اند، مهاجرت را متوقف کرده‌اند. این مناطق، از نظر باستانی، امروزه به نام آنها پارس خوانده می‌شود...

این قوم، در همین نواحی به زندگیه شبانکارگی و کشاورزی اشتغال جسته‌اند و این نواحی را به یاد سرزمینی که در حوالی ارومیه ترکش کرده بودند به نام پارسوماش، یا پارسواش خوانده‌اند.

خاندان هخامنش به عنوان یک خانوادهٔ ممتاز، سرکردگی این طوایف را برعهده داشته‌است.[۵]

دیاکونوف می‌نویسد، معلوم نیست که آریاییان در چه زمانی در پارس پیدا شده‌اند. در هر حال قبول این فرضیه که آنها در قرن هشتم تا هفتم پیش از میلاد از ایالت شمال پارسوماش آمده‌اند، خیلی ضعیف است...![۶]

نظریه بی‌ارتباطی نام پارسوا با قبایل پارس[ویرایش]

از همان هزاره سوم پیش از میلاد، تعداد اسامی جغرافیایی آریایی در آسیای صغیر و به طور کلی در آسیای غربی رواج یافت.

از جمله همین پارسوماش که از قدیم تا امروز در ترکیبات مختلف کاربرد بسیار داشت و دارد. به غیر از پارسوماش در آن زمان نقاط و نواحی چندی وجود داشتند که نام‌های آریایی و ساکنان غیر آریایی داشتند.[۷]

دیاکونوف پیشنهاد می‌کند که پارسه Parsa یا پارسوآ Parsua و پارثوا Parthava سه گونه ترکیب ریشه گرفته از واژهٔ باستانی Parsava به معنی «استخوان دندهٔ سینه و پهلو و مرز» هستند که Parsava نیز با واژهٔ هند و اروپایی Gerk به معنی «استخوان دندهٔ سینه و جناغ سینه» و واژهٔ اوستایی و واژهٔ استی Fars به مفهوم پهلو و مرز، پیوند دارد.

همهٔ این سرزمین‌ها که به آن اشاره رفت در مرز ماد، در قسمت جنوب (پارسه) در قسمت مشرق (پارثوا) و در مغرب آن پارسوا واقع بوده‌اند. بنابر این هیچ نیازی به تصور اینکه این نام توسط پارسیان از شمال به جنوب آورده شده نیست.

همانطور که محتمل است تفاوت دو نام پارسی و پارتی حاصل تفاوت لهجه باشد و در حقیقت این هر دو نام یک قوم باشد، احتمال دارد پارسه نیز در حقیقت یک واژهٔ مادی باشد، در برابر واژهٔ فارسی باستان پارثه Partha و واژهٔ باستانی پارثوا با پارسوا برابر می‌شود.

هرچند این ریشه‌یابی نشانی از هوشمندی دارد ولی احتمال قوی اینست که پارسه نام قومی باشد از ایرانیان، که به سوی فارس یا استان خوزستان کنونی رفتند و آن سرزمین انشان نام گرفته‌است.[۸]

در سال ۸۳۰ پیش از میلاد، قرنی پیش از استقرار خانوادهٔ هخامنش در پارسوماش، شلمانسر سوم پادشاه آشور از ۲۷ شاهک سرزمین آسیانی‌نشین پارسوا، در جنوب غربی دریاچه ارومیه به طور همزمان باج گرفت.

نام این شاهک‌ها در سالنامهٔ این شاه مذکور است که هیچ یک آریایی نبودند. یک قرن بعد آشور بانیپال وارد سرزمین عیلام گردید و پس از آنکه خاک عیلام را به توبره کشید، بنابر نظر گیرشمن نیز نخستین تماس آشوریان با پارسیان ، نه در پارسوا، بلکه در مرز عیلام، و در پارسوماش بوده‌است. [۹]

پانویس[ویرایش]


جستارهای وابسته[ویرایش]


منابع[ویرایش]