تریومف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویری از مراسم تریومف به افتخار مارکوس اورلیوس، توجه شود که فرشتهٔ بالداری که در اطراف سر امپراطور دیده می شود، نشانه ای از نزدیکی مقام او به الوهیت است

تریومف یا تری یومف (به لاتینی: triumphus)، که «تریومف رم» یا «جشن پیروزی روم» نیز، خوانده شده‌است، نام یک مراسم مدنی و آیین مذهبی در روم باستان بود. گرچه خاستگاه این رسم و نحوهٔ گسترش و توسعهٔ آن همچنان مبهم باقی مانده‌است، امّا مورخان روم باستان برگزاری نخستین تریومف یا جشن پیروزی رُم را، در گذشته‌های افسانه‌ای این سرزمین جستجو کرده‌اند. در جریان جشن پیروزی یا تریومف، دستاوردهای نظامی فرماندهان سپاه روم که در عرصهٔ نظامی گری موفقیت‌های بزرگی به دست آورده بودند، علناً جشن گرفته می‌شد و مورد تقدیس و ستایش قرار می‌گرفت. این جشن بویژه به افتخار سردارانی بر‌گزار می‌شد، که در جنگ با دشمنان خارجی، به پیروزی‌های قابل توجهی دست یافته بودند [یا موفق به کشورگشایی و تسخیر ممالک دیگر شده بودند].

در سنت‌های جمهوری رم، ژنرال یا سردار پیروز، در روز برگزاری جشن تریومف، به صورتی تشریفاتی به ارج و مقامی بسیار بالا می‌رسید و به وضعیتی نزدیک به وضعیت خداوند و یا پادشاه رسانده می‌شد و با او همچون یک ایزد یا یک شاهنشاه برخورد می‌گردید. همچنین در ایام بعد از برگزاری تریومف یا جشن پیروزی، حق و حقوقی خاص برای او به عنوان تریومفالیس triumphalis حفظ می‌گردید. (تریومفالیس به لحاظ لغوی تقریباً «مردی با افتخار پیروزی» معنا می‌داد) این سردار پیروز بقیه عمر خود را با همین لقب توصیف می‌شد. همچنین پس از مرگ او نیز، در جریان برگزاری مراسم عزاداری و تشییع جنازه اش، اخلاف و بازماندگان او، به منظور معرفی دوبارهٔ او، یک بازیگر اجیر شده را به پوشیدن نقاب مرگ او، (که بدان ایماژو می‌گفتند)، وامی داشتند و او را در پوشش یا چادری تمام ارغوانی و طلا دوزی شده که بدان اصطلاحاً «جبه نصرت» (ردای پیروزی) می‌گفتند، می‌پیچیدند (ردای بی آستینی که پر از نقش و نگار بود)

در جریان بی ثباتی‌های اجتماعی و سیاسی که در اواخر دوران عمر جمهوری رم پدید آمد، تریومف یا جشن پیروزی به یک ابزار قدرتمند تبلیغاتی تبدیل شده بود که از آن برای فرصت طلبی‌های نظامی سیاسی بهره برداری می‌گردید. از دوران امیرنشینی Principate [یعنی دوران نخست امپراطوری روم] به بعد، جشن تریومف به صورت یک آیین عبادی تشریفاتی درآمد، که برتری و تفوق نظامی و سیاسی خانواده سلطنتی را انعکاس می‌داد.

بیشترین شرحیاتی که رومیان از ویژگی‌های تریومف یا جشن پیروزی، به رشتهٔ تحریر درآورده‌اند، به منظور ارائهٔ برخی درس‌های اخلاقی از آن بوده‌است، و در این نوشته‌ها کمتر به توضیحات دقیقی که ماهیت این آیین را به گونه‌ای منظم بیان کرده باشد، برمی خوریم. این وضعیت تنها به ما اجازه می‌دهد تا از درهم آمیختن شرح‌های مربوط به دورانهای گوناگون از مراسم تریومف، و بازسازی و تفسیر آنها، به اطلاعاتی در مورد این جشن دست یابیم. گواینکه ممکن است برخی از این اطلاعات گمراه کننده بوده و دقیق نباشند.

با وجود این، تریومف یا جشن پیروزی یک مراسم مختص روم باستان محسوب می‌شود که آگاهانه و به منظور به رخ کشیدن و نمایاندن ثروت، قدرت و عظمت روم، توسط دولت‌های دوران قرون وسطی در این سرزمین و همینطور در اعصار بعد از آن بر‌گزار می‌شده‌است.[۱]

معرفی بیشتر[ویرایش]

جزئیاتی از طاق نصرت تایتوس (طاق تیتوس) که برگزاری مراسم تریومف به افتخار او در سال ۷۱ میلادی را نشان می دهد، زمانیکه او موفق به غارت و چپاول اورشلیم شده بود

در روم عصر باستان، غنایمی که از راه غارت حاصل می‌شد، به هنگام تری یومف در معابر رُم به نمایش درمی آمد. تری یومف به معنای ورود رسمی و باشکوه سرداری به رُم، پس از پیروزی در جنگ بود.

سردار پیروز، سوار بر ارابه‌ای که چهار اسب سفید آن را می‌کشیدند، وارد شهر می‌گردید. سردار لباسی سرخ بر تن می‌کرد، تاج گلی بر سر می‌گذاشت و عصایی کوتاه بر دست می‌گرفت. این عصا از عاج فیل درست شده بود و مجسمهٔ کوچک یک عقاب، سر آن را تزئین می‌نمود.

پیشاپیش سردار پیروز، غنایم با ارزش تری که در جنگ و از راه غارت و چپاول حاصل شده بودند را حمل می‌کردند و اشراف زادگان اسیر را در زنجیر، می‌بردند. در میان اسیران، زن‌ها و کودکان نیز مشاهده می‌شدند.[۲]

شرح یک تریومف از زبان پلوتارخ[ویرایش]

ستون های تراژان، توصیفی بوسیلهٔ سنگ از یک جشن تریومف سمبولیک، جشنی که پس از پیروزی تراژان بر داکیانز، پادشاه رومانی بر‌گزار شد. ستونها در فرایندی منظم و به شکل مارپیچی استقرار یافته اند

پلوتارخ، در کتاب معروف خویش، حیات مردان نامی، به شرح جالب توجهی از جزئیات یک تری یومف که پس از پیروزی روم بر مقدونیه بر‌گزار شده، پرداخته‌است، که در اینجا فرازی از نوشتهٔ او ذکر می‌شود:

مردم، تمام معابر، هرجایی را که می‌شد از آنجا مراسم را دید، پُر کرده بودند.

روز اوّل، از صبح تا غروب، مجسمه‌ها و تابلوهایی را که به غنیمت گرفته شده بودند، بوسیلهٔ دویست و پنجاه کالسکه می‌آوردند.

روز بعد ارابه‌های بیشماری در حرکت بودند که زیباترین و گرانبهاترین سلاح‌های مقدونی را حمل می‌کردند. سلاح‌ها، گرچه فقط از مس و آهن درست شده بودند، امّا زیر نور خورشید می‌درخشیدند. تودهٔ شمشیرها و نیزه‌های مقدونی، موی را بر تن انسان سیخ می‌کرد.

پس از عرابه‌های حامل سلاح، سه هزار نفر، سکّه‌های نقره را که در هفتصد و پنجاه ظرف ریخته شده بود، حمل می‌نمودند. هر ظرفی را چهار باربر بلند کرده بودند. بدنبال این گروه، گروه دیگری جام‌ها و سبوهای نقره‌ای را می‌بُردند.

روز سوّم، همین که هوا روشن شد، شیپورچی‌ها، در حالیکه آهنگهای رزم می‌نواختند، به خیابان و معابر ریختند. رومیان با همین آهنگها به جنگ می‌رفتند.

بدنبال شیپورچیان، ۱۲۰ گاو نر که شاخهایشان آراسته بود را می‌بردند، تا قربانی کنند.

بعد در ۷۷ ظرف، که بزرگی شان به اندازهٔ ظرفهای دیروز بود[همان ۷۵۰ ظرف بزرگی که در آنها سکه‌های نقره ریخته بودند]، سکه‌های طلا حمل می‌شد.

سپس مردانی عبور می‌کردند که ظروف طلایی دربار مقدونیه و سبوهای زرّین ساخته شده از طلای ناب را بر روی سرهایشان گرفته بودند و حرکتشان می‌دادند. این سبوها با سنگهای قیمتی و گرانبها تزئین شده بودند.

بعد از همهٔ اینها، کالسکهٔ شخصی شاه و سپس سلاح شخصی او برده می‌شد.

کمی دورتر از کالسکه، کودکان شاه، دو پسر بچّه و یک دختر کوچک در حرکت بودند. این کودکان به قدری کوچک و کم سن و سال بودند که هنوز مُصیبت وحشتناکی که بر سرشان نازل شده بود را درنمی یافتند.

پشت سر بچّه‌ها، خود ِشاه، در حالیکه لباسی تیره بر تن کرده بود، گام برمی داشت. شاه [ظاهراً به دلیل برخی اتفاقات پس از غلبه بر مقدونیه]، غمگین و نگران بود و گویی از شدت غمی که سر تا پایش را در نوردیده بود، عقلش را از کف داده است!

بعد از شاه، چهارصد عدد تاج طلا که از طرف شهرهای دیگر روم به مناسبت پیروزی سردار به وی هدیه شده بود، حمل می‌گردید.

و سرانجام، خود سردار [همان سردار فاتح و پیروز که تریومف به افتخار او بر‌گزار می‌شد و گفتیم که «تریومفالوس» خوانده می‌شد]، می‌آمد، در حالیکه باشکوه و اقتدار بر یک ارابهٔ شکوهمند ایستاده بود و بعد از او و پشت سرش، تمامی افراد سپاهش، در حالیکه ترانه می‌خواندند و شاخهٔ درخت غان در دست داشتند، حرکت می‌کردند.[۳]

پانویس[ویرایش]

  1. مشارکت کنندگان ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی در ۱۵ ژوئن ۲۰۱۰
  2. تاریخ روم باستان، فئودور.پ.کوروفکین، چاپ اول، صفحات: ۴۸ و ۴۹
  3. تاریخ روم باستان، فئودور.پ.کوروفکین، چاپ اول، صفحات: ۴۹ تا ۵۱

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]