فتنه دوم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فتنه دوم به مجموعه حوادث و نا آرامی‌هایی که بعد از مرگ خلیفه اول اموی، معاویه اتفاق افتاد. تاریخ سرآغاز این حوادث ۶۸۰ یا ۶۸۳ میلادی می‌باشد که مورد اختلاف تاریخ شناسان می‌باشد. این حوادث شامل سرکوب دو چالش خلافت امویان در زمان یزید می‌باشد. چالش اول قیام امام سوم شیعیان، حسین که در سال ۶۸۰ میلادی در دشت کربلا کشته شد و چالش دوم قیام عبدالله بن زبیر و اداعای خلافت او بود که با کشته شدن او در سال ۶۹۲ خاتمه یافت.[۱]

پیش زمینه[ویرایش]

معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری قمری مرد و پسرش یزید را به جانشینی برگزید. حسین بن علی از همان نخست بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم ولید پسر عتبه حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین بن علی، عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر به بیعت نشدند آنها را بکشد. حاکم مدینه در اجرای فرمان سستی کرد و یزید عمرو پسر سعید پسر عاص را به جایش گماشت.[۲] حسین و زبیر که حاضر به بیعت با یزید نبود با خانواده خود شب بیست و هشت رجب از مدینه به مکه رفتند.

قیام حسین بن علی و نبرد کربلا[ویرایش]

نوشتار اصلی: نبرد کربلا

نبرد کربلا نبردی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (۲۰ مهر ۵۹ خورشیدی[۳] برابر ۱۰ اکتبر ۶۸۰ میلادی[۴]) اتفاق افتاد. روز نبرد به عاشورا نیز معروف است. این نبرد میان سپاه کم تعداد حسین بن علی (نوه دختری پیامبر اسلام) و سپاه اعزامی از سوی یزید بن معاویه (دومین پادشاه دودمان اموی) در نزدیکی محلی به نام کربلا (در عراق کنونی) در گرفت. دلیل یزید بن معاویه برای جنگ، بیعت نکردن حسین بن علی با او بود. حسین بن علی (امام سوم شیعیان) نیز حکومت و زمامداری یزید بن معاویه را غیرشرعی و غیرقانونی می‌دانست که بر خلاف پیمان صلح حسن بن علی و معاویه پسر ابوسفیان به شکلی مورثی به یزید اول رسیده بود.

حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشد و اگر این کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد.

روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۵] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده بود.[۶] در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت.[۷] جنگ آغاز شد و حسین و یارانش کشته شدند. پس از جان باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۲ تن از لشکریان حسین به علاوه سر علی اصغر فرزند ۶ ماهه او را جدا کرده و بر بالای نیزه‌ها گذاشتند و بر اجساد کشته شدگان اسب تاختند.[۸]

پس از رویداد کربلا تعدادی از زنان و کودکان وابسته به سپاه حسین بن علی، اسیر و زندانی شده و آنان را به شام محل زمامداری یزید بن معاویه فرستادند. از دیدگاه مسلمانان کشته شدگان در نبرد کربلا شهید تلقی می‌گردند. پس از این نبرد حسین بن علی ملقب به لقب سیدالشهداء (سرور و آقای همه شهیدان) گردید.

هر چند به لحاظ نظامی ابعاد این نبرد بزرگ نبوده‌است اما اثر اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است. نبرد کربلا یک واقعه تاریخی و اساسی در سنت و رسم شیعیان و تاریخ این مذهب محسوب می‌گردد. این درگیری هر ساله و به تناوب با برگزاری یادمان‌ها و عزاداری‌ها روایت و حکایت می‌شود. این رویداد از یک سو سبب تضعیف مشروعت سیاسی حکومت بنی امیه شده‌است. به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خونخواهی حسین بر ضد آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشمگیر بر هویت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طی سده‌های بعد تا به امروز داشته‌است.

قیام عبدالله بن زبیر[ویرایش]

عبدالله بن زبیر از مخالفان خلفای زمان خود و فرزند زبیر بن عوام و از تیره عبدالعزی قریش بود. مادرش اسما دختر ابوبکر و خواهر عایشه بود. پس از کشته شدن حسین بن علی، عبدالله به طور پنهانی شروع به جمع‌آوری حامی کرد. سپاهی از مدینه به فرماندهی برادرش عمرو، به مکه فرستاده شد تا عبدالله را دستگیر نماید. اما عمرو شکست خورد و دستگیر و زندانی شد و شلاق خورد تا درگذشت و جنازه اش به دار آویخته شد (سال ۶۱ هجری/۶۸۱ میلادی). عبدالله دیگر از یزید تبعیت نمی‌کرد و از عبدالله بن حنظله (معروف به ابن غسیل) که توسط گروهی از انصار مدینه به رهبری برگزیده شده بود، پیروی می‌نمود. یزید که متوجه غفلت خود شده بود، سپاهی را با فرماندهی مسلم بن عقبه به مدینه گسیل داشت. سر انجام سپاه شام لشکر مدینه را در جنگ حره (۲۷ ذی الحجه ۶۳ هجری/۲۷ آگوست ۶۸۳ میلادی) شکست دادند و در شهر پیامبر خون ریزیها کردند. (به عقیده دانشنامه اسلام سپاه شام به دنبال ریختن خون مسلمانان نبودند) به هر حال بعد از فتح مدینه مسلم بن عقبه به علت بیماری درگذشت و سپاه شام به فرماندهی حصین ابن نمیر به سمت مکه پیشروی کرده و عبدالله بن زبیر را محاصره نمودند (۲۶ محرم ۶۴ هجری/۲۴ سپتامبر ۶۸۳ میلادی). محاصره ۶۴ روز به طول انجامید که خبر مرگ یزید منتشر گردید و سپاهیان شام، عقب‌نشینی نمودند. حصین از عبدالله خواست که با وی به شام برگردد اما وی نپذیرفت و در مکه ماند.[۹]

شورش مدینه و واقعه حره[ویرایش]

نوشتار اصلی: ماجرای حره

واقعه حَرّه اشاره به قیام و شورش تاریخی مردم مدینه بر ضد یزید بن معاویه به دلایل سختگیریهای عاملان او بر مدینه و بدنبال آن واقعه خونین درهم شکستن قیام توسط یزید با حمله خونبار سپاهیانش به شهر مدینه در ۶۳ قمری است که در پی آن یزید سپاهی به فرماندهی مسلم بن عقبه را برای سرکوب اهالی مدینه گسیل داشت. اهالی مدینه با او به مقابله برخواستند و خندقی دور شهر کندند. اما او توانست با سپاهیانش وارد شهر شود، او بعد از ورود به مدینه شهر را سه روز بر سپاهیانش مباح کرد که در پی آن خونهای بیگناه بسیاری ریخته شد، و حریمها شکسته شد، و به نوامیس تجاوز شد. بیش از شش هزار کشته از این واقعه برجای ماند. پس از این واقعه هیچ مرد مسلمانی از اهل مدینه نمی‌توانست درباره بکارت دخترانش تضمینی دهد.[۱۰]

مسلم پس از این جنایات، مردم شهر را جمع کرد و از آنان برای یزید بیعت گرفت، مبنی بر اینکه آنها فَیء (غنیمت جنگی) و بعنوان بنده یزید هستند و هرکسی را که از این فرمان سر باز می‌زد، گردن می‌زدند. فقط علی بن عبدالله بن عباس (با وساطت خویشانش که در سپاه یزید بودند) و علی بن حسین (امام چهارم شیعیان)، از آن بیعت معاف شدند.[۱۱]

حصر مکه[ویرایش]

جنگ میان سپاه حصین بن نمیر و یاران عبدالله بن زبیر ابتدا در بیرون شهر مکه انجام شد. پس از کشته شدن تعداد زیادی از افراد عبدالله بن زبیر وی به داخل شهر مکه پناهنده شد. مکه، مرکز حکومت عبدالله بن زبیر، از ۲۶ محرم سال ۶۴ (قمری) توسط سپاه اموی به فرماندهی حصین بن نمیر به مدت ۶۴ روز محاصره شد. سپاه حصین بن نمیر در طی همین مدت کعبه را با منجنیق، سنگ زدند و در خانه خدا آتش افروختند.

سرانجام در اوایل ماه ربیع‌الثانی سال ۶۴ هـ. ق با رسیدن خبر مرگ یزید به گوش حصین بن نمیر و یارانش، آنها به محاصره شهر مکه خاتمه دادند.[۱۲]

مرگ یزید و بحران جانشینی[ویرایش]

معاویه بن یزید معروف به معاویه دوم، سومین خلیفه اموی بود که پس از مرگ یزید پسر معاویه به خلافت رسید. این که یزید بن معاویه برای پسرش معاویة بن یزید از مردم بیعت گرفته مسلم است.[۱۳] ولی در بین مورخان در مورد مدت خلافت، علت کناره‌گیری از آن و درگذشت وی اختلاف نظر وجود دارد. بعضی‌ها نظرشان بر این است که وی بعد از یزید ۴۰ روز زنده بوده[۱۴] و عده‌ای از محققین هم برآنند که ۴۰ روز حکومت کرده سپس کناره‌گیری می‌کند.[۱۵]

در مورد علت کناره‌گیری وی از حکومت نیز اختلاف است، ولی آنچه از تاریخ برمی‌آید به دلیل تمایل او به خاندان علی ابن ابیطالب می‌باشد. اما بعضی‌ها علت کناره‌گیری معاویة بن یزید و حکومت کوتاه وی را بیماری او بیان کرده‌اند که هنگام تحویل حکومت بیمار بوده و با همان مرض هم فوت کرد.[۱۶] با مرگ یا کناره گیری وی، خلافت در آل ابی سفیان به پایان می رسد و مروان بن حکم خلیفه می شود. در طی این دوره انتقال قدرت، به علت خلأ سیاسی ارکان امپراتوری از هم می پاشد و سلطه امویان به شام محدود می شود.

زبیریان[ویرایش]

اغتشاشات و بروز جنگهای داخلی پس از مرگ یزید، به عبدالله این فرصت را داد که خودش را امیر المؤمنین بنامد و مخالفان آل امیه در شام، مصر، شبه جزیره عرب و کوفه وی را خلیفه خود دانستند. اما عملاً وی قدرت چندانی نداشت. پیروزی مروان بن حکم در جنگ مرج راحط در پایان سال ۶۴ هجری/ ژوئیه ۶۸۴ میلادی و قیام مختار در کوفه در ۱۵ ماه بعد، هواداران عبدالله را در شام و مصر و عراق، در موضعی تدافعی قرار داد. با وجود اینکه مهلب از مصعب بن زبیر در بصره حمایت می‌کرد و در سال ۶۷ هجری/۶۸۷ میلادی، آل زبیر با پیروزی بر مختار توانستند دوباره بر عراق مسلط شوند، اما مصعب به صورت خود مختارانه حکومت می‌کرد و از برادرش عبدالله تمکین نمی‌کرد. همزمان با همین وقایع، خوارج بکری که پس از مرگ یزید از آل زبیر جدا شده بودند و در شرق سرزمین نجد مستقر شده بودند و از نجدة بن عامر حنفی تبعیت می‌نمودند، بحرین را تصرف کرده و در سال ۶۸ هجری/۸–۶۸۷ میلادی، یمن و حضرموت و در سال بعدش طائف را تصرف نمودند؛ بنابراین عبدالله کاملاً در حجاز منزوی شده بود. در حج سال ۶۸ هجری/۶۸۸ میلادی، مسلمانان به چهار گروه، طرفدار آل زبیر، خوارج، طرفدار امویان و شیعیان طرفدار محمد حنفیه تقسیم شده بودند.[۹]

قیام توابین و نبرد عین الورده[ویرایش]

نوشتار‌های اصلی: نهضت توابین و نبرد عین الورده

سلیمان بن صرد و یارانش از سال ۶۱ هـ ق، بطور مخفیانه و سال ۶۴ هـ ق، بعد از مرگ یزید آشکارا مردم را به خونخواهی حسین دعوت می‌کردند و در سال ۶۵ هجری قمری، سلمیان با هم پیمانانش قیام کرده و با شعار «یالثارات الحسین» مردم را به انتقام، فرا خواندند. شروع قیام آنان را در عصر مروان بن الحکم روز چهارشنبه بیست و دوم ربیع الثانی گفته‌اند. آنها با ورود عبیدالله بن زیاد از شام به عراق، به طرف کربلا آمدند، و به قبر حسین بن علی رسیدند و بسیار گریستند و با یارانش همگی از خدا آمرزش خواستند و عده زیادی به آنها ملحق شدند. سپس با جمعیتی ۴۰۰۰ نفری از فرات عبور کرده و بعد از رسیدن به منطقه عین الورده، لشکر شام مقابل آنها قرار گرفته و نبرد سختی کردند.[۱۷] در نبرد عین الورده سپاه امویان با لشکری بیست هزار نفره به رویارویی با لشکر توابین پرداخت. این جنگ سه روز به طول انجامید.[۱۸]

با وجود اینکه توابین در روز اول نبرد به پیروزی‌هایی دست یافتند اما در نهایت سلیمان بن صرد کشته شد و سپاه توابین محاصره شدند. تقریباً تمامی سپاه توابین نابود شدند و آن تعداد کمی که زنده ماندند توانستند عقب‌نشینی کنند.[۱۹][۱۸] سلیمان بن صرد خزاعی در این جنگ توسط حصین بن نمیر در سن ۹۳ سالگی کشته شد. یکی از دشمنان، سر او و همراهش مسیب را نزد عبدالملک مروان به شهر شام برد.[۲۰]

قیام مختار[ویرایش]

نوشتار اصلی: مختار ثقفی

مختار بن ابی‌عبیده ثقفی (ابواسحاق)[۲۱] رهبر چهارمین قیام بعد از حادثهٔ عاشورا بود. پنج سال بعد از آن حادثه او در کوفه به خونخواهی برخاست و بسیاری از عاملان حادثه را کشت و ۱۸ ماه به حکومت رسید. در این مدت جنگ‌های زیادی کرد و در اولین جنگ خود عبیدالله بن زیاد را نیز کُشت. پس از آن نیز مناطق زیادی را به زیر سلطهٔ عراق آورد.

مختار جهت قیام خود، ابتدا می‌خواست از علی بن حسین تاییدیه بگیرد اما وی روی خوشی به او نشان نداد و لذا با محمد حنفیه مذاکره کرد. محمد حنفیه جواب مبهمی به او داد. مختار این جواب را نشانه تأیید تلقی کرد و برای خونخواهی از قاتلان حسین بن علی و تشکیل حکومت مستقل راهی کوفه شد. وی ۶ ماه پس از مرگ یزید و در ماه رمضان به کوفه رسید. در این زمان کوفه به دست طرفداران عبدالله پسر زبیر افتاده بود.

ورود او به کوفه مصادف با آمادگی توابین به فرماندهی سلیمان پسر صرد خزاعی برای خروج از شهر بود، اما هیچ فعالیتی (حتی مشورت) در کمک به سلیمان بن صرد و قیام توابین نکرد.[۲۲] او می‌گفت سلیمان دید سیاسی ندارد و فقط می‌خواهد خود و ما را به کشتن دهد. تلاش‌های مختار جمع بزرگی از شیعیان را از اطراف سلیمان پراکنده‌ ساخت و فقط چهار هزار نفر با او به جنگ عبیدالله زیاد رفتند.[۲۳] پس از خروج توابین از شهر، قاتلان حسین بن علی که از ناحیه مختار هراس زیادی داشتند، حاکم زبیری کوفه، عبدالله بن یزید را وادار کردند تا مختار را زندانی کند. مختار دوباره زندانی شد.[۲۴] در این هنگام خبر شکست و بازگشت توابین به کوفه رسید. مختار پس از مدتی دوباره با شفاعت عبدالله بن عمر نزد ابن زبیر آزاد گردید.[۲۵]

وی با شعار توابین؛ «یا لثارات الحسین» (به فارسی: به خونخواهی حسین) و شعار «یا منصورُ اَمِت؛ ای پیروز، بمیران» که پس از پیروزی در جنگ بدر رایج شده بود، در چهارشنبه ۱۶ ربیع‌الثانی ۶۶ (قمری)[۲۶] و به نقلی در شب ۱۴ ربیع‌الاول سال ۶۶ هجری[۲۷] در کوفه به پاخاست. عبدالله بن مطیع فرماندار مصعب بن زبیر در کوفه مخفیانه گریخت و پنج سال بعد از واقعه کربلا دوران زمامداری هجده‌ماهه مختار آغاز شد.

اولین اقدام او پس از بدست گرفتن قدرت، خونخواهی از گروه قاتلان حسین بود. اگرچه بسیاری از آنها در قیام مختار به بصره گریختند، در اکثر اسناد کشته شدگان به دست مختار را حدود ۳۰۰۰ نفر را ذکر کرده‌اند.[نیازمند منبع]

او تجهیز و جمع‌آوری سپاهی به کمک ابراهیم پسر مالک اشتر قلمرو خود را از کوفه تا موصل گسترش داد. سپاه او سپس لشکر عبیدالله بن زیاد را در موصل شکست داد که عبیدالله نیز در این نبرد کشته شد.[۲۸] بدین ترتیب بر مرکز و شمال عراق، ارمنستان بزرگ، آذربایجان و ناحیه جبال شامل غرب و مرکز ایران مسلط شد.[۲۹]

در سال ۶۶ هجری قمری (۶۸۶ میلادی) کردهای منطقهٔ حلوان (سرپل ذهاب کنونی) شورش کردند. مختار برای سرکوب آنان حاکمی به حلوان فرستاد که شورش کردهای را سرکوب کرد.[۳۰]

سپس، مختار سپاهی را برای جنگ با زبیریان به ابن شمیط راهی جنگ حرورا کرد[۳۱] سپاه مختار در این نبرد شکست سختی می خورد. ولی مختار با باقی مانده سپاه به مزار به دشتی بین حرورا و کوفه بود عقب نشست و از موانع نیزار توانست دوباره به دشمن پیروز شده و بعد از آنجا به طور محرمانه لشکر را به عقب‌نشینی کوفه راضی می‌کند. پس از عقب‌نشینی مختار نامه‌ای به ابراهیم بن مالک اشتر به موصل می‌فرستد. نقلی است که ابراهیم بن مالک اشتر از مختار کناره گرفت این امر جدایی توسط زبیریان و مکاتبات دروغینی که فی‌مابین مختار و ابراهیم انجام داده‌اند صورت گرفته و آخر هم از زبیریان نامه پیمان صلح را دریافت کرده و ابراهیم هم برای اینکه به مختار نرسیده و در امر کمک به امیر قیام تصمیم ریشه کن کردن دولت امویان به دست زبیریان را در سر می‌پروراند و در این راه او نیز به اشراف کوفه در بصره پیوست.[۳۲][۳۳][۳۴]

مختار سعی فراوان کرد تا محاصره شدگان را به قیام و خروج از دارالاماره وادار نماید؛ اما آنها توجهی نکردند مختار که از یاران خود مأیوس شده بود با اندکی از یاران خود که مورخان تعدادشان را ۱۹ نفر برشمرده‌اند، از دارالاماره خارج شده به دشمن حمله بردند و سعی کردند، محاصره را بشکنند؛ اما پس از جنگ و گریزهای فراوان، سرانجام یکی پس از دیگر کشته شدند؛ مختار هم جوانمردانه جنگید و در چهاردهم رمضان سال ۶۷ هجری، در سن ۶۷ سالگی به کشته شد پس از کشته شدن مختار یاران مختار که او را تنها گذاشته بودند و به امید امان به یاری مختار نرفته بودند همان‌طور که مختار پیش گویی کرده بود مصعب دستور داد همه را گردن بزنند و آن روز هفت هزار نفر از یاران مختار را گردن زدنند از عرب و عجم.

اگرچه فرقهٔ کیسانیه منسوب به او است، امّا مورّخان در صحت این ادعا اختلاف دارند.[۳۵]

خلافت مروان و عبدالملک بن مروان[ویرایش]

سرانجام پس از اینکه در سال ۷۲ هجری/۶۹۱ میلادی، آل امیه دوباره بر عراق مسلط گردید، عبدالملک بن مروان سپاهی به فرماندهی حجاج بن یوسف به مکه فرستاد و در ۱ ذی العقده ۷۲ هجری/۲۵ مارس ۶۹۲ میلادی، عبدالله را محاصره نموده و این مهم بیش از ۶ ماه به طول انجامید. در طی این مدت، شهر و کعبه با منجنیق‌های آتشین مورد حمله قرار گرفت. در طی این مدت، حامیان و حتی برادران عبدالله تسلیم سپاه شام شدند. عبدالله به اصرار مادرش اسما به عرصه جنگ رفت و کشته شد و جسدش را دقیقاً در همان نقطه‌ای که برادرش عمرو را به دار آویخته بودند، به دار آویخته شد و مدتی بعد عبدالملک دستور داد تا جسد عبدالله به مادرش پس داده شود و وی جسد را در خانه صفیه در مدینه دفن نمود.[۹]

نتیجه[ویرایش]

در نتیجه فتنه دوم بسیاری از حرمت های اسلامی از خون و ناموس مسلمانان تا خانه کعبه در هم شکست. پس از پایان این فتنه تا سال 98 هجری که عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید، امویان به صورت متمرکز و با سیاست مشت آهنین، خونریزی و ایجاد رعب و وحشت بر جامعه مسلمانان حکمرانی کردند.

منابع[ویرایش]

  1. https://es.wikipedia.org/wiki/Segunda_Fitna
  2. آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۱۰–۱۲
  3. عاشورا سه‌شنبه بود، ۲۰ مهر ۵۹ هجری شمسی سایت خبرآنلاین| زمان انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۸۹| بازدید: ۱۱ شهریور ۱۳۹۰
  4. 10 October 680 دانشنامه ایرانیکا
  5. قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸
  6. سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴. 
  7. آینده روشن - تعداد لشکر یزید در مقابل لشکر امام حسین (ع)
  8. قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Glibb, “ʿAbd Allāh b. al-Zubayr”, 1:‎ 54–5.
  10. یعقوبی بغدادی، احمد بن اسحاق. تاریخ یعقوبی، ج 1 ص 175. دارالاعتصام.1425هـ.
  11. ابن‌حبیب، ص 391؛ مسعودی، مروج، ج 3، ص 268؛
  12. خبرگزاری فارس. «زمانی که خدا با صاعقه مکه را از حمله یزید نجات می‌دهد». 
  13. محمدبن سعد؛ طبقات الکبری، وفات ۲۳۰ق، بیروت، دارصادر، ج ۴، ص ۱۶۹
  14. تاریخ خلیفة بن خیاط، با تحقیق دکتر سهیل زکار، بیروت، دارالفکر؛ ص ۱۹۶
  15. ابن قتیبه؛ المعارف، وفات ۲۷۶ق، مصحح دکتر ژون عکاشه، قاهره، دارالمعارف، ص ۳۵۲
  16. تاریخ خلیفة بن خیاط، ص ۱۹۶
  17. سلیمان بن صرد خزاعی سایت دائرةالمعارف طهور
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ Dr. I.K.A Howard. The Tawwabin: The Repenters. 
  19. Sayyid Husayn Muhammad Ja'fari. The Origins and Early Development of Shia Islam. Ansariyan Publications. 
  20. سلیمان بن صرد خزاعی سایت دائرةالمعارف طهور
  21. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۳۵۰؛ کامل ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۷۱٫
  22. «مختار و توابین؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها)»(فارسی)‎. 
  23. عبدالملک بن مروان (قسمت اول تا پایان قیام مختار)
  24. «مختار بن ابی عبید ثقفی»(فارسی)‎. دانشنامه رشد. 
  25. اخطب خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ج۲، ص ۲۰۲
  26. «چه کسانی به دست «مختار» کشته شدند؟»(فارسی)‎. 
  27. عبدالملک بن مروان (قسمت اول تا پایان قیام مختار)
  28. تاریخ اسلام، علی‌اکبر فیاض، چاپ سال ۱۳۷۴، دانشگاه تهران، ص ۱۸۴.
  29. مختار ثقفی (مختار بن ابی عبید ثقفی)
  30. اطلس فرهنگی ایران: پیشینۀ تاریخی استان کرمانشاه؛ بازدید در ۱۲ نوامبر ۲۰۱۴.
  31. «قیام مختار»(فارسی)‎. کتاب‌همشهری - میرشکاک. 
  32. «عبدالملک بن مروان (قسمت اول تا پایان قیام مختار)»(فارسی)‎. وبگاه تاریخ اسلام. 
  33. «نقش ابراهیم بن مالک اشتر نخعی؛ در حوادث سیاسی عراق»(فارسی)‎. 
  34. ابن اعثم کوفی، کتاب الفتوح، ج ۶، ص ۱۹۰
  35. مختار ثقفی (مختار بن ابی‌عبیده ثقفی)