شمر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

شمر بن فرط ضبابی کلابی معروف به شمربن ذی‌الجوشن فردی از طایفه بنی کلاب بوده.[نیازمند منبع] شمر بن ذی الجوشن و مادر عباس بن علي، هر دو از نسل «کلاب» می‌باشند. هر کدام با چند واسطه به «کلاب» می‌رسند. «کلاب» یازده پسر دارد. نام یکی از آنان «کعب» و نام دیگری «ضباب» است . ام البنین (ع) از نسل «کعب» و شمر، از نسل «ضِباب» است و با توجه به رسوم قبايلي اعراب، شمر فرزندان ام البنين را خواهرزاده خطاب ميكرد.برای وی اسامی دیگری چون اوس یا شرحبیل نیز ذکر شده است. از آن جهت پدر او را ذی الجوشن (صاحب دو زره و جوشن) میگفتند که در جنگ‌ها از دو زره روی هم استفاده می‌کرد. او نخست از یاران امیرالمؤمنین در جنگ صفین بوده است. ولی با گذشت زمان در لشکر خوارج قرار گرفت و در واقعه عاشورا در لشکر عبیدالله بن زیاد قرار گرفت.[۱]

در زمان علی بن ابی‌طالب[ویرایش]

شمر بن ذی الجوشن ضبابی، از سران وشجاعان مردم کوفه بود. وی در دوران خلافت علی بن ابی طالب جزو شیعیان و طرفداران وی به شمار می‌رفت و در جنگ صفین با معاویه در سپاه علی بن ابیطالب حضور داشت و شجاعتی از خود نشان داد اما بعداً به خوارج ملحق شد.[نیازمند منبع]

واقعه عاشورا[ویرایش]

سال ۶۱ هجری قمری که حرکت حسین بن علی به سمت عراق شد، شمر اخبار این حرکت را دقیقاً پی گیری می‌کرد. در تاریخ این واقعه، شمربن ذی الجوشن در چند جا نقش اساسی داشت.

۱- از جمله افرادی بود که «عبیدالله بن زیاد» حاکم کوفه، او را برای پراکنده کردن مردم کوفه از اطراف مسلم بن عقیل، یار حسین بن علی، به دارالاماره فرستاد.

۲- زمانی که عمر بن سعد، فرمانده لشکر کوفه در نامه‌ای برای حاکم کوفه نوشت که حسین بن علی حاضر شده که یا برگردد و یا با او بیعت کنند «عبیدالله حاکم کوفه» نظر داد که باید پذیرفت ولی وقتی شمر از این نامه مطلع شد، او را منع کرد و گفت که اگر حسین بن علی خود را تسلیم نکند و برود، بعداً قدرتمند می‌شود. پس بهتر است نگذارید برود. عبیدالله هم نظر شمر را قبول کرد او را فرمانده سپاه با ۴۰۰۰ جنگجو کرد و همراه با نامه‌ای به طرف عمربن سعد فرمانده کوفه در کربلا فرستاد، تا از حسین بخواهد که یا تسلیم شود و یا به جنگ تن در دهد و به دنبال این نامه، گفت ای عمر سعد، اگر اینکار را انجام نمی‌دهی از لشکر ما کناره بگیر و لشکر را به شمربن ذی الجوشن واگذار.

۳- در روز عاشورا او فرمانده پیاده‌های لشکر کوفه بود.

۴- در آخرین ساعتهای روز دهم محرم، زمانی که حسین بن علی جراحت‌های زیادی در سر و بدن داشت، شمر، با چکمه و خنجر برهنه بر سینه او نشست و سر او را از تن جدا کرد.

۵- در میان مورخین اتفاق نظر است که کسی که به فرمان عمر بن سعد، سرهای کشته‌های سپاه حسین را نزد «ابن زیاد» برد، او بود و از طرف ابن زیاد هم، سرهای کشته‌ها را مجدداً به همراه چند نفر دیگر، نزد یزید حاکم وقت شام برد. [نیازمند منبع]

مرگ[ویرایش]

زمانی که مختار ثقفی در سال ۶۶ هجری برای خونخواهی حسین بن علی قیام کرد، شمر از کوفه فرار کرد. یکی از غلامان مختار، به دنبال او رفت ولی غلام شمر، او را کشت و بعد به قریه دیگری فرار کرد و از آنجا هم باز به قریه «کلتانیه» تا اینکه سپاهیان مختار در آن جا، او را محاصره کردند. یاران شمر همگی پا به فرار گذاشتند. خود او هم فرصت نکرد تا لباس رزم بپوشد، پارچه‌ای به خود پیچید و با نیزه در مقابل سپاه مختار ایستاد تا اینکه از پای در آمد. اقوال دیگری نظیر اینها هم هست. ابوعمره، شمر را دستگیر کرد و نزد مختار آورد. مختار ثقفی، سر او را از بدن جدا کرد و بدنش را درون دیگی پر از روغن جوشان انداخت. یاران مختار سرش را لگدکوب کردند و نزد محمد بن حنفیه فرستادند تا تسکینی بر وی باشد. البته چند روایت در مورد نحوه قتل وی وجود دارد.[۲]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • منتهی الامال ج۱ ص ۵۹۴
  • آمالی شیخ طوسی ج۱ ص ۲۵۰
  • امام حسین و ایران، کورت فریشلر، ذبیح‌الله منصوری، تهران:امیرکبیر، ۱۳۷۱.
  • قیام مختار،سیدابوفاضل رضوی اردکانی،انتشارات چاپ ونشر بین‌الملل،1390.
  • سایت مشرق.