پرش به محتوا

مصعب بن زبیر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مصعب بن زبیر
زادهحدود ۶۴۷ میلادی (۲۷ هجری قمری)
مدینه، حجاز، خلافت راشدین
درگذشتهاکتبر ۶۹۱ میلادی (۷۲ هجری قمری) / حدود ۴۴ سالگی
دیرالجثالیق، نزدیک مدائن، عراق
وفاداریزبیریان
سال‌های خدمت۶۸۴–۶۹۱ میلادی
درجهفرماندهٔ کل قوا
فرماندهیفرماندار بصره و سپس حاکم تمام عراق
جنگ‌ها و عملیات‌هافتنه دوم
همسر(ان)عایشه بنت طلحه
سکینه بنت حسین
فاطمه بنت عبدالله
خویشاوندانزبیر بن عوام (پدر)
رباب بنت انیف (مادر)
عبدالله بن زبیر (برادر)
عروة بن زبیر (برادر)

مصعب بن زبیر بن عوام اسدی (حدود ۶۴۷ – اکتبر ۶۹۱ میلادی / ۲۷ – ۷۲ هجری قمری) ملقب به الجزّار (قصاب)، یکی از برجسته‌ترین فرماندهان نظامی و حاکمان خلافت زبیری در دوران فتنه دوم بود. او فرزند زبیر بن عوام، صحابی برجستهٔ پیامبر اسلام، و برادر کوچک‌تر عبدالله بن زبیر، خلیفهٔ زبیری در مکه، بود. مصعب از سوی برادرش به فرمانداری بصره و سپس حکومت بر تمام عراق منصوب شد. او توانست با پیروزی در نبردهای مذار و حرورا، مختار ثقفی را شکست داده و قیام او را سرکوب کند. مصعب پس از حدود پنج سال حکومت بر عراق، سرانجام در نبرد دیرالجثالیق (۷۲ ه.ق) در برابر سپاه عبدالملک بن مروان، خلیفهٔ اموی، شکست خورد و کشته شد. او به دلیل شجاعت، سخاوت و همچنین شدت عمل در سرکوب مخالفان، چهره‌ای بحث‌برانگیز در تاریخ اسلام به شمار می‌رود.[۱][۲]

نام کامل او «ابوعیسی مصعب بن زبیر بن عوام بن خویلد اسدی قرشی» است. پدرش، زبیر بن عوام، از نخستین مسلمانان و از ده تنی بود که پیامبر اسلام به آن‌ها وعدهٔ بهشت داد. مادر مصعب، رباب بنت انیف، از اشراف قبیلهٔ بنی‌کلب بود. نسب قبیلگی و خانوادگی ممتاز، جایگاه اجتماعی رفیعی برای مصعب و برادرانش به ارمغان آورد.[۳]

کودکی و خانواده

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

مصعب در مدینه متولد شد و در همان شهر رشد یافت. در دوران خلافت معاویه، او جزو گروهی از نخبگان جوان قریش در مدینه بود که برای مطالعهٔ قرآن و حدیث گرد هم می‌آمدند. در این جلسات، چهره‌های برجسته‌ای چون برادر ناتنی‌اش عروة بن زبیر و عبدالملک بن مروان، خلیفهٔ بعدی اموی، حضور داشتند.[۴] خانوادهٔ زبیر املاک وسیعی در بقیع داشتند و مصعب نیز از این ثروت بهره‌مند بود.

مصعب از همسران متعدد خود صاحب فرزندان بسیاری شد. مهم‌ترین ازدواج‌های او عبارت‌اند از:[۵]

  • عایشه بنت طلحه: دختر طلحة بن عبیدالله، از دیگر صحابهٔ برجسته. از این ازدواج دو پسر به نام‌های محمد و عبدالله متولد شد.
  • سکینه بنت حسین: دختر حسین بن علی و نوهٔ پیامبر اسلام. حاصل این ازدواج دختری به نام رباب بود. این پیوند، در عین اختلافات سیاسی، نشان‌دهندهٔ روابط پیچیدهٔ خانوادگی میان خاندان‌های بزرگ قریش است.
  • فاطمه بنت عبدالله: مادر عیسی الکبیر، عکاشه و سکینه.

از دیگر همسران و کنیزان او، فرزندانی چون حمزه، عاصم، عمر، جعفر، منذر و عیسی الصغیر نیز به دنیا آمدند.

زندگی سیاسی و حکومت بر عراق

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از مرگ یزید بن معاویه در سال ۶۴ هجری (۶۸۳ م) و آغاز فتنه دوم، برادر بزرگ‌تر مصعب، عبدالله بن زبیر، در مکه ادعای خلافت کرد و بخش بزرگی از قلمرو اسلامی، از جمله عراق، با او بیعت کردند. مصعب در سال ۶۴ یا ۶۵ هجری، فرماندهی یک لشکرکشی ناموفق به فلسطین، که تحت کنترل امویان بود، را بر عهده داشت که با مقاومت عمرو بن سعید اشدق، فرماندهٔ اموی، دفع شد.[۶]

فرمانداری بصره و نبرد با خوارج

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در سال ۶۶ هجری (۶۸۶ م)، هم‌زمان با تصرف کوفه توسط مختار ثقفی و اخراج فرماندار زبیری آن (عبدالله بن مطیع)، اوضاع بصره نیز به دلیل حملات مکرر خوارج ازرقه ناآرام بود. عبدالله بن زبیر برای بازگرداندن آرامش و بازپس‌گیری کوفه، مصعب را به فرمانداری بصره منصوب کرد. مصعب در بدو ورود، برای نشان دادن عزم خود در برخورد با مخالفان، در خطبه‌ای معروف خود گفت: «ای اهل بصره! شنیده‌ام که به فرمانروایان خود لقب می‌دهید. من خود را الجزّار (قصاب) می‌نامم.»[۶]

او بلافاصله پس از استقرار، باتجربه‌ترین فرماندهٔ خود، مهلب بن ابی‌صفره، را مأمور سرکوب خوارج ازرقه کرد که از فارس و کرمان به حومهٔ بصره یورش می‌بردند. این نبردها ماه‌ها به طول انجامید و منابع زبیری را به شدت تحلیل برد، اما مانع از سقوط بصره شد. او همچنین سپاهی برای مقابله با خوارج نجدات که بر بحرین مسلط شده بودند، گسیل داشت که ناکام ماند.[۷]

شکست و قتل مختار ثقفی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از سرکوب اولیهٔ خوارج، مصعب با تشویق اشراف عرب کوفه که از حکومت مختار و قدرت‌گیری موالی به بصره گریخته بودند، لشکرکشی به سوی کوفه را آغاز کرد. مختار که از این تحرکات آگاه شد، سپاهی را به فرماندهی احمر بن شمیط برای مقابله به جنوب گسیل داشت. در نبرد مذار (در شمال بصره)، سپاهیان مختار شکست سختی خوردند. مصعب به تعقیب آنان پرداخت و در نبرد حرورا (نزدیک کوفه)، آخرین مقاومت منسجم مختار را درهم شکست. مختار و یاران وفادارش به کاخ حکومتی کوفه پناه بردند و در محاصرهٔ چهارماههٔ نیروهای مصعب قرار گرفتند.[۲][۸]

در نهایت، مختار در آوریل ۶۸۷ میلادی (رمضان ۶۷ ه.ق) در یک یورش ناامیدانه از کاخ خارج شد و کشته شد. پس از مرگ او، بین شش تا هشت هزار نفر از هوادارانش تسلیم شدند. با وجود وساطت برخی، از جمله عبدالله بن عمر، مصعب تحت فشار اشراف عرب که خواستار انتقام بودند، دستور به قتل عام همهٔ تسلیم‌شدگان داد. مورخان تعداد کشته‌شدگان این فاجعه را از هفتصد عرب و تمام ایرانیان تا هفت هزار نفر روایت کرده‌اند. این کشتار، نفرت عمیقی را در کوفه علیه مصعب برانگیخت و او را «به اندازهٔ دشمنانی که قربانیانش خویشاوند داشتند، دشمن ساخت».[۱]

با قتل مختار، مصعب حاکم بلامنازع تمام عراق شد و مهلب بن ابی‌صفره را به فرمانداری موصل و جزیره گماشت تا مرزهای شمالی را در برابر تهدید امویان حفظ کند.

شورش‌ها و اختلافات داخلی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پیروزی بر مختار پایان مشکلات مصعب نبود. او با اختلاف‌های داخلی و شورش‌های متعددی روبرو شد. مهم‌ترین این شورش‌ها، طغیان عبیدالله بن حر جعفی، از اشراف قدرتمند کوفه، بود. ابن حر که ابتدا به مصعب پیوسته بود، به دلیل روش‌های خشن حاکم جدید، راه خود را جدا کرد و با گروهی از هوادارانش به راهزنی و غارت پرداخت. او پس از شکست چندین نیروی اعزامی مصعب، شهرهایی چون تکریت و مدائن را تصرف کرد و حتی خزانهٔ دولتی را غارت نمود. سرانجام، مصعب یک عملیات گسترده را برای دستگیری او ترتیب داد که منجر به فرار و سپس کشته شدن عبیدالله بن حر به دست نیروهای محلی شد.[۹]

تقابل با عبدالملک بن مروان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از تثبیت قدرت عبدالملک بن مروان در شام، او توجه خود را به بازپس‌گیری عراق از زبیریان معطوف کرد. نخستین لشکرکشی او در تابستان ۶۸۹ میلادی (۷۰ ه.ق) به دلیل شورش عمرو بن سعید اشدق در دمشق ناتمام ماند. تلاش دوم در سال ۶۹۰ نیز به درگیری جدی منجر نشد، اما در این میان، عوامل عبدالملک در بصره شورشی را علیه مصعب ترتیب دادند که با شدت عمل سرکوب شد. مصعب، وفاداران به امویان را به شدت مجازات کرد: صد ضربه شلاق، تراشیدن موی سر و ریش، ویرانی خانه‌ها و زندانی کردن.[۱۰]

در سال ۶۹۱ میلادی (۷۲ ه.ق)، عبدالملک با سپاهی عظیم وارد عراق شد و در مسکین اردو زد. مصعب نیز از کوفه خارج شد و در باجمیرا مستقر گردید. وفاداری عراقیان به مصعب، به دلیل کشتار هواداران مختار و خشونت‌های پیشین، به شدت متزلزل بود. بسیاری از فرماندهان و سربازان او با دریافت وعده‌های مالی و مناصب از سوی عبدالملک، شبانه به اردوی اموی پیوستند. حتی به ابراهیم بن مالک اشتر، فرماندهٔ ارشد مصعب، نیز پیشنهاد پیوستن داده شد. او وفادار ماند و موضوع را به مصعب گزارش داد و پیشنهاد کرد فرماندهان خائن اعدام شوند، اما مصعب از ترس ایجاد شورش گسترده‌تر در اردوی خود، از این کار خودداری کرد.[۲]

در نبرد دیرالجثالیق، با کشته شدن زودهنگام ابراهیم بن مالک اشتر، سپاه عراقیان به سرعت فروپاشید. بیشتر فرماندهان یا گریختند یا به دشمن پیوستند. مصعب، در حالی که پسرش عیسی پیش از او کشته شده بود، پیشنهاد عفو و حکومت عراق را از جانب رفیق دیرین خود، عبدالملک، رد کرد و تقریباً به‌تنهایی به نبرد ادامه داد. سرانجام، او که به شدت زخمی شده بود، توسط زائدة بن قدامه ثقفی، یکی از هواداران سابق مختار که به خون‌خواهی رهبرش برخاسته بود، با فریاد «این به انتقام مختار!» کشته شد. سر از تن او جدا کردند و نزد عبدالملک بردند که از مرگ همرزم قدیمی‌اش ابراز تأسف کرد.[۱۱]

پیکر مصعب در همان منطقه، دیرالجثالیق، به خاک سپرده شد و بنا به روایتی، بعدها بر مزارش گنبدی ساختند که به زیارتگاه تبدیل شد.[۱۲]

شخصیت و میراث

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

منابع تاریخی، شخصیت پیچیده‌ای از مصعب ترسیم می‌کنند. او به زیبایی، سخاوت و شجاعت بی‌نظیر شهره بود. لقب «الجزّار» (قصاب) که خود برگزیده بود، اگرچه از خشونت او در سرکوب مخالفان حکایت دارد، اما برخی مورخان مانند بلاذری آن را به عادت او در قربانی کردن شتران برای اطعام مهمانان نسبت می‌دهند.[۸] عبدالملک بن مروان، دشمنش، شجاعتش را ستود اما به مهارت‌های جنگی او نقد داشت. روایت است که برادرش عبدالله بن زبیر از اخلاق تند، عشق به زنان و رفتار گزنده‌اش با رقبا انتقاد می‌کرد، اما در عین حال، گزارش‌هایی نیز حاکی از اندوه عمیق او پس از شنیدن خبر مرگ مصعب است.[۱]

میراث مصعب در تاریخ اسلام، میراث یک فرماندهٔ لایق و در عین حال یک حاکم خشن است. او توانست با شکست مختار، عراق را برای برادرش حفظ کند، اما قساوتش در کشتار هواداران مختار، کینه‌ای عمیق در دل مردم کوفه کاشت که در نبرد نهایی، کار دستش داد. مرگ او در دیرالجثالیق، نقطهٔ پایانی بر حکومت زبیریان در عراق بود و راه را برای یکپارچه‌سازی دوبارهٔ جهان اسلام تحت حاکمیت امویان هموار ساخت.

  1. 1 2 3 Lammens, Henri & Pellat, C. (1993). "Mus'ab b. al-Zubayr". In Bosworth, C. E.; van Donzel, E.; Heinrichs, W. P. & Pellat, Ch. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume VII: Mif–Naz. Leiden: E. J. Brill. pp. 649–650. ISBN 978-90-04-09419-2.
  2. 1 2 3 Dixon, Abd al-Ameer A. (1971). The Umayyad Caliphate, 65-86/684-705 (A Political Study). London: Luzac. ISBN 978-0718901493.
  3. ↑ Bellamy, James A. (1973). The Noble Qualities of Character by Ibn Abi Dunya. Wiesbaden: Franz Steiner Verlag GMBH.
  4. ↑ Ahmed, Asad Q. (2010). The Religious Elite of the Early Islamic Ḥijāz: Five Prosopographical Case Studies. Oxford: University of Oxford Linacre College Unit for Prosopographical Research. ISBN 978-1-900934-13-8.
  5. ↑ Bewley, Aisha (2000). The Men of Madina by Muhammad Ibn Sa'd, Volume 2. Ta-Ha Publishers. ISBN 9781897940907.
  6. 1 2 Fishbein, Michael, ed. (1990). The History of al-Ṭabarī, Volume XXI: The Victory of the Marwānids, A.D. 685–693/A.H. 66–73. SUNY Series in Near Eastern Studies. Albany, New York: State University of New York Press. ISBN 978-0-7914-0221-4.
  7. ↑ Wellhausen, Julius (1975) [1901]. The Religio-political Factions in Early Islam. Translated by Ostle, Robin; Walzer, Sofie. Amsterdam: North-Holland Publishing Company. ISBN 9780720490053.
  8. 1 2 Hawting, G.R., ed. (1989). The History of al-Ṭabarī, Volume XX: The Collapse of Sufyānid Authority and the Coming of the Marwānids: The Caliphates of Muʿāwiyah II and Marwān I and the Beginning of the Caliphate of ʿAbd al-Malik, A.D. 683–685/A.H. 64–66. SUNY Series in Near Eastern Studies. Albany, New York: State University of New York Press. ISBN 978-0-88706-855-3.
  9. ↑ Elad, Amikam (2016). The Rebellion of Muḥammad al-Nafs al-Zakiyya in 145/762: Ṭālibīs and Early ʿAbbāsīs in Conflict. Leiden: Brill. ISBN 978-90-04-22989-1.
  10. ↑ Kennedy, Hugh N. (2004). The Prophet and the Age of the Caliphates: The Islamic Near East from the 6th to the 11th Century (Second ed.). Harlow: Pearson-Longman. ISBN 9780582405257.
  11. ↑ Wurtzel, Carl; Hoyland, Robert (2015). Khalifa Ibn Khayyat's History on the Umayyad Dynasty (660-750). Liverpool: Liverpool University Press. ISBN 978-1-78138-175-5.
  12. ↑ Duri, A. A. (1965). "Dayr al-Djāthalīk". In Lewis, B.; Pellat, Ch. & Schacht, J. (eds.). The Encyclopaedia of Islam, New Edition, Volume II: C–G. Leiden: E. J. Brill. p. 197. OCLC 495469475.

کتاب‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]