علیرضا افتخاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از علی‌رضا افتخاری)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
علیرضا افتخاری
Alireza Eftekhari.jpg
علیرضا افتخاری
اطلاعات
تولد ۱۰ فروردین ۱۳۳۷ (۶۱ سال)[۱]
اصفهان
ملیت ایرانی
سبک‌(ها) سنتی ایرانی، پاپ ایرانی
استاد(ها) تاج اصفهانی
سال‌های فعالیت از ۱۳۵۷ تا کنون
آلبوم معروف نیلوفرانه
جایزه(ها)

چهره ماندگار ۱۳۸۹

نفر اول آزمون باربد ۱۳۵۷

علیرضا افتخاری مهیاری (زاده ۱۰ فروردین ۱۳۳۷، اصفهان) از خوانندگان بنام موسیقی سنتی ایرانی است.[۱] برخی معتقدند می‌تواند یکی از بهترین آوازخوانان موسیقی سنتی باشد، علیرضا افتخاری، در خواندن تصنیف بهترین است و با اختلاف زیادی از دیگران در صدر قرار دارد.[۲] افتخاری طی چندین سال فعالیت در عرصه موسیقی سنتی ایرانی، خوانندگی بیش از شصت آلبوم موسیقی را بر عهده داشته‌است. وی در سال ۱۳۸۹ موفق به اخذ نشان چهره‌های ماندگار شد.

شرح حال[ویرایش]

علیرضا افتخاری در سال ۱۳۳۷ در اصفهان متولد شد. در کودکی نزد طباطبایی نوازنده ویولن تعلیم دید. از ۱۲ سالگی نزد استاد تاج اصفهانی به یادگیری ردیفهای آوازی پرداخت. پس از مدتی نیز هم‌زمان به بهره‌گیری از محضر جلیل شهناز و حسن کسایی در زمینه ردیف‌های موسیقی سنتی مشغول شد. در سال ۱۳۵۵ در آزمون باربد و در محضر اساتیدی چون علی اکبر خان شهنازی، داریوش صفوت، علی تجویدی و … موفق به کسب رتبه نخست گشت.

از سال ۱۳۶۰ پس از درگذشت استاد تاج اصفهانی نزد دادبه به ادامه تعلیم موسیقی پرداخت. در سال ۱۳۶۲، اولین آلبوم خود را به توصیه فرامرز پایور با نام «آتش دل» و به یاد استاد فقیدش تاج اصفهانی منتشر کرد. پس از آن، آثار او از صدا و سیمای ایران به صورت مرتب پخش شده و کنسرت‌های مختلفی[۱] را در کشورهایی چون ژاپن، آلمان، کانادا و انگلستان برگزار نموده‌است. وی در طول چهار دهه فعالیت حرفه‌ای خود، تا کنون موفق به انتشار بیش از ۶۰ آلبوم موسیقی در سبک‌های سنتی، ارکسترال و تلفیقی با همکاری اساتیدی چون: پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، علی تجویدی، عباس خوشدل، محمدعلی کیانی‌نژاد، مهرداد پازوکی، محمد جلیل عندلیبی، جواد لشکری، محمد موسوی، جلال ذوالفنون، هابیل علی‌اف، حسن میرزاخانی، محمدجواد ضرابیان، علی جعفریان، عبدالحسین برازنده، فضل‌الله توکل، محمدرضا چراغعلی، فریدون شهبازیان، کامبیز روشن‌روان و … شده‌است. از آلبوم‌های معروف او می‌توان به مقام صبر، راز و نیاز، سرو سیمین، شور عشق، نیلوفرانه، یاد استاد، سرمستان، افسانه، مستانه، امان از جدایی، هنگامه و شب عاشقان اشاره نمود.[۱]

دوران کاری[ویرایش]

دوران کاری افتخاری را به سه بخش می‌توان تقسیم کرد. از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۵ که بسیار کم‌کار بوده‌است. تعداد آثار او در این دوره، به‌طور متوسط حدود یک آلبوم در سال است. دوره دوم، از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ که دوره اوج افتخاری به‌شمار می‌آید و به‌طور متوسط پنج آلبوم در سال می‌خوانده‌است. نهایتاً سومین دوران کاری افتخاری از سال ۱۳۸۹ به بعد تا کنون است که بسیار کم‌کار بوده و تقریباً متوسط چهار سالی یک آلبوم را ارائه داده‌است.

دوران کاری آغازین[ویرایش]

افتخاری در این دوران غالباً به مکتب اصفهان و روایت آوازی تاج اصفهانی وفادار بوده‌است. او در این دوران حدود ۱۵ آلبوم خوانده‌است که سیر تحول سبک افتخاری را به نمایش می‌گذارند. او با انتشار آلبوم «آتش دل» به توصیه فرامرز پایور در سال ۱۳۶۲ کار خود را شروع کرد و با آلبوم نیلوفرانه در سال ۱۳۷۵ سبک آوازی خود را یافت. از معروف‌ترین آثار افتخاری در این دوران می‌توان به این آلبوم‌ها اشاره کرد: شور عشق (فریدون شهبازیان)، راز و نیاز (حسین علیزاده)، مقام صبر (پرویز مشکاتیان)، زیباترین (محمدجواد ضرابیان)، سرمستان و … اشاره کرد.

افتخاری در این دوران یک خواننده کاملاً وفادار به موسیقی سنتی بوده و آوازهای قابل توجهی دارد. در ابتدای این دوران، حجمِ غالبِ آلبوم‌های او آواز بوده‌اند ولی در اواخر این دوران، به ارائه یک یا دو آواز در هر آلبوم و خواندن حدود ۶ قطعه تصنیف رسید. این در حالی است که برخی آلبوم‌ها نظیر «امان از جدایی» و «تازه به تازه» هر دو از ساخته‌های محمد جلیل عندلیبی، به‌طور کامل فاقد آواز بوده‌اند و هر آلبوم ۸ قطعه تصنیف داشته‌است.

در این دوران بسیاری از تصنیف‌های افتخاری در بین مردم مشهور شد و به روی زبان‌ها افتاد از جمله تصنیف‌های: گل من چندین منشین غمگین، بسته دلم به موی تو تازه به تازه نو به نو، ای ساقی ما سرمستان، ای یادت از دل و جان در همه جا … لحظه لحظه می‌دود دلم به سوی تو و …

به نظر می‌رسد؛ افتخاری در این دوران، از آواز خوانی به سمت تصنیف خوانی و روایتی عامه پسند از موسیقی ایرانی سوق یافته‌است. در این دوران او رفته رفته از دیدگاه منتقدین که آواز را بیشتر می‌پسندیدند به سمت تصنیف و آنچه موسیقی عامه پسند دانسته می‌شود حرکت کرده. تعدادی از طرفداران موسیقی سنتی، این را یک افول دانسته‌اند[۳] هرچند عده ای دیگر، آن را ستوده‌اند و خلق فضاهای جدید می‌دانند.

دوران بلوغ[ویرایش]

در ابتدای این دوران افتخاری که به ۴۰ سالگی نزدیک شده‌است، سبک و سیاق خوانندگی خود را می‌یابد و در ادامه این راه بهترین آثار خود را می‌خواند. خوانندگی آلبوم‌های دنبال دل (به آهنگسازی علی تجویدی و همایون خرم) و قلندروار (به آهنگسازی عماد توحیدی) در این دوران است. در این دوران افتخاری بسیار پرکار بوده‌است و آلبوم‌های او بسیار پرفروش بوده‌اند. نیلوفرانه، یاد استاد و قلندروار در زمان خود، رکوردهای فروش را جابجا کردند. نیلوفرانه پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی ایران است.[۴]

در این دوران افتخاری آواز خواندن را تقریباً حذف می‌کند و تنها در چند آلبوم قطعاتی کوتاه (غالبا دشتستانی) ارائه می‌دهد. افتخاری در این ایام تصنیف‌های بسیاری خواند و این قطعات را تکنیکی و شنیدنی اجرا کرد. آثاری از آهنگسازان پرشمار که گاه عالی و گاهی کاملاً معمولی بودند. ریسک پذیری افتخاری در ارائه آثار متفاوت گاهی اوقات برای او دردسرهای فراوانی تولید کرد. خوانندگی آلبوم‌های پاپ-سنتی شکوه عشق، شب کوچه‌ها و عطر مهر -همگی به آهنگسازی فریدون خشنود- که دارای فضای پاپ بودند و ملودی، تنظیم و ریتم آنها با آثار سابق افتخاری فاصله بسیاری داشت و بیشتر شبیه به آثار هایده، مهستی و … بود برای افتخاری انتقادات فراوانی بهمراه داشت. حتی آثاری مانند نسیما به آهنگسازی فضل‌الله توکل که از نوازندگان مطرح سنتور برنامه گل‌ها و از بدنه موسیقی سنتی بود و توسط تهمورس پورناظری تنظیم گردیده بود، به دلیل فضای متفاوت اثر، مورد نقدهای شدید قرار گرفت. علی‌رغم تمام این نقدها، افتخاری مسیر خود را طی کرد و فضاهای جدیدی در موسیقی ایرانی خلق نمود. آثاری مانند قلندروار نمونه بارز این موفقیت هستند که همزمان تأیید منتقدان و عامه مردم را برای او به ارمغان آوردند.

در این دوران افتخاری به صورت عمده ای بازخوانی قطعات قدیمی را انجام داد. آلبوم‌های یاد استاد، بردی از یادم و دنبال دل و … نمونه هائی از این آثار هستند که تقریباً ۲۵٪ از آثار این دوره افتخاری را شامل می‌شود. همگی این آثار در بازار، موفق به فروش بالایی شدند. از لحاظ سطح کیفی ملودی‌ها و تنظیم، گاهی اوقات عالی بودند و گاهی اینطور نبود؛ به عنوان مثال میان آلبوم دنبال دل با آلبوم ماهیگیر، به لحاظ کیفیت موسیقایی آثار، تفاوت احساس می‌شد. به هر حال و فارغ از سطح کیفی اثر و خوانندگی، عده ای از منتقدین، «بازخوانی» را یک کار دسته دوم می‌دانند و اعتقاد دارند؛ بهتر است یک خواننده طراز اول، کمتر بازخوانی داشته باشد. افتخاری دلیل خود برای این بازخوانی‌ها را، خواسته وابستگان آهنگسازان و … ذکر کرده‌است.

نقطه عطف دوران کاری افتخاری، اهتمام او بر خواندن تصنیف و پرهیز از آواز بود که در همین دوره نمایان گشت و به بلوغ رسید. در گذشته تصور بر این بود که خوانندگان توانا، آواز می‌خوانند و هرکس نمی‌تواند آواز بخواند، به سراغ تصنیف می‌رود. به این صورت سطح تکنیکی تصنیف خوان‌ها غالباً از آوازخوان‌ها پایینتر بود.[۵] چه اینکه در گذشته معروف‌ترین تصنیف‌ها را بانوان می‌خوانند و آوازها را آقایان. معروف‌ترین ملودی‌های همایون خرم و علی تجویدی و … با صدای مرضیه و دلکش است در حالی که خوانندگانی نظیر گلپا و ایرج در دسترس بودند. افتخاری که از همان آلبوم‌های نخستین خود نشان داده بود؛ در خواندن آواز بسیار ماهر است؛ حالا تغییر مسیر داده بود؛ می‌خواست تصنیف خوان باشد و نه آوازخوان. او را باید اولین خواننده ای دانست که بین آواز و تصنیف، دومی را ترجیح داد و علی‌رغم میل موسیقی دانان حرفه ای به سراغ ارضا نیاز عامه رفت؛ تصنیف خواند و از آواز چشم پوشید. او که نقدهای گزنده را به جان خریده بود، در این مسیر مجموعه ای از آثار منتقد پسند را نیز اجرا کرد.

امروزه به نظر می‌رسد راهی که افتخاری در پیش گرفت و تصنیف خوانی و اجرای تکنیکی آن را در اولویت قرار داد و گاهی پاپ خواند، توسط عده زیادی از خوانندگان محبوب و جوان موسیقی سنتی نظیر: همایون شجریان، علیرضا قربانی، محمد معتمدی و… ادامه دارد. آنها بیشترین تلاش خود را برای خواندن تکنیکی تصنیف‌ها و بعضاً بازخوانی موفق آثار قدما گذاشته‌اند. اجرای موسیقی در فضای جدید و پاپ گونه مانند آنچه در موسیقی فیلم آرایش غلیظ، همایون شجریان اجرا کرد، ادامه همان مسیر در موسیقی ایرانی است که می‌خواهد، تجربه جدید داشته باشد و محبوبیت موسیقی سنتی، در میان عامه مردم بیشتر شود.

دوران کم‌کاری[ویرایش]

بعد از ماجراهای انتخابات ۱۳۸۸ و اعتراضات برخی جریانات به نتایج آن، به مناسبت روز خبرنگار، برنامه ای برگزار می‌شود و افتخاری به عنوان خواننده در آن مجلس حضور می‌یابد. در ادامه این مراسم، محمود احمدی‌نژاد نیز به سالن می‌رود (افتخاری بعداً گفت که این موضوع با او هماهنگ نشده نبوده و به نوعی ادعا داشت ناخواسته در این شرایط قرار گرفته‌است). در ادامه، روی صحنه اجرای مراسم، افتخاری و احمدی‌نژاد یکدیگر را به گرمی در آغوش می‌گیرند و روبوسی می‌کنند. این مسئله به شدت مورد غضب معترضان به نتایج انتخابات قرار می‌گیرد به نحوی که حتی به دختر وی در دانشگاه تهران حمله می‌شود و بنا به گفته افتخاری حمله کنندگان موهای دخترش را می‌کنند. شرایط برای افتخاری به اندازه ای بد می‌شود که او تصمیم به خروج از کشور و حتی خودکشی می‌گیرد.[۶]

در سال ۹۲ و ۹۳ دو آلبوم از او روانه بازار شد که استقبال چندانی نداشت و بعضاً منتقدین هم به این دو اثر روی خوش نشان ندادند. او بارها و در مصاحبه‌های مختلف از اتفاقات آن روز با احمدی‌نژاد، اظهار پشیمانی کرده و معتقد است، برای او دام نهاده بودند.[۷] این دوران برای افتخاری که سالها در اوج قرار داشت بسیار سخت پیش رفته‌است.

افتخارات[ویرایش]

  • شاگرد استاد تاج اصفهانی در بیش از ۱۱ سال مداوم (از سن ۱۲ سالگی تا زمان فوت ایشان)
  • شاگرد استاد حسن کسایی و استاد جلیل شهناز در زمینه ردیف‌های موسیقی
  • کسب مقام اول آزمون باربد (در سال ۱۳۵۵)
  • خوانندهٔ پرفروش‌ترین و پر مخاطب‌ترین آلبوم تاریخ موسیقی ایران (نیلوفرانه).[۴]
  • دریافت نشان رسمی چهره‌های ماندگار (در سال ۱۳۸۹)

نظرات اهالی موسیقی[ویرایش]

استاد محمد رضا شجریان (استاد آواز): اگر من صدای افتخاری را داشتم، دنیا را فتح می‌کردم.

حسین خواجه امیری / ایرج (خواننده): افتخاری، تنها ستاره‌ای است که در بعد از انقلاب ظهور کرده‌است.

محمد گلریز (خواننده پیشکسوت عرصه موسیقی): علیرضا افتخاری، خواننده‌ای نام آشنا، مردمی و بدون ریاکاری است که نیاز به روابط برای بدست آوردن جایگاه ندارد. افتخاری، از پیشینه بسیار گرانقدری برخوردار است که برای بدست آوردن جایگاه نیاز به چابلوسی ندارد. چون امتحان خود را در عرصه موسیقی پس داده‌است و برای اهالی هنر شناخته شده‌است.

استاد علی جعفریان'' (آهنگساز آلبوم: افسانه): تا صد سال آینده فکر نمی‌کنم خواننده ای مثل افتخاری پدید بیاید.

عباس خوشدل (آهنگساز آلبوم نیلوفرانه): ارکستر و خواننده به آهنگ زنده است. این آهنگ است که می‌تواند خواننده را به اوج رساند و برعکس به حضیض بکشاند. این را تجربه نشان داده. کما اینکه آقای افتخاری خواننده بسیار خوش صدا و صاحب‌نامی بود اما شنوندگان آقای افتخاری را با نیلوفرانه‌ها شناختند. به نظر من، آقای افتخاری یکی از بهترین خواننده‌هایی است که بعد از انقلاب ظهور کرده‌است. از نظر وسعت صدا و همچنین رنگ صدا و جذابیت صدا و به خصوص اطلاعاتی که در مورد اشعار قدما به خصوص حافظ دارد. آقای افتخاری در کارهایی مثل نیلوفرانه و رازگشا به نحو بسیار مطلوبی و شاید بیش از توان خود ارج گذاشته‌است. با در نظر گرفتن مطالب فوق و از آنجا که من علاقه شدیدی به صدای ایشان داشته و دارم گاهی متأثر می‌شوم که این خواننده دوست داشتنی چرا باید از کارهای سست استفاده کند؟ آقای افتخاری می‌گوید اگر بخواهم کار فاخر بخوانم باید فقط از ساخته‌های خوشدل بخوانم و آن هم سه سال به سه سال طول می‌کشد. واقعاً هم همین‌طور است. رازگشا سه سال طول کشید تا آماده شد و از نظر ارکستراسیون و رنگ آمیزی شاید کمتر شنیده باشید.

در حال حاضر اکثر خواننده‌ها خوب کار می‌کنند و مورد احترام من هستند. اگر خواننده‌ای باشد که شرایط اجرایی افتخاری را داشته باشد و ملودی من بتواند چون نیلوفرانه‌ها، صدایم کن و رازگشا اجرا شود، با کمال میل از این خوانندگان استقبال خواهم کرد.[۸][۹]

کورس سرهنگ زاده (خواننده): آیا گردن کلفت‌تر از تاج اصفهانی در آواز داریم؟ یک روز به خانه آقای کسایی رفته بودم که با او بر سر تاج بحثم شد. به کسایی گفتم پنجاه سال است گوش من به آواز و موسیقی ایرانی عادت کرده‌است. نمی‌گویم خودم خواننده و هنرمند هستم اما گوش من به این نوع از موسیقی عادت دارد. در این پنجاه سال تنها خواننده خوبی که اصفهان تحویل مردم داد و مردم او را قبول کردند، آقای افتخاری بود. افتخاری به مراتب از تاج زیباتر می‌خواند. البته اگر از خودش بپرسید، می‌گوید «من شاگرد تاج بودم».[۵]

محمد جلیل عندلیبی (آهنگساز آلبوم امان از جدایی): علیرضا افتخاری بی‌شک یکی از بهترین و با استعدادترین خوانندگان ماست. اما ایشان در این دوره از کار هنری خود نیاز به پشتیبانی و دلگرمی و تشویق دارند؛ چیزی که این روزها خیلی از ایشان دریغ می‌شود. در این زمانه کار هنرمندان خیلی سخت شده‌است و با ستم مضاعف و با این هزینه‌های سنگینی که دارند، مرد می‌خواهد تا با این وضعیت مقابله کند. علیرضا افتخاری، از آن دسته هنرمندانی است که در این وضعیت کاری، همیشه کار کرده؛ هر چند روند رو به بالا و پایینی داشته‌است. در این رفت و برگشتی که علیرضا افتخاری بین موسیقی سنتی و پاپ داشت، خیلی از طرفدارانش را از دست داد. کار علیرضا افتخاری از کار خیلی از هنرمندان این زمینه- مانند شهرام ناظری-بهتر است اما آن‌ها می‌دانند باید چه کار کنند، در صورتی که افتخاری از آن‌ها ساده‌تر است.[۳]

ابوالحسن مختاباد (روزنامه‌نگار و منتقد موسیقی): روزی یکی از آهنگسازان نامی که با آقای افتخاری کارهای فراوانی انتشار داده بود، گفت: «جنس این صدا حیرت‌انگیز است. حتی اگر ترشی هم بخورد می‌رود داخل استودیو می‌خواند، بدون اینکه حنجره‌اش خشی بردارد». این سخن اغراق نبود، جنس صدای آقای افتخاری و سبکی که او در آواز می‌خواند (آواز مکتب اصفهان) از ظهور پدیده‌ای در آواز خبر می‌داد. شخص خود من بیست سال قبل آوازی از آقای افتخاری در مخالف سه گاه شنیده‌ام (اجرایی خصوصی) روی شعر حافظ:

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

در حق ما هر چه گوید، جای هیچ اکراه نیست

که از معدود آوازهای مخالف سه گاه ماندگار در تاریخ موسیقی ایران است. به گمانم آقای افتخاری می‌توانست وزنه‌ای در موسیقی آوازی ایران باشد، اما راهی را انتخاب کرد که مردم او را بیشتر تصنیف خوان بدانند تا آوازخوان و البته تصنیف خوانی که تجربه‌هایی در ترانه خوانی و … هم دارد و این یعنی نزول در نگاه اهل نخبه موسیقی.[۳]

سیدعلیرضا میرعلینقی (منتقد و پژوهشگر موسیقی):علیرضا افتخاری، بسیار کم مصاحبه می‌کند (می‌گویند اصلاً اهل مصاحبه نیست) و چیزی هم نمی‌نویسد. او فقط می‌خواند و صدایش، محکم‌ترین دلیل برای بودن اوست. صدای او ماندگارترین صدا در خاطره مردم در سال‌های بعد از انقلاب است. اگر پیش از ۱۳۵۷ را در نظر بگیریم (که دو سال پیش از آن، افتخاری در آزمون باربد نفر اول شده بود) و ملاک مقایسه را بین «صدا» های متعددی در نظر بگیریم که هر کدام با ویژگی‌های خودشان در میدان خوانندگی ظهور کرده‌اند، بدون اینکه بخواهیم به روش خطی و پلکانی (نفر اول، دوم، سوم…) به هنرمندان «نمره» بدهیم، باید قبول کنیم که توانایی‌های اجرایی علیرضا افتخاری مجموعه‌ای است که او را با هیچ‌کس قابل مقایسه نمی‌کند و جایگاه خاص به او می‌بخشد. او این مسیر را در مدتی کمتر از بیست سال حضور مداوم در صحنه آواز پیموده و در زمانی که کارخانه «خواننده‌سازی» موسیقی ایران پرکارتر از همیشه بوده‌است (هر کدام از این خوانندگان با همه ویژگی‌های انحصاری و اختصاصی خود، با همدیگر قابل قیاس هستند و وجه مشترک بسیاری از آن‌ها همان تقلید از استاد شجریان است چه قبول داشته باشند و چه با شدت آن را رد کنند) افتخاری به‌طور طبیعی از فشار سایه سنگین استاد برکنار مانده‌است. او از شهری برخاسته که سنت آوازخوانی قوی داشته‌است و دارد، هنوز هم بهترین استاد آواز به سبک قدیم (استاد محمد طاهرپور) در همین شهر است، و سنت تک‌نوازی و جواب آواز نیز در آن به کمال است. (با وجود بزرگانی مثل استاد کسایی و استاد شهناز)

مشکل بتوان توانایی‌های افتخاری در کار خود را در خواننده‌ای دیگر پیدا کرد. منظور از «توانایی» به قول قدیمی‌ها فقط شش‌دانگ خواندن و چهچهه زدن نیست. در عصر وسایل پیشرفته ضبط و پخش، و در دوره‌ای که نود و چند درصد نیازهای موسیقایی مردم از طریق کالای صوتی تحصیل می‌شود نه از طریق اجرای زنده، این «توانا» یی‌های فیزیکی کمتر به کار می‌آید. تسلّط افتخاری در خواندن سبک‌ها و روش‌های مختلف است و حتی موسیقی طبقات مختلف فرهنگی، نداشته‌ایم و نداریم خواننده‌ای که هم بتواند ردیف استادش را خوب بخواند (البته اگر انگیزه و حوصله داشته باشد و تمرین کند)، هم مدل خوانندگان برنامه گل‌ها را خوب از آب دربیاورد، هم ضربی و تصنیف قدیمی بخواند (نوار «آتش دل» با تنظیم استاد پایور را شنیدید)، هم از عهده ترانه‌های محلی خوب برآید و هم موسیقی مردمی را با همان لحن و لهجه حتی گیراتر و گرم‌تر از اصل ادا کند. درست مثل بازیگری منعطف آماده که نقش‌های متضاد و مختلفی را با مهارت اجرا می‌کند و خود را طوری به جای آن‌ها می‌گذارد که بیننده جریان زندگی و حضور را پشت این نقش «حس» کند. افتخاری در آواز چنین شخصیتی است. بازیگری به هزار چهره.

در کارنامه هیچ خواننده دیگری در تاریخ آثار ضبط شده موسیقی ایران، این همه قطعات مختلف، متنوع، متفاوت با یکدیگر و متعلق به یک خواننده وجود ندارد. افتخاری به اندازه چندین نفر، خوانده و ضبط کرده‌است و کارنامه‌اش به طرز شگفت‌انگیزی «متنوع» است.[۱۰][۱۱]

سیدعلیرضا میرعلینقی (منتقد و پژوهشگر موسیقی):بسیار شنیده و خوانده‌ام که به انتخاب‌های علیرضا افتخاری در خواندن فلان یا بهمان قطعات، ایراد می‌گیرند. ایراد داشتن و ایراد گرفتن، چیز عجیبی نیست و جزء جداناشدنی کار یک هنرمند است. اما تمامیت وجود هنرمند را نمی‌شود براساس ایرادهایش داوری کرد. به هر حال آن‌هایی که اشکالات نخبه‌گرایانه بر خوانده‌ها و نوارهای او می‌گیرند، نسبت به خریداران و هواداران آثارش در اقلیت هستند و خوب این اکثریت است که تکلیف هنرمند را معلوم می‌کند. مهم این است که خواننده با آنچه می‌خواند احساس همدلی و صمیمیت کند و در صدایش «حضور» داشته باشد. اگر افتخاری موفقیت‌های زیادی داشته، بخشی را مدیون همین است، وگرنه صدای گرم و قوی در خوانندگی همه‌چیز نیست.

او بر سکویی ایستاده که هیچ‌کس نمی‌تواند کاری را به او تحمیل کند و اگر او قطعه‌ای را می‌خواند، به هر حال در چارچوب سلیقه‌هایش می‌گنجیده‌است. وانگهی، افتخاری ثابت کرده‌است که برای هر نوع خواندن ـ حتی موسیقی پاپ بر پایه ملودی‌های سنتی و محلی ـ قدرت و توانایی دارد. اگر شرایط اجرای آثار هنری و نخبه‌گرا، اعم از آهنگساز و ارکستر آماده و ترانه خوب و آهنگ‌نواز ممتاز و … و تهیه‌کننده بافرهنگ، آماده باشد، باز هم افتخاری است که برای خواندن آماده است. دیگران، با کلی «منم» زدن‌ها و افکت‌های روشنفکری برای پوشاندن عجز و ناتوانیشان وقتی پای کار پیش می‌آید، عملاً زه می‌زنند… بگذریم که شرایط اجرای آن کارهای نخبه‌گرایانه در حال حاضر از لحاظ اجتماعی اصلاً مهیا نیست. زیرا اثر هنری را تنها هنرمند نمی‌سازد بلکه شرایط اجتماع است که می‌سازد.

یادم آمد از ملاقاتی که چندین و چند سال پیش با آقای منوچهر معروفی (فرزند استاد جواد معروفی) داشتم و سخن از آثاری به میان آمد که پدر ارجمندشان برای ارکستر بزرگ و آواز تنظیم کرده بودند و تا حالا هم اجرا نشده‌است. پرسیدم چرا این‌ها اجرا نشده‌اند؟ جواب دادند: پدرم دنبال یک صدای خوب و رسا می‌گشت و هر صدایی را نمی‌پسندید. پرسیدم: اگر الآن زنده بودند این کارها را به چه کسی می‌دادند که بخواند؟ جواب دادند: افتخاری. فقط به علیرضا افتخاری.[۱۰][۱۱]

سید عماد توحیدی (آهنگساز آلبوم قلندروار): نفر اول آواز آزمون باربد در سال ۱۳۵۵، از اصفهان، صاحب مکتب آوازی قدرتمند آمده‌است و با این حال علاوه بر تأثیراتی که از سلوک آوازی استاد تاج اصفهانی گرفته، از مطالعه آواز ادیب خوانساری و طاهرزاده و دادبه توشه‌ها برگرفته؛ ولی زمانی که بسیاری از خوانندگان، مسخ آوازخوانی فاخر شجریان سعی در تقلید از او داشتند و دارند، به میدان آمد و توجه عام و خاص را به خود جلب کرد. خوانندگی در آثار متنوع و حتی بازخوانی تعدادی از آثار قدیمی توسط او چنان با قدرت، گرمی و زیبایی همراه است که در تاریخ معاصر موسیقی ایران، خواننده‌ای به این حد ماهر در اجرای طرح‌های متفاوت یافت نمی‌شود. علیرضا افتخاری مرد مدارا و مردم‌مدار است. او نگاهی متکبر به مردم سرزمینش ندارد. مردم او را دوست دارند و با صدایش خاطره دارند. دربارهٔ استادش تاج شنیده‌ام که در نانوایی، تاکسی و کنار زاینده رود، روی کسی را برای خواندن به زمین نمی‌انداخته‌است؛ افتخاری دوستدار واقعی مردم سرزمینش است و از آن‌ها دوری نمی‌کند. حتی منتقدان جدی این سال‌های او- چه آنانی که دلایل قابل قبولی برای نقد آثارش (از جمله آلبوم‌های پاپ) دارند و چه آن‌هایی که دلایل مردودی از جمله اینکه هنرمند نباید در دسترس باشد- در یک باور مشترکند؛ او خوب می‌خواند! نه! او بسیار خوب می‌خواند![۳]

علی شیرازی (خواننده و پژوهشگر موسیقی آوازی): جنس صدای علیرضا افتخاری نه تنها در میان خوانندگان پس از انقلاب، که در بین تمامی خوانندگان ایرانی یکصد سال تاریخ ضبط موسیقی کشور ما ممتاز و کم‌نظیر بوده‌است. قدرت و انعطاف توأمان، حجم مناسب، گرما، وسعت زیاد، وضوح و شفافیت و قابلیت دادن تحریرها و غلت‌های پی‌درپی و سرعت بخشیدن به آن‌ها، افتخاری را صاحب صدایی کرده که بر دل همگان می‌نشیند، به‌طوری‌که مجموعه این ویژگی‌ها را در خوانندگان معدودی در قرن اخیر در ایران دیده‌ایم. دیگر صفت بارز صدای افتخاری وحدت تنالیته صدایی او در نقاط مختلف بم، میانی و اوج است. در سده اخیر و هرچه به امروز نزدیک‌تر می‌شویم کمتر خوانندگانی را می‌شناسیم که با تغییر صدا از بم به میانی یا اوج، رنگ صدایشان تغییر نکند. ویژگی کمیابی که زبانزد آن در بین تمام خوانندگان ما استاد غلامحسین بنان بوده و از این نظر نام او چون نگینی درخشان بر تارک همه صداهای این قرن می‌درخشد. نام افتخاری نیز به جز معدود دفعاتی که در موقع دو بیتی خوانی تنالیته صدایش تغییر کرده، در این سیاهه می‌گنجد.

دیگر ویژگی صدای افتخاری گرمای آن است. او تمام مصوت‌ها را به شکل آوازی و به تعبیر استاد نورعلی خان برومند متمایل به «اُ» اجرا می‌کند. تنها زمانی که به شدت در قالب صدای «ایرج» قرار می‌گیرد فتحه‌هایش تابع همان رنگی است که این خواننده خوش صدا و صاحب یکی دیگر از آواهای فاخر قرن در اجرای این مصوت دارد. افتخاری همچنین کلمات شعر را به وضوح بیان می‌کند و با فونتیکی که لازمه کار خوانندگی است، تک تک حروف کلمات شعر را به خوبی ادا می‌کند. به بیان کامل‌تر صدای او دارای قدرت و شفافیت صدای ایرج، رنگ‌آمیزی و گرمای صدای بنان به ویژه در نقطه بم، بی‌پروایی و قلدری صدای تاج و گاه در ترکیب تحریرها و ادوات آن متأثر از شجریان است. اما صاحب‌نظران و اهالی کم‌شمار نقد موسیقی در ایران با انتقاداتی که بر کارنامه افتخاری وارد می‌دانند، همواره ویژگی‌های مثبت صدای او را نادیده می‌گیرند. بر طبق یک سنت قدیمی، ما در ایران به آن صورت نقد مکتوب در زمینه موسیقی نداریم، در مقابل تا دلتان بخواهد متأسفانه حاشیه و فضای موسیقی ما پر است از نقد شفاهی و محفلی و بیشتر آمیخته با حرف‌های خاله‌زنکی. از این رو نگارنده اهل نقد موسیقی را کم‌شمار توصیف کرده‌است.[۱۲]

حاشیه‌ها[ویرایش]

علیرضا افتخاری تا قبل از سال ۸۰ یک خوانندهٔ کم حاشیه محسوب می‌شد که کم‌تر مصاحبه می‌کرد و به ندرت کنسرت برگزار می‌کرد. اما از آخرین سال‌های دههٔ ۷۰ به صورت مداوم در برنامه‌های تلویزیونی مانند: کاروان، ضیافت و … (با اجرای سهیل محمودی، مجری و ترانه‌سرا) ظاهر می‌شد که این کار باعث شروع انتقادات به وی شد. چرا که عدهٔ بسیاری از اهالی موسیقی سنتی، صداو سیما را تحریم کرده و حضور در آن را مایهٔ کم‌شدن شأن استادان موسیقی می‌دانستند.[۷]

علیرضا افتخاری پس از ارائه چندین آلبوم با رنگ و بوی موسیقی تلفیقی (پاپ-سنتی)، با انتقادات اهالی موسیقی سنتی مواجه شد.

وی در برنامهٔ تلویزیونی شب شیشه‌ای (و مطبوعات) به این انتقادات این گونه پاسخ داد (نقل به مضمون):

من تابه حال ده‌ها ابوعطا خوانده‌ام، ده‌هاافشاری و چندین سه گاه و همه مانند هم بوده‌است. من حق دارم به عنوان یک خواننده تجربیات جدید داشته باشم. برای من بعد از رضایت خدا و مردم، بازگشت سرمایهٔ سرمایه‌گذاران مهم است.

وی در پاسخ به سؤال و انتقاد مجری که چرا این قدر پیاپی آلبوم منتشر می‌کنید گفت:

من اهل خوش‌نشینی نیستم که سالی یک آلبوم بدهم. من با آهنگسازان جوان کار می‌کنم و بدین صورت به فعالیت هنریم به صورت فعال ادامه می‌دهم و به پرورش آهنگسازان جوان کمک می‌کنم.

علیرضا افتخاری در تیرماه ۱۳۹۲ با انتشار نامه‌ای خطاب به محمدرضا شجریان از او درخواست آشتی مجدد کرد. این نامه با تیتر «بیا همایون هم باشیم» منتشر شد.[۱۳]

آثار[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ «زندگی‌نامه»(فارسی)‎. وبگاه رسمی. بازبینی‌شده در ۳ اردیبهشت ۱۳۸۹. 
  2. «عباس خوشدل: دلم نیامده بعد از افتخاری برای خواننده دیگری آهنگ بسازم | موسیقی ما». www.musicema.com. بازبینی‌شده در 2018-12-06. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ همشهری جوان-ش. 258- اردیبهشت 89
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ خبرگزاری ایسنا- مراسم شبی با عباس خوشدل، خالق نیلوفرانه‌ها- شهریور 92
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ علی نامجو. «مصاحبه با کورس سرهنگ زاده». هفته نامه صدا، 1398. 
  6. www.entekhab.ir. بازبینی‌شده در 2018-12-06. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ تاریخ به عقب برگردد، غلط بکنم احمدی‌نژاد را در آغوش بگیرم خبرگزاری صراط
  8. می‌خواستم نواساز و نغمه ساز باشم- مصاحبه با روزنامه کارگزاران- مهرماه 87
  9. وبلاگ عباس خوشدل- گفتگوی شماره 3
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ماهنامه مقام موسیقایی- شماره 15-ص 79- مهرماه 83
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر- بخش مجلات- مقام موسیقایی- شماره 15
  12. روزنامه شرق- 9 آذر 84
  13. «علیرضا افتخاری خطاب به شجریان: بیا همایونِ هم باشیم»(فارسی)‎. ایسنا. بازبینی‌شده در 1 مرداد 1392. 

پیوند به بیرون[ویرایش]