نولیبرالیسم
| از مجموعه مقالههای |
| لیبرالیسم |
|---|
|
پایهگذاری
|
|
انواع
آمریکایی · لیبرالیسم اقتدارگریز
کلاسیک · کنونخواه دموکراتیک · سبز لیبرتارینیسم · بازار ملی · نولیبرالیسم Ordoliberalism · Paleoliberalism رادیکالیسم · اجتماعی |
|
افراد
جان لاک · آدام اسمیت
آدام فرگوسن توماس جفرسون توماس پین · دیوید هیوم شارل دو مونتسکیو امانوئل کانت · جرمی بنتام توماس مالتوس ویلیام فون همبولت فردریک باستیات جان استوارت میل · توماس هیل گرین لئونارد ترلاونی هابهاوس جان مینارد کینز برتراند راسل لودویک فون میسس فریدریش فون هایک · آیزا برلین جول فاینبرگ جان راولز · رابرت نوژیک |
|
گوناگونی منطقهای
|
نئولیبرالیسم در وهلهٔ نخست نظریهای در مورد شیوههایی در اقتصاد سیاسی است که بر اساس آنها با گشودن راه برای تحقق آزادیهای کارآفرینانه و مهارتهای فردی در چهارچوبی نهادی که ویژگی آن حقوق مالکیت خصوصی قدرتمند، بازارهای آزاد و تجارت آزاد است، میتوان رفاه و بهروزی انسان را افزایش داد. از نظر نئولیبرالیسم، نقش دولت، ایجاد و حفظ یک چهارچوب نهادی مناسب برای عملکرد این شیوههاست. مثلاً دولت باید کیفیت و انسجام پول را تضمین کند. به علاوه، دولت باید ساختارها و کارکردهای نظامی، دفاعی، قانونی لازم برای تأمین حقوق مالکیت خصوصی را ایجاد و در صورت لزوم عملکرد درست بازارها را با توسل به سلطه تضمین کند. از این گذشته، اگر بازارهایی (در حوزههایی از قبیل زمین، آب، آموزش، مراقبت بهداشتی، تامین اجتماعی یا آلودگی محیط زیست وجود نداشته باشد، آن وقت، اگر لازم باشد، دولت باید آنها را ایجاد کند ولی نباید بیش از این در امور مداخله کند.[۱]
بنیانگذار این مکتب اویکن است و روستو، اشمولدرز، هایک و ارهارد از نمایندگان معروف این مکتب هستند. آنها خواستار شرایط آزاد هستند و مکانیسم بازار را تأیید میکنند و مخالف مداخله دولت در اقتصاد هستند و با مالکیت اشتراکی بر زمین و ابزار تولید و سوسیالیسم و هدایت اقتصاد مبارزه میکنند. طرفداران این مکتب چون اقتصاد لیبرالیستی خالص را شکست خوردهٔ نیروهای مزاحم و مختل کننده و مخالف میدانند لذا یک لیبرالیسم نورماتیو و اقتصاد رقابتی تنظیمشده را پیشنهاد میکنند. به اعتقاد نئولیبرالیستها، لیبرالیسم به جای این که به آزادی رقابت بیندیشد، آزادی انتزاعی را مورد توجه قرار میدهند یعنی فقط خود آزادی را هدف قرار میدهد و این عدم حساسیت به انعقاد قراردادهایی بود که به ایجاد کارتل و تراست و کنسرن و سایر راههای ایجاد انحصار انجامید و در واقع وقتی آزادی بالاترین هدف باشد ایجاد رقابت نمیتواند هدف لیبرالیسم باشد.
قواعد اساسی نئولیبرالیسم عبارتند از:
- بازارهای آزاد تمرکز و ایجاد قدرت رقابت را مختل میکند پس دولت وظیفه دارد به وسیله وضع قوانین کارتل از رقابت حفاظت نماید.
- ثبات ارزش پول.
- تضمین مالکیت فردی.
- مسولیت پذیری کامل هر عامل اقتصادی در برابر نتایج اعمال خود.
- آزادی قرارداد(به جز قراردادهایی که باعث ایجاد انحصار گردد مانند قراردادهایی که باعث به وجود آمدن کارتل و تراست و کنسرن میشود)
- دولت میبایست رقابت را تضمین کند. در واقع دولت فقط باید قواعد بازی را مشخص کند و با ایجاد فضای قانونی جریان رقابت را در چهارچوب آن ممکن سازد. لیبرالیسم به معنای عدم مداخلهٔ دولت نیست، چون به این ترتیب دست قویترها باز گذاشته میشود. دولت تنها حق دارد برای ایجاد شرایط رقابت مداخله کند و برای ایجاد آزادی عملی، آزادی انتزاعی را زیر پا بگذارد.
منابع[ویرایش]
- ↑ تاریخ مختصر نئولیبرالیسم – اثر دیوید هاروی- ترجمهٔ محمود عبدالله زاده – نشر اختران- چاپ اول ۱۳۸۶ – ص ۹
منابع[ویرایش]
- نظامهای اقتصادی، دکتر حسین نمازی، شرکت سهامی انتشار، چاپ سوم، ویرایش جدید، ۱۳۸۴
- ژوزف لاژوژی، نظامهای اقتصادی، ترجمهٔ شجاعالدین ضیائیان، انتشارات دانشگاه، تهران، ۱۳۵۵
کامران رحیمی دانشکده غنی سقز
پیوند به بیرون[ویرایش]
- تاریخ مختصر نئولیبرالیسم- اثر دیوید هاروی (نسخه pdf) دانلود
| این یک نوشتار خُرد پیرامون اقتصاد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |