نظریه وابستگی
نظریهٔ وابستگی که در برابر نظریه نوسازی(مدرنیسم)شکل گرفت تحت تاثیر اندیشههای رائول پربیش (اقتصاد دان آرژانتینی ومدیر کمیسیون اقتصادی سازمان ملل در آمریکای جنوبی)در اواخر دهه ۱۹۵۰ توسعه یافت. این نظریه نشان میدهد که برخلاف نظریه نوسازی که بیان میکند راه پیشرفت تنها از طریق الگو قرار دادن کشورهای توسعه یافته میباشد، این روند سبب شکل گیری اقتصاد وابسته در کشورهای توسعه یافته گشته و الگوی سیستم اقتصادی مرکز پیرامون را ایجاد میکند که کشورهای صنعتی در مرکز این اقتصاد قرار گرفته و کشورهای در حال توسعه در پیرامون آن جای میگیرند. مطالعات پربیش و همکاران او نشان داد که فعالیتهای اقتصادی در کشورهای ثروتمند اغلب منجر به مشکلات جدی در کشورهای فقیر میگردد.
این نظریه تحت فعالیتهای علمی آندره گوندرقرانک و شماری از اقتصاددانان دیگر در دهه ۱۹۷۰ به مکتب وابستگی ارتقاء یافت. این نظریه در دهه ۱۹۷۰-۱۹۶۰ به سبب گسترش فقر در بیشتر نقاط جهان، به عنوان نظریهای انتقادی در برابر نظریه نوسازی مشهورگردید
منابع [ویرایش]
- ویکیپدیای انگلیسی
- سایت رسمی آندره گوندر فرانک (http://www.rrojasdatabank.org/agfrank/)