ابرهه بن صباح

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ابرهه)
پرش به: ناوبری، جستجو

ابرهه بن صباح حبشی [۱]حاکم یمن در قرن ششم میلادی از طرف پادشاه حبشه بود. او فردی حبشی است که گفته می­شود ابرهه لفظ حبشی ابراهیم یا ابراهام می­باشد.[۲] کنیه وی "أبویکسوم"[۳] و به علت جراحت بینی­اش در جنگی که با اریاط در یمن نمود به "اشرم"[۴]نیز معروف می­باشد.

ابرهه یک دختر به نام ضریبه داشت که همسر ذوالکلاع بن ناکور بود که در زمان رسالت محمد بن عبدالله پیامبر اسلام به همراه همسرش مسلمان شد.[۵]

تاریخچه[ویرایش]

ابرهه یکی از فرماندهان سپاه حبشه است که با توجه به تاریخ­های مختلفی که در منابع آمده حدود 70 سال پیش از ظهور اسلام، طی لشکرکشی سپاه حبشه، به یمن آمد.درباره انگیزه این لشکر کشی آمده است که پس از واقعه اخدود که در سال ۵۲۱، ذونواس یهودی علیه حبشیان قیام کرد و قتل عام مسیحیان نجران که سخت مشهور است به دست هم او انجام پذیرفت. ذونواس، پادشاه یهودی حمیر و یمن، مسیحیان نجران را در گودالی از آتش که شرح آن در سوره بروج آمده است سوزاند، یکی از مسیحیان که موفق به فرار شده بود نزد امپراطور روم رفته، درخواست کمک نمود، امپراطور نیز وی را به نزد نجاشی، پادشاه حبشه که بر دین مسیح بود فرستاد، اما، در سال ۵۲۵ م، نجاشی پادشاه حبشه سپاهی به فرماندهی "اریاط" که ابرهه نیز در شمار آنان بود به سمت یمن گسیل داشت، و به قتلش رسانید. پس از شکست و غرق شدن لشکر ذونواس در دریا، سپاهیان حبشه بر این منطقه تسلط یافته و فرمانروایی مطلق این منطقه را به دست گرفتند.[۶]

نجاشی ابرهه را بر عربستان حاکم گردانید که پس از چندی ابرهه ادعای استقلال کرد. سلسله‌ای که او به وجود آورد تا زمان حمله ایرانیان دوام داشت. طبیعتاً ابرهه و جانشینان او کوشش داشتند پاسداری بیابان‌ها و مراقبت راه‌های تجاری و قوافل را که پیوسته در دست بدویان بوده خود به عهده بگیرند. این امر خود به خود تازیان صحرا را از حکومت مقتدرانه ابرهه روگردان می‌کرد. در جنگی که در سال ۵۴۰م میان انوشیروان و روم رخ داد، دولت روم سعی کرد ابرهه را ضد ایران برانگیزد. لیکن ابرهه به بیطرفی تمایل داشت. مع‌ذلک بعدها ناچار شد که به طرف ایران لشکرکشی کند، اما از نیمه راه بازگشت. برخی این لشکرکشی نیمه کاره را حمله معروف ابرهه به مکه می‌دانند. . [۷]

حمله ابرهه به یمن[ویرایش]

پس از تسلط، حبشیان به مدت هفتاد و دو سال که اولین آن ها اریاط، سپس ابرهه و پس از آن پسران وی یکسوم و مسروق بودند بر یمن حکومت راندند.[۸] درباره چگونگی به حکومت رسیدن ابرهه آمده است که پس از به حکومت رسیدن اریاط بر یمن، گروهی از سپاه حبشه از اریاط به نزد ابرهه، که از سرداران سپاه وی به شمار می رفت، به دلیل کشتن یهودیان، تصرف اموال آنها و دادن آن به افرادی خاص شکایت نمودند.[۹] لذا سپاه حبشه به دو گروه طرفدار اریاط و ابرهه تقسیم شدند، در جنگی تن به تن ابتدا اریاط، ابرهه را زخمی نمود، بعد از آن غلام ابرهه به اریاط حمله نموده وی را کشت و بدین ترتیب حکومت یمن به دست ابرهه افتاد.

نجاشی که از اقدام خودسرانه ابرهه در جنگ با اریاط ناراضی بود قسم یاد نمود که به یمن رفته وی را تنبیه نماید، ابرهه با فرستادن نامه­ای به نجاشی رضایت وی را کسب نموده و حکم پادشاهی یمن را دریافت نمود،[۱۰] مضمون نامه بدین شرح می باشد:

«پادشاها! همانا أریاط یکی از بندگان تو بود و من نیز یکی از بندگان درگاهم، ما هر دو در طرز اجرای فرامین و دستورات سلطان اختلاف نظر پیدا کردیم و هیچکدام قصد مخالفت اوامر ملوکانه را نداشتیم، ولی چون من در اداره لشگر حبشه از او نیرومندتر و سیاستمدارتر بودم او را از میان برداشته و خود به جای او اداره امور را به دست گرفتم و چون شنیدم پادشاه سوگند خورده که خاک یمن را لگدکوب کرده و موی سر مرا بتراشد، من خود سرم را به تمامی تراشیدم و خاک یمن را نیز به درگاه فرستادم تا زیر پاهای مبارک گذارده لگد کوب کنید و بدین ترتیب سوگند پادشاه درست درآید.»[۱۱]

مدت سلطنت وی بر یمن از چهل[۱۲] تا بیست سال ذکر شده است،[۱۳] مهم ترین اقدام ابرهه که شهرت و همچنین نابودی وی را به همراه داشت ساختن کلیسایی مجلل با نام "قلیس" در شهر "صنعا" به عنوان رقیبی برای "کعبه" بود که البته با مخالفت­های بسیار روبرو شد، در پی خشم اعراب و آلوده ساختن کلیسا توسط فردی از تهامه ابرهه تصمیم به ویرانی کعبه گرفت.[۱۴]

حمله ابرهه به کعبه[ویرایش]

ابرهه در سال ۵۷۰ میلادی به مکه یورش برد. وجود رقابت‌های اقتصادی و سیاسی روم با ایران و موقعیت استراتژیک مکه[۱۵] عواملی است که موجب گردید ابرهه این امر را بهانه قرار داده با سپاهیان خود که به اصحاب فیل مشهور گشتند به قصد ویرانی کعبه حرکت نماید، با وجود مخالفت­ها و جنگ­هایی که در مسیر مکه صورت گرفت، وی خود را به ناحیه تهامه رسانده به غارت اموال مردم از جمله شتران عبدالمطلب دست زد، پس از دیدار عبدالمطلب و تنی چند از بزرگان مکه، ابرهه از پذیرش ثلث اموال مردم تهامه خودداری نموده و هدف خود را ویرانی کعبه عنوان نمود.

همچنین آمده است که عبدالمطلب پس از دیدار با ابرهه درخواست پس گرفتن شتران خود را کرده عنوان نمود کعبه نیز خدایی داشته که از آن محافظت خواهد کرد، عبدالمطلب پس از آن مردم را از شهر خارج نمود. سپاهیان ابرهه در حالی که قصد ویرانی کعبه را داشتند با گروهی از پرندگان (ابابیل) که با سنگریزه­هایی که به همراه داشتند و با برخورد به افراد باعث نابودی آنها می­شد مواجه گشتند. شرح این واقعه در قرآن کریم در سوره فیل ذکر شده است.[۱۶]

این سال که مطابق نظر اکثر مورخان در حدود چهل سال قبل از بعثت می‌باشد به نام «عام الفیل» مشهور گشته و مبدئی برای تاریخ عرب گردید. سرانجام ابرهه بر طبق قرآن (سورهٔ ۱۰۵) حملهٔ وی توسط خداوند و با فرستادن دسته‌ای از پرندگان که لشکریان وی را با گلوله‌های رسی سنگباران کردند، دفع شد. با اصابت یکی از این سنگریزه‌ها به وی، در حال فرار به یمن جان خود را از دست داد.[۱۷] این واقعه از منظر تاریخ‌نگاری سنتی تولد محمد حائز اهمیت است.[۱۸] در قرآن سورهٔ فیل اشاره به همین واقعه دارد.

عکس العمل قریش[ویرایش]

افراد قبیلة قریش، زن و مرد و کوچک و بزرگ، در شکافهای کوه‌ها و دره‌ها سرپناه گرفته بودند، و از ترس جانشان در برابر لشکر ابرهه، به قله‌های کوه پناه برده بودند. وقتی ماجرای ابابیل بر سر لشکر ابرهه آمد، در کمال امنیت به خانه‌هایشان بازگشتند. این ماجرا در ماه محرم، پنجاه- یا حداکثر پنجاه و پنج روز- پیش از میلاد محمد بن عبدالله روی داد. وقوع این واقعه، برابر بود با اواخر فوریه یا اوائل مارس ۵۷۱ میلادی.

داستان چگونگی حمله و سرانجام[ویرایش]

ابرهه وقتی مشاهده کرد که اقوام مختلف بر کعبه حج می‌گزارند و از این راه سود و اموال سرشاری نصیب قوم عرب بخصوص قریش می‌شود، معبدی بزرگ در صنعا بنا کرد و درصدد برآمد که حج‌گزاران را بسوی آن معبد متوجه گرداند. مردی از کنانه از این تصمیم ابرهه باخبر شد، و شبانه وارد آن معبد شد، و آستانة درب ورودی آن را با سرگین آلوده کرد. ابرهه از این ماجرا باخبر شد، و آتش خشمش شعله‌ور گردید. لشگری جرار، عبارت از شصت هزار سرباز، به راه انداخت و به مقصد کعبه به راه افتاد، و عزم جزم کرد که خانة کعبه را ویران گرداند. برای خود نیز بزرگترین فیل را برگزید.

در لشکر ابرهه ۹ یا ۱۳ فیل بود. به راه خویش ادامه داد تا وقتی که به مغمس رسید. در آنجا لشگریان خود را آمادة حمله کرد، و فیل خویش را نیز آماده ساخت و سوار شد، و آماده شد تا وارد مکه شود. وقتی به وادی محسر، فی‌مابین مزدلفه و منا، رسید، فیل بر زمین نشست، و از جای برنخاست تا بسوی کعبه برود. همینکه روی او را به طرف جنوب یا به طرف شمال یا به طرف مشرق می‌گردانیدند، از جای برمی‌خاست و هروله کنان به راه می‌افتاد؛ اما، بلافاصله، وقتی که او را به طرف کعبه می‌گردانیدند، بر زمین می‌نشست. در همان اثنا که در چنین وضعیتی بسر می‌بردند، خداوند متعال «طیر ابابیل» را بالای سر آنان فرستاد، و آن پرندگان با سنگریزه‌های سجیل لشگریان ابرهه را نشانه گرفتند؛ و آنها همه را مانند کاه خرد شده و نیم خورده بر زمین ریختند. پرندگان جثه‌هایی به اندازة پرستو چلچله داشتند.

هر یک از آن پرندگان سه سنگریزه در اختیار داشت؛ یکی به منقار، و دو تا در میان انگشتان پاهایش. سنگریزه‌ها به اندازة دانه‌های نخود بودند. همینکه هر یک از آن سنگریزه‌ها به یکی از لشگریان ابرهه اصابت می‌کرد، اعضای او را متلاشی می‌گرد، و هلاکش می‌ساخت. سنگریزه‌ها به همة آنان اصابت نکرد. پای به فرار گذاشتند، و چون امواج دریا در یکدیگر فرو رفتند. در راه و بیراهه یکی پس از دیگری از مرکبشان بر زمین می‌افتادند، و بر سر هر آبشخوری در میان راه، چند تن از آنان بر زمین می‌افتادند و از میان می‌رفتند. خود ابرهه را نیز، خداوند متعال بر او دردی بی‌درمان مسلط گردانید که بر اثر آن انگشتانش بندبند جدا می‌شدند و می‌افتادند. وقتی به صنعا رسید، از شدت لاغری و نزاری همچون جوجه‌ای پرکنده شده بود. دیری نپایید که سینه‌اش نیز برشکافت و قلبش از قفسة سینه بیرون افتاد، و در گذشت.

پانویس[ویرایش]

  1. ياقوت حموي؛ معجم البلدان، بيروت، دار إحياء التراث العربي، 1399 هجري قمري/1979 م، ج 3، ص 53
  2. گردآوري مركز دايرة المعارف اسلامي، مدخل "ابرهه"، دايرة المعارف بزرگ اسلامي، تهران، مركز دايرة المعارف اسلامي، 1374، ج 4، ص 563
  3. ابن خلدون؛ العبر تاريخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آيتي، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1363، ج 1، ص 66
  4. ابن هشام (م 218 ق)؛ زندگانى‌محمد(ص)، ترجمه سيد هاشم رسولي، تهران، انشارات كتابچي، 1375، چ پنجم، ج1، ص 31
  5. واقدی، پیشین ج1، ص 251.
  6. ابن هشام (م 218 ق)؛ زندگانى‌محمد(ص)، ترجمه سيد هاشم رسولي، تهران، انشارات كتابچي، 1375، چ پنجم، ج1، ص 28-30
  7. راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، صص ۳۸ و ۴۰ و ۴۱.
  8. گردآوري مركز دايرة المعارف اسلامي، مدخل "ابرهه"، پيشين، ص 568
  9. أبوحنيفه احمد بن داود دينوري (م 283 ق)؛ اخبارالطوال، ترجمه محمود مهدوي دامغاني، تهران، ني، 1371، چ چهارم، ج 8، ص90
  10. ابن هشام (م 218 ق)؛ پيشين، ص 31
  11. ابن هشام (م 218 ق)؛ پيشين، ص 32
  12. أبوحنيفه احمد بن داود دينوري (م 283 ق)؛ پيشين، ج 9، ص 91
  13. گردآوري مركز دايرة المعارف اسلامي، مدخل "ابرهه"، پيشين، ص 568
  14. ابن هشام (م 218 ق)؛ پيشين، صص 38-32
  15. گردآوری مرکز دائرةالمعارف اسلامی، مدخل «ابرهه»، پیشین،569
  16. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم؛ أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصحْبِ الْفِیلِ(1) أَ لَمْ یجْعَلْ کَیْدَهُمْ فیِ تَضْلِیلٍ(2) وَ أَرْسَلَ عَلَیهْمْ طَیرْا أَبَابِیلَ(3) تَرْمِیهِم بحِجَارَةٍ مِّن سِجِّیلٍ(4) فجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولِ (5)
  17. ابن هشام (م 218 ق)؛ پیشین، صص 39 و 40
  18. Esposito, The Oxford dictionary of Islam, p.4

منابع[ویرایش]

  • آذرنوش، آذرتاش، راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، چاپ سوم. تهران: انتشارات توس، ۱۳۸۸. شابک ۳-۴۳۶-۳۱۵-۹۶۴-۹۷۸

پیوند به بیرون[ویرایش]