آرتور کستلر
آرتور کستلر (به انگلیسی: Arthur Koestler) (زاده: ۵ سپتامبر ۱۹۰۵ در بوداپست - مرگ: ۳ مارس ۱۹۸۳ در لندن) داستاننویس، وقایعنگار و روزنامهنگاری از یهودیان مجارستان بود که در سال ۱۹۴۵ تابعیت انگلیس را بهدست آورد.
کستلر در جوانی از طرفداران سرسخت کمونیسم بود و در ۱۹۳۱ به حزب کمونیست آلمان پیوست، اما هفت سال بعد در بحبوحه دادگاههای مسکو از حزب جدا شد و در باقی عمر خود به یکی از مخالفین آشتیناپذیر استالینیسم و یکی از فعالان ضد کمونیست تبدیل شد. شاهکار او رمان ظلمت در نیمروز است که به پرده آهنین و محاکمات فرمایشی در شوروی دوران استالین میپردازد.
محتویات |
[ویرایش] زندگی
آرتور با نام (به مجاری: Kösztler Artúr) (در نامهای مجاری نام خانوادگی در ابتدا قرار میگیرد) در بوداپست (اتریش - مجارستان آن هنگام) در یک خانواده آلمانی زبان از یهودیان اشکنازی متولد شد. پدرش هنریک یک مخترع و صنعتگر موفق بود، مهمترین محصول او یک صابون بهداشتی بود که از ترکیب چند صابون دیگر و چربیهای حیوانی ایجاد میشد. صابون در دورن جنگ جهانی اول بسیار کمیاب شدهبود.
آرتور چهارده ساله بود که خانوادهاش به وین رفتند. گویا در این سن اتفاقات اسرارآمیزی برای او افتاده بود که علاقه و اعتقاد او به ماوراءالطبیعه را برانگیخت.
کستلر در دانشگاه وین روانشناسی خواند و رئیس یک گروه دانشجویان صهیونیست شد. یک ماه قبل از پایان تحصیل، کتابهای درسی خود را سوزاند و در امتحانات شرکت نکرد و به فلسطین رفت (آن زمان تحت قیمومیت بریتانیا بود) ابتدا در یک کیبوتس در دره عزریل و بعد در تلآویو و اورشلیم ساکن شد. جایی که از گرسنگی تقریبا در حال مرگ بود. پس از مدتی اسرائیل را هم ترک کرد و بهعنوان خبرنگار اولستین (اتحادی از چند روزنامه آلمانی) به پاریس رفت. یک سال بعد سردبیر اولستین شد و به برلین رفت. او در ۱۹۳۱ به حزب کمونیست آلمان پیوست، در ۱۹۳۸ پس از مشاهده استبداد استالینی و دادگاههای نمایشی مسکو از حزب جدا شد. در این هفت سال او سفرهای زیادی به شوروی داشت و از نقاط مختلف این کشور دیدن کرد. در این سفرها قله آرارات در ترکیه را فتح کرد و در ترکمنستان با لنگستن هیوز نویسنده انگلیسی که سالها در عشق آباد ساکن بود، ملاقات کرد.
با شروع جنگ جهانی دوم مقامات فرانسوی او را به عنوان یک بیگانه در اردوگاهی در رشته کوه پیرنه زندانی کردند. او پس از آزادی به لژیون بیگانگان فرانسه پیوست. چندی بعد از مسیر مراکش و پرتغال به انگلیس گریخت و از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۲ برای ارتش بریتانیا و پس از آن برای بیبیسی کار کرد. کستلر در ۱۹۴۵ شهروند بریتانیا شد و با پایان جنگ به فرانسه برگشت و ارتباط نزدیکی با سیمون دو بوار و ژان پل سارتر برقرار کرد. (گویا یکی از شخصیتهای کتاب ماندرینهای دوبوار براساس شخصیت آرتور کستلر نوشته شدهاست). او چند سال بعد به لندن برگشت و بیشتر عمر خود را به مقالهنویسی و سخنرانی گذراند.
در ۱۹۸۳ در حالی که به سرطان خون مبتلا شده و پارکینسون نیز زمینگیرش کرده بود به همراه همسر سومش سینتیا داوطلبانه خودکشی کرد. او سالها از طرفداران اوتانازی (مرگ خود خواسته) بود و در ۱۹۸۱ نایب رئیس جامعه اتانازیا داوطلبانه بریتانیا شد. به او همچنین کرسی فراروانشناسی دانشگاه ادینبورگ در اسکاتلند را اعطا کردهبودند.
[ویرایش] مخالفت با نازیسم
در دوران جنگ جهانی دوم کوئستلر دشمنی عمیق خود را با فاشیسم و حکومت نازیها در آلمان نشان داد. با توجه به رشد او در یک خانواده یهودی در اروپای مرکزی که در آن هنگام صحنه نمو اندیشههای ناسیونالیستی بود، کوستلر لطمات زیادی را از سوی ناسیونالیستها دریافت کرده بود.
کستلر به همراه اقلیتی از نویسندگان و روزنامهنگاران آن زمان اعتقاد داشتند که رسانهها باید به جنایاتی که در اروپا اتفاق میافتد را انعکاس دهند تا از رشد آن جلوگیری کرده و افکار عمومی را علیه خشونتطلبان بشورانند. تلاش ناموفقی که باعث شده بود کستلر خود و همفکرانش را جیغ جیغو بنامد.
کستلر و جیغ جیغوها تلاش نه چندان خوش فرجامشان را تا انتهای جنگ ادامه دادند.
[ویرایش] چند زبانگی
کستلر علاوه بر زبان مادریش آلمانی و زبان سرزمینش مجاری به انگلیسی و فرانسوی هم مسلط بود و عبری و روسی و اسپانیایی را هم تا حدی میدانست. او همچنین از پدربزرگش کمی ییدیش هم آموخته بود. یادگیری زبانهای گوناگون حاصل زندگی در نواحی مختلف دنیا؛ مجارستان، اتریش، آلمان، فرانسه، اسرائیل و انگلیس و سفرهای متعددش به شوروی و اسپانیا بود.
سه اثر مهم کستلر به سه زبان متفاوت نوشته شده است؛ ظلمت در نیمروز به آلمانی، گلادیاتورها به مجاری و ورود و خروج به انگلیسی. او به چهار زبان انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و عبری روزنامهنگاری کرده و اولین جدول کلمات متقاطع به زبان عبری را هم طراحی کرده بود.
[ویرایش] زنان
آرتور کستلر سه بار ازدواج کرد؛ دوروتی آشر (۵۰-۱۹۳۵) ، ماماینه پاگه (۵۲-۱۹۵۰) و سینیتا جفریز از ۱۹۶۵ تا پایان عمرشان در ۱۹۸۳. خودکشی او و همسرش شایعاتی را دامن زد. کستلر در آن هنگام کاملا مریض بود اما سینیتا سالم بود. به همین جهت این فرضیه مطرح شد که ممکن است او همسرش را به خودکشی ترغیب کردهباشد.
او در هنگام اقامت در فرانسه ارتباط نزدیکی هم با سیمون دو بوار داشت.
[ویرایش] تحقيقات علمي
کستلر یکی از اولین مصرفکنندگان الاسدی بود. او در سال ۱۹۶۰ در آزمایشهای تیموتی لروی در دانشگاه هاروارد بر روی مشتقات پسیلوسیبین شرکت کرد. چارلز اولسن یکی از شرکتکنندگان دیگر این آزمایش گفتهاست که کستلر پس از مصرف دارو به شدت افسرده شده و خود را در اتاق خوابش محبوس کرده بود. او یک بار دیگر در همان سال در دانشگاه میشیگان در آزمایش دیگری بر روی مشتقات پسیلوسیبین شرکت کرد.
او در سال ۱۹۶۷ در مقالهای با عنوان سفر به نیروانا (Trip to Nirvana) تجربیات خود از مصرف داروهای مخدر و روانگردان را شرح داد و حمایتهای آلدوس هاکسلی دیگر نویسنده انگلیسی از این داروها را به چالش کشید.
همچنين تحقيقات او درباره تاريخ يهوديان اشكنازي و پرداختن به تاريخ نياكان اشكنازي يعني توركان خزري( خزرها )بسيار معروف و مورد توجه است.
[ویرایش] کتابها
تعدادی از آثار مهم آرتور کوئستلر
[ویرایش] تخیلی
- ۱۹۳۷. گلادیاتورها. (The Gladiators) رمانی در مورد قیام اسپارتاکوس برده رومی. با نام اسپارتاکوس به فارسی ترجمه شدهاست.
- ۱۹۴۰. ظلمت در نیمروز (Darkness at Noon)
- ۱۹۴۳. ورود و خروجArrival and Departure) با نام از ره رسیدن و بازگشت با ترجمه مهرداد نبیلی به فارسی منتشر شدهاست.
- ۱۹۴۶. دزدان در شب (Thieves in the Night)
- ۱۹۷۲. دختران تلفنی (The Call Girls)
[ویرایش] علمی
خوابگردها
[ویرایش] وقایعنگاری و زندگینامه
- ۱۹۳۷. وصیتنامه اسپانیایی (Spanish Testament)
- ۱۹۵۲. تیری در آسمان (Arrow In The Blue): جلد اول یک زندگینامه خودنوشت؛ از ۱۹۰۵ تا ۱۹۳۱
- ۱۹۵۴. نوشتههای نامرئی (The Invisible Writing) جلد دوم یک زندگینامه خودنوشت؛ از ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۰
[ویرایش] منابع
- ویکیپدیای انگلیسی
- آرتور کستلر، ظلمت در نیمروز، اسدالله امرایی، ویراستار: غلامحسین سالمی، انتشارات نقش و نگار، ۱۳۷۹، 9-23-6235-964
- آرتور کوستلر، وصیتنامه اسپانیایی، سیروس سهامی، چاپ اول ۱۳۷۷، انتشارات چاپخش، ۵-۰۸-۵۵۴۱-۹۶۴
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ آرتور کستلر موجود است. |