ایزادورا دانکن
| ایزادورا دانکن | |
|---|---|
پرتره دانکن |
|
| زادروز | 28 می 1877. سن فرانسیسکو، کالیفرنیا |
| درگذشت | 14 دسامبر 1927 (50 سالگی) نیس، فرانسه |
| آرامگاه | گورستان پرلاشز، پاریس |
| ملیت | آمریکایی، روس |
| نامهای دیگر | آنجلا ایزادورا دانکن |
| پیشه | رقص مدرن. |
| همسر | سرگی یسنین. |
ایزادورا دانکن (به انگلیسی: Isadora Duncan) (۲۶ مه ۱۸۷۷ - ۱۴ سپتامبر ۱۹۲۷) رقصنده باله اهل سانفرانسیسکو در ایالات متحده آمریکا بود. آموزهها و اجراهای وی، موجب شد تا رقص باله از قید و بندها و سختگیریهای سنتی رها شده و زمینه برای گسترش «رقص گویای نوین» (Modern Expressive Dance) فراهم شود، از اینرو دانکن را به عنوان مادر رقص نوین میشناسند. او در یک حادثه نادر رانندگی در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۱۹۲۷در نیس فرانسه جان سپرد.هنگام رانندگی در یک اتومبیل کروکی و روباز، شال گردن ابریشمی و بلندی که به گردن داشت به دور یکی از چرخهای اتومبیل پیچیده و موجب شکستگی گردن او شد.
محتویات |
[ویرایش] سالهای آغازین
آنجلا ایزادورا دانکن (Angela Isadora Duncan) در سان فرانسیسکو متولد شد. او کوچکترین فرزند در میان چهار خواهر و برادر بود. پدرش جوزف چارلز دانکن (۱۸۱۹-۱۸۹۸) یک بانکدار و مهندس معدن هنردوست بود. مادرش مری ایزادورا گری (۱۸۴۹-۱۹۲۲)با موسیقی آشنا بود. بلافاصله پس از تولد ایزادورا پدرش ورشکسته و در اجتماع مفتضح شد. والدین او از هم جدا شدند و مادر به همراه فرزندان به اوکلند نقل مکان کردند. در این زمان مادر برای تأمین معاش موسیقی تدریس میکرد. ایزادورا مدرسه را بسیار محدود کننده یافت. او به زودی مدرسه را رها کرد و به همراه خواهرش به تعلیم باله به خردسالان پرداخت. تعلیم باله کمکی به وضع مالی خانواده بود. در سال ۱۸۹۵ دانکن به کمپانی تأتر آگوستین دیلی (Augustin Daly)در نیویورک پیوست. فرم هنری ارائه شده در تأتر او را به زودی سرخورده کرد. دانکن در ۱۸۹۹ به سمت اروپا حرکت کرد و ابتدا در لندن و سپس در پاریس ساکن شد. طی دوسال او طعم موفقیت و شهرت در رقص حرفهای را چشید.
[ویرایش] زندگی حرفهای
جوّ بوهمی (اصطلاحی برای توصیف انواع نو جو ونامتعارفی از هنر در سالهای آغازین قرن بیستم) در محله مونپارناس رو به توسعه بود و این برای دانکن مناسب نبود. در ۱۹۰۹ او به دو آپارتمان را در یک ساختمان نقل مکان کرد. طبقه همکف خانه او بود و طبقه اول مدرسه رقصش. دانکن گامهای کلاسیک باله را نمیپذیرفت او تأکید باله بر بیان بداهه، احساسات و فرمها انسانی را نمیپسندید و معتقد بود قوانین سخت گیرانه باله در انتخاب حالت و شکل "زشت و غیر طبیعی" است. مکتب رقص او پیروان فراوان یافت و اجازه داد او در گستره وسیعی به تدریس باله بپردازد. دانکن به قدری معروف شد که برای بسیاری از هنرمندان در رشتههای مختلف و شاعران و نویسندگان به یک منبع الهام قابل توجه تبدیل شد. هنگامی که تئاتر شانزه لیزه در ۱۹۱۳ تأسیس شد. آنتوان بوردل(Antoine Bourdelle) تصویر او را در تابلوی نقش برجسته ورودی تئاتر قرار داد. چهره او در میان الهگان نه گانه هنر (میوزها) در نقاشی ادیتوریم همین تئاتر قابل تشخیص است. این تابلو کار موریس دنیس (by Maurice Denis) بود. در ۱۹۱۶ دانکن به برزیل رفت و به همراه پیانوی موریس دامسنیل ( Maurice Dumesnil) در ریو دو ژانیرو و سائو پائولو برنامه اجرا کرد.
دانکن به تبعیت از همدلیش نسبت به انقلاب نوپای روسیه، در ۱۹۲۲ به مسکو رفت. اهمیت بین المللی او باعث شد امکانات بالقوه هنری و فرهنگی رژیم جدید روسیه در جهان به گرمی مورد توجه و استقبال قرار بگیرد.
طی زندگی حرفهای، جنبه ی اقتصادی رقص و اجرای عمومی برای دانکن همواره بی اهمیت بود. او امور مربوط به قرارداد و تورها را عاملی میدانست که تمرکز بر دو هدف عمده را از بین میبرد: خلق زیبایی و تعلیم رقصندگان جوان. این آموزگار با استعداد در سه مدرسه به تدریس رقص به دختران میپرداخت(او در یک دوره کوتاه و ناموفق از بین پسران هنرجو پذیرفت). اولین مدرسه او در گرانوالد (Grunewald)آلمان بود. در این مدرسه ارزشمند ترین شاگردان دانکن تعلیم دیدند.ایزادورابلها که نام فامیل دانکن را وام گرفته بودند در اجراهای مهمی به همراه او یا به طور مستقل ظاهر شدند. مدرسه دوم که تنها مدت کوتاهی فعال بود در سالهای منتهی به جنگ جهانی اول در قلعهای خارج از پاریس تأسیس شد. سومین مدرسه او در مسکو آغاز به فعالیت کرد. آموزش رقص برای دانکن هم بعث غرور و هم مایه اندوه بود. خواهر او، الیزابت دانکن مدرسه واقع در آلمان را دراختیار گرفت. او در شیوه تدریس متأثر از همسر آلمانیش و فلسفه تئوتونیک او بود.لیزا دانکن به طور مداوم و برخلاف مرام ایزادورا برای ایزادورابلها اجراهایی در کلوپهای شبانه ترتیب میداد. از دیگر سو یکی از مهم ترین ایزادورابلها، ایرما دانکن که پس از خروج ایزادورا از مسکو در روسیه باقی مانده بود مدرسه واقع در مسکو را اداره میکرد. او به هنرجویان اجازه میداد نمایشهای عمومی ظاهر شوند و اجراهای تجاری داشته باشند. این امر ایزادورا را عمیقاً آزرده خاطر و عصبانی میکرد.
[ویرایش] زندگی خصوصی
دانکن به روابط آزاد جنسی اعتقاد داشت. او تا قبل از ازدواجش دارای ۲ فرزند بود. اولین فرزندش دیردر در ۱۹۰۶ متولد شد پدر او گوردن کریگ یک طراح صحنه تئاتر بود. دومین فرزندش پاتریک در ۱۹۱۰ متولد شد، پدراو پاریس زینگر یکی از چندین فرزند ایزاک زینگر مرد صاحب نفوذ صنعت چرخ خیاطی سازی بود. هر دو کودک در سال ۱۹۱۳ در یک حادثه رانندگی کشته شدند. اتوموبیل، آنها را پس از صرف نهار با مادرشان و پاریس زینگر، به خانه باز میگرداند، اما طی حادثه ای ماشین به رود سن افتاد و بچهها و پرستارشان کشته شدند.
برای رهایی از عوارض این سانحه دانکن چندین ماه را با خواهر و برادرش در کورفو گذراند. سپس برای مدتی با النورا دوزه(Eleonora Duse) بازیگر ایتالیایی در ملکی ساحلی در ویارجو(Viareggio) رفت. دوزه به تازگی رابطه اش با لیندا پولتی جوان، یک فمنیست عصیانگر همجنسگرا، به پایان برده بود. همین امر به شایعاتی دامن زد که واقعیت رابطه این دو زن را جنسی میدانستند. هیج مدرکی برای اثبات این شایعات به دست نیامد. دانکن در اتوبیوگرافی خود آورده که در آن دوران در حالیکه در اشتیاق داشتن بچه می سوخته، به یک جوان ایتالیایی غریبه ،رومانو رومانلی مجسمه ساز، التماس کرده بود با او بخوابد. دانکن پس از مرگ فرزندانش باز حامله شد. اما نوزاد پسر تنها برای چند ساعت زنده ماند.
دانکن در سال ۱۹۲۲ میلادی با شاعر انقلابی و کمونیست اهل روسیه، سرگئی یسنین ازدواج کرد. او ۱۸ سال از دانکن جوانتر بود و به الکل اعتیاد داشت. یسنین طی یک تور دور اروپا با دانکن همراه بود، طی این دوران او تحت تأثیر الکل به رفتارهای خشن دست میزدو در چند مورد نیز به اسباب موجود در اتاقهای هتلشان آسیب وارد کرده بود. رفتارهای او تأثیر اجتماعی بدی برای دانکن داشت. ازدواج آن دو دوامی نداشت و نهایتا در سال دوم ازدواج، یسنین به تنهایی به مسکو بازگشت.او به زودی در یک آسایشگاه روانی بستری شد. یسنین مدتی پس از مرخص شدن از بیمارستان در سال 1925 در سن ۳۰ سالگی خودکشی کرد.
ایزادورا دانکن دوجنسگرا بود، او رابطه طولانی و پرشوری با مرسدس دی آکوستا شاعر، نویسنده و فعال اجتماعی آمریکایی داشت. در میان زنانی که با دانکن رابطه عاشقانه داشتند نام لیندا پولتی و ناتالی بارنی، نویسنده آمریکایی مشاهده میشود.
[ویرایش] سالهای پایانی
در پایان دوران حرفهای دانکن اوضاع بد مالی، روابط عاطفی جنجالی و مست ظاهر شدنش در انظار عمومی او را به همان اندازه سر زبانها انداخت که زمانی تعلق خاطرش به هنر او نزد عموم پرآوازه کرده بود. در سالهای پایانی او در پاریس یا حاشیه مدیترانه در هتلهایی زندگی میکرد که به اغلبشان مقروض بود. تعدادی انگشت شمار از دوستانی که برایش باقی مانده بودند، آپارتمانی برای دانکن فراهم کردند. این گروه تلاش داشتند او را به نوشتن خاطراتش در قالب یک اتوبیوگرافی ترغیب کنند به امید اینکه موفقیت این کتاب بتواند به لحاظ مالی دانکن را تأمین کند. اسول استوک ( Francis Martin Sewell Stokes)که در سالهای پایانی زندگی دانکن او را ملاقات کرده بود، در کتابش تحت عنوان ایزادورا، یک تصویر صمیمی (Isadora, an Intimate Portrait) خودسری های عجیب او را به تصویر میکشد.
اتوبیوگرافی دانکن با نام زندگی من (My Life)در ۱۹۲۷ منتشر شد.
[ویرایش] مرگ
مرگ دانکن در پی یک حادثه نادر رانندگی اتفاق افتاد. در 14 سپتامبر 1927 دانکن سوار اتومبیل روباز بنوا فلاشتو، یک مکانیک خوش قیافه ایتالیایی- فرانسوی، بود. او یک شال بلند ابریشمی دور گردنش داشت که از دوستش ماریا دِستی هدیه گرفته بود. روی شال توسط رومن شالکوف، هنرمند روسی تبار با دست نقاشی شده بود.
عده ای دوستان دانکن که -ماریا دِستی در میانشان بود- گفته بودند او برای خداحافظی خطاب به آنها گفته: خداحافظ دوستان من، من به سوی شکوه رهسپارم. گلنوی ویسکات، نویسنده آمریکایی در آن زمان در نیس بود داستان را طور دیگری روایت می کند. ویسکات که در سردخانه از جسد دانکن دیدار کرده بود، گفت دِستی برایش اعتراف کرده که در مورد خداحافظی دانکن دروغ گفته است. طبق این روایت دانکن گفته بود، من راهی عشقم! داستی این جمله را کنایه ای به برنامه ای می داند که دانکن و فلاشتو برای ادامه روزشان در هتل داشته اند، به نظر دِستی این اشاره خجالت آور بود. هنگامی که فلاشتو به راه افتاد، شال دانکن که قدری باز شده بود به پره های چرخ اتوموبیل و محور عقب آن گیر کرد. نیویورک تایمز علت مرگ را برخورد سر دانکن به سنگفرش خیابان می داند که نتیجه پرتاب شدن دانکن از اتوموبیل بود. سایر منابع علت مرگ را خفگی ذکر کردند، همچنین اشاره شده که فشار ناگهانی و شدید شال به گردن دانکن، تقریباً موجب شده بود سر دانکن از تنش جدا شود. این تصادف شوم، اظهار نظر کنایه آمیز گرترود اشتاین را در پی داشت: "غر و غمزه می تونه خطرناک باشه."
جسد دانکن سوزانده شد. خاکستر او را در کنار آرامگاه فرزندانش در گورستان پرلاشز پاریس قرار دادند.
[ویرایش] میراث
دانکن جایگاه رقص را در میان هنرها احیا کرد. او با زیر پا گذاشتن تمام عرف های رایج در رقص، این هنر را تا ریشه های دیرینش تعقیب کرد: زمانی که رقص یک هنر مقدس بود. رقص دانکن تحت تأثیر چنین ایده ای رشد پیدا کرد : حرکات طبیعی و آزادی که از هنرهای کلاسیک یونانی، رقص های محلی، رقص های اجتماعی، طبیعت و نیروهای طبیعی الهام می گرفت از لی لی کردن، جست و خیز کردن وجنبیدن هایی تأثیر گرفتند که دانکن از ورزش های نوین آمریکایی آموخته بود. لباسهای رقص او نرم و آزاد بود و حرکت و جریان را به نمایش می گذاشت. او پا برهنه می رقصید و به هنگام رقص موهایش را باز می گذاشت.دانکن سرزندگی نوینی به رقص تزریق کرد، سادگی ستایش شده سبک رقص او بی نهایت عمیق بود. اعتبار ابداع رقص مدرن از آن دانکن است.
هنر دانکن توسط آنادانکن و ایرما دانکن دو نفر از شش دختر خوانده اش، توسعه بیشتری یافت. تعالیم او به لوری بلیلو(Lori Belilove) ستاره نسل سوم شاگردان دانکن منتقل شد تا شهرت بین المللی رقص او اعتبار دوباره ای برای مکتب رقص دانکن کسب کند. او بنیاد رقص ایزادورا دانکن را در 1979 و کمپانی رقص ایزادورا دانکن را در 1989 تاسیس کرد. امروزه این کمپانی برجسته ترین رقصهای مدرن در سبک دانکن را ارائه می کند. رقاصان این موسسه در اتفاقات مهم ملی و بین المللی هنری با موفقیت و افتخار حضور داشته اند.
پافشاری دانکن در به نمایش گذاشتن حرکاتی طبیعی تر از آنچه در باله رایج بود به همراه لباسهای آزاد و فاقد محدودیت او به هنگام اجرا که با بیان احساسی نیز غنی تر میشد هنرمندان زیادی را تحت تأثیر قرار داد. مدرسه های رقص دانکن در اروپا تنها برای مدتی کوتاه فعال بودند اما رقصیدن به سبک او تا به امروز توسط نسل جدیدی از پیروان وفادارش ادامه دارد. این نسل جدید تحت هدایت آخرین ایزادورابل، ماریا ترزا دانکن، پرورش یافتند.ماریا ترزا، در سال 1977 در تأسیس نهاد بین المللی ایزادورا دانکن در نیویورک، مشارکت کرد. او شخصاً طراحی های اصیل رقصش به شاگردش ژان بریزیانی انتقال داد. ماریا ترزا در 1987 درگذشت اما آموزش سبک و تکنیک های دانکن تحت هدایت بریزیانی ادامه پیدا کرد. در 1987، دانکن به تالار مشاهیر ویتنی در موزه ملی رقص (National Museum of Dance C.V. Whitney Hall of Fame) وارد شد.
[ویرایش] منابع
- ایزادورا دانکن، مادر رقص مدرن، صدای آمریکا، بازیابی در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰
- Wikipedia contributors, «Isadora Duncan,» Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Isadora_Duncan&oldid=238299859 (accessed September 14, 2008).
[ویرایش] برای مطالعه بیشتر
نویسنده مقاله Isadora Duncan در ویکی پدیای انگلیسی مطالعه منابع زیر را توصیه می کند:
- Duncan, Isadora (1927). My Life. New York: Boni and Liveright. OCLC 738636.
- "Atlas F1 historical research forum about the Amilcar debate". 2002-07-21. Archived from the original on 2007-09-27. http://web.archive.org/web/20070927012036/http://forums.atlasf1.com/printthread.php?threadid=9925. Retrieved 2007-07-02.
== پیوندهای بیرونی ==
نویسنده مقاله Isadora Duncan در ویکی پدیای انگلیسی، مرور پیوندهای زیر را توصیه می کند:
- Three famous photographs of Isadora Duncan
- isadoraNOW Foundation
- Dances By Isadora, Inc.
- Isadora Duncan Dance Foundation, Inc.
- Isadora Duncan's Web Links
- Isadora Duncan International Institute, Inc.
- Isadora Duncan Dance Group (London/Paris)
- Modern Duncan biographer, Peter Kurth's Isadora Duncan page
- Image Galleries @ NYPL & Library of Congress
- Isadora Duncan Archiv, a German web site.
- Place where she lived during her childhood (map)
- Isadora Duncan Heritage Society Japan
- 1921 passport photo , Isadora Duncan
- Archive film of Anna Duncan dancing a piece by Isadora Duncan in 1942 at Jacob's Pillow
| این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ ایزادورا دانکن موجود است. |