ارنست همینگوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ارنست همینگوی
ErnestHemingway.jpg
همینگوی در سال ۱۹۳۹
نام اصلی ارنِست میلر هِمینگوی
زادروز ۲۱ ژوئیهٔ ۱۸۹۹(۱۸۹۹-07-۲۱)
اوک پارک، ایلینوی
مرگ ۲ ژوئیه ۱۹۶۱ میلادی (۶۱ سال)
کچام، آیداهو
خودکشی
ملیت آمریکایی
پیشه نویسنده، رمان‌نویس، روزنامه‌نگار
کتاب‌ها پیرمرد و دریا، وداع با اسلحه، تابستان خطرناک، مترجم غلام مرادی
همسر(ها) هدلی ریچاردسن (۱۹۲۷-۱۹۲۱)
پائولین فایفر (۱۹۴۰-۱۹۲۷)
مارتا گلهورن (۱۹۴۵-۱۹۴۰)
مری ولش (۱۹۶۱-۱۹۴۶)
امضا Ernest Hemingway Signature.svg

ارنِست میلر هِمینگوی (زاده ۲۱ ژوئیه ۱۸۹۹ درگذشت ۲ ژوئیه ۱۹۶۱) (به انگلیسی: Ernest Miller Hemingway) از نویسندگان برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات است. وی از پایه‌گذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به «وقایع‌نگاری ادبی» شناخته می‌شود.[۱]

ارنست همینگوی بیشتر عمرش سرگرم ماجراجویی بود. از زخمی‌شدن در ایتالیا بر اثر اصابت ۲۰۰ تکه ترکش‌گلوله نیروهای اتریشی در خلال جنگ جهانی اول[۲] تا شرکت در خط مقدم جبهه‌های جنگ داخلی اسپانیا[۳] یا سفرهای توریستی به حیات‌وحش آفریقا تا ماهی‌گیری و شکار حیوانات وحشی و زندگی در کوبا. وی سرانجام با اسلحه شکاری خودکشی کرد.
از مهم‌ترین رمان‌های او کتاب پیرمرد و دریا است. او در این کتاب به حوزهٔ زندگی پیرمردی چنگ می‌اندازد که روزی قلمرو بزرگ دریا در حیطه اقتدارش بود و عروسکان خوش خرام دریا بیوه‌هایی بوده‌اند درمانده در تار و پود تورش و اینک زندگی او به پایان خود می‌رسد، در آرزوی بزرگترین صیدش دل به دریای بزرگ می‌سپارد و بزرگترین صیدش را به چنگ می‌آورد ولی آن قدرتی که بتواند شاهکار آخرین خود را به ساحل بکشد ندارد و چیزی جز اسکلت به ساحل نمی‌آورد. همینگوی در پیرمرد و دریا شکوه قلمرو دریا را با افت و خیز زندگی دراز یک صیاد در هم می‌آمیزد و از این آمیزش زندگینامه‌ای سرشار از اندوه برای صیادی از پا افتاده فراهم می‌کند. برخی از نقادان گفته‌اند این کتاب با موبی دیک اثر هرمان ملویل برابری می‌کند.

زندگی[ویرایش]

ارنست همینگوی، ۱۹۰۰.

ارنست همینگوی در ۲۱ ژوئیه ۱۸۹۹ در اوک پارک (Oak Park) ایالت ایلینوی متولّد شد. پدرش کلارنس یک پزشک و مادرش گریس معلّم پیانو و آواز بود. ارنست تابستان‌ها را به همراه خانواده‌اش در شمال میشیگان به سر می‌برد و در همان جا بود که او متوجّه علاقه شدید خود به ماهیگیری شد.

او پس از اتمام دورهٔ دبیرستان، در سال ۱۹۱۷ برای مدّتی در کانزاس‌سیتی به عنوان گزارشگر گاهنامهٔ استار مشغول به کار شد. در جنگ جهانی اول او داوطلب خدمت در ارتش شد امّا ضعف بینایی او را از این کار بازداشت در عوض به عنوان رانندهٔ آمبولانس صلیب سرخ در نزدیکی جبهه ایتالیا به خدمت گرفته شد. در ۸ ژوئیه ۱۹۱۸ مجروح شد و ماه‌ها در بیمارستان بستری بود.

در بازگشتش به ایالت متّحده مردم شهر و محلّه‌اش در اوک پارک از او مانند قهرمانان استقبال کردند. ارنست کار خبرنگاری را از سر گرفت و در سال ۱۹۲۱ با هدلی ریچاردسن اهل سن لوییز آشنا و عاشق او شد. آنها با هم ازدواج کردند و بنا بر توصیه شروود اندرسن برای شروع زندگی، پاریس را انتخاب کردند. در آن جا ارنست برای تورنتو استار مشغول به کار شد. آن‌ها همچنان برای گذران زندگی از سهم ارث پدری هدلی استفاده می‌کردند و ارنست به کار داستان‌نویسی نیز می‌پرداخت. طیّ همین دوران یعنی بین سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۶ بود که او در مقام یک نویسنده به شهرت رسید.

سبک ویژهٔ او در نوشتن او را نویسنده‌ای بی‌همتا و بسیار تأثیرگذار کرده بود. در سال ۱۹۲۵ نخستین رشته داستان‌های کوتاهش، در زمانهٔ ما، منتشر شد که به خوبی گویای سبک خاص او بود. خاطراتش از آن دوران که پس از مرگ او در سال ۱۹۶۴ با عنوان «عید متغیر» انتشار یافت، این کتاب برداشتی شخصی و بی‌نظیر از نویسندگان، هنرمندان، فرهنگ و شیوه زندگی در پاریس دههٔ ۱۹۲۰ است.

در لباس نظامی در میلان، ایتالیا

ارنست و هدلی در اکتبر ۱۹۲۳ صاحب یک فرزند پسر شدند و نام او را جان گذاشتند (با نام مستعار بامبی). این خانواده جوان به مکان‌های زیادی از اروپا به ویژه اروپای مرکزی سفر می‌کردند و در زمستان‌ها به اسکی می‌پرداختند. در تابستان‌ها برای شرکت در جشنواره سن فرمین در پامپلونا به اسپانیا سفر می‌کردند که اولین سفرشان در تابستان ۱۹۲۳ بود. در سال ۱۹۲۶ اولین رمان او بر پایه تجربه‌های بدست آمده‌اش از اسپانیا با نام «خورشید هم طلوع می‌کند» به چاپ رسید.

در سال ۱۹۲۶ ارنست همینگوی با پائولین فایفر ثروتمند دیدار کرد و این آشنایی ازدواج اول او را به جدایی کشاند. ارنست و پائولین در سال ۱۹۲۷ با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب دو پسر شدند. پاتریک درسال ۱۹۲۸ و گرگوری درسال ۱۹۳۱ به دنیا آمد. او در همان دوران زندگی‌اش با پائولین خانه‌ای در کی وست فلوریدا خرید.

در اواخر دههٔ ۱۹۳۰ همینگوی عاشق زنی روزنامه‌نگار و نویسنده به نام مارتا گلهورن شد و در سال ۱۹۴۰ با او ازدواج کرد. ارنست، "فینکا ویخی‌یا" (Finca Vigía) را در کوبا خرید. در سال ۱۹۴۴ با مری ولش ملاقات کرد و این بار دلباخته او شد، از مارتا در سال ۱۹۴۵ جدا شد و در ۱۹۴۶ با مری ازدواج کرد.

جلوه‌هایی از زندگی شخصی[ویرایش]

ارنست همینگوی پس از بازگشت از آفریقا در سال ۱۹۳۴ میلادی، به بروکلین در شهر نیویورک رفت و برای خودش قایقی خرید و اسمش را «پیلار» گذاشت.[۴]

ارنست همینگوی به مدت یازده سال گربه‌ای به نام «عمو ویلی» داشت. او در تاریخ ۲۲ فوریه ۱۹۵۳ در نامه‌ای خطاب به یکی از دوستان‌اش به نام جیانفرانکو ایوانچیک، توضیح می‌دهد که گربه‌اش دو پایش را براثر تصادف با ماشینی سواری شکسته بود. یک نفر به او پیشنهاد می‌کند که او کار حیوان را بسازد، اما همینگوی قبول نمی‌کند: «نمی‌توانستم ریسک کنم که ویل متوجه شود کسی قرار است او را بکشد...» نهایتاً وی ناگزیر تفنگش را این‌بار رو به سوی عمو ویلی گرفته و در خانه‌اش به او شلیک می‌کند.[۵]

مرگ[ویرایش]

ارنست همینگوی در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۶۱ میلادی با یکی از تفنگ‌های محبوبش، دولول ساچمه‌زنی باس‌اندکو، خودکشی کرد؛ خانواده‌اش در ابتدا اعلام کردند که ارنست مشغول تمیز کردن اسلحه بوده که تیری از آن دررفته و باعث مرگ وی شده است اما پس از پنج سال همسر وقتش، ماری ولش، به انجام خودکشی توسط همینگوی اعتراف کرد.[۶]

آثار ارنست همینگوی[ویرایش]

سال عنوان فارسی عنوان انگلیسی
۱۹۲۳ سه داستان و ده شعر Three Stories and Ten Poems
۱۹۲۴ در زمان ما In Our Time
۱۹۲۷ مردان بدون زنان Men Without Women
۱۹۳۳ برنده هیچ نمی‌برد The Winner Take Nothing
۱۹۲۶ خورشید هم طلوع می‌کند The Sun Also Rises
۱۹۲۹ وداع با اسلحه A Farewell to Arms
۱۹۳۲ مرگ در بعد از ظهر Death in the Afternoon
۱۹۳۵ تپه‌های سبز آفریقا Green Hills of Africa
۱۹۳۷ داشتن و نداشتن To have and Have Not
۱۹۳۸ ستون پنجم و چهل و نه داستان کوتاه The Fifth Column and Forty-nine short stories
۱۹۴۰ زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند For Whom the Bell Tolls
۱۹۴۲ بهترین داستان‌های جنگ تمام زمان‌ها The Best War Stories of All Time
۱۹۵۰ در امتداد رودخانه به سمت درختها Across the River and into the Trees
۱۹۵۲ پیرمرد و دریا The Old Man and the Sea
۱۹۶۰ مجموعه اشعار Collected Poems

آثاری که پس از مرگ همینگوی منتشر شده‌است[ویرایش]

سال عنوان فارسی عنوان انگلیسی
۱۹۶۴ "پاریس جشن بیکران" (مترجم: فرهاد غبرایی)، "عیش مدام" (مترجم: سیروس طاهباز، ترجمه ناقص)، "ضیافت سیار"
A Moveable Feast
۱۹۶۷ با نام ارنست همینگوی
(یادداشت‌های همینگوی از سال‌های اولیه اقامت در پاریس)
Byline: Ernest Hemingway
۱۹۷۰ داستان‌های کانزاس سیتی استار Stories Cub Reporter: Kansas City Star
۱۹۷۰ جزایر در طوفان Islands in the Stream
۱۹۷۰ باغ عدن (رمان نا تمام) The Garden of Eden
۱۹۹۹ حقیقت در اولین تابش True at the First Light
۱۹۶۱ تابستان خطرناک (مترجم: غلام مرادی، نشر طاق بستان، ۱۳۸۶) Dangerous Summer

میراث[ویرایش]

ارنست همینگوی - بر روی قایق بادبانی شخصی اش، سال ۱۹۵۰

جایزه قلم همینگوی، نام جایزهٔ معتبر ادبی است که سالانه به «نخستین کتاب یک داستان‌نویس» اهدا می‌شود.[۷]

کتابخانه و موزه جان اف. کندی، در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۱۲ میلادی، با انتشار ۱۵ نامه چاپ نشده توسط ارنست همینگوی، گوشه‌هایی دیگر از زندگی او را عیان کرد.[۸] این نامه‌ها که خطاب به جیانفرانکو ایوانچیک ایتالیایی نوشته شده‌اند، از تاریخ ۱۹۵۳تا ۱۹۶۰میلادی ادامه داشته‌اند. کتابخانه و موزه جان اف. کندی، این پانزده نامه را اواخر سال ۲۰۱۱ میلادی، از جیانفرانکو ایوانچیک خریداری کرد.[۹]

کتاب‌های مطالعاتی درباره ارنست همینگوی[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]