هنریک ایبسن
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| تولد | ۲۰ مارس ۱۸۲۸ اسکین ، نروژ |
| مرگ | ۲۲ مه ۱۹۰۶ (سن:۷۸ سال) کریستیانیا (اسلوی فعلی)، نروژ سکته مغزی |
| زمینه فعالیت | نمایشنامهنویس، شاعر |
| ملیت | |
| همسر | سوزان تورسن ۱۹۰۶-۱۸۵۸ |
| فرزندان | سگارد |
| آثار | خانه عروسک دشمن مردم |
| صفحه در وبگاه IMDb | |
هنریک یوهان ایبسن (به نروژی: Henrik Johan Ibsen ) (زاده ۲۰ مارس ۱۸۲۸ در اسکین ، نروژ؛ درگذشته ۲۳ مه ۱۹۰۶ در اسلو) شاعر، نمایشنامهنویس و درامنویس نروژی است.
او یکی از بزرگترین استادان هنر تئاتر در تمامی اعصار، همسنگ سوفوکل و شکسپیر شمرده شدهاست[۱].
| ” | «زیستن جنگیدن با «ترول»هاست در سردابهای دلوسر . نوشتن: خود را به داوری نشستن»[۲] | “ |
فهرست مندرجات |
[ویرایش] زندگینامه
خانواده ایبسن وابسته به سنت و مذهب بودند و میانه خوبی با پیشرفت و تجدد نداشتند . ایبسن در نوجوانی پس از ورشکستگی پدرش برای نخستین بار، طعم فقر و تنگدستی را میچشد و از این دوران به بعد ، چنان به او سخت میگذرد که تا آخر عمر، همواره از فقر و درماندگی همچون کابوسی دردناک میهراسد.
بعد از تولد او اوضاع خانواده تغییر کرد. مادرش برای تسکین پیدا کردن روحش، به مذهب روی آورد و پدرش هم دچار افسردگی شد. پس از ورشکستگی آنها در ۱۸۳۶، آنها درخانهای ویرانه در یک روستا زندگی میکردند، و روستاییان همسایه که آنها را مثل خود نمیدیدند ، به چشم تحقیر و تردید به آنها مینگریستند.همین دوران باعث شد که ایبسن در بزرگسالی مردی گوشه گیر و محتاط در ارتباطاتش باشد.
شخصیتهای نمایشهای او اغلب از وضعیت خانه و پدر و مادرش گرفته شدهاند. ایبسن در کودکی به نقاشی علاقه فراوان داشت، ولی فراهم نبودن وسائل مانع به ثمر رسیدن او بود . هنریک در سن ۱۵ سالگی در داروخانهای در شهر گریمستاد به شاگردی مشغول شد . در سال چهل و شش او صاحب فرزندی نامشروع از یک خدمتکار شد. با وقوع انقلاب ۱۸۴۸ در شمال اروپا ایبسن به سرودن اشعار آزادیخواهانه پرداخت . در سال ۱۸۵۰ برای ادامه تحصیل و به امید اخذ دکترا در رشته پزشکی به شهر کریستیانیا (اسلو کنونی، پایتخت نروژ) عزیمت نمود.
هنگامی که در رشته تحصیلی خود موفق نشد به نوشتن روی آورد . مطالعه تاریخ روم و توطئه "کاتلیناً و خطابههای سیسرون و همچنین شرح انقلاب فرانسه در ۱۸۴۸ باعث شد که ایبسن اولین نمایشنامه خود را در سال ۱۸۵۰ بنويسد. اولین اثر او به نام کاتلین در زمانی که ۲۲ ساله بوده منتشر شده.
در همین ایام کشمکشهای سیاسی، ایبسن را به سمت سیاست کشاند. عضو اتحادیه کارگران شد و مدتی با نوشتن مقالات سیاسی و هنری در انتشار چند روزنامه دست داشت. ولی محل روزنامه در معرض حمله پلیس قرار گرفت و کارکنان آن به استثنای ایبسن، همه بازداشت شدند . ایبسن که طبعی نقاد و حقیقت جو داشت و روحش با بند و بستهای سیاسی و تبلیغ و شعار دادن سازگار نبود، پس از این واقعه از سیاست بیزار شد و از آن دست کشید.
[ویرایش] فعالیت های شغلی
یک سال بعد اول بول مدیر تماشاخانه شهر «برگن» شغلی به او داد . در طول پنج سالی که در این تماشاخانه مشغول به کار بود ، سفرهای بسیاری به کپنهاگ داشت و مطالعاتی در زمینه تئاتر به انجام رساند. او در این تئاتر با ۱۴۵ نمایش همکاری کرد و در این مدت او هیچ نمایشنامهای ننوشت. ولی با تمرین در تئاتر، تجارب بسیار خوبی کسب کرد که بعدا در نمایشنامه نویسی به کمکش آمد.
ایبسن از سال ۱۸۵۸ به اسلو بازگشت تا به کارگردانی در تئاتر ملی کریستیانا بپردازد. او با سوزان تورسن ازدواج کرد و حاصل این ازدواج تنها فرزندشان به نام سگارد بود . خانواده او در شرایط سخت و فقر به سر میبردند و ایبسن از زندگی در نروژ مایوس شد . در سال ۱۸۶۴ او اسلو را رها کرد و به ایتالیا رفت. او در ۲۷ سال بعد به سرزمینش بازنگشت، و هنگامی که برگشت یک نویسنده مشهور و بحث انگیز بود.
او اثری به نام کمدی عشق نوشت و در آن حرمت و پاکیزگی زندگی زناشویی را مورد استهزا قرار داد . ایبسن سی و شش ساله بود که به رم رفت و در آنجا مدتی با فقر و بیماری مالاریا دست به گریبان شد. اثر بعدی او در سال ۱۸۶۵ با نام براند باعث شهرت او شد . قهرمان داستان همه چیز را فدای عقیده و ایمان خود میکند. این اثر شرایطی را برایش به وجود آورد که او نمایشنامه پرگنت را نوشت. با موفقیت آثارش ایبسن تلاش بیشتری را برای تأثیر دادن بیشتر عقاید و باورهایش در نمایش داد و توانست سبکی را بوجود آورد که به «نمایش ایده» معروف گشت. نمایشنامههای بعدی او دوران طلایی نمایشنامه نویسی اوست که او را به مرکز بحث در اروپا تبدیل کرد.
ایبسن در ۱۸۶۸ از ایتالیا به آلمان رفت. در آنجا او سالها وقت صرف نمایشنامه امپراتور و گالیله کرد که شرح زندگی و دوران یکی از امپراتورهای رومی ژولین مرتد بوده.
در ۱۸۷۰ ایبسن پنجاه قطعه از اشعارش را با نام «خرس شکنجه شده» منتشر میکند. سه سال بعد، قیصر و جلیلی را چاپ کرد و پس از گذشت چهار سال از انتشار این نمایشنامه، عنوان دکترای افتخاری را از دانشگاه اوپسالا دریتفت کرد و نمایشنامه ارکان جامعه را به چاپ رساند. ارکان اجتماعی داستان مرد گرگ صفتی است که خود را به لباس میشی درآورده و با تظاهر به تقوی و پرهیزکاری، مایه فساد اجتماع میشود.
در ۱۸۷۹ خانه عروسک (عروسکخانه) و ارواح را منتشر میکند که موضوع آن بر اساس نظریه وراثت است. اما آنقدر تیره و تاریک و بدبینانه به زندگی و آینده بشر اروپایی نگاه میکند که به مذاق هیچکس خوش نمیآید و آنقدر سنت ستیز است که همه را بر علیه خودش میشوراند. نمایشنامه تا دو سال به نمایش در نمیآید و هیچکس در مقابل موضعگیری مردم از ایبسن حمایت نمیکند. همین واکنشهاست که در واقع ایبسن را در مقابل مردم قرار داده و انگیزه نوشتن «دشمن مردم» را فراهم میکند.
ایبسن یک سال در روزنامهها به مبارزه میپردازد . اما از مبارزهاش در مقابل مردم و حتی خود روزنامهها نتیجهای نمیگیرد و گوشه نشین میشود و در سال ۱۸۸۲ پس از یک سال سکوت ، دشمن مردم را مینویسد و دشمن واقعی مردم را در آن معرفی میکند . ایبسن در این نمایشنامه ، ضمن رد نظر اکثریت روزنامهها را نیز به باد انتقاد میگیرد . شخصیت دکتر استوکمان در دشمن مردم تا آن اندازه منطبق بر شخصیت خود ایبسن است که ایبسن به ناشرش چنین مینویسد: «دکتر و من درست با یکدیگر توافق داریم. در موضوعهای بسیار فراوان هماهنگیم. اما دکتر کمی لجوجتر از من است.»
دکتر استوکمان در واقع همانند ایبسن یک پیشرو است که همواره قصد مبارزه با اکثریت و دفاع از اقلیت را دارد.
نمایشنامه نویس امریکایی آرتور میلر برداشت خود را از نمایشنامه را با توجه به شرایط سیاسی آمریکا نوشت. حتی فیلم بنگالی «گاناشاترو» که همان معنی دشمن مردم را میدهد، توسط ساتیا جیت رای به صورت فیلم درآمد و جایزه اسکار را گرفت. همچنین استیو مک کویین، این نمایشنامه را در سال ۱۹۷۸ با بازی خودش، به تصویر کشاند. مرغابی وحشی که ایبسن آنرا در سال ۱۸۸۴ نوشت، به نظر بسیاری بهترین و همچنین دشوار ترین اثر ایبسن است.
ایبسن روشهای واقعگرایانه در نمایشنامه نویسی را با الهام از آنتوان چخوف رواج داد.
ایبسن در سال ۱۸۹۱ به نروژ بازگشت ولی نروژ تغییر کرده بود. خود ایبسن تأثیر بسزایی در این تغییرات داشته. دوران ویکتوریایی در حال پایان یافتن بود و جامعه به سوی مدرنیسم در حرکت بود. نه تنها در تئاتر، بلکه در تمام جامعه.
ایبسن در ۲۳ میسال ۱۹۰۶ در کریستیانا بر اثر سکته مغزی درگذشت . هنگامی که پرستارش میخواست خبر بهتر شدن ایبسن را بدهد، او با ناله گفت: «برای کشورم.» و درگذشت.
دوره اولیه آثار او برگرفته از اسطورهها و افسانههای نروژی بود که به زبان منظوم و شاعرانه نوشته شده بود . این آثار اگرچه حال و هوای رمانتیک دارند ولی رگههای واقعگرایی و صراحت در آنها دیده میشود . همین ویژگی سبب تمایز او از سایر درام نویسهای رمانتیک هم عصرش مانند ویکتور هوگو است.
رشد صنعت و تغییر ساختار اقتصادی در قرن نوزدهم که سوداگری در آن رشد میکند، ایبسن را به سوی تغییرات اساسی در نمایشنامههای خود سوق میدهد . در دوره دوم کار او از اسطورهها و قهرمانان افسانهای خبری نیست، بلکه این مردم عادی هستند که شخصیتهای نمایشی او را میسازند. اوج این روش در نمایشنامه دشمن مردم مشهود است.
[ویرایش] برداشتی از نمایشنامه عروسکخانه
داریوش مهرجویی کارگردان ایرانی ، فیلم سارا را بر اساس نمایشنامه خانه عروسک ایبسن ساخته است . در این فیلم شخصیت سارا همانند شخصیت نورا در خانه عروسک است و مشکلاتی مثل نورا را دارد با این تفاوت که مهرجویی به سارا پیش زمینه و فرهنگ ایرانی داده است . خود مهرجویی میگوید: «چون حال و هوای این نمایشنامه که در قرن ۱۹ نوشته شدهاست، شبیه حال و هوای حال حاضر ایران است، این نمایشنامه را انتخاب کردم«.
هر هفته ۱۳۰ سالن تئاتر در سرتاسر دنیا یکی از نمایشنامههای ایبسن را برروی صحنه میبرند. سال ۲۰۰۶ بخاطر یکصدمین سال درگذشت ایبسن، سال ایبسن نام گذاری شد. درسال ۲۰۰۶ یک نمایش از زندگی ایبسن به نام «مرگ ایبسن کوچک» ، به روی صحنه رفت.
در تمام عکسهایی که از ایبسن موجود است، او فقط در یک تصویر لبخند بر چهره دارد.
[ویرایش] آثار
- کاتلینا (۱۸۵۰)
- آرامگاه جنگجو (۱۸۵۰)
- خانم اینگر (۱۸۵۴)
- ضیافت سولهاک (۱۸۵۵)
- اولاف لیل بکرانس (۱۸۵۶)
- وایکینگها در هلگلاند (۱۸۵۷)
- کمدی عشق (۱۸۶۲)
- مدعیان (۱۸۶۳)
- براند (۱۸۶۵)
- پیر گنت (۱۸۶۷)
- اتحادیه جوانان (۱۸۶۹)
- امپراتور و گالیله (۱۸۷۳)
- ارکان جامعه (۱۸۷۷)
- عروسكخانه (۱۸۷۹)
- ارواح (۱۸۸۱)
- دشمن مردم (۱۸۸۲)
- مرغابی وحشی (۱۸۸۴)
- روسمرهولم (۱۸۸۶)
- بانوی دریایی (۱۸۸۸)
- هدا گابلر (۱۸۹۰)
- استاد سون نس (۱۸۹۲)
- ایولوف کوچک (۱۸۹۴)
- جان گابریل بورکمن (۱۸۹۶)
- وقتی ما مردگان از خواب برمی خیزیم (۱۸۹۹)
[ویرایش] یادداشتها
- نمایشنامه «جان گابریل بورکمن» ایبسن در تئاتر شهر تهران با نام «بدرود امپراتور» به روی صحنه رفتهاست[۳].
[ویرایش] پانویسها
- ↑ انور ۱۷
- ↑ انور ۱۲۳
- ↑ نقد و بررسی نمایش «بدرود امپراتور» (جان گابریل بورکمن) با بازخوانی محمد ابراهیمیان و کارگردانی علی پویان
[ویرایش] منابع
- [بی بی سی فارسی http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2006/05/060518_pm-ja-ibsen-week.shtml]
- تارنمای موسسه انتشاراتی پنگوئن
- انور، منوچهر. «مکمل کار شکسپیر». عروسکخانه. ترجمهٔ منوچهر انور. تهران: نشر کارنامه، ۱۳۸۵، ISBN 964-431-046-2.
- تاريخ تئاتر جهان نوشته «اسکار ک . براکت» ترجمه هوشنگ آزادیور
- جیمز، مکفارلن. «سالشمار زندگی و آثار ایبسن». عروسکخانه. ترجمهٔ سینا خاکیانی. تهران: نشر کارنامه، ۱۳۸۵، ISBN 964-431-046-2.

