ژان ژنه
| ژان ژنه | |
|---|---|
ژان ژنه در سال ۱۹۸۳ |
|
| زمینه کاری | شاعر، رماننویس، نمایشنامهنویس و فعال سیاسی |
| زادروز | ۱۹ دسامبر ۱۹۱۰ پاریس |
| مرگ | ۱۵ آوریل ۱۹۸۶ (۷۵ سال) پاریس |
| ملیت | |
| جایگاه خاکسپاری | گورستان اسپانیایی ها, عرائش , |
| صفحه در دادگان فیلمها | |
ژان ژنه (به فرانسوی: Jean Genet) (۱۹ دسامبر، ۱۹۱۰ - ۱۵ آوریل، ۱۹۸۶) شاعر، رماننویس و نمایشنامهنویس فرانسوی بود که فعالیت سیاسی نیز داشت. در سالهای آغازین زندگی، ولگرد و خردهمجرم بود اما بعدها به نویسندگی روی آورد. آثار عمدهی او عبارتند از رمانهای دعوای برست، روزنگاریهای دزد و بانوی گلهای ما و نمایشنامههای بالکن، سیاهان، پیشخدمتان و پردهها.
محتویات |
[ویرایش] زندگی
مادر ژنه روسپیای جوان بود که تنها در سال اول زندگی پیش از آنکه سرپرستیاش را به دیگران بسپارد از او نگهداری کرد. از آن پس ژنه را یک نجار و خانوادهاش در شهرستان بزرگ کردند که، بر اساس زندگینامهی نوشتهی ادموند وایت، پر محبت و با توجه بودند. در حالی که نمرههای مدرسهایاش عالی بودند، کودکیاش مجموعهای از فرار از خانه و دزدیهای خردهریز را هم دربرداشت (اگرچه به نظر وایت ادعاهای بعدی ژنه مبنی بر داشتن کودکی غمزده و پر از فقر برای تطابق با تصویر قانونشکن او بزرگنمایی شده است). پس از مرگ مادرخوانده، ژنه به زوجی سالمند سپرده شد اما تنها کمتر از دو سال با آنان ماند. بر اساس گفتههای زن آن خانواده، «ژنه شبها بیرون میرفت و انگار آرایش هم میکرد.» یک بار مقدار زیادی پول را حیفومیل کرد؛ پولی که در سفرش به نمایشگاهی، به او سپرده بودند. به همین خاطر و به دلیل بدرفتاریهای دیگر، از جمله خیابانخوابیهای مکرر، در ۱۵ سالگی به «مستعمرهی تأدیبی مترِی» فرستاده شد و از ۲ سپتامبر ۱۹۲۶ تا ۱ مارس ۱۹۲۹ در آنجا بازداشت بود. وی در کتاب «معجزهی گل سرخ» (۱۹۴۶) گزارشی از این دوران بازداشت میدهد که در ۱۸ سالگی با پیوستنش به لژیون خارجی به پایان رسید. در نهایت گرفتار اتهام بیشرافتی بر مبنای اعمال همجنسگرایانه شد و دورهای را به عنوان ولگرد، دزد خردهپا و روسپی در اروپا گشت - تجربههایی که در روزنگاریهای دزد (۱۹۴۹) بازگو میکند. پس از بازگشت به پاریس در ۱۹۳۷، ژنه با اتهامات دزدی، استفاده از اوراق جعلی، ولگردی، اعمال شهوتبازانه و جرمهای دیگر مدام بازداشت، زندانی و سپس آزاد میشد. ژنه در زندان نخستین شعرش، «نکوهش مرگ»، را سرود و به هزینهی شخصی چاپ کرد، و رمان «بانوی گلهای ما» را نوشت (۱۹۴۴). وی در پاریس پس از دوندگی خود را به ژان کوکتو شناساند؛ کسی که تحت تاثیر نوشتار ژنه قرار گرفت. کوکتو از روابطش بهره گرفت تا رمان ژنه را به چاپ برساند و در سال ۱۹۴۹، هنگامی که ژنه زیر سایهی تهدید اعدام بعد از ده محکومیت قرار داشت، کوکتو و دیگر چهرههای سرشناس همچون ژان پل سارتر و پابلو پیکاسو، در اقدامی موفقیتآمیز به رییسجمهور فرانسه طومار نوشتند تا حکم به تعلیق در آید. ژنه دیگر به زندان بازنگشت. ژنه تا سال ۱۹۴۹ پنج رمان، سه نمایشنامه و شعرهایی پرشمار نگاشته بود. تصویر بیپرده و اغلب عامدانه تحریکآمیز او از همجنسگرایی و جرم آنگونه بود که کارهایش تا اوایل دههی ۱۹۵۰ در آمریکا ممنوع شده بود. سارتر تحلیلی طولانی از رشد وجودی ژنه (از ولگرد به نویسنده) با عنوان «ژنهی قدیس» (۱۹۵۲) نوشت که بدون نام نویسنده به عنوان جلد اول مجموعهی آثار ژنه چاپ شد. ژنه به شدت تحت تاثیر تحلیل سارتر قرار گرفت و در پنج سال بعد از آن چیزی ننوشت. در میانهی سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۱ سه نمایشنامهی دیگر و مقالهای نوشت با عنوان «از رامبراندِ تکهشده به چهار بخش مساوی و پرتابشده به توالت چه میماند» -که تحلیل ژاک دریدا از ژنه در اثر الهامبخشش، «شیشه»، بر پایهی آن است. در این دوران ژنه به لحاظ عاطفی درگیر بندبازی به نام عبدالله شد. با این همه، به دنبال شماری اتفاقات و خودکشی عبدالله در ۱۹۶۴، ژنه گرفتار دورانی از افسردگی و حتا تلاش برای خودکشی شد. از سالهای پایانی دههی ۱۹۶۰، ژنه با ابراز ارادت به دانیل کُن-بندی پس از رویدادهای ماه مهی ۱۹۶۸، به لحاظ سیاسی هم فعال شد. وی در تظاهرات برای جلب توجهها به شرایط زندگی مهاجران فرانسه شرکت کرد. در سال ۱۹۷۰ پلنگهای سیاه او را به ایالات متحد دعوت کردند و ژنه سه ماه در آنجا ماند و به تدریس، شرکت در محاکمهی رهبر گروه «هووی نیوتون» و چاپ مقاله در نشریاتشان پرداخت. کمی بعد در همان سال شش ماه در اردوگاههای آوارگان فلسطینی گذراند و مخفیانه با یاسر عرفات در امان دیدار کرد. ژنه که به شدت از تجربیاتش در اردن و آمریکا تکان خورده بود، نسخهی نهایی و طولانی خاطرات این تجربهها را نوشت که «زندانی عشق» نام گرفت و پس از مرگش چاپ شد. وی همچنین از «گروه آگاهیبخشی زندان» آنجلا دیویس، جرج جکسون، میشل فوکو و دانیل دوفر پشتیبانی کرد. همینطور با فوکو و سارتر در اعتراض به رفتار وحشیانهی پلیس با الجزایریهای پاریس همکاری کرد؛ پدیدهای که از زمان جنگ استقلال الجزایر دوام داشت و بدنهای کتکخورده، شناور بر رود سن دیده میشدند.
[ویرایش] آثار
[ویرایش] رمانها
- بانوی گلهای ما
- معجزه گل سرخ
- مراسم خاکسپاری
- کورلِ برست
- روزنگاریهای دزد
- زندانی عشق
[ویرایش] نمایشنامهها
- نظارت بالا (عنوان انگلیسی: محکوم به مرگ)
- خوبها (عنوان انگلیسی: دوشیزگان)
- بالکن
- سیاهان
- پیشخدمتان
- پردهها
افراد مطرود جامعه در آثار او دیده می شوند.او با زبان کاملا ادبی و شاعرانه می نویسد. او از نویسندگان تئاتر ابزورد محسوب می شود.[۱]
[ویرایش] منابع
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ ژان ژنه موجود است. |
- ↑ Barber, Stephen (2004) Jean Genet Reaktion Books, London, ISBN 1-86189-178-4 - biography and critique;
| این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
| این یک نوشتار خُرد پیرامون ادبیات است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
- زادگان ۱۹۱۰ (میلادی)
- درگذشتگان ۱۹۸۶ (میلادی)
- ژان ژنه
- ارتش سربازان خارجی مقیم فرانسه
- دگرباشان جنسی اهل فرانسه
- رماننویسان اهل فرانسه
- شاعران اهل فرانسه
- کارگردانان دگرباش جنسی
- مرگهای ناشی از سرطان در فرانسه
- مرگهای ناشی از سرطان مری
- نمایشنامهنویسان اهل فرانسه
- نویسندگان اهل پاریس
- نویسندگان اهل فرانسه
- نویسندگان دگرباش جنسی
- نویسندگان همجنسگرای مرد