رقص مدرن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

رقص مدرن سبکی از رقص صحنه‌ای*[۱] غربی است که آزادانه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وجود آمد. این رقص، که زادگاهش آمریکا و آلمان است، واکنشی مستقیم به رقص باله به عنوان پایه رقص صحنه‌ای بود. رقص مدرن از پذیرش اَشکال و جنبه‌های مختلف باله کلاسیک امتناع کرد و حرکت‌های منظم و مدون و ساختار روایی باله را کنار گذاشت. به خاطر تلاش‌های پیشگامان رقص مدرن مانند مارتا گراهام، امروزه رقص مدرن طیف وسیعی از سبک‌ها را، که بسیاری از آن‌ها با اساتید و مدارس مشهور و نامدار همراهی می‌شوند، دربرمی‌گیرد. بیش از هزار نوع از رقص مدرن از جمله گراهام و هارتون وجود دارند. در نهایت، رقص پست‌مدرن، شکل‌گرایی رقص مدرن را رد می‌کند و خود شامل عناصری چون هنر اجرایی و بدیهه‌سازی می‌شود.

رقص آزاد[ویرایش]

  • ۱۸۷۷: ایزادورا دانکن با انتقال استرس و تکیه‌اش به مرکز بدن یا نیم‌تنه، پاهای برهنه، موهای آزاد و پریشان، پوشش‌های آزاد و راحت و تلفیق شوخی با بیان عاطفی، نیای رقص مدرن محسوب می‌شود. او از هنرهای کلاسیک یونانی، رقص فولک، رقص اجتماعی، طبیعت، نیروهای طبیعی و ورزش‌های تازه آمریکایی چون پرش، دویدن، پریدن، جهش و حرکات ناگهانی، الهام گرفته بود. او معتقد بود باله ورزشی زشت و بی‌معناست. اگرچه او در برهه‌های مختلفی از زندگیش به آمریکا بازگشت اما کار او آن‌چنان که باید در آن‌جا دیده نشد. او به اروپا بازگشت و در ۱۹۲۷ در پاریس درگذشت.
  • ۱۸۹۱: لویی فولر (رقاص بورلسک) شروع به آزمودن تاثیری کرد که روشنایی‌های گازی بر لباس‌های ابریشمی‌اش می‌گذاشتند. فولر شکلی از حرکات طبیعی و فن بدیهه‌سازی را که در رابطه با تجهیزات نورپردازی انقلابی او و لباس‌های شفاف ابریشمی‌اش استفاده می‌شد، گسترش داد. او دستگاه‌ها و روش‌های نورپردازی صحنه‌ای‌اش را که شامل استفاده از ژل رنگ و مواد شیمیایی در حال سوختن برای نورافشانی می‌شد و همچنین لباس‌های ابریشم صحنه‌ای حجیم خود را به ثبت رساند.
  • ۱۹۰۵: راس سنت دنیس، که از سارا برنارد و رقاص ژاپنی، سادا یاکو تاثیر پذیرفته بود، برگردان‌هایش را از فرهنگ و اسطوره‌شناسی هندی گسترش داد. اجراهای او، به سرعت محبوب می‌شدند و او تورهای گسترده‌ای برگزار می‌کرد در حالی که مشغول پژوهش در هنر و فرهنگ شرقی بود.

رقص اکسپرسیونیستی و پیشامدرن[ویرایش]

رقصنده‌ای در مدرسه لابان در برلین به سال ۱۹۲۹.

در اروپا، ماری ویگمن، فرانکویس دلسارته، امیل ژاک-دالکروز و رودولف ون لابان، نظریه‌های حرکت انسان،[۲] بیان و روش‌‌های آموزشی را توسعه دادند که به پیشرفت رقص مدرن و اکسپرسیونیستی اروپایی انجامید.



رقص رادیکال[ویرایش]

رقصندگان رادیکال اروپا، متاثر از رکود بزرگ و تهدید روزافزون فاشیسم در اروپا، کوشیدند با دراماتیزه کردن بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، نژادی و سیاسی زمانه خود، آگاهی‌بخشی کنند.

  • ۱۸۹۳: هانیا هولم یکی از شاگردان ماری ویگمن و مربی مدرسه ویگمن در درسدن، با معرفی تکنیک ویگمن، نظریه‌های لابان در باب پویایی مکانی و بعدها، تکنیک‌های خودش به رقص مدرن آمریکایی، مدرسه رقص ویگمن را در ۱۹۳۱ در نیویورک بنیان گذاشت (که بعدها در ۱۹۳۶ به استودیوی هانیا هولم مبدل شد)؛ طراح رقصی ماهر و هنرمندی که اولین جشنواره رقص آمریکایی در بنینگتون (۱۹۳۴) را بنیان گذاشت.
  • ۱۹۱۰: آنا سوکولف از شاگردان مارتا گراهام و لوییس هورست کمپانی رقص خود را حوالی سال ۱۹۳۰ ایجاد کرد. با ارایه دراماتیک تصاویر معاصر، ترکیب‌های وی عموماً انتزاعی و اغلب آشکارکننده طیف کاملی از تجارب انسانی بود که تنش و ناهمبستگی زمان با حقیقت حرکات انسانی را بازتاب می‌داد.
  • ۱۹۰۸: خوزه لیمون در سال ۱۹۴۶، پس از تحصیل و اجرا با دوریس همفری و چارلز ویدمن، کمپانی خودش را به همراه همفری به عنوان مدیر هنری بنیان گذاشت. تحت نظارت همفری بود که لیمون رقص مخصوص به خودش، پاوان مور (۱۹۴۶) را ساخت. طراحی‌های رقص لیمون و تکنیکش، تاثیر عمیقی بر رقص معاصر داشته است.
  • ۱۹۱۹: مرس کانینگهام هنرجوی سابق باله و اجراکننده رقص با مارتا گراهام، اولین برنامه انفرادی‌اش در نیویورک را به همراه جان کیج در سال ۱۹۴۴ اجرا کرد. کانینگهام با تاثیرپذیری از کیج و استقبال از ایدئولوژی مدرنی که از فرایندهای پست‌مدرن استفاده می‌کرد، شانس خلق رویه‌ها و حرکات ناب برای طراحی رقص با تنکنیک‌‌هایش را به تمام تکنیک‌های رقص قرن بیستم معرفی کرد. او پایه‌های رقص پست‌مدرن را با آثار غیرخطی، بدون اوج و انتزاع روانی‌ خود ایجاد کرد. در این آثار، هر یک از عناصر به خودی خود رساست و ناظر (در قسمت‌های بسیاری) آن‌چه را با آن مرتبط است، معین می‌کند.
  • ۱۹۰۹: اریک هاوکینز یکی از شاگردان جرج بالانچین که به اولین رقصنده مرد و منفرد در کمپانی رقص مارتا گراهام مبدل شد. در ۱۹۵۱، به زمینه تازه‌ای از حرکت‌شناسی علاقه‌مند شد و به این ترتیب، مدرسه خودش را افتتاح کرد و تنکنیک رقص خودش (تکنیک هاوکینز) را که پیشرو در جسمانی‌ترین تکنیک‌های رقص است، گسترش داد.
  • ۱۹۳۰: پل تیلور یکی از هنرجویان مدرسه موسیقی جولیارد که مدرسه رقص کالج کنتیت به حساب می‌آمد، بود. در سال ۱۹۵۲، اجرایش در جشنواره رقص آمریکایی، توجه بسیاری از طراحان رقص بزرگ را برانگیخت. وی با اجرا کردن در کمپانی‌های رقص مرس کانینگهام، مارتا گراهام و جرج بالانچین (به همین ترتیب)، کمپانی رقص پل تیلور را در ۱۹۵۴ بنیان نهاد. استفاده از حرکات و ژست‌های روزمره و ایدئولوژی مدرنیسم، از ویژگی‌های طراحی‌های رقص اوست. از اعضای سابق کمپانی او می‌توان به تویلا ثارپ، لورا دین، دان ووگونر و سنتا درایور اشاره کرد.
  • ۱۹۱۰: آلوین نیکلاس از شاگردان هانیا هولم بود. استفاده او از ابزارهای چندرسانه‌ای در کارهایی چون ماسک‌ها، ابزارهای صحنه و موبایل‌ها (۱۹۵۳)، توتم (۱۹۶۰) و شمارش معکوس (۱۹۷۹)، با کار دیگر طراحان رقص ناهمخوان بود و مطابقت نداشت. او با قرار دادن رقصنده‌هایش در در فضاهای تنگ و لباس‌هایی با صدا و طراحی‌های پیچیده، توجه‌اش را بر وظایف بدنی برای غلبه بر موانعی که سر راه آن‌ها قرار گرفته، متمرکز می‌کرد. دیدگاه او این بود که رقصنده مثل هنرمندی نیست که می‌خواهد خودش را بیان کند. بلکه به عنوان استعدادی است که می‌تواند خصوصیات فیزیکی فضا و حرکت را وارسی و جستجو کند.

رقص پیشامدرن در آمریکا[ویرایش]

مارتا گراهام و برترام راس در ۱۹۶۱. عکس از کارل وان وکتن

در ۱۹۱۵، راس سنت دنیس به همراه همسرش تد شاون، کمپانی رقص دنیشاون را بنیان نهاد. در حالی که سنت دنیس مسئول اکثر کارهای خلاقانه بود، شاون به تدریس تکنیک‌ و ترکیب‌بندی می‌پرداخت. مارتا گراهام، دوریس همفری و چارلز ویدمن همه شاگردان و اعضای کم‍انی را تشکیل می‌دادند. در جستجوی جذب مخاطبان بیشتر برای کارشان، ایزادورا دانکن، لویی فولر و راس سنت دنیس در سراسر ایران سفر کردند. کار فولر نیز در خارج از اروپا مخاطبان زیادی نیافت. پس دنیس به آمریکا بازگشت تا کارش را در آن‌جا پی بگیرد. مارتا گراهام اغلب به عنوان مادر حرکت مدرن رقص صحنه‌‌ای در قرن بیستم شناخته می‌شود. او باله را بیش از اندازه یک‌سویه می‌دید: ارو‍ایی، ام‍ریالیستی و غیرآنریکایی. او در ۱۹۱۶ به مدرسه دنیشاون رفت و ‍س از آن در ۱۹۲۳ به نیویورک نقل مکان کرد؛ جایی که او در کمدی‌های موزیکال و سالن‌های موسیقی به اجرا پرداخت و روی طراحی رقص خودش کار کرد. او تکنیک رقص خودش را که به مفهوم انقباض و آزاد کردن متصل است، توسعه داد. در تکنیک‌های گراهامَ او از شاگردانش می‌خواهد احساس کنند. احساس کردن داشتن حس پرقدرتی از آگاهی از زمین خوردن است در حالی که در همان زمان، در سراسر بدن احساس قدرت وجود داشته باشد و به مخاطبان منتقل شود. سهم اصلی او در رقص تمرکز بر مرکز بدن (برخلاف تاکید باله بر اندام)، هماهنگی بین تنفس و حرکت و ارتباط رقصنده با زمین است.

  • ۱۹۲۳: گراهام مدرسه دنیشاون را ترک کرد تا خودش به صورت انفرادی در فولیس دهکده گرینویچ کار کند.
  • ۱۹۲۸: همفری و ویدمن نیز دنیشاون را ترک گفتند تا مدرسه خودشان و کمپانی همفری-ویدمن را راه‌اندازی کنند.
  • ۱۹۳۳: شاون گروه رقص مردان تد شاون را بنیان گذاشت و پایگاه رقصندگان مردش را در مزرعه جیکوب پیلو در بکت، ماساچوست بنا کرد.[۳]

پانویس[ویرایش]

  1. Concert dance
  2. https://en.wikipedia.org/wiki/Sports_science
  3. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Modern dance»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۸ آوریل ۲۰۱۴).