فرناندو پسوآ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فرناندو پسوآ
216 2310-Fernando-Pessoa.jpg
زادروز ۱۳ ژوئن ۱۸۸۸
لیسبون
پدر و مادر ۳۰ نوامبر ۱۹۳۵ (۴۷ سال)
مرگ لیسبون
ملیت پرچم پرتغال پرتغالی
پیشه نویسنده، نمایشنامه‌نویس، شاعر
سال‌های نویسندگی ۱۹۱۲-۱۹۳۵
کتاب‌ها کتاب دلواپسی

فرناندو آنتونیو نگورا د سیبرا پسوآ معروف به فرناندو پسوا (به پرتغالی: Fernando António Nogueira Pessoa) شاعر، نویسنده و همچنین مترجم و منتقد پرتغالی است. منتقدان، وی را تاثیرگذارترین نویسنده جریان‌ساز پرتغالی و از بانیان پست مدرنیسم می‌دانند.

مجسمه پسوا در خارج قهوه خانه A Brasileira
آخرین خانه پسوا که اکنون تبدیل به موزه شده
پسوا در لیسبون
قهوه خانه A Brasileira که پسوا در ۱۹۰۵ تاسیس کرد

زندگی[ویرایش]

فرناندو پسوآ در سیزدهم ژوئن ۱۸۸۸ در لیسبون پرتغال به دنیا آمد. پدرش، منتقد موسیقی و مادرش زنی دانش آموخته از «آزورن» (Azoren) بود. پسوآ پس از مرگ پدر (۱۸۹۳)ده سال (۱۸۹۵- ۱۹۰۵) را در «دوربان» (Durban) افریقای جنوبی گذراند؛ زیرا مادرش با مشاوری پرتغالی ازدواج کرده بود و به این دلیل به آنجا رفتند. در این زمان، زبان انگلیسی را آموخت و با اندیشهٔ روشنفکری آشنا شد. در سال ۱۹۰۶ به لیسبون بازگشت و می‌خواست در رشتهٔ ادبیات به کسب دانش بپردازد، ولی پس از یک سال اندیشهٔ آن را از سر بیرون کرد. در سال ۱۹۰۷ در فکر پایه‌گذاری چاپخانه فرو رفت و پس از چند ماه ورشکست شد. وی در سال ۱۹۰۸ نمایندگی شرکت‌های تجاری را پذیرفت و تا پایان زندگی همین پیشه را ادامه داد.

ارزش ادبی[ویرایش]

کتاب دلواپسی که پسوا بیش از بیست سال زمان برای نوشتن آن سپری کرد، سندی از اندوه هستی گرایانهٔ اوست. این کتاب به اموری چون پیدایش انسان، مفهوم زندگی و اسرار من ِ خویش می‌پردازد. پس از پیدا کردن دوبارهٔ دست نوشته‌های پسوا در سال ۱۹۸۲، جهانیان بی‌درنگ به شایستگی‌های ستودنی وی پی بردند و دریافتند که او همزمان بزرگترین نویسندهٔ قرن پرتغال، نخستین پایه‌گذار نوگرایی در کشورش و نخستین بانی پسانوگرایی در جهان بوده‌است. فرناندو پسوا به شدت تحت تأثیر ژرف‌اندیشی و جهان‌نگری «خیام» بوده و هرجا که فرصتی یافته، لب به ستایش وی گشوده‌است. کتاب دلواپسی نیز به گونه‌ای با اندیشهٔ خیام گره خورده‌است. پسوا را در زمینه سرایندگی با ریکله و در زمینه نثر با شکسپیر قابل مقایسه دانسته‌اند.

در زبان فارسی[ویرایش]

مهمترین کتاب پسوا یعنی کتاب دلولپسی توسط جاهد جهانشاهی ترجمه و به وسیله نشر نگاه در سال ۱۳۸۵ منتشر شده، کتاب دیگری از پسوا با نام «فاوست»، که سروده‌های فلسفی- نمایشی او را در خود جای داده، بدست «علی عبداللهی»، به فارسی، برگردان و از سوی نشر نگاه انتشار یافته‌است. «دریانورد» نیز نام نمایشنامه‌ای از فرناندو پسوا، سراینده و نویسندهٔ پرتغالی است که به فارسی برگردان شده‌است.

اظهار نظرها در مورد پسوا[ویرایش]

«رزا دیاز»، سراینده و فیزیکدان؛ خواهرزادهٔ فرناندو پسوا، در گفتگویی بیان داشته‌است: «فرناندو دایی من بود و من نزدیک به پنج سال با او زندگی کردم. من تنها او را به عنوان دایی‌ام به یاد دارم، نه سراینده. نمی‌دانستم که او نویسنده و سراینده‌است و پسوا را بیشتر مردی شرمسار می‌دیدم. مادرم هر چه را از او به جا مانده بود، به کتابخانهٔ ملی بخشید. با این همه، هنوز اندیشه‌های اسرارآمیز وی بر کسی آشکار نشده‌است.»

بیماری[ویرایش]

فرناندو پسوآ دچار بیماری «چندشخصیتی» (multiple personality) بود. این بیماری، گونه‌ای آشفتگی روانی است که در اثر تنش (tension) یا فشارهای ناشی از برآورده نشدن نیازهای روحی- جسمی (به سبب عملکرد عوامل برونی یا درونی) پدید می‌آید و گونه‌ای از بیماری کلی «روان‌نژندی» (نوروتیک) به شمار می‌رود. در این بیماری، فرد دارای چند شخصیت به کلی «دیگرگون» است که چه بسا در تضاد با یکدیگر باشند. سنگینی این بیماری چنان بود که او همزادهای خود را «نامگذاری» و برای آنها مدرک تحصیلی و پیشه و حتی سلیقه و فرم و مفهومی که سروده را در بر می‌گرفت، برگزید. همزادهای پسوآ - سرایندگانی گمانی که چکامه‍های راستین می‌نوشتند- بر این پایه بودند: «آلبرتو کائیرو»، دوستدار طبیعت، یکتاپرست و هیچ‌انگار، تجلی سرایندهٔ بی‌گناهی که سروده‌هایش بی‌زرق و برق بودند و فرم آزاد داشتند و از زمانی پرتره‌اش در پسوآی بیست و شش ساله باقی‌ماند که تلاش کرده بود دربارهٔ طبیعت و گوسفندها بسراید. پسوآ او را استاد و حد میانهٔ خود و «ریکاردو ریش» می‌دانست. او آن کسی بود که پسوآ دلش می‌خواست بشود و نشده بود؛ سراینده‌ای نوین و همساز با طبیعت. «ارش ریکاردو ریش»، دکتر در دانش پزشکی، که نه ماه مسن‌تر از پسوآ بود، ریچارد کایرو در این سرایندهٔ شک‌گرا، به صورت اصول اخلاقی اپیکوری درآمد. سروده‌های او موزون، ولی بی‌قافیه بود و شبح آن، زمانی پدید آمد که پسوآ ۲۴ ساله بود و تلاش داشت، سرودهٔ کفرآمیز بنویسد. چکامه‌های این سرایندهٔ فانی، که به سبک نئو کلاسیک‌ها نزدیک بود، از گوناگونی برخوردار نبودند و گاهی، بیانی سوگناک و آرام داشتند و به همین گونه نیز به کفر نزدیک می‌شدند و از طبیعت و سرخوشی دوری می‌گزیدند. البته پسوآ نامهای دیگری هم داشت. بجز این، هر کدام از شخصیت‌های سه‌گانهٔ بالا، «من»های دیگری هم داشتند. پسوآ در جایی نوشت : «من به همهٔ اینها گوشت و خون دادم، کارآمدی هایشان را سنجیدم، دوستی‌هاشان را شناختم، گفتگوهایشان را شنیدم... به نظرم رسید که در بین آنها، آفریننده‌شان، کمترین چیز است... انگار همهٔ اینها جدا از من رخ داده بود و همچنان نیز رخ خواهد داد...» و پیش از آن نوشته بود : «ذهنم به چنان درجه‌ای از نرمش رسیده‌است که می‌توانم در هر حالت روحی‌ای که آرزو می‌کنم، قرار گیرم و در هر وضعیت دلخواه ذهن وارد شوم.

مرگ[ویرایش]

آرامگاه پسوا در لیسبون در کلیسای Jerónimos Monastery در سال ۱۹۸۸

فرناندو پسوا در سی‌ام نوامبر ۱۹۳۵ به سبب بیماری کبدی (گونه‌ای قولنج کبد) درگذشت. وی تا هنگام مرگ، کمابیش ناشناخته ماند. ادعا شده که پس از سال ۱۹۸۲، بسیاری از نویسندگان سبک‌شناس دنیا به گونه‌ای از پسوا تأثیر پذیر بوده‌اند.

پیوند به بیرون[ویرایش]

  • فرناندو پسوآ: دروغ‌گوی حق به جانب [۱]
  • فرناندو پسوا، چکامه‌سرای پرتغالی [۲]
  • شب با کالسکه می‌آید[۳]
  • کتاب دلواپسی [۴]
  • خانه شاعران جهان [۵]
  • جملات حکیمانه [۶] و [۷]
  • وازنا[۸]
  • رمان سال مرگ ریکاردو ریش اثر ژوزه ساراماگو: که در مورد مواجهه فرناندو پسوا با ریکاردو ریش یکی از من‌های فرنادو است[۹]
  • بوسه بر آبله یار

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیایی انگلیسی
  • فرناندو پسوا، چکامه‌سرای پرتغالی [۱۰]