عربی مصری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
مصری  
تلفظ: [ˈmɑsˤɾi]
گویشگاه‌ها: — 
منطقه:
شمار گویشوران:
خانواده: آفریقایی-آسیایی
مصری
کد زبان
ISO 639-1: هیچ
ISO 639-2:
ISO 639-3:

عربی مصری (اللغه المصریه الحدیثه، «زبان مصری جدید» یا «زبان مصری») یکی از گویش‌های زبان عربی است. عربی مصری به عنوان گویش محاوره‌ای، زبان دوم مشترک بین تمام عرب‌زبانان است و دلیل آن وجود انبوه فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و منابع عربی به این گویش است.

بسیاری از واژگان عربی مصری با عربی استاندارد تفاوت دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره شده:

فارسی عربی معیار مصری منبع کلمه
اتاق غرفة اوده //ˈo:dɑ زبان ترکی استانبولی: Oda
میگو روبیان جمبری (گمبری) زبان ایتالیایی: Gamberi
روستا قریه کفر زبان عبری: כפר
میز طاولة ترابیزه زبان یونانی: Τραπέζι
پلیس شرطة بولیس زبان انگلیسی: Police

الفبای مصری[ویرایش]

  • ا ([æ(:)] و [ɑ(:)]).
  • ب ([b]).
  • ت ([t] همانند تلفظ فارسی).
  • ة ([-et]).
  • ث ([s] همانند تلفظ فارسی).
  • ج ([g] مثل گ در فارسی)
  • ح ([ħ]).
  • خ ([x] همانند تلفظ فارسی).
  • د ([d] همانند تلفظ فارسی).
  • ذ ([z]. همانند تلفظ فارسی).
  • ر ([ɾ~r]، و [ɾˤ~rˤ]).
  • ز ([z] همانند تلفظ فارسی).
  • س ([s] همانند تلفظ فارسی).
  • ش ([ʃ]همانند تلفظ فارسی).
  • ص ([sˤ]).
  • ض (همانند تلفظ فارسی).
  • ط (همانند تلفظ فارسی).
  • ظ (نطق: [zˤ]).
  • ع (نطق: [ʕ]).
  • غ (نطق: [ɣ]. همانند تلفظ فارسی).
  • ف ([f]).
  • ق ([ʔ] مثل \ء\ در فارسی).
  • ک ([k]).
  • ل ([l]).
  • م ([m]).
  • ن ([n]).
  • ه ([h]، [-æ، -ɑ]. \ [-jæ، -jɑ، -e:, -e:h]).
  • و ([w], [u:]~[ɵ(:)]، [o(:)]، [ɔ(:)]).
  • ی ([j], [i:]~[ɪ(:)]، [e(:)], [e̙(:)]، [-i] مثل «ی» در فارسی).
  • ی ([-i] همانند تلفظ فارسی).
  • پ ([p] همانند تلفظ فارسی).
  • چ ([ʒ] مثل ژ).
  • ڤ ([v] مثل v در فارسی و).

دستور زبان[ویرایش]

جمله حاضر و جمله آینده[ویرایش]

فاعل پسوند فعل پسوند دومین مفعول
انا بـ روح - المدرسه
  • انا بروح المدرسه: این جمله به معنای "من به مدرسه می‌روم" است.

پسوندهایی که در این گویش استفاده می‌شود، عبارتند از:

ضمیر پسوند حاضر پسوند آینده
انا (من) بـ هـ
احنا (ما) بنـ هنـ
انته (تو - مذکر) بتـ هتـ
آنتی (تو - مادین) بتـ هتـ
انتو (شما) بتـ هتـ
هو (او - مذکر) بیـ هیـ
هی (او - مادین) بتـ هتـ
همه بیـ هیـ

پسوند دوم فقط با سه ضمیر استفاده می‌شود:

ضمیر پسوند
آنتی ـی
انتو ـو
همه ـو

مثال:

  • هی بتشتغل فی ایران: [ˈhej:æ bteʃˈtæɣæl feʔɪˈɾɑ:n] او در ایران کار می‌کند
  1. فاعل: هی [ˈhej:æ]
  2. پسوند: بتـ
  3. فعل: شتغل [beteʃˈtæɣæl]
  4. پسوند دوم: ندارد
  5. مفعول: ایران
  6. فی: در.
  • همه بیسافرو لمصر: آنها به مصر سفر می‌کنند
  1. فاعل: همه
  2. پسوند: بیـ
  3. فعل: سافر
  4. پسوند دوم: ـو
  5. مفعول: مصر
  6. لمصر: به

تأثیر از زبان‌های دیگر[ویرایش]

  • * فارسی و ترکی (کلمات فارسی از راه زبان ترکی در لهجه مصری راه یافته‌اند): ترزی (خیاط) - درزی، بوسة - بوسیدن، طرشی - ترشی، بَخت (حظ، اقبال)، بَنْدَر، أستاذ -استاد، سرایا (قصر)- Sarayı، أجزاخانة (صیدلیة) - Eczane،

پیوند به بیرون[ویرایش]