عربی بحرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

عربی بحرانی یکی از گویش‌های عربی است که در سرزمین بحرین و عمان رواج دارد. در بحرین در درجه اول در میان روستانشینان شیعه و بخش‌هایی از منامه رواج دارد. گویش عربی بحرانی به طور قابل ملاحظه‌ای از زبان آرامی باستانی، سریانی و آکدی تاثیر پذیرفته‌است.

ویژگی زبانشناسی اجتماعی جالب توجه بحرین وجود سه گویش مجزای بحرانی، سنی و عربیِ عجمی در آن است. اهل سنت بحرین به گویشی صحبت می‌کنند که به گویش مورد استفاده در نقاط شهری قطر شبیه است و به عنوان موجه‌ترین گویش در بحرین شناخته می‌شود.

زبان فارسی در میان دیگر زبان‌ها بیشترین تاثیر را بر تمامی گویش‌های عربی بحرین دارد. حدس زده می‌شود که تفاوت میان بحرانی و دیگر گویش‌ها ریشه تاریخی داشته‌باشد. تفاوت اساسی میان گویش بحرانی و گویش‌های غیر بحرانی در ساختارهای دستوری و تلفظ خاص مشهود است. اما بیشتر واژگان میان گویش‌ها مشترک است یا به طور مجزی بحرانی است که از یک تاریخ نوین مشترک ناشی شده. همچنین بسیاری از واژگان بحرانی از انگلیسی و هندی به عاریه گرفته شده.

کلمات بحرانی در مشترک با زبان های سامی باستان[ویرایش]

  • أكار به معنی کشاورز از آکدی (اكارو ikaru)
  • خن به معنی کشتی کابین از آکدی (خن)
  • طاسة به معنی یکمی بیلی از آکدی (طاسو)
  • گفّة به معنی سبد از آکدی (گفّو)
  • بري به معنی برج از آکدی (بري)
  • سلوم الشمس به معنی غروب خورشید از آکدی (شُلُم شَمشِ šulum šamši)
  • اسليمة به معنی فرشته مرگ از آکدی (اسليمة)
  • “النچاس” (النگـاس) به معنی برش سنگ از آکدی (نَكسُ naksu)
  • تمريخ به معنی ماساژ از آرامی (تمريخ)
  • طم به معنی دفن از آرامی (طم)
  • جت به معنی سه پره از آرامی (جت)
  • كناره به معنی درخت میوه از آرامی (كناره)

چند نمونه از واژگان دخیل[ویرایش]

  • bānka به معنی پنکه از فارسی
  • sōmān به معنی تجهیزات از هندی
  • lētar به معنی فندک از انگلیسی
  • wīl به معنی چرخ از انگلیسی
  • tēm به معنی زمان از انگلیسی
  • dowshag به معنی تشک از فارسی
  • نوخدة به معنی ناخدا از فارسی

ویژگی‌ها[ویرایش]

عربی بحرانی ویژگی‌های اصلی عربی خلیجی را به علاوه ویژگی‌های یکتای خود داراست. ویژگی‌های عمومی شامل تبدیل ق (q) در عربی استاندارد به گ (g) است (برای نمونه قمر به معنی ماه گمر تلفظ می‌شود). ک (k) در برخی موارد به چ (ch) تلفظ می‌شود (برای نمونه کلب به معنی سگ چلب تلفظ می‌شود). ج (j) در برخی روستاها به ی (y) تبدیل می‌شود (برای نمونه جیهه به معنای طالبی ییهه تلفظ می‌شود).

منابع[ویرایش]

  • مقاله Bahrani Arabic در ویکی‌پدیای انگلیسی، در تاریخ ۵ بمن ۱۳۹۳ ساعت ۴ دقیقه بامداد
  • مقاله ar:لهجة بحرانية در ویکی‌پدیای عربی.