دولت ملی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

دولتِ ملی یا ملت-دولت (به انگلیسی: Nation-State) (یا با نام عمومی‌تر آن، «کشور») نوع خاصی از دولت ویژهٔ جهان مدرن است که در آن یک دستگاه سیاسی در قلمروی ارضی معینی دارای حق حاکمیت است و می‌تواند این حق را با قدرت نظامی پشتیبانی کند. در این نوع دولت، جمعیت کشور شهروند محسوب می‌شوند.[۱]

ملت-دولت یا ملت-کشور شکل خاصی از دولت‌سازی است که مشروعیت خود را از اعمال حاکمیت به نام یک ملت در واحد سرزمینی دارای حاکمیت کسب می‌کند. وبر ملت-کشور مدرن را «ساختار سیاسی دارای حق انحصاری اعمال اقتدار مشروع در سرزمینی مشخص» تعریف کرده است. ملت-کشور پدیده‌ای مدرن است که عقلانی شدن ساختارهای گوناگون اداری، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، آن را از ساختارهای سیاسی پیشین مانند امپراطوری‌ها و حکومت‌های قبیله‌ای متمایز می‌کند.[۲]

تاریخچه شکل‌گیری[ویرایش]

با افول قدرت کلیسا در اروپای غربی، دولت ملت های اولیه شکل گرفتند

عناصر دولت‌های ملی[ویرایش]

یک دولت ملی از عناصر خاصی تشکیل شده است.

  1. سرزمین یا گستره جغرافیایی با مرزهایی مشخص. در طول تاریخ سرزمین مهم‌ترین عنصر دولت ملی بوده است و دولت‌ها مایل بوده‌اند تا آنجا که ممکن است بر گستره آن بیفزایند.
  2. جمعیت که تا پیش از عصر جدید در قالب ملت تعریف نشده بود و افراد مقیم در مرزهای یک کشور رعایای سلطان محسوب می‌شدند و خود تبلور حاکمیت و حکومت بود.
  3. حاکمیت مفهومی قانونی‌ست به معنای سیطره دولت در سراسر سرزمین، مشروع بودن و انحصار استفاده از زور و خشونت فیزیکی برای اعمال قوانین. حاکمیت در سیستم بین‌المللی نتیجه پیمان وستفالی در اروپا بود که بعدها از طریق استعمار و تأثیر اجتماعی و فرهنگی اروپا به سراسر جهان صادر شد.
  4. حکومت گروهی از افراد که در چهارچوب دیوان‌سالاری دولت را اداره می‌کنند.[۳]

تحول دولت‌های ملی[ویرایش]

از نظر گیدنز، همهٔ دولت‌های کنونی، ملت-دولت محسوب می‌شوند. وی معتقد است در دولت‌های سنتی مفهوم حاکمیت به‌مراتب ضعیف‌تر از ملت-دولتها بود. همچنین در دولت‌های سنتی مفهوم شهروندی با حقوق و وظایف مشترک شکل نمی‌گرفت. وی شکل‌گیری ملت-دولت‌ها را با ظهور ناسیونالیسم در ارتباط می‌داند.[۴]

یکپارچگی سیاسی، استقلال از قدرت‌های خارجی، حاکمیت سرزمینی، برد سرزمینی بوروکراسی، مشارکت شهروندان در ادارهٔ کشور، و توسعهٔ اقتصادی و آموزشی عواملی هستند که برای سنجش میزان توسعهٔ سیاسی کشور مورد استفاده قرار می‌گیرند. در واقع، مفهوم ملت-دولت یا ملت-کشور مفهومی است که به عنوان یک نمونهٔ آرمانی به حل این گونه بحران‌ها در فرایند پیدایش ملت-کشور اشاره دارد. از این رو می‌توان استدلال کرد که فرایند یاد شده در بسیاری از کشورهای جهان – حتی کشورهای پیشرفتهٔ اقتصادی – در مسیر تحول و دگرگونی قرار داشته است. ملت-کشور شکل خاصی از دولت‌سازی است که مشروعیت خود را از اعمال حاکمیت به نام یک ملت در واحد سرزمینی دارای حاکمیت کسب می‌کند. وبر ملت-کشور مدرن را «ساختار سیاسی دارای حق انحصاری اعمال اقتدار مشروع در سرزمینی مشخص» تعریف کرده است. ملت-کشور پدیده‌ای مدرن است که عقلانی شدن ساختارهای گوناگون اداری، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، آن را از ساختارهای سیاسی پیشین مانند امپراطوری‌ها و حکومت‌های قبیله‌ای متمایز می‌کند.[۵]

پانویس[ویرایش]

  1. گیدنز: ۱۳۸۴، ص ۳۴۱
  2. دلیرپور: ۱۳۸۹، ص ۵
  3. نقیب‌زاده، ۱۳۸۸
  4. گیدنز: ۱۳۸۴، صص ۳۴۰–۱
  5. دلیرپور، ۱۳۸۹، ص ۵

منابع[ویرایش]

  • گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمهٔ منوچهر صبوری، نشر نی، ۱۳۸۴: تهران.
  • دلیرپور، پرویز، نوسازی و دگرگونی سیاسی، نشر پیام نور، ۱۳۸۹: تهران.
  • نقیب‌زاده، احمد، تاریخ دیپلماسی و روابط بین‌الملل، نشر قومس، ۱۳۸۸: تهران.
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Nation_state»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد.