قدرت (روابط بین‌الملل)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

قدرت در روابط بین‌الملل به روش های مختلفی تعریف می شود. دانشمندان علوم سیاسی, مورخان, و دست اندرکاران روابط بین‌الملل (دیپلمات ها) برداشت های زیر را از قدرت سیاسی دارند:

  • قدرت به عنوان هدف دولت ها یا رهبران;
  • قدرت به عنوان سنجش نفوذ یا کنترل بر نتایج، وقایع، کنشگران و موضوعات (برونش ها);
  • قدرت به عنوان منعکس کنندهء 'پیروزی در جنگ(کشمکش) و دستیابی به ' امنیت.
  • قدرت به عنوان کنترل بر منابع و قابلیت ها.
  • قدرت به عنوان وضعیت قانونی یا شان ، که برخی از ایالت ها یا کنشگران دارند و برخی دیگر ندارند.

گفتمان مدرن به طور کلی بر مبنای قدرت دولت ها شامل هر دو قدرت اقتصادی و نظامی صحبت می کند.آن دولت هایی که دارای مقادیر قابل توجهی از قدرت در سیستم بین‌المللی هستند دسته بندی می شوند ،به عنوان قدرت متوسط ها، قدرت های منطقه ای ها، قدرت های بزرگ ها، ابرقدرتها، یا امپراتوری ها / سلطه گران، اگر چه هیچ استاندارد مورد قبول برای آنچه که یک دولت قدرتمند را تعریف می کند وجود ندارد.گروه ۲۰ به عنوان نشستی از دولت هاست که تلاش در تغییر درجات نفوذ در سیستم بین‌المللی را دارد، دیده می شود.

اشخاص و موسسات و نهاد ها غیر از کشور ها هم می توانند در روابط بین‌المللی صاحب قدرت و تاثیر گذار شوند.که می توانند شامل اتحادیه های چندملیتی مانند اتحادی اروپا سازمان های بین‌المللی، سازمان های نظامی متحد مانند ناتو، شرکت های چند ملیتی مانند وال-مارت،[۱]سازمان های غیر دولتی، کلیسای کاتولیک، القاعده، یا دیگر نهادها مانند بازرگانان لیگ برتر باشد.

قدرت به عنوان هدف[ویرایش]

قدرت به عنوان سنجش[ویرایش]

قدرت به عنوان وضعیت قانونی[ویرایش]

کارکردهای قدرت[ویرایش]

با اینکه امروزه استفاده از قدرت در صحنه بین‌الملل دارای اشکال گوناگونی است اما ترجمان قدرت را باید در کارکردهای زور جست و جو کرد که عبارتند از:

  • دفاعی: با هدف دفع حملات و کاهش خسارت‌های ناشی از حمله که می‌تواند روشی صلح آمیز یا فیزیکی داشته باشد، مقصد آن اول نظامی و سپس صنعتی است و ویژگی ضربه نخست برای مقاصد دفاعی را دارد.
  • بازدارندگی: هدف آن جلوگیری از آغاز یک حمله توسط دشمن است که روشی صلح آمیز دارد و مفصل ج مقصد آن در درجه نخست غیرنظامی و سپس نظامی یا صنعتی است. ویژگی آن تهدید به تلافی و آمادگی وارد کردن ضربه دوم است.
  • اجبارکنندگی: هدف این کارکرد مجبور کردن دشمن به توقف انجام برخی اقدامات است که می‌تواند روشی صلح آمیز یا فیزیکی داشته باشد. مقاصد آن می‌تواند بدون طبقه‌بندی نظامی، غیرنظامی یا صنعتی باشد. دستیابی به این کارکرد مشکل است اما نشان دادن آن به دشمن آسان.
  • پرستیژ: هدف آن تقویت پرستیژ و روش آن صلح آمیز است. مقصد خاصی ندارد اما ممکن است تهدید کننده باشد.[۲]

قدرت سخت و قدرت نرم[ویرایش]

رده بندی قدرت ها[ویرایش]

نقشه نشان دهندهء دسته بندی قدرت در روابط بین‌المللی است.                        [۳]

منابع[ویرایش]

  1. Useem, Jerry (2003-03-03). "One Nation Under Wal-Mart: How Retailing's Superpower—and our Biggest, Most Admired Company—Is Changing the Rules for Corporate America". CNN. Retrieved 2010-05-22. 
  2. قاسمی، فرهاد. اصول روابط بین‌الملل، تهران ۱۳۹۱، نشر میزان: ص ۶۷
  3. Chapnick, Adam (Winter 1999). "The Middle Power". Canadian Foreign Policy 7 (2): 73–82. ISSN 1192-6422. doi:10.1080/11926422.1999.9673212. Archived from the original on 2011-06-09.