ملکه تامار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ملکه تامار
Queen Tamara of Georgia.jpg
ملکه گرجستان
سلطنت از ۲۷ مارس ۱۱۸۴ تا ۱۸ ژانویه ۱۲۱۳
تاج‌گذاری ۱۱۸۴ به عنوان ملکه
۱۱۷۸ به عنوان پادشاه
صومعه گلاتی
پیشین گیورگی سوم
جانشین گیورگی چهارم
همسر یوری بوگولیوبسکی (۱۱۸۵–۱۱۸۷)
داود سوسلان (۱۱۹۱–۱۲۰۷)
فرزند(ها) گیورگی چهارم
روسودان
خاندان سلطنتی باگراتیونی‌ها
پدر گیورگی سوم
مادر بوردخت
زادروز ۱۱۶۰ میلادی
مرگ ۱۸ ژانویه ۱۲۱۳
قلعه آگارانی
دین و مذهب ارتدکس گرجی
Queen Tamar monogram.png Queen Tamar SG black.svg
خلرتوای تامار
امضاء

تامار (به گرجی: თამარი) (۱۱۶۰ تا ۱۸ ژانویه ۱۲۱۳) به عنوان ملکه‌ای از سلسله باگراتیونی‌ها از سال ۱۱۸۴ تا ۱۲۱۳ میلادی بر پادشاهی متحد گرجستان حکومت کرد. دوران سلطنت او دورهٔ اوج اعتلای فرهنگ و تمدن گرجی و عصر طلایی تاریخ گرجستان به‌شمار می‌آید. جایگاه او به عنوان بالاترین مقام زن در حکومت گرجستان و حق حاکمیت او با لقب «پادشاه» در منابع تاریخی قرون وسطی تأیید شده‌است.

تامار فرزند گیورگی سوم، پادشاه گرجستان بود که در سال ۱۱۷۸ از سوی پدرش به عنوان حاکم گرجستان در کنار حکومت پدر (در قالب ساختار حکومتی دوپادشاهانه) اعلام شد. اما پس از مرگ گیورگی و به قدرت رسیدن مطلق تامار، او با مخالفت‌هایی از سوی طبقهٔ اشراف گرجستان مواجه شد. تامار در برطرف کردن این مخالفت‌ها موفق بود و پس از آن در روابط خارجی خود نیز سیاست‌هایی را دنبال کرد که موجب کاستن از خصومت ترکان سلجوقی شد. تامار توانست با تکیه بر موفقیت‌های پیشینیان خود در اتحاد قفقاز و ساختن ارتشی قدرتمند، اقداماتی را در جهت آبادانی بیشتر گرجستان رقم بزند. پس از مرگ تامار و وقوع حملات مغول‌ها به گرجستان، همهٔ آن آبادانی‌ها به ویرانی تبدیل شد.

تامار دو بار ازدواج کرد، در سال ۱۱۸۵ با یوری بوگولیوبسکی شاهزاده‌ای از روس کیف ازدواج کرد که دو سال بعد از او جدا شد. چهار سال بعد از این جدایی یعنی در سال ۱۱۹۱ با داود سوسلان شاهزاده‌ای از آلانیا ازدواج کرد. حاصل این ازدواج گیورگی چهارم و روسودان دو پادشاه متوالی گرجستان پس از تامار بودند.

شرکت تامار و وابستگی او با دورهٔ موفقیت‌های سیاسی، پیروزی‌های نظامی و برتری‌های فرهنگی، ترکیب شده با نقش او به عنوان یک زن، منجر به ایده‌آل‌سازی او در هنرهای گرجی و حافظهٔ تاریخی گرجستان شده‌است. او به عنوان یک سمبل مهم در فرهنگ عامیانهٔ گرجی باقی‌مانده و همچنین توسط کلیسای ارتدکس گرجی نیز با عنوان «تامار پادشاه صالح منزه» در شمار قدیسان آمده‌است.

گفته می‌شود که «خورشید خانم» از تصویر ملکه تامار اقتباس شده‌است.[۱][۲]

پادشاهی[ویرایش]

قلمرو گرجستان در زمان حکومت ملکه تامار

ملکه تامار از نسل داویت چهارم و فرزند گیورگی سوم بود. گیورگی سوم او را در زمان حیات خود به پادشاهی رساند. به تخت سلطنت نشاندن یک زن، شکستن سنت چندین قرن بود اما این (نشستن زن بر تخت پادشاهی) آن را نیز ثابت می‌کرد که عصر بشر دوستی و پیشرفت فرارسیده بود وقتی زن مورد احترام مخصوص قرار گرفته بود. به قول شوتا روستاولی شاعر هم عصر ملکه تامار: «فرزند شیر، شیر است، خواه مذکر و خواه مؤنث باشد».

در اولین سال‌های پادشاهی تامار مبارزهٔ طبقاتی بسیار شدید شده‌بود. اشراف فئودال خیلی سعی کردند امتیازات سیاسی از دست رفته را برگردانند و تامار هم مجبور شده‌بود بعضی از امتیازها را به آن‌ها واگذار کند اما ملکه دانا به زودی موقعیت خود را تحکیم کرد و هم در مسایل سیاسی داخلی و هم در سیاست خارجی پیروزی‌های درخشانی را کسب کرد. در دوره تامار، موفقیت‌هایی را که گرجستان در زمان داویت چهارم بدست آورده بود ادامه یافت. دوره داویت چهارم و دوره تامار در تاریخ گرجستان عصر طلایی نامیده می‌شود.

در دوران پادشاهی تامار، چندین بار لشکر پادشاهی متحد گرجستان با سپاهیان ائتلاف ترک‌ها که نمی‌توانست قوی شدن گرجستان را بپذیرد در گیر شدند. از این لحاظ جنگ‌های شامکور (سال ۱۱۹۵) و در باسیانی (سال ۱۲۰۴۹) قابل ذکر است که با پیروزی پادشاهی متحد گرجستان پایان یافت.

با این پیروزی‌ها قلمرو پادشاهی متحد گرجستان گسترده شده از نیکوپسیا تا دربند امنیت کامل مرز جنوب را تأمین کرد. سپس ملکه تامار توجه خود را به ساخود را به سواحل دریای سیاه معطوف کرد: لازیکا سینوپ و ترابوزان را تصرف کرد. از این کشورها شاه‌نشین ترابوزان را به وجود آورد که در رأس آن خویشاوند باگراتیونی‌ها الکس یکم ترابوزان را قرار داد. در دربار امپراتوری ترابوزان دو خط مشی سیاسی و گرایش فرهنگی گرجی و بیزانس به‌طور مشخص وجود داشت.

گرجستان دورهٔ تامار همراه با موفقیت سیاسی راه اعتلای اقتصادی را ادامه می‌داد: کشاورزی، تجارت، صنایع دستی، نقاشی، جواهرسازی (بکا وبشکن اوپی زاریها) معماری (واردزیا، ایکورتا، صومعه لورجی، بتانیا و کواتاخوی) بیشتر و بیشتر توسعه می‌یافت. ملکه تامار به مراکز فرهنگی آموزشی داخلی توجه زیاد می‌کرد و برای آن‌ها وقف می‌فرستاد. ادبیات غیر مذهبی و فلسفه به بزرگ‌ترین موفقیت خود رسید. در جهان‌بینی این دوره بشردوستی مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کرد (نمود آشکار آن حماسهٔ پلنگینه پوش است) که به دانشمندان امکان داد در ادبیات و فرهنگ نشان‌های رنسانس را ببیند، طوری‌که می‌توان گفت رنسانس گرجی از رنسانس اروپایی تقریباً یک قرن و نیم پیشی گرفت.

تصویر ملکه تامار بر روی اسکناس ۵۰ لاری گرجستان

ملکه تامار با شایستگی‌های زیاد آراسته شده بود. زنی با ظاهری عالی، با حسن اخلاق، حکمت، درایت تقدس، و خیرات متمایز بود. تامار به کلیسای ارتدکس خدمت بزرگی کرد که او را تامار مقدس شناخت و چهارمین جزء تثلیث (پدر، پسر، روح‌القدس) دانست و در تقویم کلیسا روز اول (۱۴) ماه مه را به عنوان یادبود او ثبت کرد. در اندیشه مردم گرجی تامار شخصیت مافوق بشری است که یادش را با احترام فراوان و محبت یاد می‌کنند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]