جنگ بیولوژیک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نماد بین‌المللی خطر عوامل بیولوژیکی

جنگ بیولوژیکی، عبارت است از استفاده از عوامل بیولوژیکی، اعم از باکتری‌ها، ویروس‌ها، گیاهان، حیوانات، و فراورده‌های آن‌ها به منظور اهداف خصمانه، و قتل‌عام (کشتار جمعی).


تاریخچه جنگ افزارهای بیولوژیک[ویرایش]

در سال ۱۳۴۶ میلادی طاعون، سپاهیان تاتار را در حین حمله به کافا در کریمه در هم شکست. حمله کنندگان نعش کشته‌ها را در پای دیوارهای شهر رها کردند. در نتیجه این کار و با رفت و آمد مدافعین شهر اپیدمی طاعون به تمام منطقه گسترش یافت. احتمال می‌رود برخی از افرادی که به علت طاعون کافا را ترک کردند باعث همه گیری وسیع طاعون در اروپا شدند که بعدا به مرگ سیاه شهرت یافت.

در طی جنگ جهانی اول، عوامل آلمانی اسبها و گاوها را قبل از حمل آنها به آمریکا و فرانسه به بیماری آلوده می‌کردند.

در سال ۱۹۳۷ ژاپن برنامه منظمی برای تولید جنگ افزارهای بیولوژیک شروع کرد که مرکز آن در ۴۰ مایلی جنوب هاربین در منچوری قرار داشت و به مرکز آزمایشی ۷۳۱ معروف بود. تحقیقات این مرکز تا سال ۱۹۴۵ ادامه یافت که در آن سال این مرکز در یک آتش سوزی به علت جنگ از بین رفت. تحقیقاتی که زاپنیها انجام می‌دادند بر روی سیاه زخم و طاعون بود. در سال ۱۹۴۵ ژاپنیها مقدار ۴۰۰ کیلوگرم از میکرب سیاه زخم ذخیره کرده بودند که در بمبهایی با طراحی ویژه استفاده می‌شد.

آمریکا در سال ۱۹۴۳ برنامه تحقیقاتی خود را برای استفاده از عوامل بیولوژیک آغاز کرد. این برنامه به طور رسمی تا سال ۱۹۶۹ ادامه یافت. در آن سال نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا به این برنامه پایان داد و مواد تهیه شده در ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ با حضور نمایندگان وزارتهای مربوط (دفاع و کشاورزی) از بین رفت. این مواد شامل Bacillus anthracis (عامل سیاه زخم)، سم بوتولیسم، Francisella tularensis (عامل تولارمی)، Coxiella burnetii (عامل تب Q)، ویروس انسفالیت ونزوئلایی، Brucella suis (عامل بروسلوز) و انتروتوکسین B استافیلو کوکی بود. به طور همزمان با پایان این برنامه ارتش آمریکا برنامه دفاع میکربی در جنگ را از سال ۱۹۵۳ شروع کرد که تا الان نیز ادامه دارد.

در سال ۱۹۷۲ کشورهای جهان کنوانسیونی مبنی بر عدم تولید، فرآوری و گسترش سلاحهای بیولوژیکی امضا کردند؛ اگر چه بعضی از کشورهای امضا کننده تحقیقات در این زمینه را ادامه دادند. موارد متعددی از استفاده سلاحهای بیولوزیک در سالهای اخیر گزارش شده است. یکی از موارد آن " باران زرد " در آسیای جنوب شرقی بود که به علت آزاد شدن تصادفی عامل سیاه زخم از سوردولوسک روسیه بود. مورد بعدی استفاده از عامل ریسین به عنوان وسیله کشنده در لندن در سال ۱۹۸۷ بود.

در ۲ آگوست ۱۹۹۱ گزارش شد که عراق تحقیقاتی در مورد Bacillus anthracis (عامل سیاه زخم)، سم بوتولیسم و Clostridium perfringeus (کلستریدیوم پرفریجنس)انجام می‌دهد. بسیاری از این تاسیسات در طی جنگ اول خلیج فارس از بین رفت. در سال ۱۹۹۵ مشخص شد که عراق تحقیقات بر روی سیاه زخم، سم بوتولیسم، کلستریدیوم پرفریژنس، آفلا توکسین‌ها و ریسین را ادامه داده است و توانسته است از آنها در راکتها، بمبهای هوایی و تانکهای اسپری کننده استفاده کند. در نهایت عراق صد بمب ۴۰۰ کیلویی را با سموم بوتولیسم، ۵۰ بمب را با آنتراکس و ۱۶ بمب را با آفلاتوکسین پر کرده بود. علاوه بر آن ۱۳ موشک الحسین (اسکاد) با سم بوتولیسم، ۱۰ موشک با آنتراکس و ۲ موشک نیز با آفلا توکسین آماده کرده بود. در کل عراق ۱۹۰۰۰ لیتر از سم تغلیظ شده بوتولیسم، ۸۵۰۰ لیتر از آنتراکس تغلیظ شده و ۲۲۰۰ لیتر از آفلا توکسین دارا بود.

برخورد با تهدیدات بیولوژیک[ویرایش]

بسیاری از عوامل باکتریال، قارچی، ویروسها، عوامل ریکتزیایی و سموم وجود دارند که در مقالات متعددی به عنوان عوامل بیولوژیک بالقوه برای جنگ عنوان شده‌اند. مواردی که زیاد نام برده شده‌اند شامل Bacillus anthracis (عامل سیاه زخم)، سم بوتولیسم، Yersinia pestitis (عامل طاعونریسین، انترو توکسین B استافیلو کوکی و ویروس انسفالیت ونزوئلایی می‌شوند. با این که این عوامل مشخصات کاملا متفاوتی با هم دارند ولی در تمام عواملی که به عنوان سلاح به کار می‌روند خاصیتهای عمومی و مشابهی وجود دارد.

یکی از مهمترین مشخصه‌های عمومی برای این عوامل، توانایی آنها برای تبدیل به ذرات آئروسل با ذراتی در اندازه یک تا پنج میکرومتر (میکرون) است تا بتوانند ساعتها در هوای معمولی شناور باقی بمانند و در صورت تنفس بتوانند به آلوئولهای انتهایی در ریه شخص قربانی برسند و جذب شوند. ذرات بزرگتر از ۵ میکرون در راههای هوایی فوقانی شخص فیلتر می‌شوند. این آئروسلها را می‌توان به دو صورت وارد محیط کرد:

  1. توسط پخش خطی توسط وسایلی مثل هواپیما که از روی هدف می‌گذرند
  2. توسط پخش نقطه‌ای مثل اسپری کننده‌ها یا موشکهای حامل این عوامل با انفجار بر روی هدف یا بمبهای حاوی این مواد با پرتاب به منطقه مورد نظر و انفجار در آنجا.

وضعیت آب و هوای منطقه هدف در کاربرد عوامل بیولوژیک به صورت آئروسل خیلی مهم است زیرا در صورت وجود باد با سرعت بالا ابر آئروسل ایجاد شده به راحتی از بین می‌رود. همچنین جهت وزش باد نیز هنگام عملیات مهم است. پدیده معکوس شدن لایه‌های هوا (اینورژن) یا باد با سرعت ۹ تا ۱۸ کیلومتر در ساعت، حالتهایی هستند که معمولا در ساعات شب یا صبح زود وجود دارند و حالت ایده آلی برای استفاده از آئروسلها فرض می‌شوند.

راههای دیگر مواجهه با عوامل بیولوژیک شامل راه دهانی (آلودگی غذا و آب) و راه پوستی است. در کل این دو راه نسبت به راه تنفسی اهمیت کمتری دارند.

بیماریهای ایجاد شده توسط کاربرد جنگی عوامل بیولوژیک بر علیه نیروهای نظامی می‌تواند باعث مرگ یا ناتوانی آنها گردد. از نظر نظامی از کار انداختن درصد زیادی از نیروهای رزمی می‌تواند نتیجه‌ای شاخص و عملی از کاربرد این عوامل باشد.

مثالی از عوامل بیولوژیک کشنده می‌تواند شامل باسیلوس آنتراسیس (عامل سیاه زخم)، سم بوتولیسم و فرانسیلا تولارنسیس باشد در صورتی که عوامل ناتوان کننده نظیر انتروتوکسین B استافیلو کوکی و کوکسیلا بورنتی هستند.

در بعضی عوامل مثل یرسینیا پستیس و کوکسیلا برونتی تیپ بیماری ریوی ایجاد شده شبیه بیماریهای اندمیکی است که همین عوامل در طبیعت ایجاد می‌کنند. ابتلا از طریق دهانی نیز تصویر کلینیکی مشابه همین مورد لیجاد می‌کند.

در بعضی از عوامل بیماریزا انتشار شخص به شخص نیز مهم است. این بیماریها شامل آبله و طاعون ریوی می‌شود و در صورتی که واسطه انتقال باکتری یا ویروس در محیط حضور داشته باشد (پشه یا مگس) چرخه انتقال آن شروع خواهد شد.

برخورد بالقوه با سلاحهای بیولوژیک به خوبی توسط جزوه سازمان بهداشت جهانی، چاپ شده در سال ۱۹۷۰، توضیح داده شده است. حدس زده می‌شود که اگر ۵۰ کیلوگرم از اسپورهای باسیلوس آنتراسیس در یک انتشار خطی به طول ۲ کیلومتر بر روی یک مرکز جمعیتی ۵۰۰۰۰۰ نفره حفاظت نشده، پخش شود؛ در شرایط ایده آل هواشناسی می‌تواند در منطقه‌ای بزرگتر از وسعت ۲۰ کیلومتر مربع منتشر شود و ۱۲۵۰۰۰ نفر را در معرض ابر بیولوژیک قرار دهد. اگر عامل استفاده شده فرانسیلا تولارنسیس باشد، تعداد افراد مرده یا ناتوان شده بیش از ۱۲۵۰۰۰ نفر خواهد بود.

بنابراین اگر از سلاحهای بیولوژیک در شرایط درست آب و هوایی استفاده شود، واقعا می‌تواند به عنوان یک سلاح کشتار جمعی به کار رود. به علاوه به خاطر اثرات گسترده روی جمعیت هدف، عوامل بیولوژیک می‌توانند باعث فشار مشخص و شدیدی بر روی سیستم مراقبت پزشکی شود. تعداد خیلی زیاد بیماران و نیاز به مراقبت ویژه می‌تواند باعث اتلاف شدید منابع پزشکی گردد. داروها و واکسنهای مورد نیاز معمولا در داروخانه‌های معمولی وجود ندارند. افراد کادر پزشکی و پرسنل آزمایشگاهی ممکن است به مراقبتهای اضافی نیاز داشته باشند. نمونه برداری از اجساد و جمع آوری باقی مانده‌ها می‌تواند باعث بروز خطرات غیر معمول گردد.

پاسخ پزشکی به تهدید یا استفاده از سلاحهای بیولوژیک می‌تواند با توجه به سابقه پزشکی افراد، قبل از مواجهه با عوامل، تعیین شود. اگر قبل از برخورد با عوامل آلوده کننده، ایمن سازی فعال یا پیشگیری با آنتی بیوتیک صورت گرفته باشد ممکن است باعث جلوگیری از بروز بیماری شود.

برای مقابله با عوامل بیولوژیک ایمن سازی فعال خیلی موثر تر است و احتمالا برای حفاظت نیروهای نظامی در مقابل عوامل بیولوژیک طیف گسترده‌ای از واکسیناسیون انجام گردد. حتی بعد از مواجهه و قبل از بروز علایم نیز استفاده از ایمن سازی فعال یا ایمن سازی پاسیو با داروهای آنتی بیوتیک یا آنتی ویرال، می‌تواند به عنوان پیش درمانی منجر به کاهش علایم بیماری گردد. بعد از شروع بیماری فقط تشخیص و درمان عمومی یا اختصاصی برای آن عامل خاص می‌تواند موثر واقع شود.

واکسن‌های عالی و آنتی توکسین‌های خوبی در مقابل بسیاری از عوامل سلاحهای بیولوژیک وجود دارد و برای موارد باقی مانده هم تحقیقات وسیعی برای ساخت انجام می‌شود.

عوامل باکتریایی[ویرایش]

باکتری‌ها ارگانیسمهایی تک سلولی هستند که اندازه آنها در مقایسه با هم کاملا اندازه متغیری دارند؛ از گونه کوکسی‌های کروی به قطر ۰٫۵ تا ۱ میکرون تا گونه باسیل‌های استوانه‌ای از ۱ تا ۵ میکرون. زنجیره باسیل‌ها ممکن است گاهی تا ۵۰ میکرون هم طول داشته باشد. شکل سلولی باکتری به وسیله دیواره سلولی سخت آن مشخص می‌شود. در داخل سلول مواد هسته ای (DNA)، سیتو پلاسم، و غشا وجود دارد که اجزای پایه‌ای برای حیات باکتری هستند. بسیاری از باکتریها دارای زنجیره‌های گلیکو پروتئینی بر روی سطح خارجی خود هستند که نقش اساسی در بیماریزائی باکتری بازی می‌کنند و همچنین به منظور متصل شدن به سطح سلولهای میزبان هم به کار می‌روند.

برخی از باکتریها می‌توانند در شرایط خاص به اسپور تبدیل شوند. اسپورها ی باکتری‌ها در مقابل سرما، گرما، خشکی، مواد شیمیایی و اشعه خیلی مقاوم تر از خود باکتریها هستند. در واقع می‌توان گفت که اسپورها حالت نهفته باکتری هستند و در مثل دانه گیاهان با به وجود آمدن شرایط مناسب دوباره به باکتری تبدیل می‌شوند و در اصطلاح جوانه می‌زنند.

باکتری‌ها می‌توانند باعث بروز بیماری در انسانها و حیوانات شوند. این کار از دو طریق صورت می‌گیرد:

  • نوع اول از طریق حمله و از بین بردن بافتها است.
  • نوع دوم از طریق تولید سم (توکسین).

در بسیاری از موارد باکتریهای بیماری زا از هر دو روش بهره می‌برند.

بیماریهایی که ایجاد می‌شوند معمولا به آنتی بیوتیک مناسب جواب می‌دهند. در این مبحث در مورد باکتری‌هایی که می‌توانند به عنوان سلاح بیولوژیک به کار بروند، صحبت می‌کنیم که عبارتند از:

Anthrax ( سیاه زخم )[ویرایش]

زمان نهفتگی : 1 -6 روز.

علایم و نشانه ها : تب، گیجی ، خستگی ، سرفه و ناراحتی خفیف در سینه که بعدا دیسترس شدید تنفسی و ناتوانی در تنفس ، دیافورزیس ، استریدور واضح و سیانوز عمومی بدن روی می دهد. شوک و سپس مرگ در طی 24 تا 36 ساعت بعد از شروع علایم حاد رخ می دهد.

تشخیص : یافته های بالینی اختصاصی نیستند. ممکن است در عکس سینه عریض شدگی مدیاستینوم دیده شود . در مراحل نهایی با رنگ آمیزی گرم در خون و کشت خون قابل تشخیص است.

درمان : اگر چه موثر بودن درمان بعد از شروع علایم محدود می شود ولی درمان با دوز بالای پنی سیلین ، سیپروفلوکساسین یا داکسی سایکلین باید انجام شود. درمان حمایتی مثل تنفس مصنوعی نیز ممکن است ضروری باشد.

پیشگیری : واکسن تائید شده توسط FDA موجود است . مقدار واکسن 0.5 سی سی به صورت زیر جلدی در زمانهای صفر ، دو و چهار هفته و سپس ماههای 6 و 12 و 18 است و دوز یادآور به صورت سالانه تزریق می گردد. سیپرو فلوکساسین یا داکسی سایکلین در موارد احتمال مواجهه نیز می توانند به کار برده شوند.

جدا سازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . بعد از نمونه برداری از جسد یا سایر اعمال بر روی بیماران وسایل و محیط باید به وسیله یک عامل ضد اسپور ( مثل کلرین ) ضدعفونی گردد.

Brucellosis ( تب مالت )[ویرایش]

زمان نهفتگی : 5 تا 60 روز . به طور متوسط 1 ماه.

علایم و نشانه ها : تب غیر منظم ، سردرد ، ضعف و خستگی شدید ، لرز ، تعریق ، دردمفصلی و دردعضلانی به طور شایع وجود دارد. همچنین ممکن است افسردگی و تغییرخلق وخو نیز رخ دهد . یافته های استخوانی و مفصلی مثل استئومیلیت ستون مهره می تواند دیده شود . مرگ در این بیماری غیر معمول است .

تشخیص : فرم حاد و تحت حاد به صورت بالینی قابل تفکیک نیستند . کشت خون در دوره حاد نیاز به یک دوره انکوباسیون طولانی دارد. کشت مغزاستخوان نتیجه تشخیصی خوبی می دهد. تست تشخیصی آگلوتیناسیون سرم نیز به کار می رود. تست الایزا بدنبال انجام وسترن بلات نیز کاربرد دارد.

درمان : داکسی سایکلین همراه با ریفامپین حداقل برای 6 هفته . افلوکساسین همراه با ریفامپین نیز موثر است . در مواردی که کمپلیکاسیون هایی مانند اندوکاردیت یا مننگوانسفالیت به وجود آمده اند ، درمان با ریفامپین با اضافه کردن یک تترا سایکلین و یک آمینوگلیکوزید توصیه می شود.

پیشگیری : واکسن مشخصی برای انسان وجود ندارد . در موارد طبیعی ( ابتلای عادی ) اجتناب از شیر و پنیر غیر پاستوریزه موثر است.

جدا سازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . انتقال از طریق تماس جنسی و پیوند بافتی نیز در مواردی گزارش شده اند. گندزدایی ( ضد عفونی ) محیط می تواند با محلول هیپوکلریت 0.5 % انجام شود.

Cholra (وبا )[ویرایش]

زمان نهفتگی : 4 ساعت تا 5 روز به طور متوسط 3 روز

علایم و نشانه ها : بدون علامت تا خیلی شدید . با شروع ناگهانی استفراغ ، سردرد ، کرامپهای روده ای ، با تب خفیف یا بدون تب . درد در اوایل بیماری وجود دارد و به سرعت از بین می رود . شاخص ترین علامت آن اسهال حجیم است. از دست دادن مایعات بالغ بر 5 تا 10 لیتر در روز است . بدون درمان مناسب معمولا مرگ به علت دهیدراتاسیون شدید ، کاهش حجم خون و شوک روی می دهد.

تشخیص : معیار تشخیص بالینی است . اسهال آبکی دانه برنجی و دهیدراتاسیون شدید علامت شاخصی برای تشخیص است .در آزمایش میکروسکوپی نمونه مدفوع معمولا گلبول قرمز یا گلبول سفید به ندرت دیده می شود. اگر نمونه مدفوعی با میکروسکوپ دارک فیلد یا فاز کنتراست دیده شود ، ویبریو ها قابل دیده هستند.

درمان : جایگزینی مایع و الکترولیتها اساسی ترین گام درمانی در وبا است. تجویز آنتی بیوتیک ( تتراسایکلین ، سیپروفلوکساسین یا اریترومایسین ) ممکن است دوره اسهال را کاهش دهد ولی تاثیر مهم آنها کاهش ورود میکرب به محیط است.

پیشگیری : واکسن تهیه شده از فرم کشته شده باکتری موجود است ولی فقط در 50% موارد ایمنی ایجاد می کند و دوام آن هم در حدود 6 ماه است. واکسیناسیون در هفته های صفر و 4 صورت می گیرد و هر 6 ماه باید دوزیادآور تزریق گردد.

جدا سازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . تماسهای شخصی به ندرت باعث انتقال بیماری می شوند هر چند آلودگی مدفوعی و شستشوی دقیق دستها باید مد نظر قرار بگیرد. محلولهای ضد عفونی مثل هیپوکلریت می توانند گند زدایی را در حد مورد نیاز انجام دهند.

Glanders (مشمشه)[ویرایش]

زمان نهفتگی : بین 10 تا 14 روز بعد از تنفس عامل

علایم و نشانه ها : مواجهه از طریق تنفس باعث تب ، لرز ، تعریق ، دردعضلانی ، سردرد ، درد دیواره قفسه سینه ، آدنوپاتی گردنی ، اسپلنومگالی و ضایعات پوستی پاپولوپوسچولار در تمام نواحی می شود. در تمام موارد عدم درمان کشنده است.

تشخیص : رنگ آمیزی متیلین بلو انجام شده بر روی اگزودا ممکن است باسیل های کوچکی را نشان بدهد. گرافی سینه ضایعات میلیاری ، آبسه های کوچک و متعدد ریوی یا برونکوپنومونی را نشان می دهد. عامل بیماری را می توان از کشت ترشحات آلوده ، در محیط آبگوشت بدست آورد.

درمان : آنتی بیوتیک های کمی بر روی بیماران آزمایش شده اند . در بعضی موارد سولفادیازین ممکن است موثر باشد. سیپروفلوکساسین ، داکسی سایکلین و ریفامپین در شرایط آزمایشگاهی تاثیر داشته اند. برای درمان می توان ترکیب کوتریموکسازول و سفتازیدیم با یا بدون جنتامایسین را به کار برد.

پیشگیری : واکسن انسانی یا حیوانی وجود ندارد . بعد از مواجهه می توان با کاربرد کوتریموکسازول از آن پیشگیری کرد .

جدا سازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . انتقال فرد به فرد از طریق هوا بعید است اگر چه در بعضی موارد انتقال از طریق ترشحات آلوده گزارش شده است. گندزدایی محیط با به کار بردن هیپوکلریت 0.5% انجام می شود.

Plague (طاعون)[ویرایش]

زمان نهفتگی : در طاعون تنفسی 2 تا 3 روز در طاعون خیارکی 2 تا 10 روز

علایم و نشانه ها : در طاعون تنفسی : تب بالا ، لرز ، سردرد ، هموپتیزی ، توکسمی ، پیشرفت سریع به سمت نارسایی تنفسی ، استریدور و سیانوز. مرگ به خاطر وقفه تنفسی ، کلاپس عروقی و یک دیاتز خونریزی دهنده رخ می دهد. در طاعون خیارکی : تب بالا ، ضعف عضلانی ، لنف نودهای دردناک ( خیارک ) ممکن است با انتشار به دستگاه عصبی مرکزی ، ریه ها و سایر اعضای بدن به فرم سپتی سمیک تبدیل شوند.

تشخیص : با رنگ آمیزی گرم یا وایون از خلط ، مایع مغزی نخاعی یا مواد آسپیره شده از لنف نودها ، باسیل طاعون را می توان در محیط استاندارد کشت داد.

درمان : تجویز سریع آنتی بیوتیک ها خیلی موثر است . درمان حمایتی نیز مورد نیاز است. درمان انتخابی در این مورد استرپتومایسین است. جنتامایسین و داکسی سایکلین نیز کاربرد دارند . برای درمان فرم مننژیت این بیماری کلرامفنیکل تزریقی به کار می رود . باز کردن و تخلیه خیارک ها شدیدا برای تمام افراد در تماس خطرناک است.

پیشگیری : واکسن کشته شده برای این بیماری وجود دارد . بعد از تزریق دوز اول 1 تا 3 ماه بعد دوز دوم و 5 تا 6 ماه بعد دوز سوم تزریق می گردد. سه دوز یادآور 6 ماهه بعد از آن تزریق می گردد و دوزهای یادآور بعدی هر یک یا دو سال باید تزریق گردند. متاسفانه ایمنی این واکسن فقط در مقابل فرم خیارکی است و در مقابل فرم تنفسی هیچ نقشی ندارد.

جدا سازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . مواظبت از ترشحات و قطرکهای پراکنده شده در افراد در معرض نوع تنفسی . گرما ، گندزدایی با هیپوکلریت 2% تا 5% و قرار گرفتن اشیائ آلوده در معرض آفتاب خطر باکتری را از میان می برد.

Tolaremia (تولارمی)[ویرایش]

علایم و نشانه ها : نوع اولسرو گلندی با یک زخم ناحیه ای ، لنفادنوپاتی ناحیه ای ، تب ، لرز ، سردرد و ضعف عضلانی مشخص می شود. نوع تیفوئیدی با تب ، سردرد، ناراحتی سردل ، ضعف شدید ، کاهش وزن و سرفه غیرپروداکتیو مشخص می شود.

تشخیص : تشخیص بالینی است . یافته های فیزیکی غیر اختصاصی هستند . گرافی قفسه سینه ممکن است پروسه پنومونی ، لنفادنوپاتی مدیاستینال یا افیوژن پلورال را نشان دهد. انجام کشت ممکن است ولی انجام آن سخت است. تشخیص بالینی می تواند بعدا با سرولوژی تایید گردد.

درمان : در مراحل اولیه تجویز آنتی بیوتیک استرپتومایسین یا جنتامایسین تاثیر خیلی خوبی دارد.

پیشگیری : واکسن زنده ضعیف شده در مراحل آزمایشگاهی وجود دارد که از طریق تلقیح پوستی استفاده می شود. برای پیشگیری بعد از مواجهه نیز یک دوره دو هفته ای تتراسایکلین کاملا موثراست.

جدا سازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . ارگانیسمها به سادگی و حتی با دمای کم ( دمای 55 درجه سلسیوس برای 10 دقیقه ) نیز از بین می روند. برای از بین بردن آلودگی محیط گندزداهای استاندارد کافی هستند.

Q Fever (تبQ)[ویرایش]

زمان نهفتگی : ممکن است تا 10 روز بعد از مواجهه علایم ظاهر شوند.

علایم و نشانه ها : تب ، سرفه و درد در دیواره قفسه سینه . بیشتر بیماران شدیدا بی حال می شوند که ممکن است این بیحالی 2 روز تا 2 هفته طول بکشد.

تشخیص : تب Q معمولا از نظر کلینیکی مهم در نظر گرفته نمی شود و ممکن است با یک بیماری ویروسی یا انواع پنومونی آتیپیک اشتباه گرفته شود. تشخیص قطعی با سرولوژی است.

درمان : بهبودی بدون درمان نیز اتفاق می افتد . تتراسایکلین یا داکسی سایکلین درمانهای خوبی هستند که به مدت 5 تا 7 روز تجویز می شوند . در موارد نادر ممکن است اندوکاردیت به وجود بیاید که به سختی درمان می شود.

پیشگیری : دریافت تتراسایکلین در طی دوران نهفتگی ممکن است وقوع علایم را به تاخیر بیاندازد ولی از وقوع آن جلوگیری نمی کند. واکسن تهیه شده از فرم غیر فعال وجود دارد ولی به خاطر بروز حساسیتهای شدید موضعی مصرف نمی شود.

جدا سازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . انتقال شخص به شخص به ندرت اتفاق می افتد. فردی که در معرض آئروسل قرار گرفته یا بیمار است ، ریسک انتقال تنفسی به فرد دیگر را ندارد.

عوامل ویروسی[ویرایش]

ویروسها ساده ترین نوع میکرو ارگانیسمها هستند که شامل یک پوشش پروتئینی با ماده ژنتیکی (DNA یا RNA) داخل آن، می‌شوند. در بعضی موارد در قسمت خارجی پوشش ویروسها لایه‌های لیپیدی نیز وجود دارند.

اندازه ویروسها خیلی کوچکتر از باکتری‌ها است و همچنین از لحاظ اندازه خیلی متغیر هستند (از حدود ۰٫۰۲ میکرون تا ۰٫۲ میکرون). ویروسها برای انجام متابولیسم خود سیستم خاصی ندارند و بنابراین برای این کار از سیستم سلولهای میزبان استفاده می‌کنند. با این تعریف می‌توان ویروسها را انگل داخل سلولی به شمار آورد. همچنین این را هم نشان می‌دهد که بر خلاف باکتری‌ها نمی‌توان ویروسها را در محیط حاوی غذا کشت داد بلکه برای تکثیر آنها به سلولهای زنده مناسب نیز نیاز است. سلول میزبان می‌تواند در میان طیفی از نوع انسانی، حیوانی، گیاهی و یا حتی باکتری باشد. هر ویروس سلول میزبان خاص خود را نیاز دارد که این به دلیل قابلیت واکنش متقابل بین آنها برای ازدیاد ویروس است.

به طور معمول یک ویروس باعث به وجود آمدن تغییراتی در سلول میزبان می‌گردد که در نهایت به مرگ سلول می‌انجامد. ما در اینجا در مورد ویروسهایی بحث خواهیم کرد که به صورت بالقوه به عنوان جنگ افزارهای بیولوژیک به کار می‌روند.


Smalpox (آبله)[ویرایش]

علایم و نشانه ها : نشانه های کلینیکی به طور حاد و با ضعف عضلانی ، تب ، لرز ، استفراغ ، سردرد و کمردرد شروع می شوند.2 تا 3 روز بعد ضایعات پوستی به وجود می آیند که به سرعت از فرم ماکول به پاپول تبدیل می شوند و سپس وزیکولهای چرکی تشکیل می شوند. ضایعات بیشتر در اندامها رخ می دهند و معمولا قرینه اند.

تشخیص : علاوه بر فرم ضایعات ، بهترین راه تشخیص قطعی استفاده از تکنیکهایواکنش زنجیره‌ای پلیمراز است.

درمان : در حال حاضر درمان دارویی موثری وجود ندارد و درمان برپایه علامت درمانی و درمان حمایتی در موارد ابتلا است.

پیشگیری : واکسیناسیون در این مورد کاملا جوابگوست . واکسیناسیون سریع یا واکسیناسیون مجدد برای تمام افراد مورد مواجهه توصیه می شود. ایمونو گلوبولین واکسینیا (VIG) در صورت استفاده در هفته اول بعد از مواجهه در پروفیلاکسی بعد از مواجهه تاثیر گرانبهایی دارد .

جدا سازی و پاکسازی : توصیه برای رعایت و اجتناب از قطرکهای ریز و هوای آلوده برای حداقل 16 تا 17 روز بعد از مواجهه در تمام افراد در معرض تماس قرار گرفته . تمام بیماران باید آلوده در نظر گرفته شوند تا زمانی که تمام ترشحات از بین بروند و تمیز شوند.

Viral Hemorragic Fever (تب خونریزی دهنده ویروسی)[ویرایش]

علایم و نشانه ها : بیماری تب دار همراه با خونریزی های اتفاقی که به آسانی اتفاق می افتند ، پتشی ، افت فشارخون و گاهی شوک ، برافروختگی و ادم در صورت و سینه . علایم دیگری نظیر ضعف و درد عضلانی ، سردرد ، استفراغ و اسهال نیز در طی دوره بیماری ممکن است رخ بدهند.

تشخیص : تشخیص دقیق باید بر پایه مطالعات ویروس شناسی انجام شود ؛ بنابراین سندرم تب و خونریزی معمولا تب خونریزی دهنده ویروسی در نظر گرفته می شود.

درمان : گاهی ممکن است به درمان حمایتی ویژه نیاز باشد. درمان ضد ویروسی با داروی ریباورین ممکن است در بسیاری از فرمهای بیماری اثر بخش باشد.

پیشگیری : تنها واکسن شناخته شده برای محافظت از این مورد واکسن تب زرد است.در موارد بعد از مواجهه کاربرد ریباورین می تواند موثر واقع شود.

جدا سازی و پاکسازی : توصیه های استاندارد حفاظت تماسی برای کارکنان بهداشتی . گند زدایی با هیپوکلریت یا ضد عفونی کننده های فنلی انجام می شود. رعایت معیارهای جداسازی توصیه می شود.

Venezuelian Equine Encephalitis (انسفالیت اسبی ونزوئلایی)[ویرایش]

علایم و نشانه ها : شروع ناگهانی دارد که با ضعف عضلانی در تمام بدن ، تب شدید ، لرز ، سردرد شدید ، فوتوفوبی همراه است. در ادامه فرد مبتلا ممکن است دچار سرفه ، گلودرد و اسهال شود . بهبود کامل 1 تا 2 هفته طول می کشد.

تشخیص : تشخیص بر پایه علایم بالینی است . یافته های فیزیکی معمولا غیر اختصاصی هستند . شمارش گلبولهای سفید لکوپنی و لنفوپنی واضحی را نشان می دهد. ویروس را می توان از سرم شخص بیمار جدا کرد. وجود هر دو نوع آنتی بادی های IgG یا IgM اختصاصی VEE در یک نمونه خون نشانگر عفونت اخیر است.

درمان : درمان برپایه علامت درمانی و درمان حمایتی در موارد ابتلا است.

پیشگیری : واکسن زنده ضعیف شده به عنوان یک دارو در سطح تحقیقاتی در دسترس است.

جدا سازی و پاکسازی : توصیه های استاندارد به کارکنان بهداشتی . افراد مبتلا در 72 ساعت اول می توانند باعث آلودگی پشه ها ( و گسترش سریع بیماری ) شوند. ویروس توسط گرما ( 80 درجه سلسیوس به مدت 30 دقیقه ) و گندزدایی استاندارد از بین می رود.

توکسین‌های بیولوژیک[ویرایش]

توکسین‌ها عبارتند از هر نوع ماده سمی با منشاء طبیعی که توسط حیوانات، گیاهان یا میکربها تولید می‌شوند. این مواد با عوامل شیمیایی ساخت دست بشر مانند وی‌ایکس، سیانید یا موستارد تفاوت دارند. معمولا فرار نیستند و معمولا تاثیر پوستی واضحی ندارند (مایکو توکسین‌ها جزء استثنائات محسوب می‌شوند.) و معمولا نسبت به وزن سمیت بیشتری نسبت به عوامل شیمیایی دارند. عدم فرار بودن آنها، مشخص کننده آنها از بین خیلی از عوامل تهدید کننده شیمیایی است. این خاصیت باعث می‌شود که معمولا آلودگی مجدد یا مواجهه شخص به شخص نسبت به آنها رخ بدهد.

بسیاری از توکسین‌ها مانند توکسین‌های با وزن مولکولی پایین و بعضی پپتیدها تقریبا پایدار هستند در صورتی که پایداری توکسین‌های پروتئینی بزرگ تولید شده توسط باکتری‌ها خیلی متغیر است. توکسین‌های باکتریایی مانند توکسین بوتولینوم یا توکسین شیگا از نظر دوز کشنده قویترین سمهای موجود هستند. در صورتی که مایکو توکسینها جزء عوامل خیلی ضعیف هستند و هزاران مرتبه ضعیف تر از توکسین بوتولینوم هستند.

بعضی از توکسینها اگر به عنوان آئروسل و از طریق تنفس وارد بدن شوند خیلی سمی تر هستند؛ در صورتی که از طریق خوراکی تاثیر آنها کاملا ضعیف می‌شود (ریسین، ساکسی توکسین و T۲ مایکوتوکسین‌ها)؛ در مقابل توکسینی مانند بوتولیسم در صورت ورود به بدن به شکل آئروسل سمیت کمتری نسبت به ورود از دستگاه گوارش (هضم) دارد. البته ضعیف بودن سم بوتولیسم هنگام مصرف به صورت تنفسی، قابلیت استفاده از آن به عنوان یک جنگ افزار بالقوه بیولوژیک را محدود نمی‌کند.

سمیت پایین یک توکسین یکی از عوامل محدود کننده برای استفاده از آن به عنوان جنگ افزار است. محدودیت دیگر در مورد توکسین‌ها زمان اثر آنها است به عنوان مثال ساکسی توکسین فقط در حدود چند دقیقه موثر است.

کمترین دوزی که بتواند ۵۰٪ از افراد مورد مواجهه را بکشد LD۵۰ نام دارد که به صورت میکروگرم در هر کیلوگرم بیان می‌شود. در بعضی از عوامل ضعیف تر مانند ریسین مقادیر بسیار عظیمی (در حد چندین تن) مورد نیاز است تا پوشش یک منطقه در هوای آزاد به صورت موثر صورت بگیرد.

هر جا از توکسین‌ها بحث می‌شود، باید ناتوان سازی نیز همانند کشندگی در نظر گرفته شود. توکسین‌های متعددی هستند که باعث بروز ناتوانی در سطح پایین تر از کشندگی می‌شوند و بنابراین مورد توجه نظامی برای ناتوان ساختن سربازان دشمن هستند.

در این بحث ما در مورد چهار توکسین که بیشترین احتمال کاربرد را دارند بحث می‌کنیم:


Botulinum (بوتولینوم)[ویرایش]

علایم و نشانه ها : پتوز ، ضعف عمومی ، گیجی ، دهان و گلوی خشک ، دوبینی و دید تار ، دیزآرتری ، دیس فونی و به دنبال این علایم فلج شل قرینه پایین رونده و نارسایی تنفسی . علایم به سرعت در 24 تا 36 ساعت بعد از مواجهه شروع می شود و ممکن است تا روزها بعد از تنفس توکسین ادامه پیدا کند.

تشخیص : تشخیص بالینی است و یافته های خاص آزمایشگاهی وجود ندارد . در صورتی که علایم مختلف با ضعف پیشرونده بولبار ، ضعف عضلانی و ضعف تنفسی همراه باشند ، حمله بیولوژیک باید مد نظر قرار بگیرد.

درمان : در نارسایی تنفسی انتوباسیون و تنفس مصنوعی مورد نیاز است . ممکن است تراکئوستومی مورد نیاز باشد . تجویز آنتی توکسین بوتولیسم هفت ظرفیتی ممکن است از پیشرفت بیماری به طرف نارسایی تنفسی جلوگیری کند یا شدت آن را کاهش دهد.

پیشگیری : واکسن توکسوئید پنج ظرفیتی ( تیپ A,B,C,D,E) ممکن است به عنوان یک محصول IND برای افراد در معرض خطر بالا تجویز شود.

جداسازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . توکسین از طریق پوستی جذب نمی شود و فعالیتی ندارد . تولید آئروسل های ثانوی از جانب بیمار نیز خطرناک محسوب نمی شود . برای پاک کردن محیط آلوده می توان از محلول هیپوکلریت 0.5% برای مدت 10 تا 15 دقیقه باضافه آب و صابون استفاده کرد.

Staphylococal Enterotoxin B (انترو توکسین B استافیلو کوکی)[ویرایش]

علایم و نشانه ها : سه تا دوازده ساعت بعد از مواجهه تنفسی به صورت ناگهانی علایم شروع می شوند . این علایم عبارتند از تب ، لرز ، سردرد ، درد عضلانی و سرفه خشک . بعضی بیماران ممکن است دچار تنفس های کوتاه و درد ناگهانی در وسط سینه شوند . ممکن است تب 2 تا 5 روز طول بکشد. سرفه گاهی تا چهار هفته هم ادامه می یابد . اگر مواجهه با توکسین به صورت خوراکی اتفاق بیفتد ممکن است شخص دچار تهوع ، استفراغ و اسهال گردد. مواجهه طولانی می تواند منجر به شوک سپتیک و مرگ گردد.

تشخیص : تشخیص بالینی است . بیماران افراد تب داری هستند که دچار سندرم تنفسی هستند ولی علایم غیر طبیعی در گرافی سینه ندارند . اگر تعداد زیادی از افراد ( مخصوصا سربازان ) به طور همزمان دچار این علایم گردند می توان آن را نشانگر تحت حمله قرار گرفتن با این توکسین دانست .

درمان : درمان محدود به اقدامات حمایتی است . در موارد شدید حمایت تنفسی مورد نیاز است . همچنین توجه به کم شدن مایعات بدن بیمار و جبران آن نیز ضروری است.

پیشگیری : کاربرد ماسک محافظ . هنوز واکسن انسانی برای این عامل ساخته نشده است.

جداسازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . به کار بردن هیپوکلریت ( 0.5 % برای 10 تا 15 دقیقه ) به همراه آب و صابون . از بین بردن تمام مواد غذایی که احتمال آلودگی دارند ضروری است.

Ricin (ریسین)[ویرایش]

علایم و نشانه ها : ضعف ، تب ، سرفه و ادم ریه 18 تا 24 ساعت بعد از مواجهه تنفسی روی می دهد و بدنبال آن دیسترس شدید تنفسی و مرگ در اثر هیپوکسمی در عرض 36 تا 72 ساعت رخ می دهد.

تشخیص : علایم ذکر شده اگر به طور فراگیر در جمعیت یک ناحیه جغرافیایی دیده شوند ، نشانگر مواجهه تنفسی هستند . دوره زمانی سریع تشدید علایم و مرگ و معمولا در اثر یک عامل عفونی غیر معمول است . یافته های آزمایشگاهی غیر اختصاصی هستند اما مشابه تمام التهابهای ریوی که منجر به ادم ریه می گردند ، ELIZA اختصاصی سرم در دسترس است.

درمان : پی گیری به صورت اقدامات حمایتی است . گاهی وقتها شامل درمان ادم ریه نیز می گردد. در صورت مواجهه گوارشی شستشوی معده نیز ضرورت دارد.

پیشگیری : فعلا واکسن یا آنتی توکسین پیشگیری کننده ای برای کاربرد انسانی وجود ندارد . فعلا به کار بردن ماسک محافظ بهترین وسیله حفاظتی در مقابل عامل تنفسی است.

جداسازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . آئروسل های ثانویه تولید شده توسط بیمار برای کارکنان بهداشتی خطرناک نیست . محلول رقیق هیپوکلریت (0.1 % سدیم هیپوکلریت ) همراه با آب و صابون برای زدودن عفونت پوستی کافی است.

T2 Mycotoxins (مایکو توکسینهای T2)[ویرایش]

علایم و نشانه ها : مواجهه باعث درد و سوزش پوستی ، برافروختگی ، قرمزی ، وزیکولهای متعدد و نکروز پوستی می گردد.تاثیر آن بر روی راههای تنفسی فوقانی ( بینی و گلو ) باعث درد ، آبریزش از بینی ، عطسه ، سرفه، دیس پنه ، ویز تنفسی ، درد در قفسه سینه و هموپتیزی است. مواجهه گوارشی با توکسین ( بعد از هضم ) یا تماس چشمی نیز باعث عوارض می گردد. مسمومیت شدید باعث ضعف ، آتاکسی ، کلاپس عروقی ، شوک و مرگ می شود.

تشخیص : اگر حمله با آئروسل به صورت باران زرد ( قطرکهای زردی که باعث رنگی شدن لباس و محیط می گردند ) باشد این عامل باید در نظر گرفته شود. برای تشخیص قطعی نمونه خون ، بافت و نمونه های محیطی لازم است .

درمان : آنتی دوت اختصاصی وجود ندارد . در صورت خورده شدن توکسین ( مواجهه گوارشی ) شارکول سوپراکتیو می تواند استفاده شود .

پیشگیری : تنها وسیله پیشگیری استفاده از ماسک و لباسهای محافظ حین حمله است . هیچ درمان اختصاصی برای کاربرد در محل وجود ندارد.

جداسازی و پاکسازی : انجام توصیه های استاندارد برای کارکنان بهداشتی . لباسهای بیرونی باید بلافاصله تعویض شود و قسمتهایی از پوست که مواجهه داشته اند با آب و صابون شسته شوند . مواجهه چشمی باید با حجم بالای شستشو با سالین درمان گردد. وقتی پاکسازی صورت گرفت ؛ دیگر جداسازی لازم نیست .پاکسازی آلودگی محیطی نیاز به استفاده از محلول هیپوکلریت همراه با بازها در بازه مشخص زمانی را دارد. به طور مثال مخلوط 0.1% هیپوکلریت و 0.1 مول از سود سوزآور (NaOH) در حدود یک ساعت .

تشخیص استفاده از سلاحهای بیولوژیک[ویرایش]

برای مقابله و دفاع در مورد جنگ افزارهای بیولوژیک هوشیاری کامل لازم است. هنگام پخش یک عامل بیولوژیک بهترین راه برای کم کردن یا جلوگیری از اثر عوامل ، تشخیص آئروسل بیولوژیک قبل از گسترش آن بر روی هدف و اطلاع به موقع به پرسنل برای انجام اقدامات حفاظتی ، است.

امروزه دستگاههای تشخیص عوامل بیولوژیک ساخته شده اند ولی فقط در اختیار تعدادی از کشورهای پیشرفته می باشند .عدم تشخیص به موقع یک حمله بیولوژیک همیشه برابر با این خواهد بود که تعداد زیادی از سربازان حفاظت نشده به سربازان مریض تبدیل گردند.

با در نظر گرفتن این موارد ، در صورت عدم دسترسی به دستگاههای تشخیصی ، حفاظت از نظر پزشکی ( واکسیناسیون و سایر انواع پیشگیری ) ، هوشیاری و حفاظت فیزیکی مهمترین و تنها ابزار در دسترس برای مقابله با حمله جنگ افزارهای بیولوژیک خواهد بود.

حفاظت فردی[ویرایش]

سیستمهای تولید آئروسل برای عوامل بیولوژیک معمولا ابرهای غیر قابل دیدن ، با ذرات قطره ای کوچکتر از 10 میکرون ایجاد می کنند. این ذرات می توانند برای مدتهای طولانی در هوا شناور باقی بمانند . در صورت تنفس این عوامل درگیری ریوی اتفاق خواهد افتاد . مشکل دیگر آلودگی بدن فرد و لباسهای او در صورت مواجهه با این عوامل است که حتما باید پاکسازی آنها صورت بگیرد.

فضای موثری که تحت پوشش این عوامل قرار می گیرد متغیر است و بستگی به عوامل متعددی مثل سرعت باد ، جهت باد و چگونگی تابش آفتاب دارد . در مواردی که ایستگاه اعلام خطر موثر برای تشخیص حمله وجود ندارد اولین کلید تشخیصی دیدن علایم کلینیکی مطابق با یکی از عوامل بیولوژیک در یک جمعیت است که می تواند روزها و ساعتها بعد از حمله باشد .

توکسین ها می توانند به طور مستقیم باعث آسیب ریوی گردند یا این که بعد از جذب باعث ایجاد مسمومیت سیستمیک گردند . معمولا توکسین ها در صورت ورود از راه تنفسی خیلی شدیدتر و قویتر از دیگر راههای مواجهه تاثیر می گذارند. سایر غشاهای مخاطی مثل ملتحمه چشم هم نسبت به بسیاری از عوامل بیولوژیک آسیب پذیر است بنابراین حفاظت فیزیکی باید به صورت ماسکهایی استفاده شود که تمام صورت را می پوشانند و مانند ماسکهای شیمیایی فیلتر کوچکی نیز دارند.

سایر راههای ورود عوامل بیولوژیک ( غیر از تنفس ) معمولا اهمیت کمتری دارند ولی باید در نظر گرفته شوند . آلودگی منابع آبی و غذایی بعد از حمله بیولوژیک می تواند باعث بروز عفونت یا مسمومیت در فرد مورد مواجهه گردد. بنابراین برای مقابله باید مطمئن شد که منابع آبی و غذایی فاقد آلودگی هستند و حفاظت کافی در مقابل حمله بیولوژیک را دارند.

با اینکه پوست حفاظ خوبی در مقابل بسیاری از عوامل بیولوژیک است ( مایکوتوکسین T2 یک استثنا در این مورد است .) ولی در هر صورت آلودگی پوستی باعث عبور تعداد کمی از باکتری ها و سموم به کار برده شده می شود و بنابراین باید در مقابل حمله محافظت گردد.

آلودگی زدایی[ویرایش]

وارد شدن ارگانیسم یا توکسین به بافتها یا مواد استریل را آلودگی می نامیم .

آلودگی زدایی ، عفونت زدایی یا استریل کردن مواد آلوده درواقع فرآیندی برای مناسب کردن آنها جهت استفاده است . آلودگی زدایی از بین بردن انتخابی بعضی از میکرو ارگانیسمها به منظور جلوگیری از انتقال آنهاست ولی استریل کردن به مفهوم کشتن کامل همه میکرو ارگانیسمهاست.

آلودگی زدایی همواره نقش بسیار مهمی در کنترل بیماریهای عفونی داشته است. عوامل بیولوژیک می توانند توسط روشهای زیر آلودگی زدایی شوند.

  • مکانیکی
  • شیمیایی
  • فیزیکی

آلودگی زدایی مکانیکی[ویرایش]

کارهایی که عامل را از محیط خارج می کنند ولی الزاما آن را از بین نمی برند .

مثال بارز آن تصفیه آب برای مصارف نوشیدن با روش فیلتر کردن است که برای خارج کردن عوامل بیولوژیک مشخصی ( ویبریو کلرا یا کلستریدیوم بوتولینوم ) که ممکن است مخصوصا برای آلوده کردن یک مخزن آب استفاده شوند ، به کار می رود.

آلودگی زدایی شیمیایی[ویرایش]

خطر عوامل بیولوژیک با بکار بردن گندزداها از بین می رود . این گندزداها بیشتر به صورت مایع ،گاز یا آئروسل استفاده می شوند. چیزی که باید به یاد داشت این است که گاهی وقتها خود این عوامل گند زدا هم می توانند برای انسانها ، حیوانات یا محیط خطر ناک باشند.

مواجهه پوستی با عوامل بیولوژیک باید سریعا توسط شستشو با آب و صابون مقابله شود. شستشوی خوب با این روش مقادیر زیادی از مواد آسیب زا را از روی پوست پاک می کند. موضوع مهم به کار بردن بورس همراه با شستشو است و سپس استفاده از مقادیر زیادی آب . پس از شستشو با آب و صابون باید نواحی آلوده شده پوست را با محلول 0.5% هیپوکلریت سدیم شستشو داد و حدود 10 دقیقه آغشته به این محلول نگاه داشت.

برای آلودگی زدایی لباسها و وسایل نیز محلول 5% هیپوکلریت سدیم مورد استفاده قرار می گیرد. زمانی حدود 30 دقیقه باید این وسایل را در محلول خیساند و سپس شستشوی معمولی با سایر مواد انجام بگیرد.

آلودگی زدایی فیزیکی[ویرایش]

عوامل بیولوژیک می توانند از طریق ابزارهای فیزیکی مانند گرما یا اشعه ماورای بنفش نیز از بین بروند .

برای از بین بردن کامل خطر ، استریل کردن با گرمای خشک (دمای 160 درجه سلسیوس به مدت دو ساعت) توصیه می شود. اگر گرمای با بخار ( اتوکلاو ) در دسترس بود دمای 121 درجه سلسیوس با فشار یک اتمسفر در حدود 20 دقیقه کافی است .

اشعه ماورای بنفش نیز از عوامل آلودگی زداست که در نور خورشید هم وجود دارد و معمولا همراه با خشک کردن ( خشک کردن در نور آفتاب ) به کار می رود .

استفاده از نور خورشید راه حل ساده ای است ولی استاندارد زمانی و محل خاصی برای آن وجود ندارد و محدودیت آن این است که آلودگی زدایی فقط در مناطق در معرض مستقیم آفتاب قرار گرفته است و قسمتهایی از وسایل یا سطوح که در معرض نور مستقیم قرار نگرفته اند آلوده می مانند .

اتاقها و مناطق دربسته معمولا با گاز یا آئروسلها گند زدایی می شوند . اگر آلودگی زدایی برای جاده و خیابان لازم باشد می توان از کلرین - کلسیم یا لای استفاده کرد. در بلند مدت طبیعت با خشکی و اشعه ماورای بنفش محیط را ضد عفونی خواهد کرد.

منابع[ویرایش]

  • MEDICAL ASPECTS OF CHEMICAL AND BIOLOGICAL WARFARE by Borden Institute Walter Reed Army Medical Center Washington, D. C., 2008
  • Harrison's PRINCIPLES OF INTERNAL MEDICINE 18 Ed.,McGraw-Hill Companie, Chapter 221 , Microbial Bioterrorism ,2012
  • Miller, Judith (2001). Biological Weapons and America's Secret War. New York: Simon & Schuster.
  • An Introduction to Biological Weapons, Their Prohibition, and the Relationship to Biosafety, The Sunshine Project, April 2002. Retrieved 25 December 2008.