فریدریش شیلر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فریدریش شیلر
Schiller edit1.jpg
نام اصلی یوهان کریستوف فریدریش فون شیلر
زادروز ۱۰ نوامبر ۱۷۵۹(۱۷۵۹-11-۱۰)
مارباخ آم نکا، آلمان
مرگ ۹ مه ۱۸۰۵ میلادی (۴۵ سال)
وایمار، آلمان
ملیت آلمانی
پیشه شاعر، نمایشنامه‌نویس، فیلسوف و مورخ
سبک نوشتاری کلاسیک وایمار، رمانتیسم
همسر(ها) شارلوت فون لنگفلد
فرزندان چهار فرزند

یوهان کریستوف فریدریش فون شیلر (به آلمانی: Johann Christoph Friedrich von Schiller) (زادهٔ ۱۰ نوامبر ۱۷۵۹ در مارباخ آم نکا - درگذشتهٔ ۹ مهٔ ۱۸۰۵ در وایمار) شاعر، نمایشنامه‌نویس، فیلسوف و مورخ آلمانی بود.

او مشهورترین نمایشنامه‌نویس آلمانی به‌شمار می‌رود و در کنار گوته، به‌عنوان چهرهٔ اساسیِ کلاسیک وایمار شناخته شده‌است. بسیاری از نمایشنامه‌های او به‌عنوان قطعهٔ تئاترهای استاندارد در سرزمین‌های آلمانی‌زبان مشهور شده‌اند و اشعار افسانه‌ای (Ballads) وی از محبوبترین شعرهای آلمانی‌اند.

آثار[ویرایش]

بسیاری از آثار شیلر ازجمله راهزنان جنبهٔ آزادی‌خواهانه دارند. در ایران، هم‌زمان با جنبش مشروطیت، نخستین کتاب وی توسط یوسف اعتصام‌الملک به فارسی ترجمه شد.

نمایشنامه‌ها[ویرایش]

  • راهزنان (Die Räuber)
  • توطئهٔ فیسکو از اهالی جنوا
  • نیرنگ و عشق یا «خدعه و عشق» ترجمه یوسف اعتصامی
  • دون کارلوس (Don Carlos)
  • والنشتاین
  • ماریا استوارت (Maria Stuart)
  • دوشیزهٔ اورلئان (Die Jungfrau von Orléans، منسوب به ژان دارک)
  • عروسِ مسینا (Die Braut von Messina)
  • ویلهلم تِل (Wilhelm Tell)

آثار تاریخی[ویرایش]

  • تاریخ انقلاب هلند
  • تاریخ جنگ سی‌ساله

نوشتارهای فلسفی[ویرایش]

  • نامه‌های آگوستبورگ (Augustenburger Briefe)
  • دربارهٔ اشعار ساده‌لوحانه و احساسی (Über naive und sentimentalische Dichtung)
  • آزادی و دولت فرزانگی
شعر[ویرایش]

«چکامه‌ای برای شادمانی» یکی از مهمترین سروده‌های شیلر است که لودویگ فان بتهوون آن را در آخرین سمفونی تکمیل‌شده خود یعنی سمفونی شماره 9 استفاده کرده‌است.

چکامه ‏ای برای شادمانی

ای یاران و ای دوستان، این سروده‏‌ها را چاره‏ ای کنید!

و بگذارید نغمه و نوایی هر دم رساتر ساز کنیم

نغمه و نوایی بس طرب‏ انگیزتر و شادمانه ‏تر.

شادمانی!

شادمانی!

شادمانی ای بارقه‏ ی زیبای الهی

ای دُخت پاکیزه‏ ی عالم قدس و خُرم بهشت

ما آتش سوزان شوق تو در دل داریم

و مسرور و پرشور

به بارگاه آسمانی تو ورود‏‏ می‏ کنیم

و تو با افسونت

اتحاد این جمع جدا داشته با آداب و آیین ‏ها ‏ هستی

و چندان که بال‏ ها‏ی لطیفت را بگشایی

برادری و مهر بگستری.

آن را که دوستی صادق یافت

و رضای دوست نگاه داشت،

آن را که همسری درخور یافت

و کام و ناز داشت،

و آن که جانش را

در این جهان مرده زنده و جاودان شمرد

آری آنان را بگذار تا از سرِ جان و شادمانه

با ما زبان به ثنا و ستایش بگشایند

و آنان که  دل و لب، پر از آه سرد یافتند

و کمترین شادمانی‏ را نیارستند

بگذار تا از این جمع و اشک شوقش کناره گیرند.

شادمانی و سرور را مخلوقات عالم وجود

از سینه‏ ی مام طبیعت نوشند

و آنان که دل از طمع پاک داشته ‏اند

و آنان که ناپاکند و بی‏ وفا بوده ‏اند

در گذرگاهی از گل‏‌های سرخ

در  پی شادمانی راه پویند.

شادمانی بساط بوسه را شکرریز کند

و دختر رز را به نزد ما نشاند.

شادمانی یکی دوست مهربان  

و یار و همراه ما تا دم مرگ است

و هم او است که در نهاد کرم خاکی

شوق وصال را نهاده است

و کروبیان عالم قدس را

به درگاه پروردگار به سجده برده است.

پس شاد و شادمان

از آن گونه که خورشیدها و آفتاب ‏‏ها سامان خود را

در پهنه‏ ی پر شکوه آسمان شتاب گرفته اند

شما نیز، ای دوستان، باشد که از این پس

خرم و خوش نغمه سرائید

و در مسیر و مدار خویش

بسان فاتحان دلیر راه پویید.

پس شما ای میلیون‏ ها‏ و ای بی‏شماران

که در یگانگی چون شما نیافتم، گرد هم آیید

یکدیگر را در آغوش پر خواهش خود احساس کنید

و این بوسه که جانم را میان آن نهان ساخته ‏ام

ای یاران جهانی، برای تمامی شما گسیل ‏‏می‏ دارم

ای دوستان! در آن سوی آبی بی ‏انتها و ظلماتِ شب

آن خالق یگانه و دوستدار شما حضور دارد.

و شما ای میلیون‏ ها‏ و ای بی‏شماران

آیا پیش او زانو بر زمین نهاده‏ اید؟

ای ساکنان این جهان شگرف

مگر خالق خود را باز نمی ‏شناسید؟

باشد که او را به شادی و شادمانی طلب کنید

و اندوه از دست بگذارید

که او در آنسوی آبی بی ‏انتها و ظلماتِ شب

به لطف و مهر

قدم بر سر آفتاب و ستاره‏ ها‏ی بی‏شمار دارد.

منابع[ویرایش]

کامبیز جعفری نژاد، فریدریش شیلر (چکامه‌ای برای شادمانی)، مجله ادبی پیاده رو، www.piadero.ir

پیوند به بیرون[ویرایش]