جنگ پس‌آیند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
جنگ پس‌آیند
بخشی از جنگ جهانی دوم
StuG III Ausf. G.jpg
زمان ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱–۱۹ سپتامبر ۱۹۴۴
مکان فنلاند و مورمانسک
نتیجه پیروزی ارتش شوروی
نبرد لاپلند
جنگندگان
فنلاند فنلاند
آلمان نازی آلمان
اتحاد جماهیر شوروی شوروی
بریتانیابریتانیا
فرماندهان
فنلاندکارل گوستاو امیل مانرهیم

آلمان نازیادوارد دیتل
آلمان نازیلوتار رندولیک
آلمان نازینیکولاوس فون فالکنهورست

اتحاد جماهیر شورویمارکیان پوپوف

اتحاد جماهیر شورویمیخائیل هوزین
اتحاد جماهیر شورویلئونید گوفوروف

نیروها
۵۳۰٬۰۰۰ فنلاندی
۲۲۰٬۰۰۰ آلمانی
۴۵۰٬۰۰۰–۶۵۰٬۰۰۰ روس
تلفات
بیش از ۲۷۵٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] ۸۳۵٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع]

جنگ پس‌آیند[نیازمند منبع] درگیری‌های نظامی در جریان جنگ جهانی دوم بود که از ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ و همزمان با عملیات بارباروسا، میان فنلاند و شوروی آغاز شد و در ۱۹ سپتامبر ۱۹۴۴ با پیروزی ارتش سرخ شوروی به پایان رسید.

پیش‌زمینه[ویرایش]

امضای پیمان صلح مسکو بین فنلاند و شوروی، جنگ زمستان را در سال ۱۹۴۰ به پایان رساند. این پیمان فنلاند را متحمل خسارت‌های سنگین شامل واگذاری ده درصد از اراضی پیش از جنگ خود و تخلیه ۱۲ درصد از کل جمعیت خود که ساکن این نواحی بودند (قریب به ۴۲۰ هزار نفر)، کرد. براساس مفاد پیمان صلح، باریکه کارلیا همراه ویپوری، دومین شهر بزرگ فنلاند، بخش‌هایی از کارلیا در شمال دریاچه لادوگا، جزایری در خلیج فنلاند و اراضی شرق شهر سالا به شوروی ملحق گشتند. البته این پیروزی به بهایی گران نصیب شوروی شده بود. محافظه‌کارترین آمار کشته‌های ارتش سرخ در این جنگ را بیش از ۲۰۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند. درحالیکه این میزان برای فنلاند تنها عددی بالغ بر ۲۵ هزار کشته بود.[۱]

این جنگ و صلح به شدت منفور متعاقب آن، ملت فنلاند را بیشتر متحد ساخت. بخش‌های بزرگی از اراضی خصوصی جهت تقسیم بین پناه‌جویان، ملی شدند. سربازان حاضر در آن جنگ اتحادیه‌های برادری در سرتاسر کشور ایجاد کردند. دولت طول خدمت سربازی را از یک سال به دو سال و بودجه نظامی را به مقدار قابل توجهی افزایش داد. با این همه با گرفتاری فنلاند در انزوای سیاسی پس از جنگ، به دست آوردن تسلیحات و حمایت خارجی برای این کشور همچنان چالش‌برانگیز بود. فنلاند تلاش کرد با ایجاد اتحادیه ای بین کشورهای نوردیک خود را از درگیری‌های آینده دور نگاه دارد اما با کارشکنی شوروی موفق به آن نشد. در ادامه با تهاجم آلمان به نروژ و دانمارک، سوئد نیز تلاش کرد ماه مه سال ۱۹۴۰ یک اتحاد نظامی با فنلاند بر پا کند که مجدداً با فشار شوروی چنین اتحادی نیز ممکن نشد.[۲]

آغاز ارتباط با آلمان[ویرایش]

با سلطه نظامی آلمان بر دانمارک و نروژ و اشغال کشورهای حوزه دریای بالتیک توسط شوروی، فنلاند و سوئد به‌طور کامل در محاصره آلمان و شوروی قرار گرفتند. در یک طرف، با وجود تحقق همه خواسته‌ها در جنگ زمستان، شوروی همچنان فشار بر فنلاند برای دستیابی به امتیازات اقتصادی و سیاسی بیشتر، را ادامه می‌داد. در طرف دیگر، آلمان که مشارکت فنلاند را مسلم می‌دانست، در طرح‌ریزی برای عملیات بارباروسا جهت تهاجم به شوروی مسلم می‌پنداشت، بدون مشورت با این کشور، آن را در برنامه‌های خود جای داده بود. به هر صورت مشارکت فنلاند با طولانی‌ترین مرز مشترک با شوروی، در این امر ضروری به نظر می‌رسید.[۳]

روز ۱۷ اوت سال ۱۹۴۰، سرهنگ دوم یوزف ولتیِنس در نیابی از رایش‌مارشال هرمان گورینگ، با کارل مانرهیم دیدار کرد. ولتینس امیدوار بود همانند سوئد، بتواند مجوز عبور نیروهای آلمانی از خاک فنلاند را برای نیروهای مستقر ورماخت در نروژ کسب کند. او به طرف فنلاندی اعلام کرد می‌تواند از طریق وی از آلمان ادوات و تجهیزات خریداری نماید. مقامات فنلاندی که می‌پنداشتند پشت کردن به آلمان آخرین روزنه خروج این کشور از انزوا را خواهد بست، روز بعد به مانرهیم اجازه دادند شفاهاً خواسته آلمانی‌ها را بپذیرد. با این حال عده‌ای در فنلاند با نگرانی از تحریک شوروی به آغاز جنگی دیگر، این تصمیم را مورد انتقاد قرار دادند. در همین جهت سرلشکر پاوو تالولا چندین سفر به آلمان انجام داد تا حمایت آن را در صورت حمله مجدد شوروی جلب کند. تالوا موفق شد روز ۱ دسامبر ملاقاتی با فرانتس هالدر، رئیس ستاد کل نیروی زمینی آلمان داشته باشد. در این دیدار هالدر اظهار داشت شوروی قصد داشته فنلاند را به خاک خود ضمیمه کند اما آلمان جلوی آن را گرفته‌است چرا که خواهان استقلال این کشور است. گمانه‌زنی‌هایی موجود است که در آخرین سفر تالولا به آلمان، امکان دارد فنلاند از جزئیات عملیات بارباروسا مطلع گشته یا حتی مستقیماً در آخرین طرح‌ریزی‌های آن مشارکت نموده‌است. به هر صورت سندی در این ارتباط وجود ندارد. در ادامه هرمان گورینگ در ملاقات با تالولا، از فنلاند خواست به سیاست اجتناب از درگیری با شوروی ادامه دهد و تا جایی که می‌تواند نسبت آن با انعطاف عمل نماید. در نهایت او به فنلاندی‌ها اطمینان داد شوروی به این کشور حمله نخواهد کرد.[۴]

مشارکت با آلمان[ویرایش]

ماه ژانویه سال ۱۹۴۱ از سپهبد اریک هاینریکس، رئیس ستاد کل فنلاند خواسته شد جهت ارائه گزارشی از جنگ زمستان به آلمان سفر کند. در دیداری با او، فرانتس هالدر از امکان مبارزه‌ای یک روزه در کنار فنلاندی‌ها در مقابل یک دشمن مشترک سخن به میان آورد که با مخالف طرف فنلاندی مواجه شد. هاینریکس اذعان داشت دولت فنلاند و فرمانده ارتش آن هیچ علاقه‌ای به به چنین عملیات‌هایی ندارد. روز ۲۵ ماه مه هاینریکس مجدداً در راس هیئتی نظامی به آلمان سفر کرد و از قرارگاه ورماخت در زالتسبورگ بازدید نمود. فنلاند در این موقعیت هیچ مجوزی به هاینریکس در جهت تصمیم‌گیری در ارتباط با ورود به هر گونه توافقی نداده بود. در جریان این دیدار، آلفرد یودل، رئیس ستاد عملیات‌های فرماندهی عالی ورماخت طرح مخفی تهاجم به شوروی را با او در میان گذاشت. در پی این مذاکرات، مجلس فنلاند تصمیم به منع اقدام نظامی علیه شوروی گرفت؛ مگر این که ارتش سرخ ابتدا حمله کند. در غیر این صورت فنلاند می‌بایست کاملاً بی‌طرف باقی می‌ماند. با این حال فرماندهی عالی ارتش فنلاند اقدام به حمایت از طرح آلمان کرد. در نهایت ماه ژوئن سال ۱۹۴۱ آلمان درخواستی با این مضمون که آلمان ابتدا حمله خواهد کرد و فنلاند پس از آغاز درگیری توجه شوروی، به آن خواهد پیوست، به این کشور ارسال کرد. سوم ژوئن آلمان رسماً پایبندی خود به کمک به فنلاند در صورت جنگ با شوروی را اعلام کرد. در همین هنگام طرح‌ریزی مخفیانه در شهر کیل آلمان برای چنین حالتی در حال انجام بود.[۵]

پانویس[ویرایش]

  1. Nenye 2016, p. ۲۷–۲۸.
  2. Nenye 2016, p. ۲۹.
  3. Nenye 2016, p. ۳۰–۳۱.
  4. Nenye 2016, p. ۳۲–۳۴.
  5. Nenye 2016, p. ۳۴–۳۶.

منابع[ویرایش]

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Continuation_War». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در اوت ۲۰۱۴.

  • Nenye, Vesa (2016). Finland At War: The Continuation And Lapland War 1941–1945. Osprey Publishing. ISBN 978-1-4728-1526-2.