تهاجم آلمان به لهستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نبرد لهستان
بخشی از جنگ جهانی دوم
Schleswig Holstein firing Westerplatte September 1939.jpg
گلوله‌باران بندر دانتسیش توسط ناو اس‌ام‌اس شلسویگ-هولشتاین
زمان ۱ سپتامبر - ۶ اکتبر ۱۹۳۹
مکان لهستان
نتیجه پیروزی قاطع آلمان
آغاز جنگ جهانی دوم
جنگندگان
 آلمان  لهستان
فرماندهان
آلمان نازیفدر فن بک

آلمان نازیگرت فن روندشتت

لهستانادوارد ریدز-اشمیگوی

لهستانتادیوس کوترزبا
لهستانیولیوس رومل

نیروها
بیش از ۲٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر (شامل بیش از ۹۰ لشکر و بیش از ۷٬۴۰۰ تانک) ۹۵۰٬۰۰۰ نفر (شامل ۳۹ لشکر و ۸۸۰ تانک)
تلفات
۲۰٬۰۰۰ کشته
بیش از ۳۰٬۰۰۰ مجروح
۶۶٬۰۰۰ کشته
۱۳۳٬۷۰۰ مجروح

تهاجم آلمان به لهستان که در آلمان لشکرکشی لهستان (به آلمانی: Polenfeldzug) و در لهستان لشکرکشی سپتامبر (به لهستانی: (Kampania wrześniowa) خوانده می‌شود، تهاجم نظامی آلمان به لهستان از ۱ سپتامبر سال ۱۹۳۹ در غالب عملیات موسوم به مورد سفید بود که در نزد اکثر تاریخ‌دانان نقطه شروع جنگ جهانی دوم دانسته می‌شود. این تهاجم که قریب به یک ماه به طول انجامید، در نهایت با پیروزی آلمان به پایان رسید.

پیش‌زمینه[ویرایش]

با تقسیم لهستان در سال ۱۷۹۵ بین سه امپراتوری آلمان، اتریش و روسیه، این کشور برای بیش از ۱۲۰ سال از روی نقشه حذف شد. با شکست قدرت‌های مرکز در جنگ جهانی اول و تحمیل پیمان ورسای بر گرده امپراتوری آلمان، کشور مستقل لهستان مجدداً توانست به کمک متفقین به صحنه حیات بازگردد.[۱]

جانشینان سه امپراتوری همگی همچنان مدعی بخش‌های بزرگی از اراضی که کشور جدید لهستان در آن قرار داشت، بودند. این مسئله در کنار ابراز بی‌علاقگی قدرت‌های غربی نسبت به تعیین دقیق محدوده مرزها در مناطقی با ترکیب جمعیتی پیچیده از ملیت‌های مختلف در اروپای شرقی، موجب بروز درگیری‌های مرزی با کشورهای مختلف شد. در این میان تعیین محدوده نهایی مرز آلمان و لهستان به انجام همه‌پرسی در ناحیه صنعتی سیلزی محول گشت. هر دو طرف از نیروهای شبه‌نظامی به منظور تأثیر گذاری بر نتایج این مسئله به نفع خود استفاده نمودند. با وجود پیروزی لهستانی‌ها در این همه‌پرسی، درگیری با آلمان همچنان ادامه پیدا کرد. اقلیت آلمانی قرار گرفته در محدوده سلطه لهستان نیز کاملاً با شرایط خود مخالف بودند.[۲]

نیروهای طرفین[ویرایش]

لهستان[ویرایش]

ارتش جمهوری دوم لهستان در ابتدای تأسیس آن ترکیبی از گروه‌های کوچک شبه‌نظامی، نیروهای دفاع محلی و یگان‌های ایجاد شده با کمک دولت‌های خرجی بود. مهم‌ترین این قوا از منظر عددی، نیرویی به فرماندهی ژنرال یوزف هالر بود که در قالب شش لشکر در فرانسه شکل گرفت. بیشتر نفرات این نیرو را افراد لهستانی تشکیل می‌دادند که در جریان جنگ جهانی اول به خدمت ارتش‌های امپراتوری آلمان و امپراتوری اتریش-مجارستان درآمده و در نهایت در جبهات فرانسه و ایتالیا اسیر متفقین شده بودند. قریب به ۲۵ هزار نفر از داوطلبان لهستانی-آمریکایی نیز در کانادا جذب شده و آموزش دیده بودند. ماه فوریه سال ۱۹۱۹ پارلمان لهستان تشکیل نیروی زمینی این کشور را به تصویب رساند. اغلب نفرات این نیرو را قوای لهستانی حاضر در ارتش امپراتوری اتریش-مجارستان تشکیل می‌دادند. انتقال یگان‌های هالر در ماه آوریل همان سال به لهستان و پیوستن نیروهای لهستانی ارتش امپراتوری روسیه به آن، موجب تقویت نیروی زمینی لهستان گشت.[۳]

اقدامات لهستان[ویرایش]

قرار گرفتن لهستان بین دو دولت قدرتمندتر آلمان و شوروی و شرایط متشنج و بی‌ثبات داخلی و خارجی، موجب گشت لهستانی‌ها به دنبال کسب پشتیبانی، درصدد اتحاد با کشورهای دیگر برآیند. اختلافات مرزی با چکسلواکی و لیتوانی و ناتوانی و ضعف اقتصادی و نظامی رومانی، سبب شده بود لهستان در موقعیت جغرافیایی خود در جایگاه نامطلوبی قرار بگیرد. از این رو این کشور وادار شد روی به غرب و مخصوصاً فرانسه که در آن زمان برجسته‌ترین قدرت نظامی اروپا به حساب می‌آمد و خود روابط مناسبی با آلمان و شوروی نداشت، به عنوان تنها گزینه واقع‌بینانه، آورد. در این شرایط این کشور تازه استقلال یافته، به شدت به پیمان‌های دفاعی برای حفاظت از سرزمین خود وابسته بود.[۴]

در ابتدا با توجه به محدودیت‌های نظامی اعمال شده بر نیروهای مسلح آلمان و شرایط اقتصادی این کشور، لهستان خطر چندانی از جانب آلمان احساس نمی‌کرد و با اتکا به حمایت فرانسه، تمرکز خود را صرف شوروی به عنوان بزرگ‌ترین خطر، نمود. در ادامه با امضای پیمان عدم تجاوز با شوروی در سال ۱۹۳۲ و به قدرت رسیدن حزب ناسیونال سوسیالیست در آلمان، لهستانی‌ها مجدداً متوجه همسایه غربی خود شدند. با مشاهده باز گذاشته شدن دست آلمان در مسئله چکسلواکی در ماه مارس سال ۱۹۳۸، اعتماد و اطمینان لهستان به وعده‌های فرانسه متزلزل گشت. با سلطه آلمان بر تمامی چکسلواکی، لهستانی‌ها شروع به اجرای تمهیدات لازم با اتکا به توان خود کردند. با تنظیم دو طرح بسیج، برآورد می‌شد لهستان قادر به سازمان‌دهی تنها ۳۷ لشکر در مقابل ۷۰ لشکر آلمانی بود. همین لشکرهای لهستان نیز از منظر نفرات و تجهیزات ضعیف‌تر از لشکرهای طرف مقابل بودند.[۵]

مقدار پایین آمادگی لهستان در مقابل تهدید تا حدود زیادی در اثر سیاست خارجی فرانسه و بریتانیا بود که از این کشور می‌خواست از دست زدن به هر اقدامی که موجب افزایش تنش با آلمان می‌شود، خودداری کند. این دو کشور نگران بودند بسیج نیروهای لهستانی موجب تحریک آلمان به آغاز جنگ بشود. بهار سال ۱۹۳۹، داده‌های اطلاعاتی خبر از حرکت ۳۶ لشکر آلمانی به سمت مرزهای غربی لهستان می‌داد. لهستان زیر فشار عدم بسیج نیروها جهت جلوگیری از تحریک آلمان، در مقابل تهدید مسلم، از ماه مارس شروع به اجرای طرح بسیج مخفیانه خود کرد. تحت پوشش رزمایش تابستانی، نیروهای ذخیره از طریق ارسال نامه پستی به خدمت فراخوانده شدند.[۵]

اواخر بهار سال ۱۹۳۹، فرانسه و بریتانیا که از بی‌نتیجه بودن سیاست مماشات در مقابل آلمان مطمئن شده بودند، شروع به حمایت نظامی از لهستان کردند. در همین زمان یک پیمان دفاع دو جانبه بین بریتانیا، فرانسه و لهستان به امضا رسید. بر مبنای این تفاوت طرفین متعهد شدند در صورتی یکی از آن‌ها مورد تهاجم واقع شود دو کشور دیگر بلافاصله در دفاع از آن وارد میدان گردند. تصور می‌شد چنین پیمانی دستاورد بزرگی در زمینه دیپلماسی باشد و از اقدامات مهاجمانه آلمان جلوگیری کند.[۶]

آغاز تهاجم[ویرایش]

نیروهای آلمانی پس از حادثه گلایویتس تهاجم خود را از سه جهت شمال، غرب و جنوب آغاز کردند. با پیشروی نیروهای آلمانی، لهستانی‌ها به سمت داخل کشور جهت ایجاد مواضع دفاعی پایدارتر عقب‌نشینی کردند اما پس از شکست نیروهای لهستان در نبرد بیزورا در میانه سپتامبر ورماخت برتری کامل را به دست‌آورد. پس از آن نیروهای لهستانی به سمت مرز رومانی عقب‌نشینی کردند تا دفاع طولانی مدت در این ناحیه را به امید رسیدن کمک‌های فرانسه و بریتانیا برنامه‌ریزی کنند. هرچند که علی‌رغم اعلان جنگ این دو کشور به آلمان در ۳ سپتامبر هیچ وقت کمک جدی برای لهستان ارسال نشد.

در ۱۷ سپتامبر با آغاز تهاجم ارتش سرخ از سمت شرق به زودی مشخص شد که طرح دفاع در مرز رومانی هم دیگر بی‌فایده است و دستور عقب‌نشینی همه نیروها به خاک رومانی که در آن زمان بی‌طرف بود صادر گشت. در ۶ اکتبر و پس از شکست در نبرد کوک نیروهای آلمان و شوروی تسلط کامل بر خاک لهستان پیدا کردند و جمهوری دوم لهستان پایان یافت هرچند که لهستان هیچگاه به صورت رسمی تسلیم نگشت.

دو روز بعد در ۸ اکتبر دولت آلمان به صورت رسمی مناطق غربی لهستان را ضمیمه خاک خود و در قسمت باقی مانده دولت عمومی را ایجاد کرد. پس از اشغال کشور به سرعت گروه‌های مقاومت دست به ایجاد دولت زیرزمینی لهستان زدند و دولت لهستان که به غرب فرار کرده بود دولت در تبعید لهستان را تأسیس کرد تا مقاومت ادامه پیدا کند.

پانویس[ویرایش]

  1. Koskodan 2009, p. ۱۲.
  2. Zaloga & Madej 1991, p. ۴–۷.
  3. Zaloga & Madej 1991, p. ۳–۴.
  4. Koskodan 2009, p. ۱۳.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ Koskodan 2009, p. ۱۴.
  6. Koskodan 2009, p. ۱۶.

منابع[ویرایش]

  • Koskodan, Kenneth K. (2009). No Greater Ally: The Untold Story Of Poland's Forces In World War II. Osprey Publishing. ISBN 978-1-84603-365-0.