جنگ داخلی چین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
Chinese Civil War
ChineseCivilWarCollage.PNG
Clockwise from the top: Communist troops at the Battle of Siping, Muslim soldiers of the NRA, مائو تسه‌تونگ in the 1930s, چیانگ کای‌شک inspecting soldiers, CCP general Su Yu investigating the front field shortly before the Menglianggu Campaign
تاریخ 1 August 1927[۱]22 December 1936[۲]
(۹ سال، ۴ ماه و ۳ هفته)
۳۱ مارس ۱۹۴۶ – 1 May 1950[۳][a]
(۴ سال و ۱ ماه)
مکان China
نتیجه Chinese Communist victory
طرفین درگیر
۱۹۲۷–۱۹۴۹
 جمهوری چین (۱۹۱۲–۱۹۴۹)
۱۹۲۷–۱۹۴۹
Communist Party
۱۹۴۹–۱۹۵۰
 تایوان on تایوان
۱۹۴۹–۱۹۵۰
 چین
فرماندهان و رهبران
چیانگ کای‌شک
بای چونگشی
Chen Cheng
Li Zongren
Yan Xishan
He Yingqin
Wang Yaowu
Wei Lihuang
Fu Zuoyi
Liu Chih
Sun Li-jen
Du Yuming
Xue Yue
Zhang Xueliang
Feng Yuxiang (until 1930)
مائو تسه‌تونگ
چو ته
پنگ دهای
لین بیائو
Liu Bocheng
چو ان‌لای
Chen Yi
دنگ ژیائوپینگ
Nie Rongzhen
Su Yu
Chen Geng
Xu Xiangqian
Ye Fei
He Long
Ye Ting
قوا
4,300,000 (June 1946)[۵][۶]

۳٬۶۵۰٬۰۰۰ (ژوئن ۱۹۴۸)
۱٬۴۹۰٬۰۰۰ (ژوئن ۱۹۴۹)

۱٬۲۰۰٬۰۰۰ (ژوئیه ۱۹۴۵)

۲٬۸۰۰٬۰۰۰ (ژوئن ۱۹۴۸)
۴٬۰۰۰٬۰۰۰ (ژوئن ۱۹۴۹)

تلفات
~1.5 million (1948–1949)[۷] ~250,000 (1948–1949)[۷]
۱۹۲۸–۱۹۳۶: ~2 million military casualties

۱۹۴۵–۱۹۴۹: ~6 million (including civilians)

جنگ داخلی چین
چینی سنتی
چینی ساده
معنی لغوی Nationalist-Communist Civil War
War of Liberation (mainland China)
چینی سنتی
چینی ساده
Anti-Communist Counter-insurgency War (Taiwan)
چینی سنتی
چینی ساده
کمونیستهای چینی در دروازه‌های پکن ۱۹۴۹

جنگ داخلی چین (یا جنگ داخلی کمونیست‌ها و ناسیونالیست‌ها) تخاصمی نظامی در کشور چین بین کومینتانگ (جبههٔ ناسیونالیست‌های چین) و حزب کمونیست چین بود. این جنگ در ۱۹۲۶ با تصفیهٔ جبههٔ متحد کومینتانگ از اعضای چپ و کمونیست توسط رهبر وقت کومینتانگ، چیانگ کای شک، آغاز شد و در ۱۹۴۹ با پایان غیررسمی تخاصمات نظامی پایان یافت. در نتیجه کمونیست‌ها کنترل بخش قاره‌ای چین را به دست گرفتند و ناسیونالیست‌ها به مناطق کوچکی در تایوان، پنگ‌هو و جزایر فوجیان عقب‌نشینی کردند.

ریشه‌های جنگ[ویرایش]

حدود سال ۱۸۵۰ که چین در جنگ تریاک از انگلیسی‌ها شکست خورد و ابهت و عظمت چین تا یکصد سال در هم شکست ملکه تسوشی (در بعضی منابع او را با لقبش: داوگار یا داونجر خطاب کرده‌اند) حدود ۱۰ سال بعد به دربار امپراتوری منچو چینگ راه یافت و شرایطی فراهم آورد که همسرش به شرابخواری دچار شده و مریض بشود و کم‌کم بمیرد آنگاه پسر خود را به این درد مبتلا کرد تا به جای او عنوان نایب‌السلطنه را به خود اختصاص داده و بر چین حکمرانی کند اما در زمان حکومت او چین به بدبختی‌های عظیمی دچار شد و دو امپراتور بعدی نیز به همین سرنوشت مبتلا شدند (مجموعاً سه امپراتور به دست او بدبخت شدند).

در سال ۱۹۰۰ شورش بوکسورها نخست با همکاری ملکه به پیروزی‌هایی دست یافت ولی از آنجایی که دول خارجی در چین نیروی نظامی داشتند پکن را تهدید کرده و ملکه دست از حمایت از آنان برداشت تا سرکوب شدند. سال ۱۹۰۷ ملکه قبل از مرگ خود امپراتور را با سم کشت و دو روز قبل از مرگ خود پسر بچه‌ای از تبار منچو چینگ (برادر زاده امپراتور قبلی) که ۵ سال بیشتر نداشت را به جای خود گماشت نام این پسر بچه نگون‌بخت: «آیسین جیرو پویی» بود کسی که تنها نام امپراتور را با خود داشت و تا آخر عمر چیزی جز بدی از این نامش ندید.

در این گیر و دار یک روشنفکر به نام دکتر سون یات سن با همراهی تعدادی از وطن پرستان چینی حکومت امپراتوری را ساقط و حکومت جمهوری ایجاد کرد و حزب گومین دانگ (جبههٔ ملی) را پایه‌گذاری کرد اما حکومتی که او پایه‌گذاری‌اش را کرد بیشتر به یک حکومت ملوک الطوایفی شباهت داشت چون خودش در شانگهای، یوان شی کای در پکن، و چیانگ کای شک در کانتون (گوانگ ژو فعلی) عنوان ریاست جمهوری را یدک می‌کشیدند و جالب اینکه همگی یکدیگر را به رسمیت می‌شناختند! ژنرالهای چین نیز اختیارات کامل داشتند و در داخل چین به این سوی و آن سوی لشکر می‌کشیدند.

به قدرت رسیدن چیانگ کای شک[ویرایش]

در این گیر و دار یوان شی کای و سون یات سن فوت کردند و عرصه برای تاخت و تازهای چیانگ کای شک آماده شد. او اعلام کرد که از این روز رهبری حزب گومین دانگ را بر عهده دارد و تلاش برای به دست گرفتن حکومت را آغاز کرد. گومین دانگ دولت رسمی محسوب می‌شد ولی کنترل کامل کشور را در دست نداشت در این هنگام که کمونیست‌ها و حزب گومین دانگ درگیر بودند کروه اول از شوروی درخواست کمک کرد ولی شوروی اعلام کرد که تنها در صورتی به کمونیست‌ها کمک می‌کند که با گومین دانگ متحد شوند! مائو به این درخواست آنها تن در داد و کمونیست‌ها عنوان جناح چپ حزب گومین دانگ را به خود اختصاص دادند ولی کمک‌ها به ملی‌ها ارسال می‌شد و به دست نیروهای کمونیست نمی‌رسید.

در این هنگام جناح راست ملی‌ها که خود به دو جناح در درون تقسیم شده بود در داخل توسط جناح راست داخلی دچار تصفیه‌ای خونین شد و جرم آن را به گردن کمونیست‌ها انداختند و در هر شهری که توسط ملی‌ها تصرف می‌شد نخستین کسانی که دستگیر و تیر باران می‌شدند کمونیستها بودند!!!! کمونیستها به خاطر حفظ اتحاد نتوانستند از شورش کارگری هنگ کنگ که علیه خارجی‌ها اتفاق افتاده بود حمایت کنند.

قرارداد صلح[ویرایش]

پس از مدتها درگیری، دولت چیانگ کای شک از مائو دعوت کرد تا پیمان صلح امضا کنند. مائو شخصاً سوار بر هواپیما به شهر نانجینگ مرکز دولت کومینتانگ رفت و پیمان صلح امضا کرد ولی پس از مدتی کومینتانگ‌ها شروع به ترور اعضای حزب کمونیست و در برخی مواقع حمله نظامی به دفاتر این حزب کردند.

در این گیر و دار، لشکرکشی نیروهای امپراتوری ژاپن به چین، سبب آغاز جنگ دوم چین و ژاپن شد؛ بنابراین حزب کومینتانگ و حزب کمونیست اختلافات را کنار گذاشته و علیه ارتش امپراتوری ژاپن وارد عمل شدند. آنچه در عمل اتفاق افتاد شکست‌های پی در پی نیروهای کومینتانگ و پیروزی‌های کمونیست‌ها بود چرا که نزدیکان چیانگ کای شک تا خرخره در فساد مالی دست و پا می‌زدند و بودجه‌ای که باید به مصرف جنگ می‌رسید توسط نزدیکان چیانگ کای شک دزدیده می‌شد. به دنبال این رویدادها، از طرف چیانگ کای شک دستور صادر شد که نیروهای کمونیست‌ها را از پشت بزنند، این کارهای او فقط باعث شکست چین شد در حالی‌که کمونیست‌ها ایستادگی قابل ملاحظه‌ای کرده بودند. این دستور به خاطر کمرنگ کردن شکست‌های حزب کومینتانگ صادر شد.

پس از جنگ جهانی[ویرایش]

سرانجام کمونیست‌ها در کیانگسی (جیانگشی) گرد هم آمدند ولی چیانگ کای شک به آنان حمله کرد. کمونیست‌ها به ناچار راهپیمایی طولانی (۱۰۰۰ کیلومتر با پای پیاده) را براه انداختند تا از دست نیروهای مهاجم فرار کنند و این در حالی بود که شوروی همچنان توصیه به اتحاد می‌کرد.

کمونیست‌ها با اصلاحات ارضی در روستاها محبوبیت فراوانی به دست آوردند و توانستند تا از بین روستاییان، داوطلبانی برای شرکت در جنگ جذب کنند. سپس طرح حمله بزرگ ریخته شد و کمونیست‌ها در سراسر چین شروع به جنگ کردند.

در این هنگام مائو اعلام کرد: ۶ ماه بعد همه رهبران کمونیست چین در پکن جمع شوند و کنفرانسی را برگزار کنند و این در حالی گفته می‌شد که پکن در دست نیروهای ملی بود! اما کمونیست‌ها به وعده خود عمل کردند و در کمتر از ۶ ماه، پکن توسط فرمانده نیروهای کمونیست شمال شرق لین بیائو تصرف شد و نیروهای کمونیست به سمت جنوب یعنی نانجینگ پایتخت گومین دانگ سرازیر شدند البته بعد از پیوستن نیروهای کمونیست مرکز چین به این نیروها در این هنگام که چیانگ کای شک کار را تمام شده می‌دید دستور انتقال پایتخت به تایوان را صادر کرد و به جزیره‌ای که در آن زمان فرمز (Formz) خوانده می‌شد گریخت.

چیانگ کای شک در پاسخ به سؤال پسرش که بدین مضمون بود: «پدر! چرا با مائو وارد مذاکره نمی‌شوی؟»، پاسخ داد: «اگر در میدان جنگ پیروزی‌ای به دست نیاوردیم پس در روی میز مذاکره هم هیچ شانسی برای پیروزی نداریم.»

در هنگام پیشروی کمونیست‌ها به جنوب، پیشنهاد تقسم چین از سوی گومین دانگ داده شد بدین مضمون که چین به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شود و مرز بین این دو رود هوانگهو باشد. به محض انتشار این خبر، مائو دستور داد: کمونیست‌ها هر چه سریعتر از رود هوانگهو عبور کنند چرا که اگر این خبر قبل از عبور کمونیست‌ها به جنوب به گوش قدرتها می‌رسید احتمال گرفتار شدن چین به سرنوشت کره زیاد بود.

همسر چیانگ کای شک برای درخواست کمک به آمریکا رفت ولی جواب امریکایی‌ها این بود: «ما حواسمان به اروپاست و بودجه ما در راه بازسازی باید خرج شود نه جنگ»

در ماه‌های میانی ۱۹۴۹ نانجینگ پایتخت گومین دانگ و تمامی چین به تصرف کمونیست‌ها درآمد و نام این کشور از جمهوری چین (China Republic) به جمهوری خلق چین (The People's Republik of China) تغییر یافت.

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. China at War: An Encyclopedia. 2012. p. 295. 
  2. "China". Encyclopædia Britannica. Encyclopædia Britannica, Inc. 15 November 2012. 
  3. Gui, Heng Bin (2008). Landing on Hainan Island. China: Great Wall Press. ISBN 9787548300755. 
  4. Westad, Odd (2003). Decisive Encounters: The Chinese Civil War, 1946-1950. Stanford University Press. p. 305. ISBN 978-0-8047-4484-3. 
  5. Èëãñèõ±¨
  6. Hsiung, James C. (1992). China's Bitter Victory: The War With Japan, 1937-1945. New York: M.E. Sharpe publishing. ISBN 1-56324-246-X. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Michael Lynch (2010). The Chinese Civil War 1945-49. Osprey Publishing. p. 91. ISBN 978-1-84176-671-3. 

بهزاد شاهنده. انقلاب چین. دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ۱۳۷۰. 
خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «lower-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="lower-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().