طالخونچه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
طالخونچه
کشور ایران
استاناصفهان
شهرستانمبارکه
بخشمرکزی
نام(های) دیگرشهر قلعه ها
نام(های) پیشینطالقان، طالقان جی،طالقانچه،،طل خون،
سال شهرشدن۱۳۷۳
مردم
جمعیتحدود 11000نفر(بر اثر سرشماری سال 1395)
جغرافیای طبیعی
ارتفاع۱۷۰۸ متر
اطلاعات شهری
شهردارسید محمد اطیابی
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۳۱۵۲۵۳
وبگاهwww.talkhooncheh.ir(وبگاه شهرداری)


موقعیت جغرافیایی و تاریخچه[ویرایش]

طالخونچه (Talkhooncheh) شهری در منتهی الیه جنوب غربی استان اصفهان و در شهرستان مبارکه است.این شهر که به مروارید منطقه مشهور است با قدمتی چند هزار ساله آثار تاریخی دوره‌های مختلف را در خود جای داده که از آن جمله می‌توان به مساجدی با معماری دوره صفویه، قلعه‌ها و بناهای قدیمی اشاره کرد. نام اصلی این شهر «طالقان جی» بوده که به دلیل خونریزی قوم مغول در این محل، نام آن به طالخونچه معروف گردید. این شهر همچنین زادگاه صاحب بن عباد یکی از وزرای مسلمان بوده‌است .[۱]این شهر همچنین به دلیل وجود قلعه‌های زیاد به شهر قلعه‌ها معروف است.در خصوص تعداد کل قلعه‌های این شهر نقل فراوان وجود دارد.اما نقل مشهور که شامل کلیه قلاع موجود و یا تخریب شده و...است حدود 30قلعه است ...از دیگر القاب این شهر می‌توان به دیار دارالمومنین اشاره کرد.

طالخونچه شهری است در استان اصفهان و در منطقه مبارکه. این شهر با قدمتی هزار ساله آثار تاریخی دوره‌های مختلف را در خود جای داده و از آن جمله می‌توان به مساجدی با معماری دوره صفویه، قلعه‌ها و بناهای قدیمی اشاره کرد. نام اصلی این شهر «طالقان جی» بوده که به دلیل خونریزی قوم مغول در این محل، نام آن به طالخونچه معروف گردید. این شهر همچنین زادگاه صاحب بن عباد یکی از وزرای مسلمان بوده است.

در زمان قدیم در ایران، سه طالقان وجود داشته است. یکی طالقان خراسان که موءلف «حدودالعالم» محل آن‏را میان طخارستان و ختلان و در سرحد گوزکانان، و یاقوت در «معجم‏البلدان» بین بلخ و مروالرود یاد می‏کند. اصطخری گوید: «بزرگترین شهرستان طخارستان طالقان است؛ این شهرستان در زمین همواری واقع شده و فاصله آن تا کوه یک‏تیر پرتاب است، نهری بزرگ و باغ‏های بسیار دارد وبه اندازه ثلث بلخ باشد.گروهی از فضلا بدان انتساب دارند. این همان طالقان است که در شاهنامه فردوسی از آن سخن به‏میان آمده است:

سوی طالقان آمد و مرورود / سپهرش همی داد گفتی درود دگر طالقان شهر تافاریاب / همیدون به بخش اندرون فاریاب سوی طالقان آمد و مرورود / جهان پرشد از ناله نای‏و رود

اصولاً پادشاهان این ناحیه لقب (طالقان) داشتند. در این ناحیه، نوعی پارچه ابریشمی تولید شده است که آن‏را طالقانی یا اللبودالطالقانیه می‏نامیدند. از افراد منسوب به این طالقان، یکی ابواسحاق‏بن اسماعیل، محدث معروف خراسانی است که ساکن بغداد بود. دیگری ابوبکر سعیدبن یعقوب از محدثین خراسانی است و از نزدیکان احمد حنبل است، دیگری، ابوالحسن علی‏بن المفضل، صاحب «رساله الامثال البغدادیه» است. و دیگری ابومحمد محمودبن خداش طالقانی، محدث ساکن بغداد است. طالقان دوم شهرستانی است که از شمال و مشرق محدود است به مازندران، و از جنوب به ساوجبلاغ و از مغرب به قزوین که ناحیه‏ای است کوهستانی وقسمت مهم آن در دره شاهرود واقع شده است، این طالقان را در قدیم صالقان‏ری و در ازمنه جدیده طالقان قزوین نامیده‏اند. از این طالقان است ابوالخیر احمدبن اسماعیل یوسف طالقانی واعظ، که از دوستان سمعانی صاحب کتاب «الانساب» است و سمعانی در کتاب خود، او را دوست و همشاگردی خود می‏داند و از او به نیکی یاد می‏کند. دیگری ابوعبدالله سیدی طالقانی است که سمعانی او را از طالقان ری می‏داند و می‏گوید: او از کبار مشایخ و بزرگان علم حدیث بوده است؛ و ابوعبدالرحمن سُلمی او را از بزرگان صوفیه می‏داند.

شخص دیگری که سمعانی در کتاب «الانساب» خود نام می‏برد و چنین وانمود می‏کند که از اهالی طالقان ری است، ابوالحسن عبادبن عباس بن عباد طالقانی است که پدر صاحب بن عباد بوده. سمعانی می‏گوید: ابوالعلا احمدبن محمد بن فضل حافظ به زبان خود در اصفهان از قول محمدبن طاهر مقدسی حافظ به من گفت که کتابی از تألیفات ابوالحسن عبادبن اسماعیل طالقانی پدر صاحب اسماعیل‏بن‏عباد در شهرری دیدم درباره احکام قرآن.

سومین طالقان، طالقان جی است، توضیح آن که نام قدیم یا لقب قدیم شهر اصفهان جی بوده است (رجوع کنید به معجم‏البلدان ج ۲ ص ۲۰۲ چاپ دارالکتب العربی- بیروت) این بنا بر بعضی م‏آخذ قدیم من جمله «معجم‏البلدان» اطلاق جزء بر کل بوده است، به این معنی که جی قسمتی از اصفهان بوده است و قسمت دیگر آن «یهودیه» بوده است که از «جی» بزرگتر بوده، اما ناحیه جی (که در زبان فارسی باستان در زمان هخامنشیان به آن «گی» می‏گفته‏اند) آبادتر بوده است و دهات منسوب به آن به تعداد روزهای سال بوده است.

طالقان جی همان است که اکنون «طالخونچه» نام دارد و از نظر تبدیل حروف به یکدیگر، طبق قواعد زبانشناسی، هیچ مانعی در تبدیل طالقان جی به طالخونچه وجود ندارد، تبدیل طالقان به طالقون «بنابر تبدیل الف به (واو) قبل از حرف (ن) که در زبان فارسی جریان دارد، و در لغت‏نامه‏ها و معجم‏های مکان‏ها که همه طالقون را به (طالقان) ارجاع داده‏اند؛ عادی است. تبدیل حرف «قاف» به «خ» نیز فراوان است: یقه (یخه) چقماق (چخماخ) ذقن (زنخ) تاق (تاخ). تبدیل «جی» به «چه» نیز فراوان است و در متون قدیم اغلب به جای «چه» (جی) آمده است (رجوع کنید به کتاب‏هایی از قبیل «ترجمان‏البلاغه» و «تفسیر سورآبادی» و «الابنیه» و «ذخیره خوارزمشاهی» و...)اما خود کلمه (طالقان) معرب (تالأَن) یا (تارگان) است که «تار» در این ترکیب به معنی و مبدل (دار) به معنی درخت (عموماً) و سپیدار (خصوصاً) است و «گان» پسوند مکان است، بنابراین، طالقان به شهر یا دهی گفته می‏شود که دارای درخت‏های زیاد یا دارای درخت سپیدار زیاد باشد.

استاد دانشمند اصفهانی جناب آقای محمد مهریار در کتاب «فرهنگ جامع نام‏ها و آبادی‏های کهن اصفهان» که به تازگی منتشر کرده‏اند، ذیل نام «تالخونچه» مرقوم فرموده‏اند: «تالخونچه» که امروز برخی به غلط آن را «طالخونچه» می‏نویسند و بی‏شک درست نیست... اما در چندین عبارت بعد چنین مرقوم فرموده‏اند: با دقت در این واژه می‏بینیم که از دو جزء «طال» معادل «تال» و «قان» معادل «کان» قدس سره‏کذا ]ترکیب یافته است. اما در مورد واژه «طال» بی‏شک اصل آن (تار) است به حکم این که حرف (ل) و (ر) در زبان پهلوی دارای یک علامت بوده است. بنابراین کلمه (طال) تلفظ دیگری از واژه (طار) است و طار معادل (تار) است که معنی آن بر ما واضح است. و جزء دوم همان پسوند (گان) که در تعریب به صورت (قان) درآمده است. بنابراین، طالقان همان (تارگان) یعنی جایی که (تار) بدان منسوب است. و (تار) معادل (دار) است به معنی درخت، اتفاقاً با واژه (طار) معادل (تار) محل‏های بسیاری در اطراف کشور آمده است مثل طار (نطنز و گنبدکاووس) و طاران (سراب) و غیره. ولی ظاهراً طالقان معرب تالأَن است...

بنابر آنچه استاد دانشمند پس از اظهارنظر اول خود آورده‏اند، معلوم می‏شود که طالقان معرب است و در تعریب حرف (ط) به جای (ت) می‏آید. از طرف دیگر، بسیاری از لغات فارسی با حرف (ط) به جای (ت) نوشته می‏شوند، مانند طپانچه، طهران، طپیدن، طوس و مانند آنها و خود استاد نیز (طار) را معادل (تار) می‏دانند نه معرب آن. بنابراین، نوشتن طالخونچه با حرف (ط) اشتباه نیست و اگر کسی اعتراض کند که جمع حرف (ط) با (چ) که از چهار حرف مخصوص فارسی است جایز نیست، در پاسخ او باید به کلمات (طپیدن) و (طپانچه) اشاره کرد.

بدون شک «طالقان» معرب (تارگان) است زیرا در کلماتی مانند طبرستان (تبرستان) و طنجه (تنگه) حرف «ت» به «ط» تبدیل شده و در کلماتی مانند ابتهال (ابتهار) اثلم (اثرم) هدیل (هدیر) حرف«ر» به «ل» تبدیل شده و در کلماتی مانند دهقان (دهگان) خانقاه (خانگاه) قصار (گازر) دانق (دانگ) حرف «گ» به «ق» تبدیل شده است.

اما آنچه در یکی از روزنامه‏ها (گویا روزنامه ایران) نوشته شده است که طالخونچه در اصل طالقانچه یعنی طالقان کوچک است، کاملا نادرست است و درست آن این است که در مقابل طالقان خراسان و طالقان ری، در ناحیه اصفهان طالقان جی وجود دارد.

و در همان روزنامه آمده است که پس از کشتار هلاکوخان در مراکز اسماعیلیه، طالقانچه به صورت طالقان‏خونی و طالخونی درآمد، که آن هم نادرست است و طالخونچه در گفتار عوام و به صورت مختصر به صورت طالخونی درآمده است. البته بعضی عقیده دارند که «ی» در آخر طالخونی جانشین «جی» یا «چی» است که شباهتی به «چی» علامت نسبت ترکی داردقدس سره‏مثل گاری‏چی و درشکه‏چی و...

تا اینجا مشخص شد که در ایران، سه طالقان وجود داشته است که اولی، طالقان خراسان است و دومی، طالقان قزوین یا طالقان ری است و سومی، طالقان جی (بر وزن طالقان ری) است که از نظر ساختمان لغوی تبدیل به طالخونچه شده است و کلمه طالقان به معنی ده یا شهر پردرخت عموماً و ده یا شهر پر از درخت سپیدار خصوصاً باشد و طالخونچه درنظرگاه اول در چند سال پیش چنین جایی بود.

محمد مهدی بن محمد رضا الاصفهانی صاحب کتاب «نصف جهان فی التعریف اصفهان» اسم این محل را (تالی خونی) آورده و ضمن توصیف شرایط اقلیمی به نوعی خربزه به نام کریم خانی اشاره دارد و آن را با خربزه گرگاب اصفهان به لحاظ کیفی برابر دانسته است.

در لغت نامه دهخدا آمده است که خانه‏های این آبادی بیشتر به صورت قلاع ساخته شده است. ساختمان این ده که اکنون به صورت شهر درآمده، حاکی از آن است که اولاً پیدایش آن تدریجی بوده. ثانیاً، شباهت‏های زیادی با ساخت شهرهای پیشین ایران دارد. مساجد و خانه‏های این محل از نظر مطالعه ساز و ساخت قابل توجه است، از مسجدی به نام مسجد خیبر یا مسجد طالار خرابه‏ای بیش نمانده است اما همین خرابه یادآور مسجد جامع شهر اصفهان است. پل‏ها و قلعه‏های طالخونچه نشان دهنده عظمت و قدمت شهر است.

طالخونچه محل سکنای تیره‏ای از شرکت‏های یلمه است که قالی‏های آنان در سراسر ایران مشتری‏های فراوان دارد و اصولاً قالی بافی و چاقوسازی و ساخت گیوه‏های معروف اصفهانی و ایجاد صنایع دستی از شغل‏ها و مشغولیات این محل است.

اما آنچه باعث انتساب صاحب بن عباد به این محل شده است یکی اظهارنظر ثعالبی (۴۲۹ هجری قمری) در کتاب «یتمة‏الدهر» است که ضمن شرح زندگی کافی الکفاة‏ابوالقاسم، اسماعیل بن ابی الحسن عباد بن عباس بن عباد معروف به صاحب وزیر و کاتب رکن الدوله امیر شیعی مذهب آل بویه می‏نویسد «طالقان» که صاحب را بدان نسبت داده‏اند از قرای اصفهان است. دیگر نظر شهر آشوب (۴۸۰ هجری قمری) در «معالم العلما» است که به همین معنی اشاره دارد.

از دیدگاهی دیگر هم می‏توان چنین حدس زد که، اگر صاحب بن عباد در طالقان ری هم متولد شده باشد در زمان انتقال به اصفهان از نظر علقه به محیطی همانند مسقط الرأس خود طالقان جی را مورد توجه قرار داده و اقامت در آنجا را بر جای دیگر ترجیح داده است.

جالب توجه این است که در نزدیکی طالخونچه، ده کوچکی به نام اسماعیل طوخان (یاترخان) وجود دارد که گویا محل اختصاصی اقامت صاحب بوده است و طرخان (یاترخان) به معنی رئیس و سرکرده و بزرگوار استمن خود یکی از فرزندان این محل هستم و پدر من اهل این محل بود (اما مادرم از اهالی شهر اصفهان بود) پدر من روحانی این محل بود و در مسجدی که اکنون به نام اوست (مسجد الرضا) اقامه نماز می‏کرد و مرجع مذهبی اهالی طالخونچه بود و من تا کلاس ششم ابتدائی در طالخونچه تحصیل کردم و بقیه تحصیلاتم در اصفهان و تهران بوده است، اما در تعطیلات زمان تحصیل، در طالخونچه به سر می‏بردم و اکنون که در اصفهان ساکن هستم، گاهی به آنجا سر می‏زنم و عموزادگان من هم اکنون در آنجا زندگی می‏کنند و ما در آنجا خانه پدری را حفظ کرده‏ایم.

از اماکن تاریخی شهر، می توان مسجد حضرت قائم "عج" ومسجدالرضا"ع" رایادآورشدونیزبه قلعه حاج آقاکاظمی وقلعه یاوری، قلعه ابراهیم خان، واماکن تاریخی دیگر ی اشاره نمود.ازدیگرآثارتاریخی مسجد خیبر(بنابرآنچه نقل می شود)بوده است(که به دلیل عدم رسیدگی و بازسازی؛ فقط مختصری ازنمای محراب آن باقی‌است.)،. چندی پیش نیز سردر قلعه یاوری خراب شد. باغ سرهنگ یاوری نیز که در روبروی قلعه یاوری قرار دارد،درچندسال اخیر خشک شده.

مردم شهر اکثراً کشاورز هستند و به زراعت گندم و جو مشغول‌اند .[۱] از مشاغل دیگر مردمان این شهر حضور در شرکت های بزرگ مجاور مانند فولاد مبارکه و ذوب آهن است .

نبود حمایت های لازم از شهر طی سالیان گذشته یکی از انتقاد های بزرگ مردم این شهر است . وچود رانت های بسیار در شهر های مجاور باعث یکی از علل عدم پیشرفت این شهر است .

برخی آثار تاریخی[۲][ویرایش]

از جمله آثار و ابنیه قدیمی شهر طالخونچه می‌توان به آثار ذیل اشاره نمود:

    • قلعه خاندان یاوری
    • باغ تاریخی سرهنگ(که در سالیان اخیر در طرح احداث تنها کمربندی شهر طالخونچه که غرب شهر را به شرق شهر منصل می‌کند متأسفانه از بین رفت و اکنون تنها چند درخت از آن باقی مانده است)
    • قلعه ابراهیم خان یاوری
    • قلعه کاظمی
    • قلعه قاضی
    • قلعه شریف آباد(که در زبان محلی مردم شهر به قله جنی مشهور است)
    • مسجدالرضا با بیش از ۵۰۰ سال قدمت تاریخی.
    • مسجد حضرت قائم بابیش از۵۰۰سال قدمت تاریخی.
    • مسجد امام علی یا مسچدچهاربرجی با بیش از۷۰۰سال قدمت تاریخی.
    • قدمگاه سیدمحمد
    • مزار هفت برادران
    • کبوترخانهٔ طالخونچه
    • خانه بوم گردی حاج کاظم کاظم فرزندی
    • خانه بوم گردی حاج ابوالقاسم طاهری
    • خانه و عمارت بوم گردی و رستوران سنتی نیازی ها
    • وجود خانه‌های تاریخی زیاد به سبک معماری دوره قاجار و پهلوی و همچنین بازمانده‌های تعدادی زیادی قلعه

معبدگاه چندهزارساله زرتشتیان که امروزه به مسجد تبدیل شده، مسجد خیبر که از اولین مسجدهای استان به حساب می‌آید، پل تاریخی رودخانه شور، چهار دروازه ورودی شهر و … از مکان‌های تاریخی این شهر محسوب می‌شود. این شهربه گفته‌هایی درحمله افغان چند ماه بیش ازاصفهان مقاومت کردند.{{مدرک}

  • دوردوریا
  • صحرای امین آباد

مردم شهر[ویرایش]

جمعیت شهر ترکیبی از فارس زبان‌ها و ترکان قشقایی است ۳۰٪مردم شهر کشاورز هستند و به زراعت گندم و جو مشغول‌اند. غالب کشاورزان شهر، به زمین‌های اطراف شهرمعروف به کویر مهیار یا اراضی محدوده این شهر در نزدیکی شهر جدید مجلسی رفته و در آن‌جا زراعت می‌کنند.[نیازمند منبع] با رونق صنعت در شهرستان بعضی از اهالی در کار خانجات تابعه مشغول به کار هستند. با این حال نرخ بیکاری در این شهر بالا است.[نیازمند منبع] متأسفانه می‌توان گفت که تصمیمات بدون مطالعه دولتی بیشترین ضرر را در طول این دوران (۱۶ سال گذشته) به شهر طالخونچه رسانده‌است یکی از این مشکلات عدم واگذاری امکانات در راستای توسعه صنعت گردشکری و صنعتی و فروختن زمین‌های کشاورزی این روستا شهر (که دچار کم‌آبی شده بودند) به شهر مجلسی توسط منابع طبیعی است که باعث افزایش رشد مهاجرت از این شهر شده‌است. یکی دیگر از مشکلات سالیان اخیر این شهر قرارداشتن در مجاورت فولاد مبارکه است که باعث افزایش بیماری‌های پوستی وتنفسی بعلت عدم بکارگیری فیلتر صنعتی در این کارخانه و همچنین آلوده شدن آب‌های زیر زمینی این شهرستان بعلت پساب‌های صنعتی این کارخانه است.[نیازمند منبع]

پیشینه تاریخی[ویرایش]

قابل ذکر است که در زمان قدیم در ایران، سه طالقان وجود داشته‌است. یکی طالقان خراسان که موءلف «حدودالعالم» محل آن‏را میان طخارستان و ختلان و در سرحد گوزکانان، و یاقوت در «معجم‏البلدان» بین بلخ و مروالرود یاد می‏کند. این همان طالقان است که در شاهنامه فردوسی از آن سخن به‏میان آمده است:

سوی طالقان آمد و مرورود / سپهرش همی داد گفتی درود دگر طالقان شهر تافاریاب / همیدون به بخش اندرون فاریاب سوی طالقان آمد و مرورود / جهان پرشد از ناله نای‏و رود

طالقان دوم شهرستانی است که از شمال و مشرق محدود است به مازندران، و از جنوب به ساوجبلاغ و از مغرب به قزوین که ناحیه‏ای است کوهستانی وقسمت مهم آن در دره شاهرود واقع شده‌است، این طالقان را در قدیم صالقان‏ری و در ازمنه جدیده طالقان قزوین نامیده‏اند.

سومین طالقان، طالقان جی است، توضیح آن که نام قدیم یا لقب قدیم شهر اصفهان جی بوده‌است[۳] این بنا بر بعضی م‏آخذ قدیم من جمله «معجم‏البلدان» اطلاق جزء بر کل بوده‌است، به این معنی که جی قسمتی از اصفهان بوده‌است و قسمت دیگر آن «یهودیه» بوده‌است که از «جی» بزرگتر بوده، اما ناحیه جی آبادتر بوده‌است و دهات منسوب به آن به تعداد روزهای سال بوده‌است.[۴]

در پی به وجود آمدن شرایط جوی در ابتدای سال ۱۳۹۸ و جاری شدن سیل،استخوان‌های انسان و تکه‌هایی از کوزه شکسته مربوط به بیش از 2 هزار سال قبل در پی تخریب کانال‌های سیل آب در شهر طالخونچه کشف شد. بلافاصله پس از کشف این آثار عوامل اداره میراث فرهنگی شهرستان در جریان قرار گرفتند که در بررسی‌های اولیه صورت گرفته توسط آنان مشخص شد که این استخوان‌ها با قدمت بیش از 2 هزارساله بوده و مربوط به دوره اشکانیان و یا ساسانیان هستند.[۵]

بررسی کارشناسان نشان می‌دهد که احتمالاً این منطقه یک گورستان قدیمی بوده که در آن زمان افراد پس از فوت در کوزه‌های سفالی دفن می‌شدند.[۶]

منابع[ویرایش]

  1. کیهان فرهنگی-شماره ۲۱۴
  2. «شهر طالخونچه - نمایش محتوای تولیدات ویژه - صدا و سیمای اصفهان». isfahan.irib.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۰-۱۰.
  3. معجم‏البلدان جلد دوم. دارالکتب العربی- بیروت. صص. ۲۰۲.
  4. تبیان، موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی. «طالخونچه، شهر باستانی رها شده». article.tebyan.net (به Persian). دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۱-۱۶.
  5. رکنا، پایگاه خبری و اطلاع رسانی، «کشف گنج ایران باستان در جریان سیل اصفهان! نیروی انتظامی منطقه را بست»، https://www.rokna.net (به Persian) پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک)
  6. تابناک جوان، پایگاه خبری، «کشف استخوان‌های ۲ هزار ساله انسان از زیر سیل»، http://tabnakjavan.com (به Persian) پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک)

http://isfahan.irib.ir/-/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%88%D9%86%DA%86%D9%87