جوزدان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از جوزدان (شهر))
پرش به: ناوبری، جستجو
جوزدان
کشور  ایران
استان اصفهان
شهرستان نجف آباد
بخش جوزدان
نام(های) دیگر جوزون
سال شهرشدن ۱۳۷۰
مردم
جمعیت ۶۷۴۹[۱]
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۶۳۵
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی ۰۳۱۴۲۲۸
وبگاه www.juzdan.ir

شهر جوزدان (Juzdan)با قدمت ۸۰۰ ساله یکی از قدیمی‌ترین شهرهای استان اصفهان می‌باشد. شهر جوزدان در ۸کیلومتری جنوب شرقی نجف آباد واقع شده و از جنوب شرق به شهر جدید فولاد شهر و از غرب به زمین‌های کشاورزی و شهرک صنعتی نجف آباد (جوزدان) و جنوب به تپه‌ها و کوهای امتداد یافته رشته کوه‌های زاگرس موسوم به کوه پنجی مشرف می‌شود.

محتویات

جمعیت[ویرایش]

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت جوزدان در سال ۱۳۹۰ برابر با ۶۷۴۹ نفر بوده‌است که از این میان ۳۴۲۹ نفر مرد و ۲۳۲۰ زن بوده‌اند. این شهر ۱۸۴۹ خانوار دارد.

موقعیت جغرافیایی شهر جوزدان[ویرایش]

شهر جوزدان برروی دشت بنا شده است و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۶۳۵ متر می‌باشد. کوه‌های جنوبی روستا موسوم به کوه فشارچه می‌باشد و مرتفع‌ترین آنها کوه پنجی می‌باشد که از شمال غربی نجف آباد به جنوب شرقی ان کشیده شده است. اقتصاد روستا بر پایه کشاورزی و دامداری بنا شده است، کشاورزی مهمترین و اساسی‌ترین قطب اقتصادی این منطقه می‌باشد آب کشاورزی این روستا از چاه‌های حفر شده توسط اهالی و سه رشته قنات کهن که حدوداً هرکدام ۱۰ کیلومتر طول دارند تأمین می‌شود که به راستی حکایت از همت بلند مردم دارد؛ همچنین کانال آب رسانی جوزدان که منشعب شده از رودخانه زاینده رود است؛ و قلب حیاتی کشاورزی جوزدان است. این کانال از زاینده رود سرچشمه گرفته و پس از گذشتن از شهرها وروستاهای مختلف و سیراب کردن اراضی منطقه وارد جوزدان می‌شود و زمین‌های زراعی را پوشش می‌دهد و سپس به راه خود ادامه داده ودر سر راه خود زمین‌های کشاورزی شرق کانال را نسبتاً مشروب می‌کند سپس دو شاخه می‌گردد (یکی به طرف خمینی شهر و دیگری به طرف قهدریجان) و مجدداً به زاینده رود می‌ریزد.

تاریخ[ویرایش]

شهر جوزدان با قدمت ۸۰۰ ساله یکی از قدیمی‌ترین شهرهای استان اصفهان می‌باشد؛ که بهترین دلیل[تحقیق دست‌اول؟] بر این مدعا سنگ‌های قدیمیِ موجود در ساختمان مسجد جامع (بقعه شیخ محمد) است که قدمت این مسجد را به دوران مغولیتیموری می‌رسانَد و قنوات کهن و گنبدهای خشتی و همچنین آستان متبرکههٔ امامزاده ساره مریم جوزدان که براساس شواهد ذکرشده این بنا متعلق به خواهر ناتنی علی بن موسی رضا است. هسته اولیه روستا را اهالی گرگ آباد (منطقه‌ای در مسیر کوه فشارچه کنونی) تشکیل داده‌اند که به دلیل وجود گرگ‌های وافر در این منطقه به این نام شهرت یافته است به علل نامشخص گرگ آباد منطقهٔ مناسبی برای زندگی نبوده و ساکنانش این محل را ترک گفته (وجود خرابه‌هایی از حمام عمومی و چند دیوار گلی در صدهً قبل شاهد براین مدعا می‌باشد. بسیاری از آنها به حوالی تهران مهاجرت میکنندو هنوز مهاجران گرگ آبادی در تهران پسوند فامیلی جوزدانی را همراه فامیل خود دارند و بقیه ساکنان زندگی را در کنار گرگ آباد (جوزدان فعلی) ادامه می‌دهند که جوزدان کنونی را به وجود می‌آورند.

ریشه نام شهر جوزدان[ویرایش]

جوزدان متشکل از دوکلمهٔ جوز به اضافه دان می‌باشد کلمه جوز در لغت عرب به معنی گردو می‌باشد و این روستا بعلت دارا بودن از درختان گردو فراوان، جوزدان نام گرفته که دان آن پسوند دارا بودن می‌باشد. جوزدان ترکیب یافته از نام‌های مختلف است که به ترتیب عبارتنداز جوزجان – جوزان (به نقل از کتاب مرده کشان جوزان نوشته ابوالقاسم پاینده[۲]) - جوزدان می‌باشد البته بعضی‌ها نیز این چنین استنباط می‌کنند بعلت گرمای زیاد و خشک بودن هوای این روستا به جزدان معروف بوده است و کم‌کم به جوزدان تغیر نام داده است[نیازمند منبع] ولی این برداشت ریشه و سند معتبر ندارد.

مکان‌های زیارتی[ویرایش]

امامزاده ساره مریم[۳]
بقعه شیخ محمد
آقا شاهزاده

شغل ساکنین منطقه[ویرایش]

کشاورزی: زمین‌های کشاورزی جوزدان به کاشت انواع گونه‌های گیاهی جواب می‌دهد از جمله غلات، صیفی جات و انواع درختان میوه در قدیم مردم جوزدان به کاشت خشخاش اشتغال داشته‌اند و محور اقتصادی زندگی آنها بر این گونهٔ گیاه می‌چرخیده است که این گیاه برای پذیرایی از درباریان استفاده می‌شده است البته درآن زمان گشت تریاک مرسوم بوده و هنوز هم از تریاک جوزدان به بهترین نوع آن یاد می‌شود در زمان محمد رضا شاه باتوجه به این که تریاک زیاد گشت می‌شده وبرای اهالی منطقه خطرافرین بوده جنبه اقتصادی آن نادیده گرفته شده و کشت آن ممنوع گشت؛ و تمام تریاک‌های موجود درخانه‌های اهالی توسط امنیه‌های دولتی کشف و ضبط گردید که البته کاشت این گیاهان مذکور منسوخ شده و مردم روستا بیشتر به کشت غلات مهمی که برای آنها صرفهٔ اقتصادی دارد همت گماشته‌اند از جمله غلاتی چون گندم، جوو بویژه برنج لازم است ذکر شود که برنج جوزدان از مرغوبیت و معروفیت خاصی برخوردار است و در بازار به برنج لنجان معروف است و نه تنها در کشور ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد بلکه به خارج از ایران نیز صادر می‌شود.

دامداری: از دیر باز در جوزدان دامداری رواج داشته است و تاکنون ادامه دارد کشاورزان در کنار کشاورزی از حرفه دامداری نیز بهره می‌برده‌اند و برخی فقط به صورت حرفه‌ای کار دامداری را ادامه می‌دهند تااکنون که در اطراف جوزدان دامداری‌های صنعتی رواج پیدا کرده است.

مردم شناسی[ویرایش]

مردم این روستا انسانهای بسیار سخت کوش، باغیرت، مهمان نواز، و باهوش و درایت می‌باشند؛ و آنچه از مکاتبات نویسندگان استنباط می‌شود؛ و به دیده نظر گماشته می‌شود و گنجینه‌ای که از پیشنیان سینه به سینه و نسل در نسل به مارسیده است جوزدانیان انسانهای باهوش و ذکاوت بوده‌اند که زیرکی خاصی در رفتار آنها نمایان بوده و افکاری که در سر می پروارنده‌اند حاکی از فکر وسیع آنها بوده شاید جو حاکم برآن زمان و شرایط حاکمه باعث می‌شده آنها جهت رفع مشکلات و معضلات خود هوشمندانه عمل نمایند اما بااین وجود آنها با راهکارهای شاهکار و زیرکانه خود دست به اقدامات منحصر به فر دی زده‌اند جوزدان در قدیم‌الایام دارای چهرهای مشهور و شخصیت‌های برجسته‌ای بوده نظیر حاج آقا باقریین و حجت‌الاسلام علی محمد هاشمی که درزمان پهلوی و دردوران خفقان به قم می‌رفته‌اند و دروس حوزوی را فرا می‌گرفته‌اند سپس به روستا می آمدند و به ارشاد و راهنمایی مردم می‌پرداختند آنها دراین راه زحمات زیادی را متحمل شده‌اند که قابل قدردانی و سپاس گذاری است همچنین در جوزدان شعرا و عارفان بزرگی که از آنها به ملاهای ده تعبیر شده است می‌زیسته‌اند که به دلیل نبود امکانات و تحصیلات متأسفانه نامی از این بزرگ مردان بر جای نمانده است درکنار این شخصیت‌های بزرگ می‌توان از کسانی نام برد که نامشان لرزه بر اندام مردم می‌انداخته، افرادی نظیرسارم دوله (مالک روستا از قاجاریان) و فرزند آن اصغر مسعود (اصغر میرزا) و رضا خان جوزدانی که از خوانین آن دوره می‌باشند یاد کرد ومیتوان گفت که رضا خان جوزدانی یکی از یاغیان آن زمان بوده که برخلاف جثه کوچک و اندام ضعیف فردی با رشادت و خوش استعداد، باغیرت، وناموس پرست بود که در سال ۱۳۲۹ قمری (۱۲۹۰شمسی) از زندان فرار می‌کند و در منطقه به طرفداری از شهریان می‌پردازد، سال‌های ۳۵ تا ۳۷ قمری اوج رشادت و سلطه گری این شخص بر مردم بوده و موجب رعب ووحشت کاروانیان بوده است او درگردنه‌ها بر سر راه کاروانیان کمین می‌کرده و به تاراج اموال آنان می‌پرداخته. (شرح مفصل در کتاب دیار نون اثر علی یزدانی نجف آبادی) این شخص پس ازجنگ جهانی اول وطی جنگهای درون منطقه‌ای توسط علی خان فلاردی واقامحمودبابااحمدی دستگیر شدودرزمان رضاشاه به داراویخته شد. در زمان رضا شاه با توجه به اعتقادات مذهبی مردم سادات صادق و عارفی مثل حاج آقا موسوی که بعنوان پیشوایان جوزدان مردم را هدایت می‌کردند و مورد احترام اهالی بوده‌اند در این روستا می‌زیسته‌اند.

آثار تاریخی[ویرایش]

۱- امامزاده ساره مریم که در قسمت شمال غربی ورودی روستا می‌باشد از دیر باز مورد توجه اهالی مردم کل منطقه بوده است که درکنار آن مزارع شهدا واقع شده و قبرستان روستا در جوار این امام زاده شریف می‌باشد و تا این زمان مردم برای زیارت و ادای نذورات خود به این محل میایند. درزمانهای گذشته بازارهای مرسوم در جوار امام زاده روزهای پنج شنبه برپا بوده است این بازارها معروف به «درپنج شنبه» بوده مردم هم برای زیارت و هم برای خرید مایحتاج درروز پنجشنبه به این مکان می‌آمدند کم‌کم با شکل گیری انقلاب اسلامی این پنجشنبه بازار هم برچیده شد.

۲- در کنار این امامزاده بقعه‌ای وجود دارد معروف به بقعه آغا شاهزاده (آغا بیگم) که در حال حاضر متروکه شده است و پدر این بزرگوار در یزد دارای زیارتگاه می‌باشد.

۳- در قسمت شمال شرقی روستا برج کبوتر خانه می‌باشد که مدتی به جهت دیده بانی شکارگاه منطقه‌ای و بعداً جهت برداشت فضولات پرندگان استفاده می‌شده ظل السلطان حاکم اصفهان که شکارچی ماهری بوده است وباخوانین زمان خود دراین منطقه شکار می‌کرده است در مورد جوزدان گفته است که جوزدان ده بسیار بزرگ وشکارگاه‌های مناسبی دارد و مانند قمشلو شکارش تعریف دارد. برج کبوترخانه به دلیل بی‌توجهی اهالی ومسئولین روبه تخریب نهاده بود که درسال ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ با همت امور میراث فرهنگی ترمیم و بازسازی گردید.

۴- مسجد جامع: مهمترین واصلی‌ترین مکان تاریخی جوزدان که گویای هویت و قدمت روستا می‌باشد، تقریباً در مرکز روستا قرار دارد وبه مرور زمان در اطراف آن ساخت وسازهایی صورت گرفت از وجود سنگ قبرهای موجود در این مسجد می‌توان به قدمت دیرین آن پی برد. در ضلع جنوب غربی این مسجد بقعه‌ای وجوددارد به نام بقعه شیخ محمد. شیخ محمدعالم بسیار بر جسته‌ای بوده که از صوفبان زمان خود به حساب می‌رفته. در کنار این عالم بزرگوار تنی چند از علمای ان زمان نیز مدفون می‌باشند، از جمله شیخ صفی الدین شیخ ملکشاه متوفی هشتم جمادی‌الثانی ۱۱۰۱ه. ق به گفتهٔ مردم روستا درزمانهای قدیم تاجری با کاروان خود ازاین محل عبور می‌کرده که با شرایط بد جوی مواجه میشودو عبورش راازاین مکان ناممکن می‌سازد این اتفاق در خندق مجاور مسجد جامع رخ می‌دهد تاجر باخود می‌اندیشد که چگونه راهی برای گذشتن پیدا کند پس باخود عهد می‌بندد که اگر موفق به عبور از این منطقه شد مسجدی در کنار خندق بنا کند. وی موفق به عبور می‌شود و بنا بر عهد خود بنای اولیه مسجد را پایه‌گذاری می‌کند؛ و طی سالها مردم مسجد را مرمت می‌کنند تا به امروز که دارای بنای زیبایی می‌باشد مسجد دارای سردرب بسیار زیبایی بوده اما به دلیل نزولات جوی و گذشت زمان تخریب شده و به دلیل ناآگاهی برخی مسئولین مربوطه و پیگیری نشدن سازمان میراث فرهنگی تخریب شد اما گنبد اصلی هنوز پابرجا است، لازم است ذکر شود که این مسجد ابتدا مکتب خانه بوده و امام جمعه وقت اصفهان دراین مکان مدفون می‌باشد همچنین شش نسل قبل از حاج آقا باقریین نیز در این مکان به خاک سپرده شده‌اند که روحانیان معتبر آن زمان بوده‌اند.

۵- باغ شاهزاده: در زبان عامه از آن به باغ شازده تعبیر می‌شود که درقدیم مقر حکومتی بوده؛ که شخصی به نام سارم الدوله آن را بنا نموده پس از آن باغ به پسرش اصغر میرزا به ارث می‌رسد. در وسط باغ امارت زیبایی و در پشت آن حمام و اتاق‌های خدمه میباشدکه این اتاق‌ها و حمام تخریب شده (نمونهٔ ساخت بنا و حمام آن مشابه به حمام ساخته شده در کاشان می‌باشد). هنوز کاج‌های بنا شده در زمان پهلوی پابرجا هستند و امارت وسط باغ هم بازسازی شده و در کنارآن استخر بزرگی بوده که هم اکنون هم وجود دارد و بقیه زمین برای امور تفریحی استفاده می‌شود که پس از انقلاب اسلامی قسمتی از آن توسط سپاه پاسداران و قسمتی دیگر از آن توسط آموزش و پرورش مورد استفاده واقع شد.

دستور زبان مردم شهر[ویرایش]

۱- مضاف و موصوف همیشه «ی» می‌گردد. مثال:

آدم خوب ---> آدمی خُب

۲- حرف «د» ما قبل ساکن تبدیل به «ت» می‌شود. مثال[ویرایش]

پراید ---> پرایت

آرد ---> آرت

۳- حرف «و» ساکن آخر کلمه به «ب» تبدیل می‌شود. مثال[ویرایش]

گاو ---> گاب

۴- اصولآ در هر کجا که کسره قشنگ باشد فتحه بکار می‌رود و در هر کجا که فتحه کلمه را زیبا می‌کند کسره بکار می‌رود. مثال[ویرایش]

مثال برای فتحه:

فَرار ---> فِرار

مثال برای کسره:

اِمروز ---> اَمروز

حِیف ---> حَیف

۵- صدای «ا» جایگاهی نداشته وبه «او» تبدیل می‌شود. مثال[ویرایش]

شما ---> شوما

کجا ---> کوجا

چادر ---> چادور

۶- حرف "و" در قالب حرف ربطی به " آ " تبدیل می‌شود. مثال[ویرایش]

من و تو و حسن ---> منا تو آ حسن

اصولآ خود " آ " به عنوان یک حرف ربط به کار می‌رود. مثال:

من هستم، آ بابامم هستن.

۷- حرف «ه» در لهجه جوزدانی به نوعی نابود شده است. مثال[ویرایش]

بچه‌ها ---> بِچا

گربه‌ها ---> گُربا

«ه» در آخر کلمات فعل به «د» ساکن تبدیل می‌شود. مثال:

بِره ---> بِردِ

بشه ---> بِشِد

«ه» به «ی» تبدیل می‌شود. مثال:

بهتر ---> بیتَرِ

«ه» به «و» بدل می‌شود. مثال:

می آئیم ---> می یَایم

نکته: به غیر از اول شخص مفرد، حروف «خوا» به «خ» تبدیل می‌شود. مثال:

می خوای ---> می خَی

می خواین ---> می خَین

۸- در برخی از افعال حرف «ی» به «اوی» تبدیل می‌شود. مثال[ویرایش]

می گی ---> می‌گوی

۹- حرف اول کلمه " ب امری " باشد و حرف سوم "ی" باشد یک "ی" بعد از حرف "ب" اضافه می‌شود. مثال[ویرایش]

بگیر ---> بیگیر

بشین ---> بیشین

بریز ---> بیریز

ببین ---> بیبین

۱۰- حرف «س» در آخر لغات به معنای «است» می‌باشد. مثال[ویرایش]

چه خبره؟ ---> چه خبِرِس؟

۱۱- نکته جالب دیگر در مورد کلمه «پس» است که اغلب «س» آن حذف می‌شود. مثال[ویرایش]

کجایین پس؟ ---> کوجاین پَ؟

پس تو کجایی؟ ---> پَ تو کوجای؟

تبصره: در لهجه‌های اصیل جوزدانی اصولآ «د» به «ز» تبدیل می‌شود. مثال:

گنبد ---> گنبِز

۱۲- حرف «ی» در آخر کلمات حذف می‌شود. مثال[ویرایش]

چیزهای زیادی هست ---> چیزا زیادی هست

بچه‌های اون محله ---> بِچا اون محله

آدمای این دوره زمونه ---> آدِما این دوره زِمونه

۱۳- ساختار «د + فعل + د» به معنای تأکید بر انجام آن فعل است. مثال[ویرایش]

دِ بیا دِ

دِ برو دِ

دِ جَل باش دِ

و اما چند اصطلاح جوزونی:

۱۴- جَخ به معنای «تازه» ---> من جَخ رسیدم (که در بعضی موارد با هم بکار می‌رود ---> من جَخ تازه رسیدم یعنی من همین الان رسیدم)[ویرایش]

۱۵- کلمه سیزده که سینزَ تلفظ می‌شود و نوزده که نونزَ و دوازده که دوازَ خوانده می‌شود[ویرایش]

۱۶- فعل زیبای «اِسِّدَم» که می‌شود گفت کلمه «گرفتم» را داغون کرده و صرف آن به شرح زیر است[ویرایش]

اِسِّدم - اِسِّدی - اِسِّد -اِسِّدیم - اِسِّدید - اِسِّدند

۱۷- فعل بِگم از جمله فعلهایی است که کسره حرف اول آن به «و» بدل شده و از استثنائاست. مثال[ویرایش]

بِگو ---> بوگو

بِگم ---> بوگَم

۱۸- اصطلاح «جل باش» به معنای «عجله کن» که «ع» و «ه» اول و آخر کلمه از بین رفته است[ویرایش]

۱۹- در اکثر موارد «ژ» به «ج» تبدیل می‌شود. مثال[ویرایش]

ماساژ ---> ماساج

پاساژ ---> پاساج

۲۰- در بعضی مواقع صورت کلی کلمه و حروف دگرگون می‌شود. مثال[ویرایش]

جوجه ---> چوری

سماخ پالون--->آبکش

کلاغ ---> غِلاغ

اُ روسی--->کفش

مغازه ---> دوکون

بوکه--->بطری

صبون ---> صابون

چینه--->دیوار

سبا ---> فردا

جَده--->جاده

چلالی--->سبد

قوطی گوگرد--->کبریت

کویک--->کیک گل

باخاری--->بخاری

چاچو--->چادر

خیال--->خیار

چوق--->چوب

اُ ---> آب

دُری--->بشقاب

سلط--->سطل

مَچِد --->

مسجد تُمون--->شلوار

لام ---> لامپ

در را پیش کن ---> در را ببند

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه‌ریزی استانداری خراسان جنوبی (به نقل از مرکز آمار ایران)، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. 
  2. مرده کشان جوزان نوشته ابوالقاسم پاینده
  3. آثار ملی ایران