سید ابوالاعلی مودودی
ابوالاعلی مودودی | |
|---|---|
| زادهٔ | ۴ رجب ۱۳۲۱ ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۳ |
| درگذشت | ۳۰ شوال ۱۳۹۹ ۲۲ نوامبر ۱۹۷۹ (۷۵ سال) |
| ملیت | |
| پیشه(ها) | روزنامهنگار، حکیم، متفکر، فیلسوف |
| آثار | اصطلاحات چهارگانه در قرآن، الهیات اسلامی، تفاهیمالقران |
| حزب سیاسی | جماعت اسلامی پاکستان |
| جوایز | جایزه بینالمللی ملک فیصل ۱۹۷۹ |
| وبگاه | |
سیّد ابوالأعلی مودودی (اردو: ابوالاعلی مودودی) (زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۳ – درگذشته ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹) روزنامهنگار، مسلمان طرفدار احیای مذهبی، فیلسوف سیاسی و متفکر اسلامگرای سده ۲۰ (میلادی) در هندوستان و پاکستان بود. او همچنین یک شخصیت سیاسی در پاکستان و مؤسس جماعت اسلامی پاکستان بود. این حزب به لزوم احیای اسلام واقعی اعتقاد داشت. نظریهپردازیهای وی موجب به وجود آمدن جریانهای رادیکال در میان جنبشهای اسلامی معاصر شد.
مودودی در خانوادهای مسلمان در شمال هند زاده شد. او مدعی بود که فقط خدا قانونگذار است و باید همهٔ نظامهای حکومتی را که به دست آدمیان ساخته شدهاند، «کافرکیشی نوین» دانست و آنها را برانداخت. دیدگاههای مودودی همزمان از ایدئولوژیهای توتالیتر غربی تأثیر پذیرفته بود. وی فاشیسم را به این سبب میستود که تلاش میکرد راه سومی میان کاپیتالیسم و سوسیالیسم بیابد. کمونیسم را هم به این سبب میستود که موفق شده بود کل حکومت را در خدمت یک ایدئولوژی سیاسی قرار دهد. مودودی در سال ۱۹۴۱ حزب «جماعت اسلامی» را مطابق الگوی لنینی «حزب کادرها» بنیانگذاری کرد. او پس از جدایی پاکستان از هند در سال ۱۹۴۷، به پاکستان رفت و با حزب خود در آنجا تأثیرگذار بود.[۱]
زندگی
[ویرایش]در سال ۱۹۰۳ در شهر اورنگآباد از ایالت حیدرآباد هند به دنیا آمد و نوجوانیاش را به عنوان یک روزنامهنگار گذراند. در سال ۱۹۲۷ نخستین اثر مهم خود را با عنوان «جهاد در اسلام» در شمارههای متوالی یک روزنامه مینوشت. چند سال بعد، او ماهنامهای تحت به نام «ترجمان القرآن» که به ترجمه و تفسیر قرآن اختصاص داشت، منتشر کرد و تا پایان زندگی خود در سال ۱۹۷۹ به انتشار آن ادامه داد. وی به دعوت اقبال لاهوری از حیدرآباد به لاهور مهاجرت کرده بود.[۲]
فعالیتها
[ویرایش]پیش از او
[ویرایش]سید جمالالدین اسدآبادی از نخستین شخصیتهای جهان اسلام بود که برای پایهگذاری اسلام سیاسی و بنیادگرایی و نقشآفرینی اجتماعی آن تلاش کرد. این افراد با اینکه میخواستند از آموزههای دینی به منظور تشویق برای مقابله با استعمار خارجی بهره گیرند، امّا بهرهجویی از تجارب علمی و سیاسی که تمدن غربی را به عظمت و توانایی خارقالعاده رسانده بود، نفی نمیکردند. تا دهههای چهل و پنجاه سده بیستم میلادی، معمولاً اندیشمندان مسلمان میکوشیدند اسلام را سازگار با تمدن مدرن نشان دهند و از تقابل تمدن غربی با آن جلوگیری کنند. با شکست این بینش، «اسلام ایدئولوژیک و سیاسی» به آسانی راه خود را در میان جوامع اسلامی باز کرد. این بینش، پروژهای تمدنساز نبود و تلاش میکرد از آموزههای اسلامی، برنامهٔ سیاسی سازمانیافتهای بیرون بیاورد و «دولت اسلامی» را پایهگذاری کند.[۳] در حقیقت اسلام سیاسی ریشه در تفکرات افرادی از قبیل مودودی دارد.
ادامه راه گذشتگان
[ویرایش]ابوالاعلی مودودی نخستین کسی بود که مصرانه تلاش کرد رویکرد سیاسی محض به اسلام داشته باشد. او مؤسس جماعت اسلامی پاکستان است. حزبی که در پی احیای اسلام در شبه قارهٔ هند و سپس در پاکستان بوده است. او جماعت اسلامی پاکستان را در سال ۱۹۴۱ پایهگذاری کرد. تشکیلات او با الگوبرداری از احزاب کمونیست اروپا سازمان یافته بود. با اینکه «جماعت اسلامی پاکستان» مانند «اخوانالمسلمین» توفیق سیاسی و اجتماعی چندانی به دست نیاورد، امّا تأثیر بینش بنیانگذار آن سازمان بر اندیشهٔ مدرن اسلامی، بسیار عمیق بود.[۳]
جماعت اسلامی مخالف تشکیل کشور پاکستان بود. استدلال مودودی به شکلی واضح و علنی این بود که اسلام را نمیتوان و نباید به یک دولت-ملّت محدود دانست. با این حال، پس از تقسیم هند مودودی به پاکستان رفت و برای تشکیل حقوق شرعی یا حقوق اسلامی به تلاشی خستگیناپذیر دست زد. خواستهٔ اصلی حزب جماعت اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام در کشور پاکستان بود.[۴]
دیدگاهها
[ویرایش]مودودی، متعلق به جریانی است که بنیادگرا خوانده میشود. این جریان در واکنش به مدرنیته شکل گرفت و معتقد به بازگشت به سنتهای اصیل اسلامی بدون انطباق آن با آموزههای بشری است. یکی از بارزترین مشخصههای مودودی، رویکرد انکاری وی نسبت به پدیدههای غربی بوده است.[۴] مودودی با صراحت اعلام کرد که اسلام، دموکراسی و لیبرالیسم نیست. اسلام مشروطهخواه و لیبرالیسم نیست. اسلام تنها اسلام است و مسلمانان باید تصمیم بگیرند یا مسلمانی ناب باشند و به خدا شرک نورزند یا از رویارو شدن با جهان بر سر اسلام و مقتضای ایمان خویش اجتناب ورزند.[۵] مودودی مدعی شد که اسلام قوانین متعدد و گوناگونی برای نظام اجتماعی و مدنی دارد.[۶] او تحت تأثیر ایدئولوژیهای مدرن غربی، تلاش کرد اسلام را ایدئولوژیای فراگیر و متمایز و برتر از نظامهای سرمایهداری و کمونیسم معرفی کند.[۳]
مودودی با وجود تلاش برای نشاندادن تقابل میان مفاهیمی اسلامی با مفاهیم غربی، ایدههایی مانند ایدئولوژی اسلامی، حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی را از مفاهیم تمدن غربی اقتباس کرد. برای نمونه، منظور او از حکومت اسلامی، یک دولت غربی مدرن با همهٔ ساختارهای سیاسی آن مانند مجلس، قوه قضائیه مستقل، قانون اساسی و… است.[۳]
او در رسالهٔ «بنیانهای قانون اسلامی» میگوید که «دولت اسلامی» باید بر تمام جنبههای زندگی عمومی و خصوصی شهروندان نظارت داشته باشد و از این جهت با بلشویسم و فاشیسم شباهتهای نزدیکی دارد.[۳]
| بخشی از سلسله مقالات درمورد اسلامگرایی |
|---|
|
|
اصطلاحات چهارگانه در قرآن
[ویرایش]مودودی در کتاب «اصطلاحات چهارگانه در قرآن» در سال ۱۹۴۱ میلادی ادعاهایی را مطرح کرد که پیش از او وجود نداشتند. او مدعی شد که پس از عصر نزول قرآن، «مفاهیم اساسی قرآن» که از نظر او عبارتاند از «اله» و «رب» و «دین» و «عبادت»، در درازای سدههای متوالی از نظرها مخفی ماند و مسلمانان نسبت به آنها دچار سوءتفاهم شدند و به کنه معانی آنها پی نبردند. آنها «اله» را به معنای بت و «رب» را به معنای پروردگار و «عبادت» را هممعنی خداپرستی، قربانی کردن، سجده و نماز و «دین» را مذهب پنداشتهاند؛ یعنی تمام تاریخ اسلام، پُر از جهل و ضلالت و انحطاط بوده است. او همچنین ادعا کرد که مفاهیم اساسی قرآن، حاکمیت و سلطه «اله» و «رب» است و دین و عبادت راههایی برای رسیدن به این دو هستند.[۳]
اختلاف با سید ابوالحسن ندوی
[ویرایش]این ادعاهای او صدای اعتراض ابوالحسن ندوی، دوست سابقش را نیز درآورد. ندوی در کتاب «تفسیر سیاسی اسلام در نوشتههای مودودی و سید قطب» نوشت که مودودی و پیرو او سید قطب، حتی رابطهٔ انسان با خدا را رابطهای سیاسی عنوان کرده و رابطهٔ حاکم و محکوم نشان دادهاند. در حالی که تعلق و رابطهٔ خالق با مخلوق، رابطهای مستحکمتر و عمیقتر است. سیاسی شدن رابطهٔ خدا و بنده، باعث ایجاد رابطهای بیروح و خشک بین مؤمن و خداوند و بدون معنویت و اخلاص درونی میشود.[۳]
به گفتهٔ ابوالحسن ندوی، مودودی حتی «الهیات اسلامی» را نیز تحریف و سیاسی کرده است؛ زیرا شرک در حاکمیت، با شرک در الوهیت و عبادت، برابر یا حتی بدتر از آن است؛ زیرا نخستین و مهمترین هدف پیامبران در طول تاریخ، تصحیح عقاید مردم در رابطه به خدا و بندگی وی بوده است.[۳]
مودودی در این کتاب تصریح میکند که هیچکدام از عبادات اسلامی مانند نماز، روزه، زکات و حج اموری مطلوب لذاته نیستند و تنها ابزاری برای تشکیل حکومت اسلامی هستند. ندوی در نقد این ادعا میگوید که معنی چنین بینشی این است که مسلمانان برای روح و جوهره پرستش و اخلاص، کمال نفس و خشوع درونی خود ارزشی قائل نشوند و به قدرت و ثروت و مقاصد دنیوی روی بیاورند. به گفتهٔ ندوی، پیامد این ادعا که هدف بعثت پیامبران، ایجاد انقلاب سیاسی بوده که از درون آن، تمدنی با اقتصاد و اجتماع سالم برآید و اینکه که خشنودی خدا و رستگاری در آخرت در گرو ایجاد نظامی اسلامی است، این خواهد بود که مؤمنان به جای توجه به آخرت و طلب رضای پروردگار، همهٔ تلاش خود را را برای به دست آوردن «قدرت سیاسی» به خرج میدهند و مسیر مادهپرستی را میپیمایند.[۳]
ابوالاعلی مودودی با توجه به تحولی که در فهم مفاهیم اساسی قرآن پدید میآورد، تشکیل حکومت اسلامی را اصلیترین هدف دین میپندارد. او معتقد است که تمام انبیا سعی کردند انقلابی سیاسی برپا کنند؛ بنابراین تمام عبادات فردی را مقدمه و وسیلهای برای انقلابی سیاسی و برپایی حکومت دینی میداند. «سید ابوالحسن ندوی» و «ابوالاعلی مودودی» نمایندهٔ دو جریان فکری بزرگ در شبه قاره هند یعنی «دیوبندیه» و «جماعت اسلامی» هستند که با یکدیگر اختلافاتی دارند. اختلاف ابوالحسن ندوی با ابوالاعلی مودودی در دو مسئله است:
- امکان، امتناع یا اقتضائات فهم درست دین در امت اسلام
- جایگاه حکومت و مسائلی سیاسی در منظومه فکری دین اسلام
سید ابوالحسن ندوی کتاب «تفسیری سیاسی از اسلام» را در نقد کتاب «اصطلاحات چهارگانه در قرآن» مودودی نوشته است. مودودی در این کتاب چهار اصطلاح قرآنی «اله»، «رب»، «دین» و «عبادت» را مورد بحث قرار داده و مدعی است که در زمان نزول قرآن، مردم عرب معنا و مفهوم کامل و صحیح این عبارات را میفهمیدند، امّا به تدریج فهم مسلمانان از معنای این کلمات تغییر کرده است؛ بنابراین به این دلیل که این چهار کلمه «روح اسلام» بودند، فهم کنونی ما از اسلام دچار تحریف شده و طرز فکر مرکزی این کتاب آسمانی بر ما پوشیده است.
مودودی اصل و جوهر الوهیت را سلطه میداند. او تعاریف مشابهی از ربوبیت، عبادت و دین ارائه میدهد که مبتنی بر روابط سلطهآمیز میان خداوند و بندگانش است. در مقابل ندوی تحول در فهم معانی دینی را یکسره مردود میداند: «معانی و مفاهیم این کلمات و واژههای دینی معین است؛ زیرا رسول اکرم با زبان خویش آنها را تفسیر و با عمل خود حدودشان را تعیین کرده است؛ بنابراین این معانی و مفاهیم در میان امت اسلامی بهطور لفظی و عملی به تواتر منقول و ثابت هستند و امت اسلامی با آنها آشنایی داشته و آنها را پذیرفته است.» بنابراین به نظر ندوی «خداوند متعال هرگز این امت را به گمراهی عمومی و همگانی مبتلا نمیکند و همواره از جهل فراگیری که همزمان بر تمام افراد امت سایهگستر باشد، محفوظ میدارد.»
از پیامدهای این اعتقاد ندوی نفی لزوم هرگونه تغییر معرفتی ریشهای و انقلابی از یک طرف و نیز دوری از رویکردهای اندیشهای در فعالیت دینی از سوی دیگر است. ندوی معتقد است که نهتنها ما تاکنون هیچگاه از تعالیم ناب دینی به کلی جدا نیافتادهایم که اساساً غیرممکن است چنین اتفاقی روی دهد؛ بنابراین هیچگاه نیازی به انقلابی معرفتی پیدا نخواهیم کرد. در واقع ندوی در حوزه فهم دین برخلاف جریانات سلفی، فاصلهٔ عمیق و گسست بنیادین میان «آنچه هست» و «آنچه باید باشد» نمیبیند. دیدگاه ندوی در باب قطعیت استمرار فهم صحیح دین در میان امت اسلامی، او را از رویکردهای سلفی دور و به رویکردهای سنتی اهل سنت نزدیکتر میکند؛ چرا که بنای سلفیت بر این گزاره بنا شده که ما از سیره و روش سلف صالح دور شده و باید به آن دوره «بازگشت» داشته باشیم. در حالی که ابوالحسن ندوی اساساً گسست و شکاف میان فهم سلف صالح و مسلمانان ادوار بعدی از دین را رد کرده و به یک استمرار بی کموکاست در این زمینه قائل است. این اعتقاد ندوی همچنین او را از پرداختن به مسائل معرفتی دینی بینیاز میکند؛ چرا که او احساس خطری در این زمینه نمیکند. البته مباحث اندیشهای در آثار ندوی به چشم میخورد؛ امّا مسئلهٔ اصلی ندوی «اندیشه» نیست. از نظر او مسئلهٔ اصلی «دل» است. دل که درست شود همه چیز درست میشود.
از دیگر انتقادات ابوالحسن ندوی به مودودی این است که مودودی رابطهٔ خداوند و انسان را به رابطهٔ حاکم و محکوم تقلیل داده است، در حالی که این رابطه فقط جزئی کوچک از رابطهٔ خداوند و انسان است. ندوی با تکیه بر مبانی صوفیانه خود، ارتباط خداوند و بندگانش را یک ارتباط معنوی و مبتنی بر «محبت» میداند که قابل تقلیل به ارتباط حاکم و محکوم نیست.
ابوالاعلی مودودی و به تبع او «سید قطب» مفهوم نوینی از توحید را در فضای فکری اهل سنت مطرح کردند که میتوان آن را «توحید در اطاعت» نامید. بعضی از این دیدگاه به «توحید قصور» تعبیر کردند که در برابر «توحید قبور» وهابیت مطرح است. هم مودودی و هم سید قطب، سلفی و متأثر از ابن تیمیه هستند ولی تحول مفهومی که آنها در نقطهٔ مرکزی گفتمان ابنتیمیه یعنی «توحید» به وجود میآورند، سبب میشود تا فضایی کاملاً متفاوت از آنچه سلفیهای وهابی پیمودهاند، بپیمایند. در این فضای گفتمانی، مصادیق شرک از تبرک و توسل و زیارت، به قصرهای پادشاهان نالایق و قوانین ساختهٔ دست بشر تبدیل میشود. این تفسیر از توحید، «اطاعت» را نقطهٔ مرکزی خود قرار میدهد و مسائل اجتماعی و سیاسی را دارای اهمیتی بیش از مسائل فردی دین میداند؛ بنابراین دغدغهٔ اصلی مودودی و سید قطب نه مبارزه تمام عیار با مناسکی که بعضاً مشرکانه پنداشته میشود، که مقابلهای بیامان است با حکامی که در عرض حاکمیت خداوند به حکمرانی و قانونگذاری میپردازند.
با این حال، ندوی شرک اصلی را شرک در «دایره مابعدالطبیعه» دانسته و اموری مانند قبرپرستی، قربانی دادن برای غیر خدا و حاجت خواستن از غیر خدا و… را به عنوان مظاهر اصلی شرک معرفی میکند و اطاعت غیر الله و پذیرش حکومت غیر الله را از نظر درجهٔ اهمیت، در درجهٔ بعد از شرک در دایره مابعدالطبیعه میداند.
ابوالاعلی مودودی با توجه به تحولی که در فهم مفاهیم اساسی قرآن پدیدمیآورد، تشکیل حکومت اسلامی را اصلیترین هدف دین میپندارد. او معتقد است که تمام انبیا سعی کردند انقلابی سیاسی برپا کنند؛ بنابراین تمام عبادات فردی را مقدمه و وسیلهای برای انقلابی سیاسی و برپایی حکومت دینی میداند؛ امّا سید ابوالحسن ندوی نظری کاملاً خلاف دیدگاه مودودی دارد: «قرآن کریم خلاف این پندار (هدف بودن حکومت و وسیله بودن عبادات)، جهاد و حکومت را وسیله میداند و برپا داشتن نماز را مقصد و هدف قرار میدهد.»
تصوف از دیگر موارد اختلافی ندوی و مودودی است. در حالی که مودودی تصوف را «افیون» میپندارد، ندوی معتقد است که تصوف نهتنها افیون نیست که اتفاقاً در رأس تمام جنبشهای اصلاحی، مردانی از صوفیان بودهاند.
پیروان
[ویرایش]سید قطب بیشترین تأثیر را از مودودی گرفت.[۳]
سید ولی نصر (فرزند سید حسین نصر) در کتاب «پیشقراولان انقلاب اسلامی؛ جماعت اسلامی پاکستان» مدعی شده که سید روحالله خمینی، کتاب «حکومت اسلامی» (ولایت فقیه) را تحت تأثیر مودودی نوشته است.[۳]
گلبدین حکمتیار، سیاستمدار و جنگسالار افغان به غیر از پیروی از اندیشههای مودودی، حتی تشکیلات سازمانی و روشهای کاری خود را کاملاً از جماعت اسلامی پاکستان الگو گرفته است.[۳]
دستگیری
[ویرایش]در سال ۱۹۵۳ که رساله قدیانی ستیز مودودی منجر به بروز اعمالی غیرقانونی در سراسر پاکستان شده بود، دستگیر شد. دادگاه حکومت نظامی، حکم اعدام او را صادر کرد. در زندان بارها از او خواسته شد تا درخواست بخشودگی کند و خواستار تخفیف مجازات اعدامش شود ولی مودودی از این کار سر باز زد. با همین اقدام بود که جایگاه او به عنوان یک چهره اسلامی در سده بیستم تثبیت شد. با این وجود، مجازات او بعدتر تخفیف یافت و از زندان آزاد شد.
مرگ
[ویرایش]ابوالاعلی مودودی در آوریل ۱۹۷۹ به دلیل مشکلات قلب و کلیوی برای درمان به شهر بافلو در ایالت نیویورک، ایالات متحده آمریکا رفت و پس از چند عمل جراحی در ۲۲ سپتامبر ۱۹۷۹ درگذشت. مراسم تشییع جنازه او در شهر بافلو برگزار شد ولی در محل نامعلومی در منطقه ایچرا در شهر لاهور به خاک سپرده شد.[۷]
منابع
[ویرایش]- ↑ «اسلامگرایی چیست و اسلامگرا کیست؟». dw.com. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۹-۳۰.
- ↑ «رویدادهای مهم در زندگی مودودی». eslahe.com. ۲۱ آذر ۱۳۸۷.
- ↑ ۳٫۰۰ ۳٫۰۱ ۳٫۰۲ ۳٫۰۳ ۳٫۰۴ ۳٫۰۵ ۳٫۰۶ ۳٫۰۷ ۳٫۰۸ ۳٫۰۹ ۳٫۱۰ ۳٫۱۱ «مولانا مودودی، بنیانگذار اسلام سیاسی رادیکال». BBC News فارسی. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۹-۳۰.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ امکان و امتناع دفاع از مشروطهگرایی لیبرال از دیدگاه نایینی، نوری، اقبال و مودودی، محمد منصوری بروجنی، گاهنامه علمی دانشجویی اجتماعی پژوان، سال دوم، شماره سوم، بهار ۱۳۹۰
- ↑ اسلام سیاسی: زمینهها و پیشگامان، منصور انصاری، پژوهشنامه متین، شماره ۳۵ و ۳۶، بهار و تابستان ۱۳۸۶
- ↑ اسلام و مشکلات اقتصادی، ابوالاعلی مودودی، مترجم سیدهادی خسروشاهی، تهران: مؤسسه مطبوعاتی فراهانی، ۱۳۴۳
- ↑ (Nasr, Mawdudi and Islamic Revivalism 1996، ص. 140)
- آموزگاران اهل پاکستان
- اسلامگرایان اهل پاکستان
- اسلامگرایان
- اصلاحگران مسلمان
- افراد پاکستانی افغانستانیتبار
- افراد پاکستانی ترکتبار
- افراد پاکستانی حیدرآبادیتبار
- افراد مهاجر
- افراد هندی انگلیسیتبار
- الهیدانان اهل پاکستان
- اهالی اورنگآباد
- حافظان قرآن
- درگذشتگان ۱۹۷۹ (میلادی)
- روزنامهنگاران اهل پاکستان
- روزنامهنگاران سده ۲۰ (میلادی)
- رهبران مذهبی اسلامی اهل پاکستان
- زادگان ۱۹۰۳ (میلادی)
- زندانیان اهل پاکستان
- ضدملیگرایان
- عالمان اهل تسنن پاکستان
- فقیهان حنفی
- فیلسوفان اهل پاکستان
- فیلسوفان سده ۲۰ (میلادی)
- فیلسوفان مسلمان
- مترجمان سده ۲۰ (میلادی)
- مترجمان قرآن به زبان اردو
- مخالفان سرمایهداری
- مفسران قرآن
- نویسندگان اهل پاکستان
- نویسندگان غیرداستانی اردو