سمفونی شماره ۹ (بتهوون)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
برگه‌ای از سمفونی شماره ۹ به دست‌خط بتهوون

سمفونی شماره ۹ در رِ مینور اپوس ۱۲۵ آخرین سمفونی بتهوون است، اما تِم‌ها و نغمه‌های موسیقایی آن سال‌ها قبل از تصنیف این اثر در ذهن آهنگ‌ساز شکل گرفته‌بود. حتی قطعهٔ فانتزی کرال در دو مینور اُپوس ۸۰ که در سال ۱۸۰۸ ساخته شده‌است شباهت‌هایی در قسمت تم‌های آوازی به سمفونی نهم، که سال‌ها بعد از آن نوشته شد، دارد.

رابطهٔ سمفونی نهم بتهوون با سیاست[ویرایش]

این سمفونی یکی از آثاری است که در تاریخ سیاست از آن استفاده شده‌است و درمیان هر دسته و هر ایدئولوژی‌ای طرفداران بسیاری دارد. انگلس می‌گوید: "روزی که بشر سمفونی نهم را آیین رفتاریِ خود قرار دهد آن روز بتهوون جایگاه حقیقی خود را یافته‌است." و بیسمارک اعتقاد داشت که: "اگر من سمفونی نهم را بیشتر گوش کرده‌بودم امروز بسیار شجاع‌تر بودم." به گفتهٔ هیندنبورگ: "امروز اشک‌های زیادی در خانواده‌های آلمانی می‌ریزد، ولی بتهوون به ما می‌آموزد که اگر کسی خود را در اختیار موسیقی او بگذارد نمی‌تواند نگون‌بخت بشود. او تسکین‌دهندهٔ رنج‌های ماست." در زمان جنگ دوم جهانی آلمانی‌ها هر جا را اشغال می‌کردند، این سمفونی را می‌نواختند. این سمفونی برای تولد هیتلر نواخته شد. نخست‌وزیر زیمبابوه آن را به‌عنوان سرود ملی کشورش انتخاب کرد. واتیکان از این سمفونی دفاع کرد، و بالاخره "سرود شادی (Ode to Joy)"، موومان چهارم این سمفونی، به‌عنوان سرود رسمی اتحادیهٔ اروپا انتخاب شد. بتهوون در این سمفونیِ باکلام از اشعار جاودانه و بشردوستانهٔ یوهان فریدریش فون شیلر استفاده کرده‌است، که این اشعار به‌نوعی بازگویی مضمون شعر بلند سعدی، "بنی‌آدم اعضای یک پیکرند" است.

چکامهٔ شادی:

یاران من! این‌سان ــ غمین ــ نسرایید!
بگذارید تا نغمه‌ای دیگر ساز کنیم
نغمه‌ای شادی‌افزاتر

شادی... شادی

شادی‌ای زیبا اخگران خدایان
ای دختِ حریم قدسیان
مدهوش از آذر تو ره می‌یابیم
به بارگاه اهوراییِ تو ای بارقهٔ افلاکی
جادوی تو پیوند می‌دهد
آنچه را که روزگار از هم گسیخته‌است
آدمیان به برادری خواهند رسید
آنجا که شهپر لطیفت سایه می‌گسترانَد

آن‌که را به او موهبتی پیشکش شد
تا به یاری دستِ یاری دهد
یا دُختی از حریم عفاف را دلدار گشت
اوست شوریدهٔ ذوق و واصل به دیار شوق
نیز هرکس که خود را زنده‌جانی
در دایرهٔ گیتی می‌نامد
آن‌کس که این کمترین را نیارد
گریان گلیم خویش از این حلقه برکند

شادی را تمامی ساکنان مُلکِ وجود
از پستان طبیعت می‌نوشند
همگان، چه پاکان و چه ناپاکان
ردپای گل سرخ را می‌پوید
شادی به ما و دخترِ رَز بوسه‌ها فشاند
دوستی که تا پرتگاه مرگ نیز آزموده شده
هم اوست که شوق وصال از این سوی در حشره آفرید
و کرّوبیان را از آن سوی بر آستان پروردگار به‌پا داشت

سرخوش آن‌گونه که خورشیدها
در پهنهٔ شکوهمند آسمان شناورند
شما نیز، ای برادران، در مدار خویش ره پویید
شادان، آن‌سان که شاهد فتح در آغوش پیروزی می‌جهد

اینک ای آدمیان، گرد هم آیید
به خود و به اهل جهان کمال خویش را بوسه دهید
هان ای برادران، بر بام خیمهٔ اختران
پدری مهربان مأوی گزیده‌است

ای آدمیان، به سجده درمی‌آیید؟
ای جهانیان، آیا از پروردگار خود آگاهی ندارید؟
او را برفراز خیمهٔ ستارگان بجویید
که او بر بام اختران منزل گرفته‌است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. مجلهٔ اینترنتیِ سورهٔ مِهر (انتشار تحت گنو)