سمفونی شماره ۵ (بتهوون)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سمفونی در دو مینور
شماره ۵
اثر: لودویگ فان بتهوون
Beethoven-Deckblatt.png
صفحهٔ عنوانِ سمفونی پنجم بتهوون، اهداشده به شاهزاده فون لوبکوویتس و کُنت رازومُفسکی
مایه‌نمادو مینور
شمارهٔ اثراُپوس ۶۷
سبکدورهٔ کلاسیک
شکلسمفونی
آفرینش۱۸۰۴-۱۸۰۸ (۱۸۰۴-۱۸۰۸)
اهدا شده
مدت زمان۳۰ تا ۴۰ دقیقه
موومان‌هاچهار
سازبندیارکسترال
نخستین اجرا
تاریخ۲۲ دسامبر ۱۸۰۸
مکانسالن تئاترِ ان‌دِر‌وین، وین
رهبر ارکسترلودویگ فان بتهوون

سمفونی شماره ۵ از لودویگ فان بتهوون در دو مینور، اُپوس ۶۷، پنجمین سمفونی از ۹ سمفونی او بود. این سمفونی بین سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۰۸ نوشته شد.[۱] این اثر یکی از پرطرفدارترین قطعات موسیقی کلاسیک غربی و یکی از قطعاتِ بیشتر نواخته‌شده‌است، و به‌طور گسترده و از آن به عنوان یکی از پایه‌های موسیقی غرب یاد می‌شود. این سمفونی نخستین بار در سالن «تئاتر ان‌دِروین»[الف] وین، در سال ۱۸۰۸ اجرا شد و خیلی زود به شهرتی فراگیر رسید. ارنست هوفمان سمفونی را به عنوان «یکی از مهمترین آثار زمان» توصیف کرد. همان‌طور که در موسیقی دوره کلاسیک معمول بود، سمفونی پنجم در چهار موومان است.

موتیف این سمفونی با چهار نت مشخصِ «کوتاه، کوتاه، کوتاه، بلند» آغاز می‌شود.

{\clef treble \key c \minor \time 2/4 {r8 g'8[g'8 g'8] | ees'2\fermata | r8 f'8[f'8 f'8] | d'2~ | d'2\fermata |} }

این سمفونی و چهار نت آغازینِ آن در جهان به‌خوبی شناخته شده‌اند و در فرهنگ عامه، از دیسکو تا راک اند رول و در سینما، تلویزیون و رادیو اجرا می‌شوند، این چهار نت یا تِم آغازین در دوران سینمای صامت در سینماها با پیانو نواخته می‌شد.

سمفونی پنجم مانند اِروئیکا و پاستورال، علاوه بر شماره‌گذاری، دارای نام مشخص است. اگر چه نام این سمفونی از طرف بتهوون نبوده‌است، اما تحت عنوان «سمفونی سرنوشت»[ب] نامیده می‌شود و به خاطرِ تم پنج میزانی آن، «موتیف سرنوشت»[پ] نیز برای آن ابداع شد. این نام در ترجمه‌ها هم استفاده می‌شود.

تاریخچه[ویرایش]

توسعه[ویرایش]

پرترۀ بتهوون (۱۸۰۴) سالِ شروع کار روی سمفونی پنجم، اثر: یوزف ویلیبورد مالر.[ت]

تکمیل سمفونی پنجم پروسه‌ای طولانی داشت، زیرا بتهوون ایده‌های موسیقی متفاوتی را برای این اثر به کار گرفت. اولین طراحی‌ها (گمانه زنی برای ملودی‌ها و دیگر ایده‌های موسیقی) به سال ۱۸۰۴ میلادی پس از اتمام سمفونی سوم بر می‌گردد.[۲] بتهوون برای ساخت آثار دیگر، بارها و بارها کار خود را در سمفونی پنجم متوقف کرد، از جمله نسخهٔ اول فیدلیو، سونات پیانو آپاسیوناتا، سه «کوارتت زهی رازوموفسکی»، کنسرتو ویولن، «کنسرتو پیانو شماره ۴»، سمفونی شماره ۴، و «مس در دو ماژور» بود. آماده‌سازی نهایی سمفونی پنجم به موازات سمفونی ششم که در سال ۱۸۰۷–۱۸۰۸ ساخته بود و در همان کنسرت اولیه با سمفونی پنجم اجرا شد.

در این مدت بتهوون در اواسطِ دههٔ سی سالگی بود. زندگی شخصی وی با افزایش ناشنوایی دچار مشکل شد.[۳] این دوره در جهان، با جنگ‌های ناپلئونی، آشفتگی سیاسی در اتریش و اشغال وین توسط نیروهای ناپلئون (در سال ۱۸۰۵) مصادف شده بود. این سمفونی در محل سکونت وی «خانه پاسکالاتی»[ث] نوشته شده‌است. موومان فینال دارای روایتی از یک آهنگ انقلابی اثر روژه دو لیل است.

بتهوون خود نام یا تفسیری از این سمفونی نداشته‌است، اما در جواب دوست خود، آنتون شیندلر، که منظورش از سه ضربهٔ کوتاه و یک ضربهٔ بلند چیست؟ گفته‌است: «سرنوشت آنگونه که به در می‌کوبد». از نظر آهنگسازی، فرم آن کلاسیک و لحن آن رمانتیک است. بر این اساس، سمفونی پنجم را یک اثرِ «کلاسیک-رمانتیک» می‌شناسند. از دیگر ویژگی‌های سمفونی پنجم این است که موومان‌ها دارای یک مضمون واحد در چهار لحن متفاوت است و چهار قسمت آن با هم وحدت کلی دارند.[۴]

اجرای نخستین[ویرایش]

«تئاتر ان‌دِروین» در قرن نوزدهم، محل اولین اجرای سمفونی شماره ۵

اجرای اولیهٔ سمفونی پنجم در تاریخ ۲۲ دسامبر ۱۸۰۸ در یک کنسرت عظیم در سالن «تئاتر ان‌دِروین»، وین متشکل از اجراکنندگان برتر و به رهبری خودِ بتهوون برگزار شد.[۵] این کنسرت بیش از چهار ساعت به طول انجامید. این دو سمفونی در برنامه به ترتیب معکوس اجراشدند: ابتدا سمفونی ششم در نیمهٔ اول و سپس سمفونی پنجم در نیمهٔ دوم کنسرت به اجرا درآمد.[۶] این برنامه به شرح زیر بود:

  1. سمفونی شماره ۶
  2. آریا: «آه! پرفیدو»[ج]، اپوس. ۶۵
  3. موومان گلوریا از قطعهٔ «مَس در دو ماژور»
  4. کنسرتو پیانو شماره ۴ (با نوازندگی بتهوون)
  5. (تنفس)
  6. سمفونی شماره ۵
  7. موومان‌های «سانکتوس»[چ] و «بندیکتوس»[ح] از مَس در دو ماژور
  8. بداهه‌نوازی پیانو با اجرای بتهوون
  9. فانتزی کُرال

بتهوون سمفونی پنجم را به دو تن از یاران خود، شاهزاده «فرانتس جوزف فون لوبکوویتز»[خ] و کنت «رازوموفسکی»[د] اهدا کرد. این تقدیم‌نامه در چاپ اولِ اثر (آوریل ۱۸۰۹) وجود دارد.

نفوذ و تأثیرگذاری[ویرایش]

نظرات انتقادی کمی به اجرای اول وجود داشت که در شرایط نامساعدی اتفاق افتاد. ارکستر تنها با یک تمرین قبل از کنسرت، اجرای خوبی نداشت و در یک لحظه به دنبال اشتباه یکی از اجراکنندگان در قطعهٔ «فانتزی کُرال»، بتهوون مجبور شد موسیقی را متوقف کند و دوباره شروع کند.[۷] سالن اجتماعات بسیار سرد بود و تماشاگران از طولِ برنامه خسته شده بودند. با این حال، یک سال و نیم بعد، انتشار پارتیتور منجر به یک نقد و بررسی امضا نشده (در واقع توسط منتقد موسیقی ارنست هوفمان) در «روزنامه عمومی موسیقی»[ذ] شد. وی موسیقی را با تصاویری دراماتیک، چنین توصیف کرد:

پرتوهای درخشانی را در شبِ عمیقِ این زمین پرتاب می‌کنند، و ما از سایه‌های غول پیکر آگاه می‌شویم که با حرکت به پیش و پس، به ما نزدیک می‌شود و همه چیز را در درون ما نابود می‌کند، ما جز دردِ اشتیاقِ بی پایان - اشتیاقی که در آن هر لذتی که در نت‌های شاداب وجود دارد، غرق می‌شود و از پا در می‌آید، و تنها از طریق این درد است، هنگامی که تحلیل می‌رود. اما عشق، امید و شادی را از بین نمی‌برد و سعی می‌کند سینه‌هایمان را با هارمونی‌های تمام عیار، همه احساسات را پشت سر بگذارد، ما بر روی آن زندگی می‌کنیم و اسیر روحیات خود هستیم.[۸]

به غیر از ستایش‌های عجیب و غریب «هافمن»، وی تا‌کنون بیشترین بخش از بررسی خود را به تجزیه و تحلیل مفصلی از سمفونی اختصاص داده‌است، تا بتواند اندیشه‌های بتهوون را که به منظور شنیدن و «اثرگذاری» در مخاطب است، نشان دهد. این نقد و بررسی‌ها در مقاله‌ای با عنوان «موسیقی سازی بتهوون»[ر]، در سال ۱۸۱۰، و مقاله دیگری در سال ۱۸۱۳ در یک مجموعه گردآوری شده‌است. در ادامهٔ ستایش، هوفمن از سمفونی به عنوان غیرقابل توصیف، عمیق و باشکوه در دو مینور می‌نویسد:

چگونه این اثر شگفت‌انگیز، در صعود به اوج می‌رسد و شنونده را به طرز جسورانه‌ای به سمت دنیای بیکران روح و روان هدایت می‌کند! … بدون شک کل هجوم مانند راپسودی مبتکرانه، بر بیشتر از یک انسان می‌گذرد، اما روح هر شنونده متفکر مطمئناً برانگیخته می‌شود، در واقع تا آکورد فینال، حتی در لحظه‌هایی که از آن پیروی می‌کند - قادر نخواهد بود تا از آن قلمرو روح شگفت‌انگیز خارج شود. جایی که اندوه و شادی او را به شکل صدا در آغوش می‌گیرند…[۹]

این سمفونی خیلی زود موقعیت خود را به عنوان یک مرکز توجه در مجموعهٔ ارکسترال بدست آورد. در کنسرت‌های افتتاحیه فیلارمونیک نیویورک در ۷ دسامبر ۱۸۴۲، و «ارکستر سمفونیک ملی»[ز] (ایالات متحده) در ۲ نوامبر ۱۹۳۱، به اجرا درآمد. موومان اول (همان‌طور که توسط ارکستر فیلارمونیک انجام شده‌است) در صفحه طلایی وویجر به ثبت رسید، یک ضبط فونوگرافی که حاوی نمونه‌های گسترده‌ای از تصاویر، صداهای رایج، زبان‌ها و موسیقی زمین است، در سال ۱۹۷۷ با کاوشگر وویجر، به فضا فرستاده شد.[۱۰] سمفونی پنجم از نظر فنی و همچنین تأثیر عاطفی آن، تأثیر زیادی در آهنگسازان و منتقدین موسیقی داشته‌است، و الهام بخش آهنگسازان بسیاری چون یوهانس برامس، پیوتر ایلیچ چایکوفسکی (بطور خاص سمفونی شماره ۴[۱۱] آنتون بروکنر، گوستاو مالر و هکتور برلیوز بوده‌است.[۱۲]

از زمان جنگ جهانی دوم، گاه از آن به عنوان «سمفونی پیروزی» یاد می‌شد.[۱۳] حرف (V) به‌طور اتفاقی همچنین در عددنویسی رومی برای شماره پنج و «نماد V» برای پیروزی به عنوان کمپین متفقین جنگ جهانی دوم معروف شد. این اتفاق که «سمفونی پنجم» بتهوون برای «سمفونی پیروری» (یا برعکس) افتاد، تصادفی است. حدود سی سال پس از نگارش این قطعه، ریتم عبارت آغازین «dit-dit-dit-dah» برای حرف «V» در کد مورس استفاده شد، گرچه احتمالاً این نیز اتفاقی است.[۱۴] در طول جنگ جهانی دوم، بی‌بی‌سی سرآغاز پخش‌های خود را به اروپا با این چهار نت که با طبل‌ها اجرا شده بود، ترجیح داد.[۱۵][۱۶][۱۷]

سازبندی[ویرایش]

سازهای سمفونی پنجم عبارت‌اند از:

۱ فلوت پیکولو (فقط در موومان چهارم)، ۲ فلوت، ۲ ابوا، ۲ کلارینت در «سی بمل» و «دو»، ۲ فاگوت، کنترفاگوت (فقط در موومان چهارم)
۲ هورن در «می بمل» و «دو»، ۲ ترومپت در «دو»، ۳ ترومبون (آلتو، تنور و باس، فقط در موومان چهارم)
۲ تیمپانی در «سل» و «دو»
ویولن (۱ و ۲)، ویولا، ویولنسل، کنترباس

فرم[ویرایش]

موومان اول[ویرایش]

این قسمت در فرم سونات است. تم اول با چهار نتِ (سُل، سُل، سُل، می بمل) است و سپس با حالت مبهمی پاسخ و گسترش می‌یابد و با ضرب‌های قوی و پرحجم ارکستر، مبارزهٔ شدیدی را در ذهن شنونده مجسم می‌کند. پس از آن، تم دوم با حالت غمگینی شروع می‌شود و تداعی یأس انسان در برابر سرنوشت است. اما در ادامه، مبارزه همچنان ادامه دارد و قطعه در حالت مبهمی به انتها می‌رسد.[۱۸]

موومان اول با موتیف چهار نتی که یکی از مشهورترین موتیف‌های موسیقی غربی است، آغاز می‌شود. بحثی در بین رهبران ارکستر دربارهٔ نحوهٔ اجرای چهار میزان اول وجود دارد. برخی از رهبران آن را با تأکید روی تمپوی آلگرو در نظر می‌گیرند. برخی دیگر با تمپوی آزادتر، بسیار کندتر و باشکوه‌تری به اجرا می‌گذارند. با این وجود عده‌ای دیگر موتیف را «مولتو ریتارتاندو» (اصطلاحی که هر فِراز، (چهار نت) را کاهش می‌دهد) در نظر می‌گیرند و استدلال می‌کنند که علامت فرماتا روی نت چهارم، این موضوع را توجیه می‌کند.[۱۹] برخی منتقدان و نوازندگان، انتقالِ روح اثر در اجرای چهارنت اول و چهار نت دوم را همان‌طور که نوشته شده‌است، بسیار مهم می‌دانند و اجرای رایج‌تر یک، دو، سه و چهار را گمراه کننده می‌دانند. «مایکل اشتاینبرگ»[ژ]، منتقد موسیقی اظهار داشت که «موتیف (ta-ta-ta-Taaa)، با هشت نت شروع می‌شود». وی خاطرنشان می‌کند: «قافیهٔ کار، چهار به علاوه چهار و هر گروه چهار نتی شامل سه نت سریع به علاوۀ یک نت پایین‌تر و بسیار طولانی‌تر است (در واقع بی‌اندازه). همچنین، اگر با علامت مترونوم بتهوون اجرا کنیم فاصلۀ بین دوقافیه حداقل بوده و تقریباً یک هفتم از ثانیه است».

علاوه بر این، بتهوون با طولانی‌کردن نت‌های میزان پنجم و ششم، شکل را شفاف می‌کند. این طولانی‌شدن که در پی دو میزان قبلی بود، با نوشتن یک علامت «فرماتا»، قوی‌تر می‌شود. به عنوان مثال با نگاه به بخش گسترشِ موومان نیز می‌توانیم در ملودیِ تم دوم بشنویم. یا بعد از آن، در جفت آکوردهای متناوبی از بادی چوبی و زهی‌ها (یعنی آکوردهایی که به صورت متناوب بین سازهای چوبی و زهی رد و بدل می‌شود) وجود دارد، بنابر این اتصالِ دائمِ فراخوانده شده بین دو واحدِ چهارنتی در موومان، بسیار مهم است. «اشتاینبرگ» اظهار داشت که «… منبع انرژی بی نظیر بتهوون … در نوشتن جملات طولانی و پاراگراف‌های گسترده‌ای است که سطوح آن با فعالیت مهیج بیان شده‌است. در واقع، … دو برابر شدن (ta-ta-ta-Taaa) یک آغاز باز و مستقل است، نه یک واحد بسته (سوء تفاهم این شروع توسط یک سنت در اجرای قرن نوزدهم پرورش یافته‌است که در آن پنج میزان اول به عنوان یک شروع آهسته و قابل توجه خوانده شد، و سرعت اصلی پس از آن است)». او اظهار می‌دارد که «شروع بسیار دراماتیک است و این به دلیل شدت تضاد در حرکت بین هشت نت، شامل نت‌های چنگ، ایست ناگهانی، نت‌های طولانی و میزان آزاد است». وی اظهار می‌دارد که … «موسیقی با طغیان وحشی انرژی شروع می‌شود اما بلافاصله به یک دیوار برخورد می‌کند».

«استینبرگ» اظهار داشت که «... در ایست بعدی، بتهوون ما را با یک توقف ناگهانی دیگر روبرو می‌کند. این تم (پنج میزان اول) با یک کادانس نیمه تمام روی یک آکورد سل ماژور، (به جز ویولن‌اول‌ها، که به مدت طولانی و با ریتم آزاد بر روی نت سل قرار دارند) کوتاه و واضح در کل ارکستر قرار می‌گیرد. سپس حرکت رو به جلو با شدت و بی‌امانِ «هشت نت» از سر گرفته می‌شود».[۲۰]

موومان اول در فرم سونات سنتی است که بتهوون از پیشینیان خود هایدن و موتزارت در دورهٔ کلاسیک به ارث برده‌است، (که دارای چند تم اصلی است و ابتدا معرفی می‌شوند. سپس در چندین گام مدولاسیون می‌شود و بعد از «بسط و گسترش» با بازگشایش، به بخش آغازین بر می‌گردد). این اثر با دو عبارت فورتیسیمو شروع می‌شود، به دنبال چهار میزان اولِ موتیف مشهور، که توجه شنونده را با خود به دنبال دارد، بتهوون برای گسترش تم از تقلیدها و سکانسها استفاده می‌کند، این تقلیدها با چنان نظم ریتمیکی برپا می‌کنند که یک ملودی واحد و روان را به وجود می‌آورند. اندکی پس از آن، قبل از معرفی تم دوم، یک پُلِ بسیار کوتاهِ «فورتیسیمو» که توسط هورن‌ها اجرا می‌شود، صورت می‌گیرد. تم دوم با چهار نت در می بمل ماژور که در گام نسبی تم اصلی است و بیشتر شاعرانه است، با نوانسِ پیانو توسط زهی‌ها همراهی می‌شود. کودا بار دیگر براساس موتیف چهارنتی تم اول و موادی از بخش گسترش، دنبال می‌شود. در طولِ برگشت یا بازگشایش، یک پاساژ سلوی کوتاه برای ابوا به سبکِ شبه‌بداهه وجود دارد، و موومان با یک «کودای» عظیم به پایان می‌رسد.

موومان دوم[ویرایش]

موومان دوم، یک قطعه با تمپوی آندانته و فرم واریاسیون است که با تعمق بیشتر ساخته شده، ولی الحان آن در کمال روانی است و لطف و شکوه فراوان دارد.[۲۱]

موومان دوم، در لا بمل ماژور، با گام زیرنمایان (می بمل ماژور)، «گام نسبیِ» دو مینور است، اثری شاعرانه که به شکل واریاسیون دوبل است، بدین معنی که دو تم به صورت متناوب ارائه می‌شود و پس از تغییرات با یک کدای طولانی خاتمه می‌یابد.

این موومان با معرفی تم اول آغاز می‌شود، ملودی در اونیسون توسط ویولاها و ویولنسل با همراهی کنترباس است. تم دوم به‌زودی نمایان می‌شود، با آرپژ «تریوله»[س] (سه نت در مقابل دو نت) در ویولن و باس، و یک هارمونی توسط کلارینت‌ها، فاگوت‌ها و ویولن‌ها ارائه می‌شود. در ادامه یک واریاسیون از تم اول دوباره ظاهر می‌شود. این تم با تم سوم، در ویولن و ویولنسل همراه با یک فِرازِ متضاد، اجرا شده توسطِ فلوت، اوبوا و فاگوت دنبال می‌شود. به دنبال یک ایست، کلِ ارکستر در یک «فورتیسیمو» شرکت می‌کنند، و منجر به یک سری کرشندو و یک «کدا» برای پایان موومان می‌شود.[۲۲]

موومان سوم[ویرایش]

موومان سوم، مؤثرترین قطعه اسکرتسویی است که بتهوون تصنیف کرده و همان تِم است که موومان اول بر اساس آن تنظیم شده، ولی به‌تدریج از شدتش کاسته می‌شود و بدون اشکال و خیلی روان به قسمت نهایی یا فینال منتهی می‌شود، این اسکرتسو مخصوصاً از لحاظ قسمت‌هایی که برای ویولنسل ساخته شده و اجرای آن محتاج زبردستی و مهارت زیاد است، بسیار قابل توجه است.[۲۳]

موومان سوم به صورت سه‌ضربی است و شامل یک «اسکرتسو-تریو» است. این قسمت از فرمِ سنتی موومان‌های سوم، از دوره کلاسیک پیروی می‌کند، که شامل توالی اسکرتسو اصلی، یک بخش تریوی متضاد، بازگشت به اسکرتسو و یک کدا است. با این حال، در سمفونی‌های کلاسیک، یک «منوئه-تریو» را به عنوان موومان سوم به کار می‌گرفتند، اما بتهوون تصمیم گرفت از فرم‌ِ جدید «اسکرتسو-تریو» استفاده کند.

گشایش موومان با بازگشت به «دو مینور» آغاز می‌شود و با تم زیر شروع می‌شود که توسط ویلنسل‌ها و کنترباس‌ها اجرا می‌شود:

\relative c{ \clef bass \key c \minor \time 3/4 \tempo "Allegro" \partial 4 g(\pp | c ees g | c2 ees4 | d2 fis,4) | g2. ~ | g2.}

تم افتتاحیه توسط یک تم متضاد که توسط سازهای بادی چوبی اجرا می‌شود، پاسخ داده می‌شود و این سکانس تکرار می‌شود. سپس هورن‌ها با صدای بلند تم اصلی موومان را اعلام می‌کنند و موسیقی از آنجا سرچشمه می‌گیرد. بخش تریو در دو ماژور است و با یک بافت کنترپوانتیک نوشته شده‌است. هنگامی که «اسکرتسو» برای آخرین بار برمی‌گردد، توسط پیتزیکاتوی زهی‌ها، و خیلی آرام اجرا می‌شود. «اسکرتسو» تضادهایی را ارائه می‌دهد که تا حدودی شبیه به حرکت آهستۀ (آندانته کُن موتو) است که از تفاوت شدید ماهیتِ «اسکرتسو و تریو» ناشی می‌شود «... اسکرتسو سپس این چهره را با موتیف معروفِ (۱+ ۳) از موومانِ اول در تضاد قرار می‌دهد، که به تدریج فرماندهی کلِ موومان را به دست می‌گیرد».[۲۴] موومان سوم برای انتقال به موومان چهارم نیز قابل توجه است، که به‌طور گسترده یکی از بهترین انتقال‌های موسیقی در همهٔ زمان‌ها محسوب می‌شود.[۲۵]

موومان چهارم[ویرایش]

سمفونی در پایان به یک شاهراه پر فتح و ظفر می‌افتد و تکرار قسمت‌هایی از اسکرتسو به گوشه و کنایه‌های تند آن می‌افزاید. فراوانیِ اندیشه و حالت شیطانیِ سرخوش بتهوون در آن به حدی است که نفس شنونده را می‌گیرد[۲۶]

موومان چهارم بدون توقف از موومان سوم آغاز می‌شود. این قسمت در دو ماژور است، انتخابی غیرمعمول که انتظار میرفت آهنگساز، این سمفونی را که در «دو مینور» آغاز شده در همان گام به پایان برساند.[۲۷] به قول بتهوون:

بسیاری ادعا می‌کنند که هر قطعه مینور باید به مینور ختم شود. ...! ... شادی، غم و اندوه، بارانِ آفتاب را دنبال می‌کند.[۲۸]

فینال، پیروز و مهیج به گونه‌ای غیرمعمول در فرم سونات نوشته شده‌است: در پایانِ بخش گسترش، موسیقی با یک کادانس «فورتیسیمو» روی نمایان می‌ایستد، و موسیقی پس ار این ایست، با تکرار آرامِ «تمِ هورن» از موومانِ «اسکرتسو» ادامه می‌یابد. بعد از آن، گشایش با کرشندوهایی از آخرین میزان‌های موومان «اسکرتسو»، معرفی می‌شود، دقیقاً همان موسیقی که در هنگام شروع موومان وجود داشت، اجرا می‌شود. قطعِ فینال با موادی شبیه موومان سومِ «رقص»، از «سمفونی شماره ۴۶»، اثر هایدن که در سال ۱۷۷۲ ساخته بود، آغاز می‌شود. مشخص نیست که بتهوون با این کار آشنایی داشته یا نداشته‌است.[۲۹]

فینال سمفونی پنجم شامل یک کدای بسیار طولانی است که در آن تم‌های اصلی موومان به صورت فشرده و موقت اجرا می‌شوند. در انتها سرعت به «پِرِستو» افزایش می‌یابد. سمفونی با ۲۹ میزان از آکورد دو ماژور به پایان رسید، که با استحکام اجرا شده‌است. «چارلز روزن»[ش] استدلال می‌کند که این پایان، نشان دهندهٔ حسِ بتهوون به معیارهای کلاسیک است: «کادانسِ خالص از آکورد دو ماژور و به طرز باورنکردنی طولانی، برای ریشه‌کن کردنِ تنشِ شدید این اثر عظیم، لازم است».[۳۰]

همچنین مشاهده شده‌است که پیروی از این آکورد طولانی، الگویی است که بتهوون از آهنگساز ایتالیایی لوئیجی کروبینی وام گرفته‌است، که نزد بتهوون و در بین موسیقی‌دانان معاصرش، ارزش زیادی داشت. کروبینی با گذراندن بیشتر عمر خود در فرانسه، این الگو را بطور مداوم برای پایان اورتورهای خود بکار می‌برد و بتهوون به خوبی از این شیوه آگاهی داشت. پایان سمفونی بتهوون، تقریباً با نت در نت و توقف در توقف، تکرار می‌شود تا پایانِ «سمفونی سرنوشت» فرا رسد. اپرای کروبینی، «الیزا»[ص]، در سال ۱۷۹۴ ساخته شد و در سال ۱۸۰۳ در وین ارائه شده‌ بود.[۳۱]

داستان‌ها و روایت‌ها از سمفونی[ویرایش]

مطالب زیادی در مورد سمفونی پنجم در کتابها، مقالات علمی و یادداشت‌های برنامه برای اجرای زنده و ضبط شده، نوشته شده‌است. در این بخش به خلاصهٔ برخی از نوشتارها اشاره می‌شود:

موتیف سرنوشت[ویرایش]

موتیف اولیهٔ سمفونی بعضی اوقات به عنوان نمایشی از «سرنوشت آنگونه که به در می‌کوبد»، از اهمیت نمادین برخوردار است. این نقل قول از منشی و دوست بتهوون، آنتون شیندلر است که سالها پس از مرگ بتهوون نوشت:

آهنگساز خودش یک روز اعماق این گام را شرح داد. وی در حضور نویسنده، به آغاز موومان اول اشاره کرد و با این کلمات، ایدهٔ اصلی کار خود را بیان کرد: «بدین ترتیب سرنوشت به در می‌کوبد!».[۳۲]

شهادت شیندلر در مورد هر نقطه‌ای از زندگی بتهوون توسط کارشناسان مورد تردید است (اعتقاد بر این است که وی در «کتابهای گفتگو»ی بتهوون تحریف کرده‌است، کتابهایی که در آن به خاطر ناشنوایی بتهوون از دیگران برای ثبت مکالمات خود بهره گرفته‌است).[۳۳] علاوه بر این، اغلب اظهار می‌شود که شیندلر دیدگاهی بسیار عاشقانه از آهنگساز ارائه داده‌است.

داستان دیگری دربارهٔ همین موتیف وجود دارد. نسخه ارائه شده در اینجا از توضیحات «آنتونی هاپکینز»[ض] در مورد سمفونی است.[۲] کارل چرنی شاگرد بتهوون، که کنسرتوی «امپراتور» را نخستین بار در وین اجرا کرد، ذکر می‌کند که «الگوی کوچک نت‌ها در ابتدای موومان از آوازِ پرندهٔ زردپره لیمویی هنگامی که بتهوون در پارک (پارتر)[ط] قدم می‌زده‌است، الهام گرفته‌است». هاپکینز اظهار داشت: «با توجه به انتخاب بین (پرندهٔ زردپره) و (کوبیدن سرنوشت) به در، عموم، اسطورهٔ دراماتیک‌تر را ترجیح می‌دهند، هرچند که گزارش چرنی هم بعید است که ابداع شده باشد».

لئونارد برنستاین در سری سخنرانی‌های تلویزیونی «امنیبوس»[ظ] در سال ۱۹۵۴، «موتیف سرنوشت» را به چهار علامت کدا (Coda sign.svg) مشترک با سمفونی‌های کلاسیک تشبیه کرد. او می‌گوید که این علامت در سمفونی کلاسیک، یک پایان بخش موزیکال است، اما برای بتهوون تبدیل به موتیفی می‌شود که در طولِ کار برای یک اثر بسیار متفاوت و دراماتیک تکرار می‌شوند.[۳۴]

ارزیابی این تفسیرها با شک و تردید همراه است. «افسانهٔ عامیانه که بتهوون قصد داشت با پیشنهاد «کوبیدن سرنوشت به در»، سرآغاز بزرگ این سمفونی را آخرالزمانی کند»، فردیناند ریس، شاگرد بتهوون می‌گوید: «این واقعاً تفسیری شاعرانه بود که بتهوون دریافت کرد، و هنگامی که به وی انتقال داده، واکنشی طعنه‌آمیز داشته‌است». «الیزابت شاور گلسنر»[ع] اظهار داشت که «بتهوون این‌طور شناخته شده بود که تقریباً هر چیزی می‌گوید تا خود را از زیر سؤال بردن آفات خلاص کند». هر چند این اظهارات هم ممکن است برای خنثی‌کردن هر دو داستان صورت گرفته باشد.[۳۵]

گام‌های انتخابی بتهوون[ویرایش]

گام سمفونی پنجم دو مینوراست که معمولاً به عنوان یک گام ویژه نزد بتهوون قرار دارد، به ویژه برای یک تنالیته طوفانی و قهرمانانه در نظر گرفته می‌شود.[۳۶] بتهوون تعدادی اثر در دو مینور نوشت که شخصیت آنها کاملاً شبیه به سمفونی پنجم است. «چارلز روزن» پیانیست و نویسنده می‌گوید:

بتهوون برای نشان دادن شخصیت هنری خود، با گام سی مینور می‌آید. در هر صورت، بتهوون را به عنوان قهرمان نشان می‌دهد. دو مینور، وی را در ظریف‌ترین حالت خود بیان نمی‌کند، اما این گام، او را به عنوان برون‌گراترین شکلِ خود بروز می‌دهد، جایی که به نظر می‌رسد وی بی‌تاب و سازش‌ناپذیر است.[۳۷]

تکرار موتیف نخستین در سراسر سمفونی[ویرایش]

معمولاً اشاره می‌شود که موتیف ریتمیک چهارنتی در شروع موومان اول (کوتاه-کوتاه-کوتاه-بلند)، در سراسر سمفونی تکرار می‌شود و آن را متحد می‌کند. «این یک الگوی ریتمیک است (dit-dit-dit-dot) که باعث ظهور آن در هر سه موومان دیگر می‌شود و در نتیجه به وحدت کلی سمفونی کمک می‌کند»، (داگ بریسکو[غ]).[۳۸] «یک موتیف واحد که کل اثر را متحد می‌کند»، (پیتر گاتمان[ف]).[۳۹] «موتیف اصلی کلِ سمفونی».[۴۰] فیگور مشهور آغازین … در نقاط مهمِ موومان‌های دیگر بر می‌گردد، (ریچارد برتبی[ق]).[۴۱] در دائرةالمعارف نیوگروو با احتیاط، این دیدگاه را تأیید می‌کند و گزارش می‌دهد که «موتیف معروف بتهوون تقریباً در همهٔ میزان‌های موومان اول شنیده می‌شود و اجازه می‌دهد در سایر موومان‌ها، تغییرات دیگری را انجام دهد».[۴۲]

چندین پاساژ در سمفونی وجود دارد که به این موتیف منتهی شده است. به عنوان مثال، در موومان سوم ، هورن‌های تنها، ریتم زیر را اجرا می کنند که در آن الگوی (کوتاه، کوتاه، کوتاه، بلند) به طور مکرر شنیده می‌شود:

\relative c'' {
\set Staff.midiInstrument = #"french horn"
\key c \minor
\time 3/4
\set Score.currentBarNumber = #19
\bar ""
\[ g4\ff^"a 2" g g | g2. | \]
g4 g g | g2. |
g4 g g | <es g>2. |
<g bes>4( <f as>) <es g>^^ | <bes f'>2. |
}

در موومان دوم، خط پایین، با ریتمی مشابه همراهی می‌کند:


\new StaffGroup <<
\new Staff \relative c'' {
\time 3/8
\key aes \major
\set Score.barNumberVisibility = #all-bar-numbers-visible
\set Score.currentBarNumber = #75
\bar ""
\override TextScript #'X-offset = #-3
\partial 8 es16.(\pp^"ویولن ۱" f32) |
\repeat unfold 2 { ges4 es16.( f32) | }
}
\new Staff \relative c'' {
\key aes \major
\override TextScript #'X-offset = #-3
r8^"ویولن ۲، ویولا" |
r32 \[ a[\pp a a] a16[ \] a] a r |
r32 a[ a a] a16[ a] a r |
}
>>

«داگ بریسکو»[۳۸] در فینال، نشان می‌دهد که ممکن است موتیف در قسمت پیکولو شنیده شود، احتمالاً به معنی این مثال است:

\new StaffGroup <<
\new Staff \relative c'' {
\time 4/4
\key c \major
\set Score.currentBarNumber = #244
\bar ""
r8^"پیکولو" \[ fis g g g2~ \] |
\repeat unfold 2 {
g8 fis g g g2~ |
}
g8 fis g g g2 |
}
\new Staff \relative c {
\clef "bass"
b2.^"ویولا، ویلنسل، کنترباس" g4( |
b4 g d' c8. b16) |
c2. g4( |
c4 g e' d8. c16) |
}
>>

سپس در قسمت کدای فینال، باس‌ها، بارها و بارها این الگو را اجرا می‌کنند.

\new StaffGroup <<
\new Staff \relative c' {
\time 2/2
\key c \major
\set Score.currentBarNumber = #362
\bar ""
\tempo "Presto"
\override TextScript #'X-offset = #-5
c2.\fp^"ویولن‌ها" b4 | a( g) g-. g-. |
c2. b4 | a( g) g-. g-. |
\repeat unfold 2 {
<c e>2. <b d>4 | <a c>( <g b>) q-. q-. |
}
}
\new Staff \relative c {
\time 2/2
\key c \major
\clef "bass"
\override TextScript #'X-offset = #-5
c4\fp^"سازهای باس" r r2 | r4 \[ g g g |
c4\fp \] r r2 | r4 g g g |
\repeat unfold 2 {
c4\fp r r2 | r4 g g g |
}
}
>>

از طرف دیگر، برخی از مفسران از این شباهت‌ها تأثیر نمی‌پذیرند و آنها را اتفاقی می‌دانند. آنتونی هاپکینز،[۲] در مورد این تم در اسکرتسو (موومان سوم) گفت: «هیچ موسیقی‌دانی با اندکی احساس نمی‌تواند (دو ریتم) را به اشتباه درک کند»، وی توضیح می‌دهد که ریتم اسکرتسو روی ضرب قوی میزان شروع می‌شود در حالی که تم موومان اول از ضرب ضعیف میزان شروع می‌شود. دونالد تووی،[ک][۴۳] با ابراز نگرانی از این ایده که یک موتیف ریتمیک است که سمفونی را متحد می‌کند، می‌گوید: «این کشف عمیق قرار بود یک وحدت ناخواسته در کار را نشان دهد، اما به نظر نمی‌رسد که به اندازه کافی تحقق یافته باشد». او ادامه می‌دهد با استفاده مداومِ همین رویکرد به این نتیجه می‌رسد که بسیاری از آثار دیگر بتهوون نیز با این سمفونی یکپارچه هستند، زیرا این موتیف در سونات شماره ۲۳ پیانو، «کنسرتو پیانوی شماره ۴» (دربارهٔ این پرونده بشنوید )، و کوارتت زهی اپوس. ۷۴، مشاهده می‌شود. تووی نتیجه می‌گیرد، «حقیقتِ ساده این است که بتهوون نمی‌توانست بدون چنین فیگورهایی کاملاً ریتمیک در این مرحله، هنر خود را نشان دهد».

در پی ایرادات «تووی»، می‌توان به برجستگی چهره ریتمیک (کوتاه، کوتاه، کوتاه، بلند) در کارهای قبلی معاصرانِ کلاسیکِ بتهوون، مانند هایدن و موتزارت افزود. برای بیان فقط دو نمونه، در سمفونی شماره ۹۶ هایدن یافت می‌شود (دربارهٔ این پرونده بشنوید )، و در «کنسرتو پیانو شماره ۲۵»، (K. 503) وجود دارد (دربارهٔ این پرونده بشنوید ). چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد که ریتم‌های (کوتاه، کوتاه، کوتاه، بلند)، جزئی منظم از موسیقی آهنگسازان آنروزِ دوران بتهوون بوده‌اند.

به نظر می‌رسد که بتهوون به عمد، یا ناخودآگاه، یک بافت ریتمیک واحد را از طریق سمفونی پنجم به وجود آورد که این امر (به قول هاپکینز) «تا ابد برای بحث و گفتگو باز خواهد ماند».[۲]

اجراهای دیگر[ویرایش]

اجرای ارکستر فیلارمونیک برلین، به رهبری ویلهلم فورت‌ونگلر در سال ۱۹۳۷

یادداشت[ویرایش]

  1. Theater an der Wien
  2. Schicksals-Sinfonie
  3. Schicksals-Motiv
  4. Joseph Willibrord Mähler
  5. Pasqualati House
  6. Ah! perfido
  7. Sanctus
  8. Benedictus
  9. Franz Joseph von Lobkowitz
  10. Andrey Razumovsky
  11. Allgemeine musikalische Zeitung
  12. Beethoven's Instrumental Music
  13. National Symphony Orchestra
  14. Michael Steinberg
  15. Triplet
  16. Charles Rosen
  17. Eliza
  18. Antony Hopkins
  19. Prater
  20. Omnibus
  21. Elizabeth Schwarm Glesner
  22. Doug Briscoe
  23. Peter Gutmann
  24. Richard Bratby
  25. Donald Tovey

پانویس[ویرایش]

  1. Schauffler, Robert Haven (1933). Beethoven: The Man Who Freed Music. Garden City, New York: Doubleday, Doran, & Company. p. 211.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Hopkins, Antony (1977). The Nine Symphonies of Beethoven. Scolar Press. ISBN 1-85928-246-6.
  3. "Beethoven's deafness". lvbeethoven.com. Retrieved 31 August 2015.
  4. حسنی، تفسیر موسیقی، ۱۶۰.
  5. Kinderman, William (1995). Beethoven. Berkeley: University of California Press. p. 122. ISBN 0-520-08796-8.
  6. Parsons, Anthony (1990). "Symphonic birth-pangs of the trombone". British Trombone Society. Retrieved 31 August 2015.
  7. Robbins Landon, H. C. (1992). Beethoven: His Life, Work, and World. New York: Thames and Hudson. p. 149.
  8. "Recension: Sinfonie ... composée et dediée etc. par Louis van Beethoven. à Leipsic, chez Breitkopf et Härtel, Oeuvre 67. No. 5. des Sinfonies", Allgemeine Musikalische Zeitung 12, nos. 40 and 41 (4 & 11 July 1810): cols. 630–42 and 652–59. Citation in col. 633.
  9. Published anonymously, "Beethovens Instrumental-Musik", Zeitung für die elegante Welt, nos. 245–47 (9, 10, and 11 December 1813): cols. 1953–57, 1964–67, and 1973–75. Also published anonymously as part of Hoffmann's collection titled Fantasiestücke in Callots Manier, 4 vols. Bamberg, 1814. English edition, as Ernst Theodor Amadeus Hoffmann, Fantasy Pieces in Callot's Manner: Pages from the Diary of a Traveling Romantic, translated by Joseph M Hayse. Schenectady: Union College Press, 1996; شابک ‎۰-۹۱۲۷۵۶-۲۸-۴.
  10. "Golden Record Music List". NASA. Retrieved 26 July 2012.
  11. Moss, Charles K. "Ludwig van Beethoven: A Musical Titan". Archived from the original on 22 December 2007..
  12. Rushton, Julian. The Music of Berlioz. p. 244.
  13. "London Symphony Orchestra, conducted by Josef Krips – The Victory Symphony (Symphony No. 5 In C major[sic], Op. 67)". Discogs. 2015. Retrieved 31 August 2015.
  14. Code designations for Morse code letters were decided based on a table of letter frequency by Alfred Vail.[نیازمند منبع]
  15. "V-Campaign". A World of Wireless: Virtual Radiomuseum. Archived from the original on 12 March 2005. Retrieved 31 August 2015.
  16. Karpf, Jason (18 July 2013). "V for Victory and Viral". The Funky Adjunct. Retrieved 31 August 2015.
  17. MacDonald, James (20 July 1941). "British Open 'V' Nerve War; Churchill Spurs Resistance". The New York Times. Retrieved 31 August 2015.
  18. حسنی، تفسیر موسیقی، ۱۶۱.
  19. Scherman, Thomas K. & Louis, Biancolli (1973). The Beethoven Companion. Garden City, New York: Double & Company. p. 570.
  20. Steinberg, Michael (1998). The Symphony. Oxford. p. 24.
  21. حسنی، تفسیر موسیقی، ۱۶۱-۱۶۲.
  22. Scherman, Thomas K. & Biancolli, Louis (1973). The Beethoven Companion. Garden City, New York: Double & Company. p. 572.
  23. حسنی، تفسیر موسیقی، ۱۶۲.
  24. Lockwood, Lewis. Beethoven: The Music and the Life. New York: W.W. Norton & Company. p. 223. ISBN 0-393-05081-5.
  25. Kinderman, William (2009). Beethoven (2nd ed.). New York: Oxford University Press. p. 150.
  26. بتهوون، ترجمهٔ دکتر مهدی فروغ، ص ۸۱ و ۸۲
  27. Lockwood, Lewis. Beethoven: The Music and the Life. New York: W.W. Norton & Company. p. 224. ISBN 0-393-05081-5.
  28. Kerst, Friedrich; Krehbiel, Henry Edward, eds. (2008). Beethoven: The Man and the Artist, as Revealed in His Own Words. Translated by Henry Edward Krehbiel. Boston: IndyPublishing. p. 15.
  29. James Webster, Haydn's 'Farewell' Symphony and the Idea of Classical Style, p. 267
  30. Rosen, Charles (1997). The Classical Style (2nd ed.). New York: Norton. p. 72.
  31. Romano, Stefan (Winter 2009). "Ending the Fifth". The Beethoven Journal. 24 (2): 56–71.
  32. Jolly, Constance (1966). Beethoven as I Knew Him. London: Faber and Faber. As translated from Schindler (1860). Biographie von Ludwig van Beethoven.
  33. Cooper, Barry (1991). The Beethoven Compendium. Ann Arbor, Michigan: Borders Press. p. 52. ISBN 0-681-07558-9.
  34. Omnibus – Leonard Bernstein Beethoven's Fifth Excerpt. youtube.com. Archived from the original on 9 June 2015. Retrieved 31 August 2015.
  35. "Ludwig van Beethoven—Symphony No. 5, Op. 67". Classical Music Pages. Archived from the original on 2009-07-06.
  36. Wyatt, Henry. "Mason Gross Presents—Program Notes: 14 June 2003". Mason Gross School of Arts. Archived from the original on 1 September 2006.
  37. Rosen, Charles (2002). Beethoven's Piano Sonatas: A Short Companion. New Haven: Yale University Press. p. 134.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ Briscoe, Doug. "Program Notes: Celebrating Harry: Orchestral Favorites Honoring the Late Harry Ellis Dickson". Boston Classic Orchestra. Archived from the original on 17 July 2012.
  39. Gutmann, Peter. "Ludwig Van Beethoven: Fifth Symphony". Classical Notes.
  40. "Beethoven's Symphony No. 5. The Destiny Symphony". All About Beethoven.
  41. Bratby, Richard. "Symphony No. 5". Archived from the original on 31 August 2005.
  42. "Ludwig van Beethoven". Grove Online Encyclopedia.
  43. Tovey, Donald Francis (1935). Essays in Musical Analysis, Volume 1: Symphonies. London: Oxford University Press.

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Symphony No. 5 (Beethoven)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۹.
  • حسنی، سعدی (۱۳۶۳). تفسیر موسیقی. ۱ و ۲. تهران: انتشارات صفی‌علیشاه.
  • بتهوون، لودویک فان (۱۳۶۳). پارتیتور سمفونی شماره پنج. تهران: انتشارات چنگ.

پیوند به بیرون[ویرایش]

پارتیتور[ویرایش]