فوگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نت نوشته قسمتی از «هنر فوگ» اثر باخ

فوگ (به انگلیسی: Fugue) یک ساختار موسیقایی کنترپوانی است که در دو یا چند صدا و بر یک درونمایه یا (سوژه) ساخته می‌شود. سوژه در ابتدا معرفی و تعریف شده سپس مجدداً در تمامی قطعه بارها بازنوازی و تکرار می‌شود. این تکرار و توالی هر بار در درجه و گام‌های متفاوتی بیان می‌شود.[۱]

تعریف[ویرایش]

قسمت ابتدایی «هنر فوگ» اثر: باخ

فوگ یا (فوگا Fuga) از ریشه‌ای لاتین و کلمه‌ای قدیمی است و درلغت به معنی فرار، ناپایداری و پرواز (از شاخه یی به شاخه پریدن) است. این کلمه در آثار مصنفان کهن نیز یافت می‌شود ولی با مفهومی که موسیقیدانان جدیدتر به کار برده‌اند متفاوت است. در دوره باروک نام فوگ به نوعی از آهنگسازی منظم و گسترده نسبت داده می‌شد و آن را عالی‌ترین شیوه نگارش در دانش کنترپوان می‌دانستند.[۲]

پس از دوره باروک و تکامل این سبک توسط آهنگسازانی چون باخ، پیچیدگی در سبک‌ها رو به افول نهاد و نقش فوگ در آثار کمرنگ شده و به جای آن فرم سونات در سمفونی ها رواج یافت. اما با این حال آهنگسازانی نظیر موتزارت، بتهوون و حتی آهنگسازان مدرنی چون شوستاکوویچ آثاری در این زمینه خلق کردند.

تعریف جامعی از فن فوگ امکان‌پذیر نیست. فوگ‌ها از نظر سبک آهنگسازان و دوره‌های زمانی با یکدیگر تفاوت دارند و حتی فوگ‌های یک آهنگساز هم ممکن است از لحاظ سبک و محتوا با هم فرق داشته باشد. اما یک الگوی اصلی و قابل تشخیص وجود دارد که تمام فوگ‌های بزرگ با عالی‌ترین شکل به یک فوگ معنا و مفهوم می‌بخشد.[۳]

ساختار فوگ[ویرایش]

ساختار اصلی فوگ بر مبنای پولیفونی (چند صدایی مستقل) می‌باشد و قسمت (اکسپوزیسیون Exposition) یا (بیان سوژه اصلی) مهمترین بخش آن است.

بیان اول (اکسپوزیسیون)[ویرایش]

ساختمان یک فوگ برای چهار صدا:

۱. ابتدا سوژه اصلی در صدا ی اول و در تونیک (پایه)، بدون همراهی معرفی می‌شود (سوژه اصلی باید از نظر ریتم و ملودی جذاب، گیرا و قابل بسط و گسترش باشد)

۲. پس از آن صدای دوم همان ملودی را به عنوان جواب سوژه در دومینانت (پنجم نمایان) می‌دهد (در این مرحله صدای اول به صورت کنترپوان صدای دوم را همراهی می‌کند) در شیوه‌ای دیگر صدای اول می‌تواند در یک قالب ثابت و متضاد (کنتر سوژه Countersubject) با سوژه اصلی طرح‌ریزی شود و هر بار با سوژه اصلی تکرار شود.

دو نوع جواب در سوژه وجود دارد که با هم متفاوتند:

  • جواب حقیقی : (Real answer) به معنی انتقال دقیق هر یک از نت‌های سوژه به یک پنجم درست بالاتر یا یک چهارم درست پایین‌تر است.
  • جواب تنال : (Tonal answer) جواب سوژه در درجه پنجم همان گام داده می‌شود.

۳. در اکثر فوگ‌ها قبل از ورود صدای سوم، قسمت کوتاهی به نام «کدتا Codetta» آورده می‌شود که شامل چند ضرب یا میزان کنترپوان آزاد است که به آهنگساز فرصت می‌دهد تا به تونیک مدولاسیون نماید و صدای سوم با جذابیت بیشتری وارد شود. پس از آن صدای سوم دوباره سوژه اصلی را در تونیک تکرار می‌کند. (در این مرحله نیز صدای اول و دوم سوژه را به صورت کنترپوان همراهی می‌کنند)

۴. صدای چهارم مجدداً جواب سوژه را در تونیک یا دومینانت می‌دهد و سه صدای دیگر بر اساس کنترپوان سوژه را همراهی می‌کنند.

در اینجا بیان اول یا (اکسپوزیسیون) به عنوان مهمترین بخش پایان می‌گیرد و سپس با یک قسمت کوتاه یا (اپیزود Episode) که حالتی متضاد دارد، فوگ وارد مرحله دوم که بسط و گسترش (Development) سوژه اصلی است می‌شود و در ادامه، سوژه اصلی بر پایه یک نت پدال تکرار می‌گردد و به پایان می‌رسد.

«فوگ برای چهار صدا» از کوارتت زهی در دودیز مینور اپوس ۱۳۱ اثر بتهوون

اپیزود[ویرایش]

اپیزودها نقش مهمی در بسط و گسترش فوگ ایفا می‌کنند و از سوژه استخراج می‌شوند. اپیزودها در فواصل سوژه فوگ، توجه شنونده را از سوژه اصلی منحرف کرده تا وقتی که دوباره ظاهر می‌شود جلوه و کیفیت مخصوصی داشته باشد و نقش رابط را در تکرارهای فوگ دارند و از سوژه روانتر و ساده‌تر است.

نمونه‌ای از آنالیز بصری «اپیزود» در قسمت «بسط و گسترش» (فوگ شماره ۲ باخ در دو مینور)

بسط و گسترش[ویرایش]

در بسط و گسترش فوگ از انواع فنون از جمله کانن، تغییر در ریتم سوژه یا جواب، تزیین سوژه، ساده کردن سوژه، تغییر مکان اجزا سوژه، حذف اجزا سوژه، تکرار اجزا سوژه، انتقال سوژه از یک صوت به صوت دیگر، فشرده کردن سوژه، افزودن سوژه و… استفاده می‌شود.

کنترسوژه[ویرایش]

کنترسوژه (Counter Subject) ملودی ثابتی که سوژه یا جواب را همراهی کند، «کنترسوژه» می نامند. در فوگ دو بخشی می‌توان تنها یک کنترسوژه داشت. در سه بخشی دو کنترسوژه، در چهار بخشی سه کنترسوژه و ... به نسبت افزایش بخش ها، می‌توان کنترسوژه داشت. اگر فقط یک بخش کنترسوژه داشته باشد بقیه بخش‌ها با کنترپوان آزاد همراهی می‌شوند.

مثال از کاربرد «کنترسوژه» برای سه صدا

فشردگی سوژه[ویرایش]

استرتو (Stretto) به معنی فشرده سازی، عبارت از فنی است که سعی می‌کند جواب سوژه را در بخش بسط و گسترش، هر چه ممکن است به سوژه نزدیک کند و زمانی استفاده می‌شود که آهنگساز قصد دارد سوژه را هر بیشتر نمایان کند و تأثیر زیبا و مؤثر ایجاد کند و گاهی اوقات به قسمت پایانی فوگ وصل می‌شود.

یک مثال از «استرتو» از فوگ در دو ماژور اثر باخ که به پایان فوگ ختم می‌شود

قسمت پایانی[ویرایش]

قسمت پایانی یا کدا (Coda) غالباً با تکرار سوژه یا قسمت‌هایی از آن بر روی نت پدال در«دومینانت» یا «تونیک» و یا در قالب یک «استرتو» به انتها می رسد.

قسمت پایانی «هنر فوگ» شماره ۴ اثر : باخ

انواع فوگ[ویرایش]

«پاساکالیا و فوگ» در دو مینور اثر : باخ با اجرای Awadagin Pratt

فوگ علاوه بر آن که برای دو صدا، سه صدا، چهار صدا و پنج صدا و بیشتر نوشته می‌شود، دارای اشکال مختلف دیگری نیز هست.

  • فوگ با دو سوژه، فوگ با سه سوژه و فوگ با چهار سوژه. این نوع از فوگ‌ها فرق چندانی با فوگ دارای یک سوژه ندارند و فقط در زمان ورود، عملکردی شبیه کنترسوژه دارند.
  • فوگتا (Fugetta): به معنی فوگ کوچک می‌باشد که شامل یک اکسپوزیسیون ابتدایی، اپیزود و تکرار سوژه در پایان است.
  • فوگاتو (Fugatto): اغلب در یک قطعه هوموفونیک در یک پاساژ کوتاه فوگ وار در فرم اکسپوزیسیون وارد شده و مجدداً به بافت هموفونیک بر می‌گردد.
  • فوگ همراهی شده: در این شکل ارکستر بخش‌های مختلف فوگ را دوبله می‌کنند یا مستقل از فوگ با صداهایی تزیینی فوگ را همراهی می‌کنند.
  • کنترفوگ (Counter Fugue): فوگی است که در آن از معکوس ملودیک در جواب استفاده شده باشد و یا اینکه معکوس ملودیک سوژه در قسمت اکسپوزیسیون ارائه شده باشد. گاهی کنترفوگ‌ها دارای جواب معکوس و شکل افزودن آن به‌طور همرمان می‌باشند.
  • فوگ معکوس (Invertible Fugue): فوگی است که کل اجزا آن مانند : سوژه ها، جواب ها، کنترپوان‌ها و ... بتوانند به صورت معکوس نیز ارائه شوند.

پانویس[ویرایش]

  1. http://www.merriam-webster.com/dictionary/fugue
  2. کروبینی، ترجمه محسن الهامیان. «رساله‌ای در کنترپوان و فوگ». انتشارات برگ، ۱۳۶۸. ص ۶۹. 
  3. جان ورال، ترجمه هوشنگ کامکار. «فوگ و انوانسیون (فنون اصلی آهنگسازی)». انتشارات پارت، ۱۳۷۰. ص ۷. 

منابع[ویرایش]