فوگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صفحهٔ اول نسخهٔ خطی قطعهٔ «ریچرکار» اثر: یوهان سباستین باخ

فوگ (به انگلیسی: Fugue) یک ساختار موسیقایی کنترپوانتیک است که در دو یا چند صدا و بر یک درونمایه یا (سوژه) ساخته می‌شود. سوژه در ابتدا معرفی و تعریف شده سپس مجدداً در تمامی قطعه بارها بازنوازی، تقلید و تکرار می‌شود. این تکرار و توالی هر بار در درجه و گام‌های متفاوتی بیان می‌شود. در موسیقی قرون وسطی، این اصطلاح به‌طور گسترده‌ای برای نشان دادن هر گونه اثر در سبک «کانن» بود، در دورهٔ رنسانس به نوعی سبک «موسیقی تقلیدی» یا «ایمیتاسیون»[الف] شناخته می‌شد و در قرن هجدهم به نام فوگ خوانده شد که به عنوان فرآیندی کامل‌تر از پدیدهٔ «موسیقی تقلیدی» به حساب می‌آمد. پس از دورهٔ باروک و تکامل این سبک توسط آهنگسازانی چون باخ، پیچیدگی در سبک‌ها رو به افول نهاد و نقش فوگ در آثار کمرنگ شده و به جای آن فرم سونات در سمفونی‌ها رواج یافت. اما با این حال آهنگسازانی نظیر موتزارت، بتهوون و حتی آهنگسازان مدرنی چون شوستاکوویچ آثاری در این زمینه خلق کردند.

تاریخچه[ویرایش]

اصطلاح فوگ به موسیقی قرون وسطی برمی‌گردد. فوگ ابتدا به نوعی کنترپوان تقلیدی از جمله کانن‌ها که امروزه به عنوان فرمی جدا شناخته می‌شود، نامیده می‌شد. قبل از قرن شانزدهم، تکنیک‌هایی شبیه فوگ‌نویسی در قطعات سازی و آوازی و فرم‌هایی چون فانتزیا، «کانزونا»[ب][پ]و «ریچرکار»[ت][ث]شنیده می‌شد.

فوگ به عنوان یک اصطلاح موسیقی برای اولین بار در سال (۱۳۳۰م) اتفاق افتاد. زمانی که یک تئوریسین موسیقی به نام «ژاکوب لیژ»[ج]، یک اثر خود را به نام «موسیقی آینه‌ای» نوشت. فوگ از روش تقلید ظهور کرد، هنگامی که تکرار موسیقی، از نت متفاوت دیگری شروع می‌شود.

«ژوزف زارلینو»[چ]آهنگساز، نویسنده و نظریه‌پرداز در دورهٔ رنسانس، یکی از اولین کسانی بود که تفاوت بین دو نوع کنترپوان‌نویسی در فوگ و کانن (که به نام تقلید خوانده می‌شد) را تشخیص داد. در ابتدا، این امر برای کمک به بداهه‌نوازی بود ولی در دههٔ (۱۵۵۰م)، این شیوه ترکیبی شد. سپس روش «پالسترینا» آهنگساز ایتالیایی است که آثارش بر اساس کنترپوان مدال و موسیقی تقلیدی، و نوشتار «فوگ مانند» وی مبنای «موتِت»ها[ح][خ]بود. سبک «پالسترینا» در روش‌های تقلیدی و «موتِت»ها از فوگ امروزی متفاوت بود و هر متن و موضوعی به‌طور جداگانه معرفی می‌شد، در حالی که سوژهٔ فوگ در فرم جدید، سراسری است.

تعریف[ویرایش]

قسمت ابتدایی «هنر فوگ» اثر: باخ

فوگ یا فوگا[د]از ریشه‌ای لاتین و کلمه‌ای قدیمی است و درلغت به معنی فرار، ناپایداری و پرواز (از شاخه‌ای به شاخه‌ای پریدن) است. این کلمه در آثار مصنّفان کهن نیز یافت می‌شود ولی با مفهومی که موسیقیدانان جدیدتر به کار برده‌اند متفاوت است. در دوره باروک نام فوگ به نوعی از آهنگسازی منظم و گسترده نسبت داده می‌شد و آن را عالی‌ترین شیوهٔ نگارش در دانشِ کنترپوان می‌دانستند.[۱]

تعریف جامعی از فنِ فوگ امکان‌پذیر نیست. فوگ‌ها از نظرِ سبکِ آهنگسازان و دوره‌های زمانی با یکدیگر تفاوت دارند و حتی فوگ‌های یک آهنگساز هم ممکن است از لحاظ سبک و محتوا با هم فرق داشته باشد. اما یک الگوی اصلی و قابل تشخیص وجود دارد که تمام فوگ‌های بزرگ را با عالی‌ترین شکل، معنا و مفهوم می‌بخشد.[۲]

ساختار فوگ[ویرایش]

«فوگ برای چهار صدا» از کوارتت زهی در دو دیز مینور اپوس ۱۳۱ اثر بتهوون. در این مثال «صدای اول» (ویولن یک) سوژه را از دومینانت شروع می‌کند، «صدای دوم» (ویولن دو) جواب سوژه را در تونیک می‌دهد ، «صدای سوم» (ویولن آلتو) مجدداً سوژه را در دومینانت بیان می‌کند و «صدای چهارم» (ویلنسل) جواب را در تونیک می‌دهد.

ساختار اصلی فوگ بر مبنای پولیفونی (چند صدایی مستقل) می‌باشد و قسمت «اکسپوزیسیون»[ذ](گشایش) یا «بیانِ سوژهٔ اصلی» مهمترین بخش آن است.[۳]

اکسپوزیسیون[ویرایش]

ساختمان یک فوگ برای چهار صدا:

۱. ابتدا «سوژه» اصلی در «صدای اول» و در «تونیک» (پایه)، بدون همراهی معرفی می‌شود (سوژهٔ اصلی باید از نظر ریتم و ملودی جذاب، گیرا و قابل بسط و گسترش باشد).[۴]

۲. پس از آن «صدای دوم» همان ملودی را به عنوان جواب سوژه در «دومینانت» (پنجم نمایان) می‌دهد (در این مرحله صدای اول به صورت کنترپوان آزاد، صدای دوم را همراهی می‌کند) در شیوه‌ای دیگر صدای اول می‌تواند در یک قالب ثابت و متضاد (کنتر سوژه)[ر]با سوژه اصلی طرح‌ریزی شود و هر بار با سوژه اصلی تکرار شود.[۵]

دو نوع جواب در سوژه وجود دارد که با هم متفاوتند:

  • جواب حقیقی:[ز]به معنی انتقال دقیق هر یک از نت‌های سوژه به یک «پنجم درست» بالاتر یا یک «چهارم درست» پایین‌تر است. (این نوع جواب زمانی استفاده می‌شود که نت پنجم گام در سوژه نباشد یا پس از درجات دوم، چهارم یا ششم گام بیاید).[۶]
مثال: «جواب رئال» یا حقیقی از فوگ شمارۀ ۲ در دو مینور از کلاویه خوش‌آهنگ اثر باخ، در این مثال سوژه از پایۀ گام شروع شده و جواب را در دومینانت داده است.
  • جواب تنال:[ژ]سوژه از درجهٔ پنجم (نمایان) گام شروع شده و درجهٔ اول (تونیک) جواب سوژه را می‌دهد.[۷]
مثال: «جواب تنال» از فوگ شماره ۱۶ در سل مینور اثر باخ، در این مثال سوژه از پنجم گام (نت قرمز) شروع می‌شود و صدای دوم، جواب را در تونیک (نت آبی) داده‌است.

در اکثر فوگ‌ها قبل از ورود صدای سوم، قسمت کوتاهی به نام «کدتا»[س]آورده می‌شود که شامل چند ضرب یا میزان، کنترپوان آزاد است که به آهنگساز فرصت می‌دهد تا به تونیک مدولاسیون نماید و صدای سوم، با جذابیت بیشتری وارد شود.[۸]

۳. «صدای سوم» دوباره سوژهٔ اصلی را در «تونیک» تکرار می‌کند. (در این مرحله نیز صدای اول و دوم سوژه را به صورت «کنترپوان» همراهی می‌کنند). در موارد نادری «صدای سوم» می‌تواند مجدداً در «دومینانت» باشد.[۹]

۴. «صدای چهارم» جواب سوژه را در «تونیک» یا «دومینانت» می‌دهد و سه صدای دیگر بر اساس کنترپوان، سوژه را همراهی می‌کنند.[۱۰]

در اینجا بیان اول یا (اکسپوزیسیون) به عنوان مهمترین بخش، پایان می‌گیرد و سپس با یک قسمت کوتاه یا (اپیزود)[ش]که حالتی متضاد دارد، فوگ وارد مرحله دوم که «بسط و گسترش»[ص]سوژهٔ اصلی است می‌شود و در ادامه، سوژهٔ اصلی بر پایهٔ یک «نت پدال» تکرار می‌گردد و به پایان می‌رسد.[۱۱][۱۲]

کنترسوژه[ویرایش]

ملودی ثابتی که سوژه یا جواب را همراهی کند، «کنترسوژه»[ض]می‌نامند. در فوگ دو بخشی می‌توان تنها یک کنترسوژه داشت. در سه بخشی دو کنترسوژه، در چهار بخشی سه کنترسوژه و … به نسبت افزایش بخش‌ها، می‌توان کنترسوژه داشت. اگر فقط یک بخش کنترسوژه داشته باشد بقیه بخش‌ها با کنترپوان آزاد همراهی می‌شوند.[۱۳]

مثال از کاربرد «کنترسوژه» برای سه صدا

اپیزود[ویرایش]

اپیزودها نقش مهمی در بسط و گسترش فوگ ایفا می‌کنند و از سوژه استخراج می‌شوند. اپیزودها در فواصل سوژهٔ فوگ، توجه شنونده را از سوژهٔ اصلی منحرف کرده تا ورود دوبارۀ سوژه را جذاب، جلوه و کیفیت مخصوصی بدهد. اپیزودها نقش رابط را در تکرارهای فوگ دارند و از سوژه روانتر و ساده‌تر است.[۱۴]

بسط و گسترش[ویرایش]

در بسط و گسترش فوگ از انواع فنون از جمله کانن، تغییر در ریتم سوژه یا جواب، تزیین سوژه، ساده کردن سوژه، تغییر مکان اجزا سوژه، حذف اجزا سوژه، تکرار اجزا سوژه، انتقال سوژه از یک صوت به صوت دیگر، فشرده کردن سوژه، افزودن سوژه و… استفاده می‌شود.[۱۵]

کنتر-اکسپوزیسیون[ویرایش]

پس از «بیان اصلی»، فوگ وارد ورودی‌های دیگری می‌شود. قسمت‌هایی که در آن‌ها سوژه و جواب به صورت‌های گوناگون و متعدد وارد می‌شوند و «کنتر-اکسپوزیسیون»[ط]نامیده می‌شوند. یک فوگ دارای کنتر-اکسپوزیسیون‌های متعددی است که به وسیلهٔ اپیزودها از هم جدا می‌شوند. باخ در اکثر فوگ‌های خود در این مرحله، از تونیک، نمایان، گام نسبی، نمایان آن، و گاهی زیرنمایان استفاده کرده‌است ولی در فوگ‌های آهنگسازان کلاسیک و رومانتیک مانند بتهوون، از گام‌های دورتری برای قسمت کنتر-اکسپوزیسیون استفاده شده‌است.[۱۶]

فشردگی سوژه[ویرایش]

استرتو[ظ]به معنی فشرده سازی و عبارت از فنی است که سعی می‌کند جواب سوژه را در بخش بسط و گسترش، هر چه ممکن است به سوژه نزدیک کند و زمانی استفاده می‌شود که آهنگساز قصد دارد سوژه را هر بیشتر نمایان کند و تأثیر زیبا و مؤثر ایجاد کند و گاهی اوقات به قسمت پایانی فوگ وصل می‌شود.[۱۷]

یک مثال از «استرتو»: فوگ در دو ماژور اثر «یوهان کاسپار فردیناند فیشر»[ع]که به پایان فوگ ختم می‌شود.

قسمت پایانی[ویرایش]

قسمت پایانی یا کدا[غ]، غالباً با تکرار سوژه یا قسمت‌هایی از آن بر روی نت پدال در «دومینانت» یا «تونیک» یا در قالب یک «استرتو» به انتها می‌رسد.[۱۸]

قسمت پایانی «هنر فوگ» شماره ۴ اثر: باخ

آنالیز فوگ[ویرایش]

آنالیز فوگ، از مهمترین بخش‌های یادگیری هنر فوگ است. اولین نکتهٔ مهم آنالیز فوگ، شناسایی بخش‌های اصلی آن مانند: سوژه، جواب، کنترسوژه، کنترپوان آزاد و در بخش‌های بعدی می‌توان تکنیک‌هایی مانند: کنتر-اکسپوزیسیون‌ها، استرتوها، کدتاها، اپیزودها و کدا یا پایان را شناسایی کرد و سپس وارد کشفِ جرئیات آن شد. شناخت کاملِ هویت فوگ، هیجان‌انگیزترین قسمت آنالیز است.[۱۹]

نمونه‌ای از آنالیز بصری فوگ شماره ۲ در دو مینور اثر باخ شامل: سوژه، جواب، کنترسوژه۱، کنترسوژه۲ و اپیزود در قسمت «بسط و گسترش».
مثال از یک فوگ برای سه صدا در دورهٔ باروک
بیان اول اولین ورود میانی دومین
ورود میانی
ورود پایانی در تونیک
تونیک نمایان تونیک (نمایان) گام نسبی، مینور/ماژور پنجم گام نسبی زیر نمایان تونیک تونیک
سوپرانو سوژه کنترسوژه۱ ک
و
د
ت
ا
کنترسوژه۲ جواب ا
پ
ی
ز
و
د
کنترسوژه۱ کنترسوژه۲ ا
پ
ی
ز
و
د
سوژه ا
پ
ی
ز
و
د
کنترسوژه۱ کنترپوان
آزاد
ک
و
د
ا
آلتو جواب کنترسوژه۱ کنترسوژه۲ سوژه کنترسوژه۱ کنترسوژه۲ سوژه کنترسوژه۱
باس سوژه کنترسوژه۱ کنترسوژه۲ جواب کنترسوژه۱ کنترسوژه۲ سوژه

انواع فوگ[ویرایش]

«پاساکالیا و فوگ» در دو مینور اثر: باخ با اجرای Awadagin Pratt

فوگ علاوه بر آن که برای دو صدا، سه صدا، چهار صدا و پنج صدا و بیشتر نوشته می‌شود، دارای شکل‌های مختلف دیگری نیز هست.[۲۰]

  • فوگ با دو سوژه، فوگ با سه سوژه و فوگ با چهار سوژه. این نوع از فوگ‌ها فرق چندانی با فوگ دارای یک سوژه ندارند و فقط در زمان ورود، عملکردی شبیه کنترسوژه دارند.
  • فوگتا:[ف]به معنی فوگ کوچک می‌باشد که شامل یک اکسپوزیسیون ابتدایی، اپیزود و تکرار سوژه در پایان است.
  • فوگاتو:[ق]اغلب در یک قطعه هوموفونیک در یک پاساژ کوتاه فوگ‌وار در فرم اکسپوزیسیون وارد شده و مجدداً به بافت هموفونیک بر می‌گردد.
  • فوگ همراهی شده: در این شکل، سازهای ارکستر بخش‌های مختلف فوگ را دوبله می‌کنند یا مستقل از فوگ با صداهایی تزیینی فوگ را همراهی می‌کنند.
  • کنترفوگ:[ک]فوگی است که در آن از معکوس ملودیک در جواب استفاده شده باشد یا معکوس ملودیکِ سوژه، در قسمت اکسپوزیسیون ارائه شده باشد. گاهی کنترفوگ‌ها دارای جواب معکوس و شکل افزودن آن به‌طور همرمان است.
  • فوگ معکوس:[گ]فوگی است که کل اجزا آن مانند: سوژه‌ها، جواب‌ها، کنترپوان‌ها و … بتوانند به صورت معکوس نیز ارائه شوند.

یادداشت[ویرایش]

  1. Imitation
  2. Canzona
  3. قطعات آوازی که شبیه قطعات سازی هستند و پاساژهایی شبیه فوگ دارند.
  4. Ricercare
  5. «ریچرکار» نوعی فرم پیشرو در فوگ نویسی است.
  6. Jacobus of Liege
  7. Gioseffo Zarlino
  8. Motet
  9. نوعی موسیقی آوازی مذهبی
  10. Fuga
  11. Exposition
  12. Countersubject
  13. Real answer
  14. Tonal answer
  15. Codetta
  16. Episode
  17. Development
  18. Counter Subject
  19. Counter-exposition
  20. Stretto
  21. Johann Caspar Ferdinand Fischer
  22. Coda
  23. Fugetta
  24. Fugatto
  25. Counter Fugue
  26. Invertible Fugue

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]