منوئه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

منوئه و تریو[ویرایش]

  • موسیقی کوتاه شبانگاهی (scherzo) ک، ۵۲۵، اثر ولگانگ آمادئوس موتسارت
آثار سازی دورهٔ کلاسیک اغلب از چندین موومان تشکیل شده‌اند که از نظر تمپو و سرشت متضاد یکدیگر هستند. در این آثار، اغلب چهار موومان وجود دارد که با چنین ترتیبی به دنبال یکدیگر آمده‌اند:
۱. موومان تند
۲. موومان کُند
۳. مخوومانی مرتبط با تم رقص
۴. موومان تند
سنفونی‌ها و کوراتت‌های زهی کلاسیک به‌طور معمول از این الگوی چهار موومانی پیروی می‌کنند، حال آنکه سونات‌های کلاسیک ممکن است از دو، سه، یا چهار موومان تشکیل شده باشند. سنفونی (Symphony)، برای ارکستر؛ کوراتت زهی (String quartet) برای دو ویولون، یک ویولا، و یک ویولونسل؛ و سونات (Sonata) برای یک یا دو ساز به نگارش درمی‌آیند. (سنفونی کلاسیک، کوراتت زهی، و سونات از مبحث‌ رنسانس تا سدهٔ بیستم و مبحث نمایش‌های موزیکال آمریکائی با تفصیل بیشتر بررسی می‌شوند).
آهنگساز کلاسیک برای نگارش یک موومان از سنفونی، کوراتت زهی یا سونات می‌تواند یکی از چندین فرم گوناگون را انتخاب کند. موومانی از یک اثر ممکن است به فرم A B A بوده و موومانی دیگر از همان اثر می‌تواند فرم تم و واریاسیون داشته باشد. در مبحث‌های ادامهٔ این بخش برخی از فرم‌های به‌کار رفته در موومان‌های کلاسیک بررسی خواهند شد، اما اکنون به چند ویژگی عام فرم‌های کلاسیک می‌پردازیم.
در هر یک از موومان‌های کلاسیک اغلب تم‌هائی متضاد به‌گونه‌ای زنده و روشن کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. یک موومان ممکن است دربردارندهٔ دو، سه، چهار، و حتی تعداد بیشتری تم با سرنوشت‌های گوناگون باشد. این استفاده از تم‌های متضاد، موسیقی کلاسیک را از موسیقی باروک، که اغلب فقط یک تم اصلی را به‌کار می‌گیرد، متمایز می‌کند. آهنگساز کلاسیک، گاه از راه رسیدن یک تم را با سکوتی کوتاه از پیش خبر می‌دهد.
بخش‌های اصلی و بزرگ‌تر موومان کلاسیک یکدیگر را به شیوه‌ای اقناع‌کننده و متقارن توازن می‌بخشند. بخش‌های ناپایدار موومان، که طی قطعه از تونالیتهٔ تونیک دور افتاده‌اند، با بخش‌هائی پایدار که به تثبیت تونالیتهٔ تونیک می‌پردازند، توازن می‌یابند (۱). با نزدیک شدن به پایان یک موومان کلاسیک، تنش موسیقائی فرو می‌نشیند.
(۱) . تغییر تونالیته (مدولاسیون) از ابزاری است که به‌طور گسترده اما اسلوبمند برای ایجاد تنوع، تضاد و تنش در موسیقی کلاسیک به‌کار گرفته شده است و به همین دلیل همواره بخش‌هائی در یک موومان هست که تونالیتهٔ آنها به‌طور گذرا دور از تونالیتهٔ اصلی حاکم بر بخش عمده موومان است - م.
هر چند صحبت از سبک کلاسیک است، اما باید به یاد داشت که هایدن، موتسارت و بتهوون سه آهنگساز با شخصیت‌هائی متفاوت بوده‌اند با آنکه ممکن است آثار هایدن و موتسارت نخست مشابه به گوش برسند اما غرقه شدن ژرف‌تر در این آثار، سبک‌های متمایز و شخصی این دو آهنگساز را آشکار می‌کند. موسیقی بتهوون در قیاس با آثار استادان پیش از او که آشکار آثاری خوددارتر و موقرتر بوده‌اند، توانمندتر، تند و تیزتر، و احساساتی‌تر است، اما هایدن و موتسارت نیز آثاری آتشین و دراماتیک آفریده‌اند. خواهیم دید که هر سهٔ این آهنگسازان روال‌ها و فرم‌های موسیقائی مشابهی را به‌کار گرفته‌اند اما، با این همه، بیان حسی هر کدام نشان از فردیت خاص او دارد.

منابع[ویرایش]

  • فرزاد امیرانی (۱۳۸۰۵۰ قطعه طبقه‌بندی شدهٔ گیتار کلاسیک، تهران: فرزاد امیرانی، ص. ۳۷، شابک ۹۶۴-۰۶-۰۱۵۲-۷