آتشکده آذرگشنسب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از آتشکده آذرگشسب)
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۶°۳۶′۱۱″ شمالی ۴۷°۱۴′۰۹″ شرقی / ۳۶.۶۰۳۱۷۱° شمالی ۴۷.۲۳۵۹۴۹° شرقی / 36.603171; 47.235949

آتشکده آذرگشسب
Takhte Soleiman.jpg
اطلاعات اثر
کشور ایران ایران
نوع فرهنگی
معیار ثبت i, ii, iii, iv, vi
شمارهٔ ثبت ۱۰۷۷
منطقه آسیا
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت ۲۰۰۳ (طی نشست بیست‌وهفتم)
اطلاعات ثبت ملی
شماره ثبت ملی ۳۰۸
تاریخ ثبت ملی ۲۹ آذر ۱۳۱۶
دیرینگی دوره ساسانیان
منطقهٔ بر پایهٔ دسته‌بندی یونسکو

آتشکده آذرگشسب (آتور گشسب)، به معنی آتش جهنده. این آتشکده در آذربایجان قرار داشته و در قرن‌های پیش از فتح اعراب مهمترین مرکز مذهبی شاهنشاهی ایران بود. این آتشکده به طبقهٔ جنگیان و سپاهیان اختصاص داشته است. [۱] [۲]

در ایران باستان سه آتشکدهٔ اصلی و بزرگ وجود داشته‌است که با سه طبقهٔ جامعهٔ اجتماعی ایران یعنی مغان، واستریوشان و ارتشتاران مرتبط بودند.

  1. آتش آثرونان (موبدان)، آتشکده کاریان
  2. آتش واستریوشان (کشاورزان)، آتشکده برزین مهر [۳]
  3. آتش ارتشتاران (ارتشیان)، آتشکده آذرگشسب

محل آتشکده آذرگشسب[ویرایش]

آذرگشنسپ يا آتش سلطنتى، در گنجك (شيز) واقع در آذربايجان بود.پادشاهان ساسانى در ايام سختى بزيارت اين معبد ميشتافتند و زر و مال و ملك و غلام در آنجا نذر ميكردند. وهرام پنجم سنگهاى قيمتى تاجى را، كه از خاقان و زنش گرفته بود ، باين آتشكده فرستاد. خسرو اول نيز نظير اين را عطا نمود. خسرو دوم نذر كرد، كه اگر موفق به غلوب نمودن وهرام چوبين بشود، زينت‏هاى زر و هديه ‏هاى سيم بآتشكده آذرگشنسپ بفرستد و بوعده خويش وفا كرد. اين آتشكده را آذرخوش‏ ميگفتند .آذر بزبان عجم «آتش» و خوش «نيكو» است. شاهنشاهان ايران هنگام رسيدن بپادشاهى با كمال احترام پياده بزيارت اين معبد ميرفتند و نذرها ميكردند و هديه و خواسته بسيار بآنجا ميبردند. اين آتشكده علامت اتحاد و يگانگى دين و دولت بود و نمونه (سمبل) دولت ساسانيان بشمار ميرفت، كه بواسطه اتحاد با ديانت قوت گرفت.[۴] منابع تاریخی قدیم، دربارهٔ محل آتشکدهٔ آذرگشسپ با یکدیگر تطابق ندارند، برخی بویژه کتاب‌های پهلوی آن را در کنار دریاچهٔ چی‌چست میدانند. در بندهش آمده‌است که آذرگشسب تا زمان پادشاهی کیخسرو همواره پناه جهان بود، وقتی که کیخسرو «بتکدهٔ دریاچهٔ چی چست» را ویران کرد، آن آتش به یال اسب او فرو نشست و سیاهی و تیرگی را برطرف نمود و روشنایی بخشید. بطوریکه او توانست بتکده را ویران کند. در همان محل در بالای کوه اسنوند پرستشگاهی ساخت و آذرگشسب را فرو نشاند. در میان نویسندگان دوران اسلامی، ابودلف در سفرنامهٔ خود، شرح مشروحی از شیز و آتشکدهٔ آذرگشسب داده و دیگر مورخان و جغرافی‌دانان از او پیروی کرده‌اند.

ابودلف در سال ۳۴۱ هجری آورده‌است،

در شیز آتشکدهٔ مهمی وجود دارد که آتش زرتشتیان از آن بسوی شرق و غرب فروزان است. بر بالای گنبد این آتشکده هلالی نصب شده که طلسم آن بشمار می‌رود و جمعی از امرا و فاتحین خواستند، آنرا برچینند اما کوشش آنها بجایی نرسید. از شگفتی‌های این خانه آنکه کانون آن از هفتصد سال پیش فروزان است و خاکستر در آن وجود ندارد و شعلهٔ آن هیچگاه خاموش نمی‌گردد.

از گفتار ابودلف چنین بر می‌آید که آتشکدهٔ آذرگشسپ، یک آتشکدهٔ همیشه سوز یا خودسوز بوده‌است و ظاهراً از گاز و نفت، مایه می‌گرفته‌است و خاکستری نداشته‌است. روایات هرمزدیار نیز بر خود سوز بودن این آتشکده تصریح دارد.

آنچه ابودلف نقل کرده‌است با محل تخت سلیمان کنونی تطبیق می‌کند اما مشکل اینجاست که تخت سلیمان از دریاچهٔ ارومیه بسیار دور است و کتاب‌های پهلوی و برخی کتاب‌های فارسی محل آنرا نزدیک دریاچهٔ ذکر می‌کنند.

از منابع چنین برمی‌آید که در زمان پادشاهی قباد پدر انوشیروان، به صلاح‌دید مزدک که در پی یک رفورم مذهبی بود، از تعداد آتشکده‌ها کاسته شده و برخی را در برخی دیگر ادغام کردند. از اینرو گمان می‌رود که دو آتشکدهٔ آذرگشسپ وجود داشته‌است. آتشکدهٔ قدیم که در ناحیهٔ شیز بوده، آتش کیخسرو نیز نامیده می‌شده‌است و در شاهنامه بارها از آن یاد شده‌است. گمان می‌رود که این آتشکدهٔ قدیم به تخت سلیمان کنونی منتقل شده‌باشد و با آتشکدهٔ کهن‌سال آبان گشسپ یا آتشکده برکه ادغام شده‌باشد.

ویرانی و بنیان دوباره آتشکده آذرگشسب[ویرایش]

این آتشکده بواسطهٔ پیوستن دو آتش به یکدیگر مبدّل آتشکدهٔ بزرگ «شاهی» گشت. پادشاهان ساسانی چنان ارزشی برای این آتشکده قائل بودند که هر یک از شاهان پس از به تخت نشستن، پای پیاده به زیارت آن می‌شتافتند، و پس از پیروزی در جنگ، سهمی از غنائم جنگی را به گنجینهٔ آن تقدیم می‌کردند و همین گنجینهٔ بزرگ است که به هنگام شکست خسرو پرویز، از سپاه هراکلیوس امپراتور روم شرقی، به یغما رفت. [۵]

این آتشکده در سال ۶۲۴ میلادی توسط هراکلیوس به آتش کشیده و ویران گردید، اما بعدها تعمیر و یا از نو ساخته شد. آتشکده آذرگشسپ در زمان ابودلف، ۹۲۵ میلادی هنوز بر پا بوده است. [۶]

نگارخانه عکس هایی از تخت سلیمان[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ایران باستان، ص ۷۶
  2. اساطیر و فرهنگ ایران، ص ۴۱۷
  3. ایران باستان، ص ۷۱
  4. کریستین سن، ارتور. تاریخ ایران در زمان ساسانیان. امیرکبیر، ۱۳۶۷. ۲۴۳. 
  5. فره وشی. ایرانویچ. ص ۱۵۵ تا ۱۶۴
  6. اساطیر و فرهنگ ایران، ص ۴۱۸

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • کریستین سن، ارتور. تاریخ ایران در زمان ساسانیان. ترجمهٔ رشید یاسمی. امیرکبیر، ۱۳۶۷. 
  • فره وشی، بهرام. ایرانویچ. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، سال ۱۳۶۸
  • موله، م. ایران باستان. ترجمهٔ ژاله آموزگار، چاپ سوم. تهران: انتشارات توس، ۱۳۶۵
  • عفیفی، رحیم. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. چاپ اول. تهران: انتشارات توس ۱۳۷۴

پیوند به بیرون[ویرایش]