خرو (نیشابور)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خَرْوْ
Kharv Village in Spring 2008.jpg
کشور  ایران
استان خراسان رضوی
شهرستان نیشابور
بخش زبرخان
نام(های) قدیمی خرو بالا و خرو پائین
مردم
جمعیت ۱۳٬۵۳۵ نفر (۱۳۹۵)
رشد جمعیت ۴٪- (۵سال)
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۵۵۰ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۰ الی ۱۰
میانگین بارش سالانه ۸۰۰ الی ۱۰۰۰
روزهای یخبندان سالانه ۲۴
اطلاعات شهری
شهردار مصطفی قدمیاری
ره‌آورد آلو، ریواس، گیلاس، زعفران
پیش‌شماره تلفنی ۰۵۱
وبگاه http://www.kharvcity.ir
شناسهٔ ملی خودرو  ایران
کد آماری ۲۳۴۹


خَرْوْ شهری در استان خراسان رضوی در شرق ایران است. این شهر در بخش زبرخان شهرستان نیشابور قرار دارد و پس از نیشابور، پرجمعیت‌ترین شهر منطقه به شمار می‌رود. یشهر خرو دارای ۴ محله با نام‌های خرو علیا، خرو سفلی، شهرک امام رضا و ساحل برج است.

جمعیت[ویرایش]

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۱۳٬۵۳۵ نفر (در ۴٬۳۷۴ خانوار) بوده‌ است.[۱]

جمعیت تاریخی
سال جمعیت
۱۳۸۵ ۱۱٬۹۳۱
۱۳۹۰ ۱۴٬۱۱۵ ۱۸٫۳ ٪
۱۳۹۵ ۱۳٬۵۳۵ ۴٫۱ ٪ −

جاذبه‌های گردشگری[ویرایش]

شهر خرو با داشتن جاذبه‌های گردشگری سالانه پذیرای هزاران مسافر از سراسر ایران است. از جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: آبشار شاه سو (شش آب) و آبشار رودمیان رودخانه خروشان با نام‌های رودخانه کوچک، بزرگ و ردمیان وجود متبرک امامزاده خلیفه سید علی و یادمان گذر امام رضا از شهر خرو (چشمه علی بن موسی الرضا) و همچنین ده‌ها چشمه جوشان و باغات سرسبز و مردمانی با صفا و مهمان‌دوست که پذیرای شما عزیزان هستند.


القاب شهر خرو[ویرایش]

از القاب شهر خرو می‌توان به نام‌های زیر اشاره کرد:

  • بام‌های طلایی[۲]
  • پایتخت آلوی ایران[۳]
  • نگین ییلاقات کشور[۴]
  • ماسوله خراسان[۵]

تاریخچه[ویرایش]

در ادبیات کهن فارسی معنی کلمه خرو چنین آمده‌ است: «شرقی‌ترین و مرتفع‌ترین نقطه نیشابور که خورشید از این محل طلوع می‌کند و این شهر قدمتی چند صد ساله دارد و نام خرو بارها در کتاب‌های تاریخی همچون تاریخ بیهقی، تاریخ نیشابور، معجم البلدان، منتخب السیاق و اسرار التوحید ذکر شده است».

معماری چند صد ساله[ویرایش]

در زمان ورود به این شهر و گشت و گذاری از دو محله علیا و سفلی که بافت قدیم و سنتی دارد خانه‌ها به صورت پلکانی است، به‌طوری‌که پشت بام خانه پایینی حیاط خانه بالایی محسوب می‌شود و مصالح به کار رفته در ساخت آن‌ها گِل و چوب است و این نوع معماری منحصر به فرد است که به این خاطر خرو را «ماسوله خراسان» نیز می‌گویند.

اما مردم شهر خرو به دو زبان ترکی و فارسی صحبت می‌کنند و عمده ساکنان محله سفلی سادات هستند. خرو دارای ۸۶ شهید و زادگاه سردار شهید قدمیاری است و دو شهید گمنام در این شهر دفن شده‌اند.


جاذبه‌های گردشگری خرو[ویرایش]

وجود سه رودخانه پرآب و ۱۷ رشته قنات از جمله قناتهای: رویتخت، بالاده، بازه چغندر و کاریز زلفی سبب شده که باغ‌های میوه همچون حریری سبز اطراف این شهر را احاطه کنند و درختان آلو، سیب، آلبالو، هلو، گیلاس، انگور، گردو و گلابی محصولات این باغ‌ها هستند و شهرت باغداری این شهر به دلیل وجود بیش از ۶۰۰ هکتار باغ آلوی آن است که این شهر را به پایتخت آلوی کشور معروف کرده‌است.

نقاط تاریخی خرو[ویرایش]

برج‌ها و غارهای قدیمی در اطراف شهر، رباط شاه عباسی، آتشگاه، تیغ سفید و تیغ سیاه (از قلعه‌های قدیمی خرو) بقعه چشمه علی، پارک کوهستانی حاج قره، کلاته عزیز، آبشارهای رودمیان و شش آب و کوچه باغ‌های افسانه‌ای از جاذبه‌های دیدنی و تاریخی این شهر است.

در این شهر صنایع دستی همچون قالیبافی، گلیم و سله بافی، آهنگری و چاقوسازی رونق دارد. مردم شهر خَرْوْ پرتلاش، خستگی‌ناپذیر و مهمان‌نوازند و هر ساله میزبان مسافران و گردشگران کثیری از سرتاسر ایران و جهان‌اند.

آنچنان که از لابلای کتب تاریخی و تذکره‌ها به‌دست می‌آید، تاریخ خرو به قدمتی چندصدساله برمی گردد. و در کتب معروف تاریخ بیهقی، تاریخ نیشابور، منتخب السیاق، معجم البلدان، اسرارالتوحید، جغرافیای سرزمین‌های شرقی خلافت اسلامی و… به مناسبت‌های گوناگون نام خرو ذکر شده‌ است. از جمله در تاریخ نیشابور در مورد نخستین کاریزها در نیشابور و از خرو به عنوان تأمین‌کننده آب شهر نیشابور یادشده‌ است.

قدمت شهر خرو حتی به قبل ازحمله مغول برمی گردد، آن چنان‌که با مطالعه کتب معتبر تاریخی نیزاین مسئله به اثبات می‌رسد، به عنوان نمونه مرحوم استاد فریدون گرایلی در کتاب معروف «نیشابور شهر فیروزه» در سطری از خرو به این مضمون یاد کرده‌ است: «مغولان برای رسیدن به نشابوراز تنگه خرو گذشتند.» و باآن که نیشابور در زمان حمله مغول از شهرهای مذهبی و علمی و بزرگ تاریخ اسلام وجهان بوده‌است خرو نیز منطقه‌ای مستقل و ماندگار بوده‌ است. به‌عنوان نمونه‌ای دیگر می‌توان به این مورداشاره کرد: محبوبیت خرو در زمان قاجاریه نیز در گفتمان و نوشتارهای کوری که گذشت تاریخ آن‌ها را به فراموشی سپرده‌ آشکار بوده‌ است و مهدعلیا مادر شاه قاجار نیز شناختی کوتاه از این منطقه داشته‌ است که ذکرش در این نوشتار نمی‌گنجد.

همچنین این شهر عالمان و مفسران نامداری همچون ابوسعیدخرقی (در قرن چهارم) و ابوبکرخرقی (قرن پنجم) را در دامان خویش پرورانیده‌است. درمقامات شیخ ابوسعیدابوالخیر در حکایتی کهن، به این نکته برمی‌خوریم که ما در این نوشتار گوشه‌ای ازآن را عیناً برای خوانندگان بازگو خواهیم کرد:

«هم در آن وقت که شیخ ابوسعید فقیه نیشابور بود مریدان بسیارمی آمدند از هر جنسی، بعضی مهذّب و بعضی نامهذّب. وقتی یکی توبه کرد. روستایی عظیم و ناهموار بود. جفتی کفش کوهیانه، پرقطری برزده و در پای کرده چنان‌که هروقت که در خانه رفتی آوازی ناخوش می‌آمدی و پیوسته بر دیوار می‌زدی و حرکات ناهموار از او در وجودآمد که صوفیان از آن می‌رنجیدند و از غلبه و مشغله او کوفته می‌شدند، روزی شیخ آن درویش را بخواند و گفت: به درمیون باید شد و آن:

«دره ایست درمیان کوه نیشابوروطوس و چون ازنیشابوربه طوس شوندراه برسراین درّه بود و آبی بس زلال در آن دره فرود آید و در رود «خور» نیشابور شود. شیخ گفت :چون در شوی پاره سنگ بزرگی آنجاست. بر لب آن آب که بر رود خور نیشابور بریزد وضو باید ساخت و بر آن سنگ دو رکعت نماز بگذار و منتظر باش تا دوستی از نزدیک ما به سوی تو آید. سلام ما بوی برسان و سخنی چند با آن درویش بگفت که [ به وی بگوی] که از دوستان عزیز ماست و هفت سال با ما صحبت داشته‌ است. آن درویش بارغبتی هرچه تمام تر روی به راه نهادوهمه راه باخود اندیشه می‌کردکه می‌روم تانظرمبارک اوبرمن افتد وکاردین ودنیای من به برکت آن ساخته گردد، چون بدان موضع رسیدکه[ شیخ اشارت کرده بود] آنچه شیخ فرموده بودبجای آورد و در آب رود خرو وضوساخت ونمازی بساخت و ساعتی توقف کرد. طراقی «صدای مهیب» درآن کوه افتاد، چنان‌که کوه ازهیبت آن آواز بلرزید، آن درویش نگریست، اژدهایی دید سیاه چنان‌که ازآن عظیم ترندیده بود و نشنیده و جمله میان دو کوه از شخص او پر شده بود. چون آن درویش را نظر در وی افتاد روح با وی نماند و جمله اعضای او چنان سست گشت که هرچند خواست هیچ حرکت نتوانست کرد و هوش از وی برفت و بیفتاد و آن مار می‌آمد آهسته تا به نزدیک آن سنگ برسید و روی سوی آن درویش کرد و سنگ بر سنگی نهاد و به تواضع بایستاد چون ساعتی برآمد و درویش اندکی باخویشتن آمد و دید که او مقام کرد و هیچ حرکت نمی‌کنداز سر بی‌خویشی و غایت ترس گفت: شیخ سلام گفته‌ است، آن اژدها روی درخاک می‌مالید و تواضع می‌نمود و آب از چشم او می دوید.»


آنگونه که از اخبار برمی آید مزار پاک‌‌سیرتی نیز در محل چشمه علی وجود دارد که پیشینیان از آن سخن می‌گویند، جایگاه این محل امروزه خالی از ساختمان است و حالت خرابه‌ای به خود گرفته است. در ضلع جنوبی این محل، در میان خانه‌ای قدیمی، تخته سنگی نمایان است که با خط نامفهومی مزیّن گشته و این نشان از تاریخ کهن این محل دارد. وآنگونه که درحکایات جاری است نوشته‌های کوراین تخته سنگ شاید شناسنامه‌ای براین مزار باشد و نشانی از قدمت تاریخی آن، که تاکنون هیچ‌گونه اقدامی برای شناسایی قدمت و خوانده‌شدن دست‌نوشته‌های این مزار صورت نگرفته‌ است.

سوغات[ویرایش]

یکی از بزرگترین دغدغه‌های مسافران هنگام بازگشت از سفر، خرید سوغاتی برای اقوام و آشنایان است. ریواس، عسل و محصولات باغی از مهمترین سوغاتی‌های شهر خرو می‌باشد.

برخی محصولات باغی شهر خرو عبارتند از: آلو، گردو، گلابی، سیب، گیلاس، هلو

  • شربت ریواس و انواع لواشک از دیگر تولیدات باغداران شهر خرو است.
  • با توجه به قرارگیری خرو در دامنه کوه‌های بینالود عسل طبیعی نیز از سوغات این منطقه به حساب می‌آید.
  • صنایع دستی: سله بافی، چاقو سازی
  • وجود باغداران با تجربه و زحمت کش، باغات و زمین‌های حاصل خیز فراوان که در شهر خرو و خارج از آن وجود دارد باعث شده که آلوی خرو چه از لحاظ گستردگی تولید و چه از لحاظ طعم و مزه در ایران در رتبهٔ اول قرار گیرد. به همین علت شهر خرو پایتخت آلوی ایران نام گرفته‌ است.
  • از تولیدات انواع آلو می‌توان به آلو رسمی، حاج حسنی، کبرایی، شوقانی، شمس و طلایی و … اشار کرد؛ که هر نوع مزه، طعم و خاصیت متفاوتی دارد.
  • با توجه به اینکه شهرت و آوازهٔ ریواس و آلوی خرو جهانی است این محصولات به کشورهای دیگر نیز صادر می‌شود.
  • آلوی خرو نامی است که در سراسر شهرهای ایران شناخته شده‌است. این محصول به صورت تازه و خشک وارد بازرا شده و مورد مصرف قرار می‌گیرد.
  • با توجه به خاصیت آلو و نقش آن در سلامتی دستگاه گوارش به صورت خشک شده در انواع خورشتها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

منابع[ویرایش]