استون‌هنج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
استون‌هنج
Stonehenge, Condado de Wiltshire, Inglaterra, 2014-08-12, DD 09.JPG
استون‌هنج در ۲۰۱۴
استون‌هنج در Wiltshire قرار گرفته‌است
استون‌هنج
نقشهٔ ویلتشر نشان‌گر جایگاه استون‌هنج در منطقه.
موقعیت ویلتشر، انگلستان
مختصات ۵۱°۱۰′۴۳٫۸۴″ شمالی ۱°۴۹′۳۴٫۲۸″ غربی / ۵۱٫۱۷۸۸۴۴۴°شمالی ۱٫۸۲۶۱۸۸۹°غربی / 51.1788444; -1.8261889مختصات: ۵۱°۱۰′۴۳٫۸۴″ شمالی ۱°۴۹′۳۴٫۲۸″ غربی / ۵۱٫۱۷۸۸۴۴۴°شمالی ۱٫۸۲۶۱۸۸۹°غربی / 51.1788444; -1.8261889
اطلاعات بیشتر
وبگاه http://www.stonehengeandaveburywhs.org
نام رسمی استون‌هنج، ایوبری، و محوطه‌های مرتبط
نوع فرهنگی تاریخی
زمینه ۱، ۲، ۳
نامزد ۱۹۸۶(دهمین جلسه)
شمارهٔ ارجاع ۳۷۳
منطقه اروپا و آمریکای شمالی

استون‌هنج (به انگلیسی: Stonehenge) یادمانی پیشاتاریخی در دشت سالزبری ویلتشر در جنوب انگلستان است. این یادمان در ۳٫۲ کیلومتری غرب آمسبوری قرار دارد.

باستان‌شناسان استون‌هنج را اثری بازمانده از عصر برنز و دوران نوسنگی می‌دانند. استون‌هنج در طول چهارده تا پانزده قرن برپا شده‌است و هفتاد نسل در ساختن آن کوشیده‌اند. باستان‌شناسان این روند طولانی و پیچیدهٔ را به سه مرحله تقسیم می‌کنند:

  • ایجاد شیار دایره‌ای، یا استون‌هنج یک (حدود ۳۱۰۰ ق. م)
  • ایجاد دو حلقه از جنس سنگ کبود، ساخت کورسوس، و احتمالاً برپایی سازه‌های چوبی درون شیار دایره‌ای، یا استون‌هنج دو (حدود ۲۶۴۰ تا ۲۴۸۰ ق. م)
  • ایجاد سه‌سنگ‌های سارسنی، یا استون‌هنج سه (۲۴۷۰ تا ۲۲۸۰ ق. م)

تصویری که امروزه از سازهٔ استون‌هنج وجود دارد مربوط به سه‌سنگ‌های سارسنی برپاشده در استون‌هنج سوم (حدود ۰۲۲۰۰ ۲۲۰۰ (پ.م) تا ۰۱۵۰۰ ۱۵۰۰ (پ.م)) است. ازین رو سازهٔ استون‌هنج کم‌وبیش معاصر پایان دوران اهرام در مصر و شهر اور در میانرودان است.

بنابر شواهد باستان‌شناختی دشت سالزبری پیش از ساخته‌شدن استون‌هنج هم منطقه‌ای با اهمیت آیینی بوده است.


در سال ۱۹۸۶، یونسکو استون‌هنج و محوطهٔ اطرافش را در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت کرد.

سال‌شمار[ویرایش]

  • حدود ۰۸۰۰۰ ۸۰۰۰ (پ.م) — مردمان دوران باستان، نخستین مقبره‌های سنگی و پشته‌های مخصوص دفن اجساد را در غرب اروپا و جزیرهٔ بریتانیا می‌سازند. سازه‌های چوبی در نزدیکی محوطهٔ استون‌هنج خبر از اهمیت آیینی این منطقه دارد.
  • حدود ۰۳۱۰۰ ۳۱۰۰ (پ.م) — استون‌هنج یک: حلقه‌ای از گودال‌ها در خاک محوطه کنده می‌شود.
  • حدود ۰۲۶۰۰ ۲۶۰۰ (پ.م) — استون‌هنج دو: کورسوس‌ها ساخته می‌شوند. ساختار اولیه سازه را حلقه‌ای دوگانه از سنگ‌های کبود مشخص می‌کند.
  • حدود ۰۲۲۰۰ ۲۲۰۰ (پ.م) — ساخت استون‌هنج سه آغاز می‌شود. سنگ‌های سارسن در استون‌هنج برافراشته می‌گردند.
  • حدود ۰۱۵۰۰ ۱۵۰۰ (پ.م) — حلقه‌های Y و Z کنده می‌شوند. ساخت‌وسازها در استون‌هنج پایان می‌یابد.
  • ۰۱۱۳۶ ۱۱۳۶جفری مانموث در افسانهٔ شاه آرتور از استون‌هنج یاد می‌کند.
  • ۰۱۶۲۰ ۱۶۲۰جرج باکینگهام به دستور جیمز یکم، پادشاه انگلستان نخستین کاوش باستان‌شناسی در استون‌هنج را انجام می‌دهد. اینیگو جونز گزارشی از این کاوش می‌نویسد.
  • ۰۱۷۳۰ ۱۷۳۰ویلیام استاکلی نقشه‌ای کلی از استون‌هنج و یادمان‌های اطراف آن برمی‌دارد.
  • ۰۱۸۷۴ ۱۸۷۴فلندرز پتری کاوش‌های خود را در استون‌هنج آغاز می‌کند.
  • ۰۱۹۷۰ ۱۹۷۰ریچارد اتکلینسون با بهره‌گیری از تاریخ‌گذاری رادیوکربن پیشینهٔ استون‌هنج را مورد بازبینی قرار می‌دهد.
  • ۰۱۹۸۵ ۱۹۸۵ — بین برگزارکنندگان فستیوال آزاد استون‌هنج و پلیس ویلتشر درگیری‌ای موسم به نبرد بینفیلد روی می‌دهد.

بستر استون‌هنج[ویرایش]

تقاطع جاده‌های A303 و A344 در ویلتشر انگلستان. استون‌هنج در پس‌زمینه دیده می‌شود.

استون‌هنج در دشت سالزبری در ویلتشر انگلستان قرار دارد. محوطهٔ امروزیش مثلثی است به مساحت ۴۶٬۹ هکتار که از دو طرف با جاده‌های اصلی A303 و A344 و از طرف دیگر با راه لارکهیل محصور است.[۱]

دشت سالزبری از ۰۷۰۰۰ ۷۰۰۰ (پ.م) سکنه داشته و از هزار سال پیش از ساخته‌شدن استون‌هنج هم منطقه‌ای با اهمیت آیینی بوده‌است.[۲][۳] محوطهٔ استون‌هنج، که شیب ملایمی از شمال به شرق دارد، نه مکانی برجسته است و نه جایی که ساختن بر آن آسان باشد.[۴] ازین‌رو انتخاب آن برای ساخت استون‌هنج دلیل عملکردی ندارد، و باور باستان‌شناسان را مبنی بر مهم و معنی‌دار بودن محوطه پیش از استون‌هنج را تأیید می‌کند.[۴] بین ۰۸۵۰۰ ۸۵۰۰ (پ.م) تا ۰۶۷۰۰ ۶۷۰۰ (پ.م)، به روزگار میان‌سنگی، ستون‌هایی چوبی در این دشت افراشته شده‌بودند که احتمالاً کاربرد آیینی داشته‌اند.[۵] در شعاع سه مایلی از استون‌هنج، حدود هفده تپهٔ کشیده قرار دارند که زمانی گورهای دسته‌جمعی بوده‌اند. نمای این تپه‌ها با گچ سفید اندود شده بوده. در اواخر دوران نوسنگی، هر کدام از آن‌ها هزار سال قدمت داشتند و هم‌زمان با آغاز ساخت استون‌هنج از رونق افتاده‌اند.[۵]

به گفتهٔ مایک پارکر پیرسون، سنگ‌های به کاررفته در استون‌هنج از منطقهٔ ایوبری به محوطهٔ آن انتقال یافته‌اند. به‌احتمال قوی سه منطقهٔ دشت سالزبری، ایوبری، و تپه‌های پرسلی ولز با همدیگر پیوند داشته‌اند و دلیل این پیوند استون‌هنج بوده‌است.[۳]

مردمانی که در دشت سالزبری می‌زیسته‌اند کشاورز و یکجانشین بوده‌اند. قامت آن‌ها از ساکنین امروزی بریتانیا کوتاه‌تر بوده و نیز عمری کوتاه‌تر داشته‌اند. گاو، خوک، و سگ اهلی می‌کردند، غلات می‌کاشتند، سفال و پیکان چخماقی می‌ساختند، و جهان آن‌ها در مرزهای دشت سالزبری پایان می‌یافت.[۶]

استون‌هنج در پیشاتاریخ[ویرایش]

تصویر سه‌بعدی از استون‌هنج. آبی= خرسنگ‌ها، قرمز: محورهای نجومی سایت، سفید= خاک

استون‌هنج در گذر چهارده–پانزده قرن برپا شده‌است و هفتاد نسل در ساختن آن کوشیده‌اند.[۶] باستان‌شناسان روند مدید و پیچیدهٔ برپایی آن را به سه مرحله تقسیم می‌کنند: استون‌هنج یک (۳۱۰۰ ق. م)، استون‌هنج دو (۲۶۴۰ تا ۲۴۸۰ ق. م)، و استون‌هنج سه (۲۴۷۰ تا ۲۲۸۰ ق. م).

استون‌هنج یک (۳۱۰۰ ق. م)[ویرایش]

استون‌هنج یک

در آغاز شیاری دایره‌ای به قطر ۹۷٫۵۰ متر در زمین ایجاد شد که در ساخت‌وسازهای بعدی دست‌نخورده ماند.[۷] این دایره را با پرگاری بزرگ کشیده‌اند، که احتمالاً طنابی از جنس پوست گاو و متصل به شاخه‌ای چوبی در مرکز دایره بوده‌است.[۷] سازندگانِ شیار محیطِ دایره را با گچ مشخص کرده، آن را با ابزارهای چخماقی و شاخ گوزن یا گاو کنده، و خاک را در دو کنارهٔ آن دپو کرده‌اند.[۷] در کف این شیار نیز شاخ‌های گوزن و گاو و ابزارهای چخماقی—قدیمی‌تر و مصیقل‌تر از ابزارهایی که برای کندن به‌کار رفته—قرار داشته‌است.[۸] شیار دایره‌ای پیوسته‌است و تنها در یک جا (در شمال شرقی محوطه) قطع شده. دو خرسنگ کوچک در دو سوی این انقطاع ورودی استون‌هنج را تعریف می‌کنند.[۷]

چند متر بیرون از ورودی، تک سنگ برجسته و خاکستری رنگی از جنس سارسن افراشته شده‌است که به سنگ هیل[الف] معروف است.[۷] در قرن هجدهم میلادی کشف شد که اگر کسی در بامداد انقلاب تابستانی در مرکز شیار دایره‌ای بایستد و به سوی سنگ هیل نگاه کند، طلوع خورشید را مماس بر وجه چپ این حجم خواهد دید.[۷] در گوشه‌های مستطیلی عمود بر محور طلوع خورشید نیز چهار سنگ قرار دارد.[۷] به نظر می‌رسد که این‌ها (شیار دایره‌ای، سنگ هیل، و سنگ‌های گوشه) همهٔ کاریست که در مرحلهٔ نخست ساختن استون‌هنج انجام شده‌است. این مرحله که به استون‌هنج یک معروف است در حدود ۰۳۱۰۰ ۳۱۰۰ (پ.م) صورت گرفته‌است.[۷] این تاریخ یکی از معدود معلوماتی در مورد استون‌هنج است که باستان‌شناسان بر آن اجماع دارند.[۴]

پیشتر باور بر این بود که در فاصلهٔ بین استون‌هنج یک و استون‌هنج دو محوطه رها شده و مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌باشد، ولی یافته‌های جدید این نظریه را رد می‌کنند.[۱۰]

استون‌هنج دو (۲۶۴۰ تا ۲۴۸۰ ق. م)[ویرایش]

حدود چهارصد سال پس از استون‌هنج یک، احتمالاً هم‌زمان با تغییرات اجتماعی و جمعیتی در دشت سالزبری،[۱۰] توسعه‌هایی در استون‌هنج صورت گرفت که به استون‌هنج دو موسوم است. یک جفت خندق گچی موازی، شبیه همان که محیط استون‌هنج را تعریف می‌کردند، از ورودی محوطه تا رود ایوون در سه کیلومتری استون‌هنج کشیده شد تا مسیری به عرض هشت متر را تعریف کند. این دو مسیر به کورسوس[ب] معروفند.[۷] هدف از ساخت کورسوس‌ها معلوم نیست و از غریب‌ترین رازهای استون‌هنج به‌شمار می‌رود.[۵]

در میان شیار دایره‌ای دو حلقه از جنس سنگ‌های کبود شکل داده شد که هم‌محور با کورسوس یک ورودی نشانه‌گذاری شده داشت.[۷] نکتهٔ قابل‌توجه در مورد سنگ‌های کبود این است که تنها منبع آن‌ها در انگلستان تپه‌های پرسلی ولز است که دستکم ۵۰۰ کیلومتر با استون‌هنج فاصله دارد.[۷] در ساخت استون‌هنج دو، سنگ‌های کبود باید از راه دریا به رود ایوون منتقل می‌شدند و از آنجا تا استون‌هنج کشیده می‌شدند.[۷] برخی باستان‌شناسان این امر را دلیل ساخت کورسوس‌ها می‌دانند.[۷] به گفتهٔ مایک پارکر پیرسون سنگ‌های کبود نماد موروثی ساکنان غرب بریتانیا در آن دوره بوده‌اند و «آوردنشان به دشت سالزبری نشانهٔ اتحاد دو قوم نوسنگی ساکن در جنوب این سرزمین به حساب می‌آید.»[۳] برخی از باستان‌شناسان نیز بر آن بودند که سنگ‌های کبود بدون دخالت انسانی و توسط یخچال‌های طبیعی جابجا شده‌اند، اما کشف دو معدن در تپه‌های پرسلی در سال ۲۰۱۵ تا حد زیادی به این نظریه پایان داد.[۱۱] زمان رسیدن سنگ‌های کبود، ترتیب برپا شدنشان، حرکتشان، و بازبرپایی آن‌ها مورد مباحثهٔ شدید باستان‌شناسان است.[۱۱]

به‌نظر می‌رسد در استون‌هنج دو سازه‌هایی چوبی در درون شیار دایره‌ای برپا شده‌باشد، اما اغلب شواهد مربوط به آن در گذر سالیان از بین رفته‌است.[۷]

استون‌هنج سه (۲۴۷۰ تا ۲۲۸۰ ق. م)[ویرایش]

دشواری انتقال سنگ‌های کبود در این مسیر طولانی موجب شد تا استفاده ازین سنگ‌ها پیش از کامل شدن حلقه‌ها کنار گذاشته شود و آرایشی نو برای استون‌هنج در نظر گرفته شود که به استون‌هنج سوم معروف است.[۷] این‌بار خرسنگ‌هایی عظیم، چندین برابر بزرگتر از سنگ‌های کبود، از مارلبورو استخراج می‌شد.[۷] این سنگ‌ها، که به سارسن[پ] موسومند، در همان معدن برش می‌خوردند و سپس منتقل می‌شدند.[۷] سارسن‌ها به شکل سه‌سنگ (سازه‌ای که از دو سنگ عمودی فرورفته در زمین (ستون) و یک سنگ افقی قرار گرفته بر روی آن دو (تیر) تشکیل شده) در حلقه‌ای از گودال‌ها نظم می‌گرفتند و برای مقاوم کردنشان روی آن‌ها دایره‌ای جای می‌گرفت تا یک تاج بسته در ارتفاع شش متری از سطح زمین شکل بگیرد.[۷] تیرهای سه‌سنگ‌ها نیز با اتصال کام و زبانه به یکدیگر محکم می‌شدند.[۱۳] تصویری که امروزه از استون‌هنج وجود دارد بازماندهٔ همین سه‌سنگ‌های سارسنی است.[۱۱] ازین رو سازهٔ استون‌هنج کم‌وبیش معاصر پایان دوران اهرام‌ها در مصر و شهر اور در میانرودان است.[۲]

نقشه نهایی با یک مجموعهٔ نعلی شکل داخل دایره تکمیل می‌شود که از پنج سه‌سنگ جدا از هم تشکیل شده‌است.[۷] مجموعه نعلی شکل به سوی کورسوس و مسیر مقدس طلوع آفتاب در انقلاب تابستانی قرار می‌گرفت.[۷] سنگ‌های کبودی که قرن‌ها پیش به استون‌هنج منتقل شده بودند بین دایرهٔ داخلی و مجموعهٔ نعلی شکل قرار گرفتند.[۱۳]

کسی نمی‌داند که آیا کار بر روی این یادمان سنگی یه پایان رسید یا خیر. سنگ سارسن ۲ برای نگه داشتن تیر زیادی کوچک است و ازین‌رو برخی باستان‌شناسان بر این باورند که با تمام شدن سنگ‌های بزرگ، کار بر روی استون‌هنج ناتمام مانده.[۱۴] اگر کار بر روی استون‌هنج تمام شده‌باشد، یادمان شامل سی سنگ سارسن ایستاده بوده که در فواصل یکسان چیده‌شده‌اند، به جز سنگ ۱ و سنگ ۳۰ که فاصله‌ای بیشتر داشته‌اند تا بر ورودی شمال‌شرقی تأکید شود.[۱۴] تیرها سه‌سنگ‌ها با کام‌وزبانه و تیرهای اضافی به یکدیگر متصل می‌شدند تا تشکیل حلقه‌ای پیوسته بدهند.[۱۴] این تکنیک‌ها تکنیک‌های ساخت‌وساز چوبی هستند، و به گفتهٔ رزمری هیل: «استون‌هنج سازه‌ای چوبی است که با سنگ ساخته شده.»[۱۴] فرانک چینگ نیز روند ساخت حلقهٔ سارسنی استون‌هنج را «نجاری با سنگ» می‌داند.[۱۵]

توسعه پس از استون‌هنج سه (۲۲۸۰ تا ۱۵۲۰ ق. م)[ویرایش]

نقشه استون‌هنج
راهنما:
۱- سنگ‌های نیایش‌گاه
۲ و ۳- گورپشته بدون قبر
۴- سنگ قربانی افتاده، ۴٫۹ متر طول
۵-سنگ هیل
۶- دو تا از چهار سنگ گوشهٔ باقیمانده
۷-خندق
۸-کرانه داخلی
۹-کرانه خارجی
۱۰-مسیر دسترسی، حدود سه کیلومتر از دو ردیف موازی خندق
۱۱-حلقه‌ای از ۳۰ گودال، مربوط به گودال‌های Y
۱۲- حلقه‌ای از ۲۹ گودال، معروف به گودال‌های Z
۱۳- حلقه‌ای از ۵۶ گودال، معروف به گودال‌های آبری
۱۴-ورودی کوچک جنوبی

در نهایت آخرین تغییرات انجام شده در استون‌هنج قرن‌ها بعد در حدود ۰۱۵۰۰ ۱۵۰۰ (پ.م) با حفر دو حلقه از گودال‌ها (معروف به حلقه‌های Y و Z) انجام شد. در این گودال‌ها هرگز ستونی گذارده نشده و اثری از خاکستر هم در آن‌ها یافت نمی‌شود.[۱۶] هدف از حفر این گودال‌ها نیز معلوم نیست.[۱۳] به نظر می‌رسد پس از این تاریخ دیگر ساخت‌وسازی در استون‌هنج صورت نگرفته‌باشد.[۱۶]

پس از ۱۵۲۰ ق.م.[ویرایش]

معلوم نیست که چه‌مدت پس از ساخت حلقه‌های Y و Z از استون‌هنج استفاده می‌شده‌است، ولی حدس زده می‌شود که زمانی کوتاه بوده‌باشد. به‌نظر می‌رسد در اثر تغییر اقلیم و سرد شدن آب‌وهوا، فرهنگ سازندهٔ استون‌هنج به جامعه‌ای روستانشین تنزل یافته باشد که توان ادامه دادن دستاوردهای معمارانهٔ پیشینیان خود را نداشته.[۱۵] در این زمان دوران نوسنگی جای خود را به عصر برنز می‌دهد و آیین‌های اجتماعی که دو هزار سال بر زندگی افراد حکمران بودند از هم فرو می‌پاشند.[۱۷] فرهنگ دروئیدی که بعدها جایگزین سازندگان استون‌هنج شد نیز اثر قابل‌توجهی از خودش بر جای نگذارده‌است.[۱۵] تاریخ استون‌هنج پس از این زمان تا ۳۶۰۰ سال بعد، که بازسازی استون‌هنج آغاز شد، سرشار از بی‌توجهی و ویرانی است. سنگ‌ها می‌افتادند یا برده می‌شدند؛ جاده‌ها، حیوانات، و کشاورزان هر یک به نوبهٔ خود به این یادمان آسیب رسانده‌اند.[۱۷]

استون‌هنجی که امروزه پذیرای گردشگران است تا حد زیادی محصول بازسازی آن در قرن بیستم است. تنها هفت سنگ از ۲۵ سنگ که امروز ایستاده‌اند خود مانده‌اند.[۱۸] سنگ ۶۰ کاملاً با بتن پر شده و تعداد زیادی از دیگر سنگ‌های هم با بتن قرن‌بیستمی ترمیم شده‌اند.[۱۸] از تیرها نیز فقط دو عدد در جای خود مانده‌اند.[۱۸] آخرین بازسازی‌ها در استون‌هنج سال ۱۹۶۴ میلادی انجام شد و از آن زمان سنگ‌های آن دیگر جابجا نشده‌اند.[۱۸]

کاربرد استون‌هنج[ویرایش]

کاربرد استون‌هنج برای قرن‌ها مورد مناقشهٔ باستان‌شناسان، عتیقه‌شناسان، معماران، شاعران، و دانشمندان بوده‌است و هرچندوقت نظریاتی نو ارائه داده می‌شوند.[۱۵] در این یادمان که در طول هزار سال ساخته شده نشان‌هایی از دفن مردگان پیدا شده‌است، ولی به احتمال قوی این کارکرد اصلی استون‌هنج نبوده‌است. شماری از محققان بر آنند که استون‌هنج بر اساس دستورهای نجومی ساخته شده و اهداف مذهبی داشته‌است.[۱۹] بنابر این نظریه، ۵۶ گودال حلقه آبری مرتبط است با ۵۶ روز اختلاف بین هر پنج سال قمری با پنج سال شمسی، یا ۵۹ گودال حلقه‌های Y و Z با تعداد روزها در دو ماه قمری مرتبط است، یا ۱۹ سنگ کبود در اطراف مجموعهٔ نعل اسبی شکل با ۱۹ سال دوره متونی مرتبط است و قس علی هذا.[۲۰] ازین‌رو جرالد هاوکینگ، ستاره‌شناس آمریکایی، استون‌هنج را «کامپیوتر دورهٔ نوسنگی» می‌داند.[۲۰] با این حال به عقیده کوستوف معنای اصلی استون‌هنج در آیین‌های مذهبی و تجلیل رویدادهای آسمانی نهفته‌است و نه در گاهشماری.[۲۱] به گفتهٔ او پیچیدگی جزئیات این سازه که در طی هزاران سال شکل گرفته نمی‌تواند تنها برای سازمان دادن به مسائل پیش پا افتاده و روزمره باشد.[۲۱] استون‌هنج نشانی است از ارادهٔ تمدن ساز جوامع انسانی[۲۱] و نشان‌گر همبستگی آن‌ها برای انجام اعمال بزرگ.[۲۱] به گفته کوستوف این نمونه کاملی است از آنچه که مکان عمومی تصویر می‌کند: محیطی برای آیین‌هایی که هر کاربر را به چیزی بیشتر از خود او و زندگی روزانه‌اش متصل می‌کند و به او حس تعلق به چیزی می‌بخشد.[۲۱]

در دسامبر سال ۲۰۰۶ روزنامهٔ گاردین مقاله‌ای با عنوان نه معبد و نه تقویم: استون‌هنج بیمارستان بوده‌است منتشر کرد و در آن با عنایت به یافته‌های تیموتی دارویل و جفری وین‌رایت کارکرد اصلی استون‌هنج را در شفابخشی افسانه‌ای سنگ‌های کبود و امید به درمان دردها و به تعویق انداختن مرگ می‌داند.[۲۲]

تاریخ نوین استون‌هنج[ویرایش]

استون‌هنج در قرون وسطی[ویرایش]

یکی از اولین تصاویر کشیده‌شده از استون‌هنج، از کتاب «سرگذشت جهان» نگاشتهٔ سال ۱۴۴۱ میلادی. تصویر چهار سه‌سنگ ایستاده را نمایش می‌دهد و به‌وضوح به ساختار کام‌وزبانه‌ای آن‌ها اشاره دارد.

به‌دنبال مسکوت شدن ساخت‌وساز استون‌هنج در حدود ۰۱۶۰۰ ۱۶۰۰ (پ.م)، برای بیش از دو هزار سال سکوت بر آن حاکم شد. پیشاتاریخ جای خود را به تاریخ داد بی‌آنکه پیشینه‌ای از استون‌هنج ثبت شود. هیچ‌یک از وقایع‌نگاران روم باستان از استون‌هنج نام نبرده‌اند.[۲۳] در آثار قرون وسطای آغازین نیز اثری از استون‌هنج نیست. تنها پس از حمله نرمن‌ها به انگلستان است که یادی از این اثر می‌شود. هنری هانتینگدون در تاریخ انگلستان (نگاشتهٔ ۱۱۳۰ میلادی) به استون‌هنج اشاره‌ای می‌کند و آن را از شگفتی‌های آن کشور می‌داند.[۲۳] در این روزگار دو روایت مرتبط با استون‌هنج نقل می‌شود. یکی داستان بروتوس تروایی از پسران انئید است که می‌گفتند «بریتانیا» از نام او گرفته شده، و دیگری داستان یوسف الرامی که در افسانه‌های قرون وسطی جام مقدس را پس از رستاخیز مسیح به انگلستان می‌آورد و اولین کلیسای مسیحی جزیره را در گلاستونبوری پی می‌ریزد.[۲۳]

در تاریخچه پادشاهان بریتانیا، اثر شبه‌تاریخی جفری مانموث (نگاشتهٔ ۱۱۳۶ میلادی) و منبع اصلی افسانه‌های شاه آرتور و شاه لیر، آمبروس اورلیوس با کمک جادوی مرلین استون‌هنج را به یادمان بریتانیایی‌هایی می‌سازد که هنگیست ساکسونی خیانت‌پیشه به قتل رسانده‌بود و بعدها آرامگاه اوتر پندراگون (پدر شاه آرتور) می‌شود. جفری مانموث ادعا می‌کند «دوستی» برای او «کتاب بریتانیایی بسیار کهن» ی را فراهم کرده و او در نوشتن اثرش بر آن اتکا کرده‌است.[۲۴] اثری از این کتاب در اسناد تاریخی نیست. ویلیام نیوبرگ هم در سال ۱۱۹۰ میلادی در مورد جفری می‌نویسد «هر چیز که این مرد نوشته دروغ است.»[ت][۲۶] بااین‌حال روایت تاریخچه پادشاهان بریتانیا را دیگران نیز تکرار کردند و تا برآمدن رنسانس و احیای مطالعات کلاسیک در اواخر قرن پانزدهم محبوب ماند.[۲۷]

جونز، چارلتون، اوبری[ویرایش]

تصویرسازی از «سوزاندن مجسمهٔ مرد ویکر» توسط دروئیدها، از «مصور عتیقه‌های بریتانیایی» اثر آیلت سمز (۱۶۷۶)

در جریان اصلاحات پروتستانی، قطعهٔ زمین حریم استون‌هنج به تصرف مالک خصوصی درآمد و تا سدهٔ بیستم میلادی ملک شخصی ماند.[۲۸] همزمان عتیقه‌شناسان، که خود زادهٔ اصلاحات پروتستانی بودند، به نخستین پژوهش‌های جدی در استون‌هنج مبادرت کردند.[۲۸] جیمز یکم، پادشاه انگلستان، که خود را مطلع از دستاوردها علمی روز می‌دانست، اولین کاوش باستان‌شناسی در استون‌هنج را انجام داد. جیمز پس از بازدید از استون‌هنج در سال ۱۶۲۰، تلاش کرد قطعهٔ زمین حریم آن را بخرد، ولی مالک حاضر به فروش نشد.[۲۸] جرج باکینگهام، درباری محبوب جیمز، که خود جویای گنج بود، به دستور جیمز گودالی بزرگ در میانهٔ استون‌هنج حفاری کرد و از آن اشیایی خارج کرد که امروزه مفقودند. به گفتهٔ جان اوبری حفاری‌های جرج در استون‌هنج موجب کج شدن سنگ پنجاه و ششم شد.[۲۸] پس از اتمام کاوش جرج باکینگهام، جیمز به معمار و نقشه‌بردار سلطنتی‌اش اینیگو جونز فرمان داد که گزارشی در مورد استون‌هنج بنویسد. جونز در گزارشش، که با عنوان «بازیابی استون‌هنج»[ث] در سال ۱۶۵۵ و پس از مرگش منتشر شد، بر این باور است که استون‌هنج را رومی‌ها ساخته‌اند.[۲۸] جونز، که شیفتهٔ شیوه‌های معماران ایتالیایی و تحت‌تاثیر نوشتهٔ معمار رومی ویتروویوس بود، باور داشت تنها تمدنی که توان برپا کردن چنین سازه‌ای را دارد تمدن رومی است.[۲۹]

گزارش جونز موجب شد عتیقه‌شناسانی چون والتر چارلتون و جان اوبری تلاش کنند تا نظریات او را ابطال نمایند. والتر چارلتون پزشک سلطنتی چارلز یکم انگلستان بود و پس از اعدام او در جریان جنگ‌های داخلی انگلستان به خدمت شاه در تبعید چارلز دوم درآمد. چارلتون در تلاش برای همراه چارلز بود و در گریز پس از شکست در نبرد ووستر، که ناامیدترین روزگار چارلز بود، به همراه او در استون‌هنج توقف کرد.[۳۰] پس از بازگردانی پادشاهی انگلستان چارلتون کار بر روی رساله‌ای در پاسخ به گزارش جونز را آغاز کرد و در سال ۱۶۶۳ آن را با عنوان «رقصاک غول‌آسا، یا، مشهورترین عتیقهٔ بریتانیای کبیر، که عوام آن را استون-هنج می‌خوانند…»[ج] منتشر کرد.[۳۰] چارلتون در این رساله بر آن است که استون‌هنج را دانمارکی‌ها به‌عنوان مکانی برای انتخاب و تاج‌گذاری پادشاهشان ساخته‌اند. شاهد او در این ادعا مقایسه‌اش با حلقه‌های سنگی در دانمارک بود که دوست عتیقه‌شناسش اوله ورم مستند کرده‌بود.[۳۲] به اعتقاد رزمری هیل، نظریهٔ چارلتون در مورد استون‌هنج از شرایط زمانی بازگردانی پادشاهی انگلستان برگرفته است و حاوی پیامی مبنی بر حق الهی پادشاهان و همچنین رضایت حکومت‌شوندگان برای شاه جدید، چارلز دوم، است.[۳۲] جان درایدن، ملک‌الشعرای انگلستان، نیز شعری به عنوان پیشگفتار بر رسالهٔ چارلتون نوشت.[۳۰]

همان سال جان وب، شاگرد اینیگو جونز، در واکنش به رسالهٔ والتر چارلتون کتابی با عنوان «در دفاع از بازیابی استون‌هنج»[چ] نوشت. این کتاب جان اوبری، دوست عتیقه‌شناس چارلتون، را برانگیخت تا خود دست به پژوهش در مورد استون‌هنج بزند و در جریان آن پژوهش نظریات چارلتون را نفی کند.[۱۲] اوبری، که خود بومی ویلتشر بود، برخلاف چارلتون به گزارش‌ها و نوشته‌ها بسنده نمی‌کرد و خود از نزدیک آثار باستانی را مورد مطالعه قرار می‌داد. اوبری را «اولین باستان‌شناس» می‌دانند.[۱۲] در ژانویه ۱۶۴۹، اوبری در جریان شکار، ایوبری را کشف کرد. در سال‌های آتی اوبری آثار سنگی دیگری در سراسر بریتانیا یافت و آن‌ها را با استون‌هنج مرتبط دانست. اوبری یافته‌هایش را در سال ۱۶۶۵ «یادمان‌های بریتانیایی»[ح] به ثبت رساند. وی در این کتاب با نمایش یادمان‌های باستانی سنگی در سراسر جزایر بریتانیا نشان داد که استون‌هنج اثری یگانه نیست. به گفتهٔ او:

قلمرو رومی‌ها هیچ‌گاه به ایرلند و اسکاتلند نرسید، پس مجموع این آثار را رومی‌ها نساخته‌اند. قلمرو دانمارکی‌ها هرگز به ولز نرسید، پس دانمارک‌های آن‌ها را نساخته‌اند. این یادمان‌ها همه یک شیوه از زبره‌کاری را در خود دارند؛ بنابراین به نظر من آنها را بریتانیایی‌ها ساخته‌اند، و معابد دروئید‌ها بوده‌اند.

— یادمان‌های بریتانیایی[۳۳]

اوبری از کارکرد استون‌هنج مطمئن نبود. دروئیدها پیشه‌ورانی والاتبار در میان اقوام سلت بودند و در یادداشت‌های ژولیوس سزار به آن‌ها اشاره شده. بررسی‌های مؤخر عمر استون‌هنج را دو هزار سال قدیمی‌تر از دروئیدها تعیین می‌کنند و هر گونه مناسبت بین دروئیدها و استون‌هنج را رد می‌کنند،[۳۴] ولی اوبری اولین کسی بود که گفت استون‌هنج سازه‌ای بریتانیایی و مربوط به دوره‌ایست که بعدها پیشاتاریخ خوانده شد.[۳۵] اوبری در سال ۱۶۶۵ از طریق چارلتون «یادمان‌های بریتانیایی» را به چارلز دوم تقدیم کرد. چارلز اثر را پسندید و اوبری را تشویق کرد که هرچه‌سریع‌تر آن را چاپ کند. بااین‌حال اوبری آنرا آمادهٔ چاپ نمی‌دانست و تا زمان مرگش ۱۶۹۷ آنرا ویرایش کرد و مطالبی به آن افزود.[۳۵] یادمان‌های بریتانیایی تا سال ۱۹۸۲ میلادی به چاپ نرسید.[۳۵]

بااین‌همه تصور اوبری در مورد دروئیدی بودن استون‌هنج با انتشار «مصور عتیقه‌های بریتانیایی»[خ] اثر آیلت سمز در سال ۱۶۷۶ مشهور شد.[۳۶] روایت سمز از دروئیدها به‌شدت آمیخته با اسطوره‌ها و خرافات بود و تصویری جادویی و هیجان‌انگیز از دروئیدها ساخت که تابه‌امروز ادامه دارد.[۳۶] تامس تنر نیز در نسخهٔ ۱۶۹۵ تاریخ بریتانیکای ویلیام کامدن با ترکیب نظریات اوبری و جونز، استون‌هنج را اثری دروئیدی—رومی می‌داند.[۳۷]

استاکلی و کانینگتون[ویرایش]

طرح ویلیام استاکلی از استون‌هنج در اوت ۱۷۲۲[۳۸]
پلاکی در کتاب تاریخ باستانی ویلتشر اثر ویلیام کانینگتونِ و سِر ریچارد هور که چهار نظریهٔ معروف در مورد استون‌هنج در آن زمان را بررسی می‌کند.

خواندن اثر منتشرنشدهٔ اوبری، استاکلی را به پژوهش و کاوش در استون‌هنج برانگیخت.[۳۹] پژوهش‌های ویلیام استاکلی نقش مهمی در شناخت استون‌هنج و وضع پیشاتاریخی آن نمود.[۴۰] آثار او هنوز مورد رجوع باستان‌شناسان است.[۴۰] نتیجهٔ کاوش‌های پنج سالهٔ او در مورد استون‌هنج در نهایت در ۱۷۴۰ در کتاب استون‌هنج منتشر شد.[۴۱] انتشار آن استون‌هنج را به موضوع بررسی موضوعی محبوب در پژوهش‌های علمی تبدیل کرد و در مقصد گردشگران قرار داد.[۴۲] فروش راهنماهای سفر به استون‌هنج با چاپ استون‌هنج استاکلی رونق گرفت.[۴۳] استاکلی در حلقه‌های علمی زمان فرد بانفوذی بود و اولین کسی بود که استون‌هنج را با روش علمی مورد مطالعه قرار داد.[د][۴۱] و نظریه‌ای جامع در مرود آن ارائه داد.[۴۴] مانند چارلتون و اوبری، استاکلی مشتاق بود تا نظریهٔ جونز مبنی بر رومی بود استون‌هنج را رد کند. به گفتهٔ او از آنجا که ابعاد سنگ‌های استون‌هنج مضرب صحیحی از واحدهای اندازه‌گیری رومی نیست، استون‌هنج نمی‌تواند سازه‌ای رومی باشد.[۴۵] استاکلی کشف کرد که ابعاد استون‌هنج مضرب واحدی معادل حدوداً ۲۰٫۸ اینچ انگلیسی (۵۳٫۶ سانتی‌متر) است. او نام این واحد را «ذرع دروئیدی»[ذ] گذاشت.[۴۵] او همچنین نام تریلیتان (سه‌سنگ) را بر سازه‌های استون‌هنج گذارد و مسیرهای خاکی بیرون دایره سنگی را (که به باور او میدان مسابقه بودند) کشف کرد و کورسوس نام نهاد.[۴۵] نقشه‌ای که استاکلی از استون‌هنج و بستر آن برداشت تا دههٔ ۱۸۹۰ دقیق‌ترین نقشه ازین اثر ماند.[۴۵]

در سال ۱۷۴۷، هفت سال پس از چاپ استون‌هنج استاکلی، جان وودِ معمار کتابی با عنوان سرود گاوهای وحشی، عواماً مدعو به استون‌هنج، در دشت سالزبری: تعریف، بازیابی، و توضیح.[ر] منتشر کرد و در آن با نقشه‌هایی دقیق اجزای استون‌هنج را مورد بررسی قرار داد.[۴۶] از آنجا که بین وود و استاکلی خصومتی برقرار بود، استاکلی شدیداً کتاب وود را مورد نقد و حمله قرار داد و وود را متهم به دزدی ادبی از کتاب خودش کرد. ازین رو کتاب وود از سوی عتیقه‌شناسان و باستان‌شناسان نادیده گرفته شد و تابه‌امروز تجدید چاپ نشده‌است.[۴۷]

در سوم ژانویهٔ ۱۷۹۷، تصادف دو گاری در فاصله‌ای اندک از استون‌هنج باعث شد اسب گاری‌کشی رم کند، سه‌سنگ غربی را به زمین بیفکند، و تیر آن را بشکاند (سه‌سنگ مذکور تا یک قرن بعد به همان حال باقی ماند).[۴۸] ویلیام کانینگتونِ، عتیقه‌شناس و تاجر پارچه‌ای که در فاصلهٔ ده مایلی استون‌هنج می‌زیست، زیر سه‌سنگ مسقوط را بررسی کرد و یافته‌هایش را در رساله‌ای با عنوانگزارش گورپشتهٔ بازشده در ویلتشر [ز] منتشر کرد. رسالهٔ کانینگتون توجه سِر ریچارد هور را به خود جلب کرد. با پشتیبانی مالی هور، کانینگتون دست به پژوهشی گسترده و روش‌مندانه در استون‌هنج و محوطه‌های اطراف زد و نتایجش را بین سال‌های ۱۸۱۰ تا ۱۸۱۲ در کتاب تاریخ باستانی ویلتشر[ژ] به چاپ رساند.[۴۹] این اثر نیز بر دروئیدی بودن استون‌هنج تأکید داشت.

با شروع جنگ‌های ناپلئونی در اوایل قرن نوزدهم، آمدوشدِ بریتانیایی‌ها به اروپای قاره‌ای محدود شد و ازین‌رو ایشان نظرشان را به آثار تاریخی و جاذبه‌های گردشگری خود گرداندند.[۵۰] در این زمان، پس از دویست سال کاوش عتیقه‌شناسان، رابطه‌ای جداناپذیر بین استون‌هنج و دروئیدها در ذهن هر بریتانیایی تحصیل‌کرده‌ای شکل گرفته بود.[۵۰]

رمانتیک‌ها[ویرایش]

گراوری از نقاش رمانتیک انگلیسی ویلیام ترنر که استون‌هنج را در طوفان نشان می‌دهد. چوپان در جلوزمینهٔ اثر مرده و گله رها شده‌است. رمانتیک‌ها به استون‌هنج با خوف و واهمه نگاه می‌کردند.
در شعر بلند ویلیام بلیک اورشلیم، استون هنج حضوری قدرتمند، مرده، و شیطانی دارد.

در زمان اوج جنبش رمانتیسم، استون‌هنج (که تا آن زمان نامش با نام دروئیدها گره خورده بود) جایگاه ویژه‌ای در ذهن نویسندگان و هنرمندان داشت.[۵۱]

در اوت ۱۷۹۳ و با اعلان جنگ بریتانیا به فرانسه، شاعر بنام انگلیسی ویلیام وردزورث، که هوادار فرانسهٔ انقلابی بود و از اقدامات ضدلیبرال دولت ویلیام پیت جوان‌تر سرخورده شده بود به دشت سالزبری نقل مکان کرد.[۵۱] وردزورث شعر مشهورش با عنوان شبی در دشت سالزبری[س] را سرود. این شعر روایتگری زنی است که همسرش در جنگ مرده و کودکانش از گرسنگی. مدتی بعد نیز وردزورث منظومهٔ بلندتری سرود با عنوان ماجراهای دشت سالزبری.[ش] در هر دو اثر استون‌هنج زمینهٔ مهیب و مخوف روایت شعری را شکل می‌دهد.[۵۲]


استون‌هنج در جهان معاصر[ویرایش]

امروزه استون‌هنج یکی از شناخته‌شده‌ترین سازه‌های پیشاتاریخی جهان[۵۳] و پذیرای سالانه بیش از یک میلیون گردشگر است.[۳۴] هزاران نفر در بیست‌ویکم ژوئن (سی‌ویکم خردادماه) هر سال در استون‌هنج گرد هم می‌آیند تا انقلاب تابستانی یا طولانی‌ترین روز سال را جشن بگیرند.[۵۴] برگزاری این آیین، که پیشینه‌ای بیش از یک قرن دارد، در سال ۱۹۸۵ پس از درگیری خشونت‌بار برگزارکنندگان فستیوال آزاد استون‌هنج با پلیس ویلتشر (موسوم به نبرد بینفیلد) ممنوع و از سال ۲۰۰۰ از سر گرفته شد.[۳۴] در سال ۲۰۱۴ حدود ۳۷٬۰۰۰ نفر در این رویداد حضور یافتند.[۵۵] همچنین دروئیدگرایان، پیروان معنویتی منسوب به پگانیسم مدرن که در سال ۱۷۸۱ بنیان شده‌است، مدعیند که استون‌هنج پرستشگاه آنهاست؛ بااین‌حال مناسبتی بین دروئیدهای اصلی و استون‌هنج محقق نشده.[۳۴]

در سال ۱۹۸۶، یونسکو استون‌هنج و محوطهٔ اطرافش را در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت کرد. امروزه استون‌هنج در مالکیت تاج‌وتخت بریتانیا است و مدیریت آن را مؤسسهٔ میراث انگلستان بر عهده دارد. مالکیت محوطه‌های اطراف استون‌هنج نیز بر عهدهٔ مؤسسهٔ نشنال تراست است.[۵۶][۵۷]

در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ دو حلقه از گودال‌های دیگر، یکی در دو مایلی (۳٬۲ کیلومتری) شمال‌غربی سایت و دیگری در مجاورت شمال‌غربی آن کشف شدند. تاریخ ساخت آن‌ها و اینکه آیا صرفاً گودال بوده‌اند یا اینکه در آن‌ها سنگ قرار داشته معلوم نیست.[۳۴]

در دسامبر ۲۰۱۵، باستان‌شناسان از کشف دو معدن سنگ در تپه‌های پرسلی در ۱۴۰ مایلی (۲۲۵ کیلومتری) استون‌هنج خبر دادند که سنگ کبود استفاده شده در حلقه داخلی استون‌هنج از آن‌ها استخراج شده‌است. تاریخ‌گذاری رادیوکربن پوسته‌های فندق و زغال‌های بازمانده از کارگران در این معدن‌ها نشان می‌دهد که سنگ‌ها حدود ۵۰۰ سال پیش از برپایی استون‌هنج استخراج شده‌اند. باستان‌شناسان بر این گمانند که سنگ‌های کبود جزء سازه‌ای متقدم بوده‌اند که برچیده شده و مصالح آن برای ساخت استون‌هنج به کار رفته‌است.[۳۴]

کاوش‌ها و پژوهش‌ها[ویرایش]

نقشهٔ بازسازی شده دایرهٔ داخلی استون‌هنج توسط دکتر استاکلی در دهه ۱۸۴۰. سنگ‌های سایه‌خورده در زمان تهیه کردن نقشه سر پا بوده‌اند.

استون‌هنج شناخته‌شده‌ترین اثر دورهٔ نوسنگی است.[۵۸] بااین‌حال پس از قرن‌ها مطالعه و نظریه‌پردازی، دانش قطعی در مورد چیستی این سازه و چرایی ساختش در دست نیست،[۶] در سال ۱۶۹۵ ادموند گیبسون گلایه می‌کرد که استون‌هنج «چنان یگانه است و چنان در تاریخ مجهول که هر کس در موردش نظریه‌ای می‌دهد.»[۵۹]

در اوایل قرن هفدهم، معمار انگلیسی اینیگو جونز بر آن بود که استون‌هنج سازه‌ای رومی است.[۶۰] و آن را جلوه‌ای ایده‌آل و افلاطونی از معماری می‌دانست.[۶۱]

عتیقه‌شناس انگلیسی جان اوبری در قرن هفدهم و باستان‌شناس هم‌وطنش ویلیام استاکلی در قرن هجدهم هر دو بر این باور بودند که استون‌هنج معبدی مربوط به دروئید‌ها است که پیشه‌ورانی والاتبار در میان اقوام سلت بودند و در یادداشت‌های ژولیوس سزار به آن‌ها اشاره شده. بررسی‌های مؤخر عمر استون‌هنج را دو هزار سال قدیمی‌تر از دروئیدها تعیین می‌کنند و این نظریه را غلط می‌دانند.[۳۴]

در سال ۱۹۶۳، ستاره‌شناس آمریکایی جرالد هاوکینگ چنین نظر داد که استون‌هنج یک رصدخانه و تقویم پیچیده برای پیش‌بینی خسوف و کسوف بوده‌است.[۳۴] تفسیرهای ستاره‌شناسی استون‌هنج با وجود بی‌دقتی‌هایی که دارد هنوز هم محبوب مانده‌اند. بسیاری از محققین حدس می‌زنند افرادی که استون‌هنج و جاهای دیگر را ساخته‌اند دانسته‌های ریاضی را که برای پیش‌گویی بسیاری از وقایعی که در نظریه جرالد هاوکینگ موجوداست بدست آورده بودند.

در سال ۱۹۷۳ باستان‌شناس انگلیسی کالین رنفرو این فرضیه را ارائه کرد که استون‌هنج مرکز کنفدراسیونی از جوامع خان‌سالار عصر برنزی بوده.[۳۴] گرچه دیگر باستان‌شناسان بر آنند که این محوطه نقطهٔ تقاطع مرزهای پیشاتاریخی بوده و قبایلی که در هزاره‌های سوم و چهارم پیش‌ازمیلاد در پایین‌دست‌های غربی و شرقی آن می‌زیسته‌اند آن را به عنوان مکان گردهمایی فصلی به‌کار می‌گرفتند.[۳۴]

در سال ۲۰۰۸ باستان‌شناسان بریتانیایی تیموتی دارویل و جفری وین‌رایت بر اساس شواهد یافته‌شده از قبر کمانگیر آمسبوری، اسکلتی با آسیب‌دیدگی زانو که در سه مایلی (پنج کیلومتری) استون‌هنج کشف شد، اظهار کردند که استون‌هنج در پیشاتاریخ به عنوان مکانی برای شفاء به‌کار می‌رفته‌است. بااین‌حال تحلیل بازمانده‌های انسانی در اطرافی یادمان تفاوتی بین سلامت ساکنان اطراف استون‌هنج و دیگر نقاط بریتانیا نشان نمی‌دهد.[۳۴]

استون‌هنجی که امروزه دیده می‌شود ناقص است، و بسیاری از سنگ‌های کبود و سنگ‌های سارسن آن را، احتمالاً در دوره‌های رومی و قرون وسطایی بریتانیا شکسته یا برده‌اند.[۳۴] محوطهٔ یادمان نیز با بردن سنگ‌ها و کاوش (به اشکال و اهداف مختلف) به‌شدت آسیب دیده‌است.[۳۴] در سال ۱۶۲۰، جرج باکینگهام که جویای گنج بود حفره‌ای عمیق و بزرگ در یکی از گودال‌های سنگ حفر کرد.[۳۴] یک قرن بعد ویلیام استاکلی نقشه‌ای کلی از استون‌هنج و یادمان‌های اطراف آن برداشت، ولی نخستین نقشهٔ دقیق استون‌هنج را فلندرز پتری بین سال‌های ۱۸۷۴ تا ۱۸۷۷ ترسیم کرد.[۳۴] در سال ۱۸۷۷ چارلز داروین دو گودال در استون‌هنج کند تا قابلیت‌های حرکتی کرم‌های خاکی را آزمایش کند.[۳۴] اولین کاوش علمی در محوطهٔ استون‌هنج را ویلیام گولند در سال ۱۹۰۱ انجام داد. تقریباً نصف استون‌هنج را (بیشتر در سمت شرقی آن) را ویلیام هاولی بین سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۶ و ریچارد اتکلینسون بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۸ انجام دادند. البته یافته‌های کامل این کاوش‌ها تا سال ۱۹۹۵ منتشر نشد. در آن سال با بهره‌گیری از تاریخ‌گذاری رادیوکربن تاریخ‌نگاری استون‌هنج به‌شکل گسترده‌ای مورد بازبینی قرار گرفت.[۳۴]

بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ پژوهشی عظیم موسوم به پروژه استون‌هنج ریورساید موجب بازبینی بیشتر در بستر و روند توسعهٔ استون‌هنج شد.[۳۴] کاوش‌های تیموتی دارویل و جفری وین‌رایت در سال ۲۰۰۸ نیز با اینکه در مقیاسی کوچک‌تر صورت گرفت پیامدهای مهمی در مطالعهٔ استون‌هنج داشت.[۳۴]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. Heel Stone، محققان از وجه تسمیهٔ سنگ هیل مطمئن نیستند، ولی برخی آن را با کلمه hell انگلیسی (جهنم) مرتبط می‌دانند.[۹]
  2. نام کورسوس را ویلیام استاکلی برگزید. استاکلی بر این باور بود که کورسوس‌ها میدان مسابقه بوده‌اند.
  3. Sarsen، در مورد ریشهٔ واژهٔ سارسن اجماعی وجود ندارد. اوبری آن را از ریشهٔ آنگوساکسون sar-stan به معنی «سنگ مزاحم» می‌داند. برخی پژوهشگران نیز نیز آنرا مشتق از کلمهٔ سارازن (به معنی شرقی) یا کلمهٔ عربی سارق می‌دانند.[۱۲]
  4. everything this man wrote … was made up[۲۵]
  5. Stone-Heng Restored
  6. Chorea gigantum,, or,, The most famous antiquity of Great-Britain, vulgarly called Stone-Heng, standing on Salisbury Plain, restored to the Danes; / by Walter Charleton, Dr. in Physic, and physician in ordinary to His Majesty.[۳۱]
  7. Vindication of Stone-Heng Restored
  8. Monumenta Britannica
  9. Britannia Antiqua Illustrata
  10. دوست استاکلی آیزاک نیوتن بر این باور بود که استون‌هنج «معبدی برای اولین دین جهان» بوده‌است.
  11. Druid's cubit
  12. Choir Gaure, Vulgarly Called Stonehenge, on Salisbury Plain: Described, Restored, and Explained
  13. Account of tumuli opened in Wiltshire
  14. Ancient History of Wiltshire
  15. A Night on Salisbury Plain
  16. Adventures on Salisbury Plain

پانویس[ویرایش]

  1. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h6 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ (Ching، Jarzombek و Prakash 2011، 46)‏ خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «ching46» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «استون‌هنج، بنایی که رازهایش تمامی ندارد». BBC Persian. ۲۰۱۷-۰۷-۲۹. بازبینی‌شده در ۲۰۱۸-۰۳-۱۸. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h11 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h7 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h10 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  7. ۷٫۰۰ ۷٫۰۱ ۷٫۰۲ ۷٫۰۳ ۷٫۰۴ ۷٫۰۵ ۷٫۰۶ ۷٫۰۷ ۷٫۰۸ ۷٫۰۹ ۷٫۱۰ ۷٫۱۱ ۷٫۱۲ ۷٫۱۳ ۷٫۱۴ ۷٫۱۵ ۷٫۱۶ ۷٫۱۷ ۷٫۱۸ ۷٫۱۹ (Kostof 1995، ۳۸) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «k38» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  8. D, J.J.M.B.P. and J.J. McBride. The Man and a Boy: Teach Me to Be. iUniverse, 2009. 168. ISBN ‎978-1-4401-2680-2. Retrieved 2018-05-30. 
  9. Maskelyne, T. Story. “The “Friar's Heel” or “Sun Stone. ””. Nature, no. 1980 (1907-10-10). doi:10.1038/076588b0. ISSN 1476-4687. Retrieved 2018-05-30. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h12 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h13 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h31 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ (Kostof 1995، ۴۰) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «k40» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h14 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام ching47 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h16 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h17 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ ۱۸٫۳ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h19 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  19. (Hawkins 1966) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «mo2» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ (Hawkins 1964) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «hawk» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ ۲۱٫۲ ۲۱٫۳ ۲۱٫۴ (Kostof 1995، ۴۱) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «k41» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  22. Jenkins, Simon. “Simon Jenkins: Not a fortress, or a temple, or a calendar. Stonehenge was a hospital”. the Guardian. 2006-12-01. Retrieved 2018-04-08. 
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ ۲۳٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h21 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  24. دیویس، دیک و سعید هنرمند. «مسئله منابع فردوسی». مجله ایران‌شناسی (تهران)، دهم، ۹۲. 
  25. Lot, F.. The Island of Avalon: Volume 1. Lulu.com, 2015. 62. ISBN ‎978-1-326-28003-1. Retrieved 2018-04-22. 
  26. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h22 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  27. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h25 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ۲۸٫۳ ۲۸٫۴ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h26 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  29. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h62 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h27 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  31. “Chorea gigantum,, or,, The most famous antiquity of Great-Britain, vulgarly called Stone-Heng, standing on Salisbury Plain, restored to the Danes; / by Walter Charleton, Dr. in Physic, and physician in ordinary to His Majesty.”. Princeton University Library Catalog. Retrieved 2018-04-30. 
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h28 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  33. “Monumenta Britannica, or, A miscellany of British antiquities (Book, 1981) [WorldCat.org]”. WorldCat.org. 1999-02-22. Retrieved 2018-05-05. 
  34. ۳۴٫۰۰ ۳۴٫۰۱ ۳۴٫۰۲ ۳۴٫۰۳ ۳۴٫۰۴ ۳۴٫۰۵ ۳۴٫۰۶ ۳۴٫۰۷ ۳۴٫۰۸ ۳۴٫۰۹ ۳۴٫۱۰ ۳۴٫۱۱ ۳۴٫۱۲ ۳۴٫۱۳ ۳۴٫۱۴ ۳۴٫۱۵ ۳۴٫۱۶ ۳۴٫۱۷ ۳۴٫۱۸ “Stonehenge - ancient monument, Wiltshire, England, United Kingdom”. Encyclopedia Britannica. 2018-01-19. Retrieved 2018-03-15. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «brit» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ ۳۵٫۲ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h33 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h34 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  37. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h37 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  38. Stukeley, William (1740). Stonehenge, A Temple Restor'd to the British Druids. London: W. Innys and R. Manby. Retrieved 9 April 2008. 
  39. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h40 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h44 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h45 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  42. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h39 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  43. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h48 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  44. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h47 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ ۴۵٫۲ ۴۵٫۳ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h42 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  46. Wood, J.. Choir Gaure, Vulgarly Called Stonehenge, on Salisbury Plain: Described, Restored, and Explained, in a Letter to the Right Honourable Edward Late Earl of Oxford, and Earl Mortimer. Printed at the Theatre … , and sold by C. Hitch in Pater-Noster-Row ; and S. Birt in Ave-Mary-Lane, London ; by J. Leake in Bath ; and by B. Collins in Salisbury, 1747. Retrieved 2018-05-22. 
  47. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h72 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  48. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h50 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  49. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h51 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  50. ۵۰٫۰ ۵۰٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h57 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h88 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  52. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h93 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  53. “History of Stonehenge”. English Heritage. 2015-08-26. Retrieved 2018-03-15. 
  54. “Summer solstice 2017: Crowds gather at Stonehenge on the longest (and hottest) day of the year”. The Telegraph. 2017-06-21. Retrieved 2018-03-15. 
  55. "Summer solstice celebrated at Stonehenge". BBC News. 21 June 2014. Retrieved 21 January 2015. 
  56. "History of Stonehenge". English Heritage. Retrieved 7 June 2016. The monument remained in private ownership until 1918 when Cecil Chubb, a local man who had purchased Stonehenge from the Atrobus family at an auction three years previously, gave it to the nation. Thereafter, the duty to conserve the monument fell to the state, today a role performed on its behalf by English Heritage. 
  57. "Ancient ceremonial landscape of great archaeological and wildlife interest". Stonehenge Landscape. National Trust. Retrieved 17 December 2007. 
  58. (Kostof 1995، ۳۷) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «k37» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  59. (Hill 2010، ۱)‏ خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «h1» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  60. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h3 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  61. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام h2 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]